منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳

انتفاضه ۱۹۹۱  شیعیان عراق

(انتفاضه شعبانیه)

 

کودتا چیان یکی پس از دیگری زمام امور را در دست می گرفته و در پی تحقق سیاستهای اربابان خود، آسایشی را که مردم عراق تا اندازه ای از آن بهره مند بودند، از میان می بردند. تا اینکه بعثیان با کودتای خود بر علیه عبدالرحمن عارف در سال ۱۹۶۷ میلادی ، زمام امور عراق را به دست گرفتند.


در سه دهه اخیر و در پی به حکومت رسیدن دولت کودتاچیان در عراق، جوانان کم خرد و بی فرهنگ و خشن و به دور از آگاهیهای فرهنگی و اجتماعی و دینی با پشتیبانی نیروهای مسلح ، به قدرت رسیدند.

جامعه عراق تا ترکیبی در هم آمیخته از مذاهب و ملیتها و فرهنگهای گوناگون ، در دریایی از خون و خشم و نا امنی فرورفت.

در این میان شیعیان که بیش از شصت درصد مردم عراق را تشکیل می دادند، بیشترین فشارها و صدمات را از بعثیان تحمل کردند. کودتاچیان خشن ترین شیوه های استالینی را در زدودن فرهنگ اصیل مردم عراق به کار برده و به خیال خود ، قصد آن داشتند که فرهنگ به اصطلاح بعثی را بر آوارها و خرابه های فرهنگ بالنده و اصیل اسلامی بنا کنند.

اما ادامه مبارزات در شمال و جنوب و میانه عراق، نمایانگر ناکامی آنان در زدودن فرهنگ اصیل و ریشه دار ملت مسلمان عراق است .

گرچه می توان اذعان نمود که این مقاومت و پایداری با تقدیم بیش از دو میلیون شهید و آواره همراه بود.

مردم شریف عراق هیچگاه خاطرات دهشتناک قیام سال ۱۹۹۱ میلادی را فراموش نخواهند کرد.

درست پس از شکست سنگین ارتش عراق در جنگ سال ۱۹۹۱ در کویت بود که ماشین جنگی او از کار افتاد. بر اساس قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت کلیه تحرک هواپیماها و حتی بالگردهای ارتش عراق دچار تحریم گردید.در این هنگام مردم سرتاسر عراق موقعیت را غنیمت شمرده و از شمال تا جنوب این کشور علیه رژیم صدام حسین قیام کردند.

در جریان این قیام که در میان ملت عراق به انتفاضه شعبانیه مشهور گردید، کنترل بخش اعظم کشور به دست نیروهای مردمی افتاد و از هجده استان عراق ، چهارده استان سقوط کرد و در این میان تنها استانهای مرکزی شامل استانهای غربی و صلاح الدین و بغداد از آن جدا بوده و سایر استانها همگی از زیر یوغ استبداد صدامی خارج شد.

 این قیام همه گیر بود و شیعیان و سنیان همه در آن سهیم شدند. لیکن با توجه به آزاد شدن مناطق یاد شده که اغلب از ساکنین شیعه مذهب برخوردار بود، قیام یا انتفاضه بیشتر رنگ شیعه گری به خود گرفت . در مدت بسیار کوتاهی ، اکثریت شهرهای مهم عراق از جمله بصره، نجف، کربلا،عماره،کوت و ناصریه و دیوانیه در جنوب و شهرهای مهم و استراتژیک شمال عراق به دست نیروهای مردمی افتاد.

در این مدت که حدود یک ماه بیشتر طول نکشید مردم با تشکیل کمیته های مردمی در زیر نظر کمیته ای نه نفره که از سوی مرجعیت حوزه علمیه نجف اشرف آن هنگام مرحوم آیت الله العظمی خوئی تشکیل شده بود، اداره می شد.

 این کمیته که از برجستگان مردمی و اجتماعی و گاه علمی حوزه انتخاب شده بودند ، هر یک در سویی در امر کارگشایی امور روزمره مردم این شهرها نظارت داشته و سعی داشتند که خونی به ناحق ریخته نشده و ظلمی بر انسانی روا نشود.

اما در این هنگام حادثه ای که رخ داد، تمامی آرزوها را به زیر خاک برد و هیچگاه خاطرات تلخ و تکان دهنده آن ایام از ذهن عراقیها محو نخواهد گردید.

زیرا آنچه که پس از قیام مردم عراق در انتفاضه شعبانیه ۱۹۹۱ به عنوان سیاست سرکوب دائمی و بدوم مرز از سوی صدام حسین به مورد اجرا گذاشته شد به مراتب تلخ تر بود.

حادثه چنین اتفاق افتاد . آمریکاییان پس از قیام مردم عراق متوجه شدند که ناخواسته زمینه های ایجاد حکومتی مردمی و اسلامی در عراق پا گرفته است و چیزی نمانده است که بغداد را نیز در اختیار گیرند.

چیزی که سیاست آمریکاییان و غربیان آن را دنبال نمی کرد. پس تا آن هنگام تمامی فرودگاههای عراق و نقاط حساس جنگی و پادگانها در اختیار و یا در زیر نظر آمریکاییان و کشورهای همپیمان او قرار داشت و اجازه حرکت حتی بالگردی گرفته نشد.

 در این لحظات بود که ماشین جنگی بعثیان به کار افتاده و حرکتی در پادگانهای صدام آغاز گردید.

محور عملیات سوکوب ، از سوی گارد ویژه ریاست جمهوری اداره می شد. این گارد از دو سپاه و هر سپاه از سه لشگر تشکیل شده بود. گارد ویژه را بیشتر افرادی از منطقه تکریت و پیرامون آن که زادگاه صدام حسین به شمار می آمد، تشکیل می دادند.

در آن هنگام حفاظت بغداد، سولوحه وظیفه این گارد به شمار می آمد. دو لشگر از بغداد به سوی شمال عراق کربلا و نجف و دیگری از سوی جنوب آن به این منطقه به حرکت درآمد.

 آنان در استفاده از ماشین جنگی خود هیچ محدودیتی را به عمل نیاوردند. سوکوب بدون مرز سولوحه کار آنان قرار داشت و در این راستا برای قلع و قمع کردن انقلابیون از سلاحهای شیمیایی و بمبهای خوشه ای و ناپالم استفاده کرده و در برخی مناطق از آن جمله در نجف اشرف از شصت موشک زمین به زمین (اسکاد بی) استفاده کردند. حرکتی که هیچگاه از سوی دیکتاتورترین و خون آشام ترین رژیمهای یک قرن اخیر نیز صورت نپذیرفته بود.

تمامی منطقه مملو از جنازه های کشته شدگان بود که چندین روز داخل کوچه هاا و خیابان ها رها شده و شمار زیادی از آنان خوراک سگهای ولگرد در بیابانها شدند.

انسانهای بی گناه شامل زن و مرد و کودک و سالخورده در دسته های ۵۰۰ الی هزار نفره تیر باران شده و سپس در گورهای دسته جمعی دفن شدند.

راز مزارهای کشف شده در اطراف شهر محاویل و نجف و کربلا هم اکنون فاش می گردد. به طوری که هم اکنون کمتر خانواده ای را می توان در عراق یافت که صدام حسین عضو یا اعضایی از آن را اعدام و یا زندانی نکرده باشد. صدام ، محو کربلا و به ویژه نجف را از نقشه جغرافیایی عراق در سر می پرورانید و بر این پایه ، کشتارها و فجایع دهشتناکی را در آن صورت داد.

کشتار کربلا و نجف اشرف هیچگاه از اذهان مردم این دیار محو نمی گردد. او حتی شأن جایگاههای مقدس شیعیان در کربلا یعنی حرمین شرفین و نیز مرقد مطهر علوی در نجف را نیز نادیده گرفت و با توپ و تانک بدان حمله ور شد بطوریکه تا حدود شش ماه پس از این سرکوب در حرمهای یاد شده بسته بود تا اینکه رژیم در طی این مدت توانست آثار فجایع خود را در آن از بین برده و سرپوشی بر آن نهد.

 صدام در ضمن حمله خود به این شهرها بسیاری از مدارس دینی کربلا و نجف از آن جمله مدرسه دارالحکمه که یکی از مراکز تحصیل نجف بود را با خاک یکسان کرد و هم اکنون آثاری جز خرابه های آن به جای نمانده است .

مردم بپاخاسته عراق اگر چه رشادتهای بی نظیری از خود نشان دادند ؛ اما بر اثر چهار عامل اساسی نتوانستند در برابر ماشین جنگی صدام استقامت نمایند:

۱ ) ضعف بنیه تسلیحاتی و دفاعی مردم ؛

۲ ) بیم کشورهای منطقه و بویژه عربستان در آن هنگام و کمکهای پنهان آنان به رژیم عراق؛

۳ ) موضع منفی ایالات متحده آمریکا در عدم اجرای قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت؛

۴ ) و سرکوب بدون مرز ارتش خونخوار صدام .

صاحبنظران معتقدند که در این چند روز  حدود سیصد الی پانصد هزار نفر به شهادت رسیدند.

صدامیان ، هزاران نفر را به زندانهای  ابوغریب  و زندان مرکزی صدام در شهر رمادی که اغلب زندانیان آن را ایرانیان تشکیل می دادند و زندان زیرزمینی در شهر جلولا و زندان زیرمینی در جنگلها و کشتزارهای موصل معروف به  حدائق الربیع  و زندانهای سری در زیر ساختمان پزشکی قانونی در بغداد و زندان زیرزمینی در منطقه  فضیلیه و ارشاد و الزعفرانیه  که ویژه زنان واقع در منطقه القائممرزی که یکی از بزرگترین زندانهای سیاسی رژیم به شمار می آمد، و زندانها و بخش های زیرمینی تأسیسات هسته ای عراق ، نشانگر ایام تلخ و دهشتناک این حادثه به شمار می آید.

 بر اساس آمار موجود تنها در سالهای ۱۹۸۷و۱۹۸۸ ، یکصد و هشتاد روستا در کردستان منهدم شد. این علاوه بر آن است که صدام به وسیله بمباران شیمیایی در حلبچه در مارس ۱۹۸۸، هزاران زن و مرد و کودک را از میان برد .

از جنایات دیگر رژیم صدام، واقعه ای بود که در سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ میلادی در عراق صورت پذیرفت.

مردم عراق در این سالها شاهد خشکاندن باتلاقها بودند . این باتلاقها شامل بخشهایی در ناصریه و بصره و العماره بود که از سرزمینهای بسیار زیبا و توریستی جهان در این منطقه به شمار می آمد. این مناطق وسعتی بالغ بر پنجاه هزار کیلومتر بود که پنج برابر وسعت کشور لبنان به شمار می آمد.

در این بخشها هفتصد هزار نفر شیعه زندگی می کرد و دارای آثار تمدن پنج هزار ساله بود . ضمن آنکه یکی از منابع بسیار مهم تأمین کننده پروتئین حیوانی در عراق به شمار می آمد. دولت صدام در یک پروژه ویژه با ایجاد سه سد بزرگ ، آب این مناطق و باتلاقها را به کانالهای جانبی منحرف ساخت که در نتبجه تمامی مناطق یاد شده ، خشک شد.

 

تصاویر تخریب حرمین شریف امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در جریان درگیری ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :