منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

یأجوج و مأجوج

 

یاجوج و ماجوج چیست ؟

شاید بارها اسم یاجوج و ماجوج را شنیده باشید ولی آنها چه کسی یا چیزی هستند ؟
در قرآن آمده است که آنها در زمین بسیار فساد میکردند و خداوند به ذوالقرنین فرمان داد تا دیواری بنا کند تا آنان نتوانند به فساد ادامه دهند حتما در جاهای مختلف شنیده اید که یکی از پادشاهان ایران (کورش) ذوالقرنین بوده.

در جای دیگر هم آمده است که در آخر الزمان خداوند این دیوار را سوراخ میکند ! و یاجوج و ماجوج زندگی در زمین را نابود میکنند.


معنی لغوی یاجوج به معنی آتش زننده و معنای ماجوج به معنی آتش گیرنده میباشد با این حساب یاجوج اشعه های مضر خورشید میباشد و ماجوج سنگهای آسمانی میباشند که خطر هردوی آنها توسط لایه اوزون که دور زمین کشیده شده برطرف میگردد و لایه اوزون همان دیواری است که ذوالقرنین آنرا کشیده است.


یاجوج و ماجوج دو شخصیت یا امتی بوده‌اند که ذوالقرنین در قرآن کریم از آنان با عنوان مفسد فی الارض یاد کرده است. ماجرای این دو در دوره بعد از ظهور و پس از جریان دجال، تکرار می‌شود که از حیث گستره و طرف‌های درگیر و دیگر ویژگی‌ها کاملاً متفاوت با آن خواهد بود. بررسی ماجرای یأجوج و ماجوج مجال مفصلی می‌طلبد و علاقه مندان می‌توانند کتاب یأجوج و مأجوج نوشته شیخ توفیق حسن علویه را مطالعه نمایند. فتنه این دو نیز به دست امام عصر(عج) برچیده می‌شود.

کلمه های یأجوج و مأجوج، ریشه ی عربی ندارند. بعضی معتقدند که این دو کلمه در اصل به زبان یونانی بر می گردد که نزد آنان  " گاگ  و ماگاگ "  تلفظ می شده  و  به همین شکل در دیگر زبان های اروپایی انتقال یافته است . سپس با تغییر مختصری به زبان عبری و آنگاه از زبان عبری با تغییرات دیگری وارد زبان عربی شده ست.

نویسندگان تفسیر نمونه در جلد ۱۲ صفحه ی ۵۵۱  با استناد به دلایل فراوان تاریخی، اینان را متعلق به منطقه ای در شمال شرقی زمین، در نواحی مغولستان می دانند. جایی که ساکنانش به سرعت زاد و ولد می کردند و تبدیل به چشمه های جوشانی از انسان می شدند و چون سیل جوشانی سرزمین های اطراف را تصرف می کردند و زیر پوشش قرار می دادند.

یاجوج و ماجوج در تورات

در تورات در کتاب حزقیل فصل سی و هشتم و فصل سی و نهم، و در کتاب رؤیای یـوحنا فصل بیستم، از آنها به عنوان گوگ و ماگوگ یاد شده‌است، که معرب آن یاجوج و ماجوج می‌باشد. بـه گـفـتـه مفسر قرآن علامه طباطبایی در المیزان، از مجموع گفته‌های تورات استفاده مـی شـود کـه ماجوج یا یاجوج و ماجوج، گروه یا گروه‌های بزرگی بودند که در دوردست‌ترین نقطه شمال آسیا زندگی داشتند مردمی جنگجو و غارتگر بودند. بـعـضـی مـعـتـقـدنـد ایـن دو کـلمـه عـبـری اسـت، ولی در اصل از زبان یونانی به عبری منتقل شده‌است و در زبان یونانی گاگ و ماگاگ تلفظ مـی شـده، کـه در سـایـر لغـات اروپـایی نـیـز بـه هـمـیـن صـورت انتقال یافته‌است.

در اصحاح دهم از سفر تکوین تورات:

 (اینان فرزندان دودمان نوح اند: سام و حام و یافث که پس از طوفان برای هر یک فرزندانی شد، فرزندان یافث عبارت بودند از جومر و ماجوج و مادای و باوان و نوبال و ماشک و نبراس)

  یاجوج وماجوج در کتاب حزقیال

در کتاب حزقیال اصحاح سی و هشتم آمده:

 (خطاب سخن رب به من شد که می‌گفت:

 ای فرزند آدم روی خود متوجه جوج سرزمین ماجوج رئیس روش ماشک و نوبال، کن، و نبوت خود را اعلام بدار و بگو آقا و سید و رب این چنین گفته: ای جوج رئیس روش ماشک و نوبال، علیه تو برخاستم، تو را برمی گردانم و دهنه‌هایی در دو فک تو می‌کنم، و تو و همه لشکرت را چه پیاده و چه سواره بیرون می‌سازم، در حالی که همه آنان فاخرترین لباس بر تن داشته باشند، و جماعتی سترگ و با سپر باشند همه شان شمشیرها به دست داشته باشند، فارس و کوش و فوط با ایشان باشد که همه با سپر و کلاه خود باشند، و جومر و همه لشکرش و خانواده نوجرمه از اواخر شمال با همه لشکرش شعبه‌های کثیری با تو باشند)

می‌گوید:

(به همین جهت ای پسر آدم باید ادعای پیغمبری کنی و به جوج بگویی سید رب امروز در نزدیکی سکنای شعب اسرائیل در حالی که در امن هستند چنین گفته: آیا نمی‌دانی و از محلت از بالای شمال می‌آیی)

در اصحاح سی و نهم داستان پیشین را دنبال نموده می‌گوید:

(و تو ای پسر آدم برای جوج ادعای پیغمبری کن و بگو سید رب اینچنین گفته: اینک من علیه همراه‌ای جوج ای رئیس روش ماشک و نوبال و اردک و اقودک، و تو را از بالاهای شمال بالا می‌برم، و به کوه‌های اسرائیل می‌آورم، و کمانت را از دست چپت و تیرهایت را از دست راستت می‌زنم، که بر کوه‌های اسرائیل بیفتی، و همه لشکریان و شعوبی که با تو هستند بیفتند، آیا می‌خواهی خوراک مرغان کاشر از هر نوع و وحشیهای بیابان شوی؟ بر روی زمین بیفتی؟ چون من به سخن سید رب سخن گفتم، و آتشی بر ماجوج و بر ساکنین در جزائر ایمن می‌فرستم، آنگاه است که می‌دانند منم رب)

یاجوج وماجوج در مکاشفات یوحنا

در خواب یوحنا در اصحاح بیستم می‌گوید:

(فرشته‌ای دیدم که از آسمان نازل می‌شد و با او است کلید دوزخ و سلسله و زنجیر بزرگی بر دست دارد، پس می‌گیرد اژدهای زنده قدیمی را که همان ابلیس و اهریمن باشد، و او را هزار سال زنجیر می‌کند، و به جهنمش می‌اندازد و درب دوزخ را به رویش بسته قفل می‌کند، تا دیگر امتهای بعدی را گمراه نکند، و پس از همه شدن هزار سال البته باید آزاد شود، و مدت اندکی رها گردد)

 آنگاه می‌گوید:

 (پس وقتی هزار سال تمام شد اهریمن از زندانش آزاد گشته بیرون می‌شود، تا امتها را که در چهار گوشه زمینند جوج و ماجوج همه را برای جنگ جمع کند در حالی که عددشان مانند ریگ دریا باشد، پس بر پهنای گیتی سوار شوند و لشکرگاه قدیسین را احاطه کنند و نیز مدینه محبوبه را محاصره نمایند، آنگاه آتشی از ناحیه خدا از آسمان نازل شود و همه شان را بخورد، و ابلیس هم که گمراهشان می‌کرد در دریاچه آتش و کبریت بیفتد، و با وحشی و پیغمبر دروغگو بباشد، و به زودی شب و روز عذاب شود تا ابد الا بدین)

 از این قسمت که نقل شده بهره گیری می‌شود که  یاجوج و ماجوج امتی و یا امتهائی سترگ بوده‌اند، و در قسمت‌های بالای شمال آسیا از آبادیهای آن روز زمین می‌زیسته‌اند، و مردمانی جنگجو و سرشناس به جنگ و تاراج بوده‌اند. 

یاجوج و ماجوج در قرآن

در قرآن در دو سوره از یاجوج و ماجوج سخن به میان آمده‌است، اول در سوره کهف آیات ۹۳ تا ۹۸، و دیگربار در سوره انبیاء آیهٔ ۹۶. آیـات قـرآن بـه خوبی گواهی می‌دهند که این دو نام متعلق به دو قبیله وحشی خونخوار بوده‌است، که مزاحمت شدیدی برای ساکنان اطراف مرکز سکونت خود داشته‌اند.

آنچه از  آیات فوق و منابع تاریخی بر می آید این است که این دو نام، متعلق به دو قبیله و گروه وحشی، متجاوز و آشوبگر است که در زمان خود به قبایل اطراف و ساکنان آبادی های مجاور یا حتی دوردست تر، حمله  و با کشت وکشتار و ویرانگری آسایش دیگران را سلب می کردند. این ها گروه های بزرگی بوده اند که در دوردست ترین نقطه ی شمال آسیا زندگی می کردند و مردمی جنگجو و غارتگر بودند.  بعضی از مفسران مثل علامه طباطبائی این مطلب را از مجموع گفته های تورات استفاده و نقل کرده اند.

                                                         
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم


(و به راه افتاد ، تا وقتى که به درّه اى میان آن دو کوه( از کوه هاى قفقاز ) رسید ، در مجاورت آن دو کوه ، قومى عقب مانده را یافت که به آسانى مفهوم هیچ سخنى را درک نمى کردند (93)


گفتند : اى ذوالقرنین ، قبیله(  یأجوج و  مأجوج ) فسادگرند . آنان به این سرزمین هجوم مى آورند و به قتل و غارت ما مى پردازند . آیا براى تو از اموال خود مزدى مقرّر کنیم که میان ما و آنان سدّى بنا کنى ؟(94)


ذوالقرنین گفت : من به اموال شما نیازى ندارم . آنچه پروردگارم به من در آن توانایى بخشیده بهتر از دستمزدى است که شما به من مى پردازید . اگر خواهانِ بناى سدّ هستید ، مرا با نیروى انسانى و تهیه مصالح سدّ یارى دهید که من میان شما و آنان سدّى استوار بنا خواهم کرد (95)


سپس گفت : پاره هاى آهن به من بدهید . پس از آن که پاره هاى آهن را آوردند ، آنها را روى هم چید ، و وقتى میان آن دو کوه را با پاره هاى آهن و مواد لازم پر کرد و آن دو را برابر ساخت ، گفت : در دم هاى آهنگرى بدمید . هنگامى که آنها را بسان آتش گداخته کرد گفت : مسِ ذوب شده به من دهید تا بر شکاف هاى آن فروریزم (96)


بدین ترتیب سدّى بلند و استوار ساخت . از آن پس قبیله یأجوج و مأجوج نه توانستند از آن بالا روند و نه توانستند در آن رخنه اى پدید آورند (97)


ذو القرنین گفت : این سد رحمتى از جانب پروردگار من است که بدین وسیله امّت هایى از گزند فسادگران مصون مى مانند ، و این سدّ تا فرا رسیدن وعده الهى پایدار است ، و هنگامى که وعده پروردگارم فرا رسد آن را با خاک یکسان مى کند ، و وعده پروردگارم راست و درست است (98)

 
از کلام مفسّرین و مباحث تاریخى روشن مى‌شود که «یأجوج و مأجوج» دو قبیله‌ى وحشى بودند که در قسمت‌هاى شمال آسیا زندگى مى‌کردند و مزاحم مردم اطراف خود‌شان مى‌شدند.


برخى مفسّران نوشته‌اند:

(اینها گروهى بودند که حدود 500 سال قبل از میلاد در عصر کورش زندگى مى‌کردند و به سرزمین‌هاى ایران نیز هجوم آوردند که با اتحاد حکومت (ماد) و (پارس)شکست خوردند و حتى مردم(قفقاز) از (کورش) خواستند که در مقابل اینها سدّى بنا کند.

یاجوج وماجوج در کلام حضرت علی (ع)

امیرالمومنین علیه السلام گفت :

(بالای ایشان یک به دست بیش نیست و برخی از ایشان درازند و ایشان دندان و چنگال دارند چنانکه سباع . چون چیزی خورند آواز دندانهای ایشان بمانند اشتر باشد که نشخوار کند یا ستور که علف خورند و بمانند چهارپای موی دارند بر اندام و پوشش ایشان موی است از سرما و گرما به آن موی خویشتن راپوشیده دارند و گوشهای بزرگ دارند، یکی پر موی چون پشم گوسفند و یکی اندک موی . چون بخسبند لحاف کنند و دیگری دواج بسازند و هیچ از ایشان نباشد که بمیرند الا آنکه هزار فرزند بزایند. چون هزار تمام بزاید بداند که وقت مرگ است او را. و به وقت ربیع چنانکه ما راباران آید ایشان را از دریا ماهی آید. چندانکه جز خدای حد و اندازه آن نداند. ایشان بگیرند آن ماهیان را و ذخیره کنند تا سال دیگر و یکدیگر را با آواز کبوتر خوانند و آواز بلندشان چون بانگ گرگ باشد و جفت چنان گیرند چون بهائم .)


جنس یأجوج و مأجوج

از آیات قرآن چنین به دست مى آید که یأجوج و مأجوج، نام دو قبیله فسادگر بوده که براى مردم روزگار خود مزاحمت فراوانى به وجود آورده بودند، البته در مورد نژاد، مکان و محل اسکان این قوم روایت هاى گوناگونى آمده که اعتماد به آنها دشوار است! در یکى از این روایات آمده است که یأجوج و مأجوج نام دو قبیله از نسل یافث فرزند حضرت نوح(علیه السلام)مى باشد. کسایى در عرائس مى گوید

یافث به سوى مشرق رفت و در آنجا داراى چهار فرزند شد به نام هاى جومر، بنرش، اشار و اسقویل. و میاشح و یأجوج و مأجوج از فرزندان ایشان هستند.
در هر صورت آنچه مسلم است آن که این دو قبیله از بنى آدم بوده اند نه طایفه اى از جن یا شیطا،

 

 نسل یاجوج و ماجوج

می گویند یأجوج و مأجوج از نسل ماغوغ بن یافث بن نوح اند و بقول بعضی از نسل کومر بن یافث.

 برخی گفته اند یأجوج و مأجوج مشتق از اجیج است به معنی زبانه کشیدن آتش. و گفته اند دو کلمه اعجمی باشند و دو امت بزرگ از ترک هستند.           

نژادهای هندی، سندی، سیاهان، حبشی ها، زنگی ها، قبطی ها و بربرها همه از نسل حام بن نوح و از طریق فرزندانش کوش، قوط و کنعان به وجود آمده اند. اما نسل یافث بن نوح  از طریق هفت فرزندش در نژادهای ترک، چین، فرنگی ها، صقالبه و یأجوج و مأجوج گسترش یافت. و بالاخره نژاد های عرب و فارس از نسل سام بن نوح پدید آمده اند.

بنابراین شباهت نژادی یأجوج و مأجوج با ترک و چین ( نژاد زرد ) و در نهایت مغول ها می تواند تأییدی باشد بر آنچه گذشت.

 یاجوج و ماجوج در تاریخ

به گفته مفسر بزرگ ، علامه طباطبائى در المیزان یأجوج و مأجوج دو طائفه از مردم بودند که از پشت کوه به مردم حمله می کردند،و قتل عام و غارت راه انداخته اسیر می نمودند.دلیل بر همه اینها سیاق آیه است که تماماً ضمیر عاقل به آنان برگردانده شده و نیز عمل سد کشیدن بین دو کوه و غیر از اینها.

بعضى معتقدند این دو کلمه عبرى است ، ولى در اصل از زبان یونانى به عبرى منتقل شده است و در زبان یونانى گاگ و ماگاگ تلفظ میشده که در سایر لغات اروپائى نیز به همین صورت انتقال یافته است .

دلائل فراوانى از تاریخ در دست است که در منطقه شمال شرقى زمین در نواحى مغولستان در زمانهاى گذشته گوئى چشمه جوشانى از انسان وجود داشته ، مردم این منطقه به سرعت زاد و ولد مى کردند، و پس از کثرت و فزونى به سمت شرق ، یا جنوب سرازیر مى شدند، و همچون سیل روانى این سرزمینها را زیر پوشش خود قرار مى دادند، و تدریجا در آنجا ساکن مى گشتند.

براى حرکت سیل آساى این اقوام ، دورانهاى مختلفى در تاریخ آمده است

که یکى از آنها دوران هجوم این قبائل وحشى در قرن چهارم میلادى تحت زمامدارى آتیلا بود که تمدن امپراطورى روم را از میان بردند.

و دوران دیگر که ضمنا آخرین دوران هجوم آنها محسوب مى شود در قرن دوازدهم میلادى به سرپرستى چنگیز خان صورت گرفت که بر ممالک اسلامى و عربى ، هجوم آوردند و بسیارى از شهرها از جمله بغداد را ویران نمودند.

در عصر کورش نیز هجومى از ناحیه آنها اتفاق افتاد که در حدود سال پانصد قبل از میلاد بود، ولى در این تاریخ ، حکومت متحد ماد و فارس به وجود آمد و اوضاع تغییر کرد و آسیاى غربى از حملات این قبائل آسوده شد.

به این ترتیب نزدیک به نظر میرسد که یاجوج و ماجوج از همین قبائل وحشى بوده اند که مردم قفقاز به هنگام سفر کورش به آن منطقه تقاضاى جلوگیرى از آنها را از وى نمودند، و او نیز اقدام به کشیدن سد معروف ذو القرنین نمود.

 
براى توضیح دقیق تر، مطالبى از قرآن و تفاسیر ذکر مى شود. آنچه در قرآن درباره یأجوج و مأجوج آمده در ضمن نقل شرح حال و فعالیت هاى ذوالقرنین است که افکار محققان را از دیر باز به خود مشغول داشته و براى شناخت آن تلاش زیادى شده است.

 بدون شک ذوالقرنین از شخصیت هاى بزرگى بوده که در برهه اى از زمان به بشریت خدمت کرده و از جانب خداوند نیز به او امداد مى شده است.

 
محل زندگی یأجوج و مأجوج  

قرآن کریم هنگامی که داستان ذوالقرنین بیان می‌کند در ادامه آن می‌گوید ذوالقرنین در سفر سوم خود، به تنگه‌ای میان دو کوه رسید و با قومی روبه رو شد که زبان نمی‌دانستند. آن قوم از فتنه و فساد قوم یأجوج و مأجوج به ذو القرنین شکایت کردند و از وی خواستند که میان آن‌ها و آن قوم سدّی ایجاد کند تا آن‌ها از تهاجم آن قوم در امان باشند. آن‌ها گفتند که حاضرند هزینه این کار را هم پرداخت کنند.

ذو القرنین پیشنهاد ساختن یک سدّ را پذیرفت؛ ولی کمک مالی آنان را نپذیرفت و گفت: آن‌چه خدا به من داده است برای من بهتر است و از آنان خواست که با نیروی انسانی به او کمک کنند و گفت قطعه‌های آهن بیاورند و با آن، میان دو کوه را پر کرد و دستور داد که با کوره‌ها بر آن بدمند و آنان دمیدند و آهن کاملاً سرخ شد، سپس به شکاف‌های آن مس گداخته ریختند و چنان سدّ محکمی ایجاد شد که یأجوج و مأجوج نتوانستند از آن عبور کنند و ذوالقرنین شادمان از این موفقیت گفت:

(این رحمت پروردگار من است. وقتی وعده او فرا رسد، آن سدّ درهم ریخته می‌شود و وعده پروردگار من حق است.)

به طوری که مورّخان و مفسران گفته‌اند، منظور از آن تنگه، تنگه‌ای است که در کوه‌های قفقاز وجود داشت، همان‌جایی که رشته کوه‌هایی میان دریای خزر و دریای سیاه مانند یک دیوار طبیعی کشیده شده و جنوب و شمال را قطع می‌کند و فقط یک تنگه در میان آن وجود دارد که امروز به تنگه داریال (داریال محرف داریول است که به زبان ترکی به معنای تنگه است، و این سد را به لغت محلی دمیرقاپو که به معنای در آهنین است می‌نامند.) معروف است و در نزدیکی تفلیس و ماورای قفقاز قرار دارد. هم اکنون نیز بقایای دیوار آهنی در این نواحی هست و مسلماً باید همان سدّ کورش باشد. در سدّ ذوالقرنین گفته می‌شود که آهن زیاد به کار رفته و میان دو کوه ساخته شده است، معبر داریال هم میان دو کوه بلند واقع شده و این سدّ نیز که آهن زیادی در آن دیده می‌شود، در همین درّه وجود دارد.

شاید بتوان گفت که مورّخان تقریباً اتفاق نظر دارند که سدّ یأجوج و مأجوج در شمال ایران و در منطقه قفقاز است و ذوالقرنین آن را برای مهار کردن اقوام وحشی شمال که یأجوج و مأجوج نامیده می‌شدند بنا کرد.

هرودوت می‌گوید:

(قبایل سیت از بند قفقاز آمده و آبادی‌های دامنه را به غارت می‌گرفتند)

با توجه به این که در عهد عتیق و جدید نام گوگ و مگوگ در نسخه عبری و جوج و مأجوج در ترجمه فارسی آمده است و آن‌ها قومی شرور معرّفی شده‌اند، نباید تردید کرد که دو کلمه یأجوج و مأجوج که در قرآن آمده ریشه عبری دارند و درست کردن اشتقاق عربی برای آن‌ها صحیح نیست و این که بعضی‌ها این کلمه را از «اجّ النار» به معنای شعله ور شدن آتش مشتق دانسته‌اند، نظری دور از صواب است.

شباهت روشنی که میان واژه مگوگ یا مأجوج با واژه مغول وجود دارد و نیز تصریح به این که این قوم از شمال سرازیر می‌شدند و جمعیتی بسیار داشتند، تقریباً سخن کسانی را که این قوم را همان قوم مغول می‌دانند تقویت می‌کند. در تاریخ هم بارها قوم مغول به سرزمین‌های همسایه و حتی سرزمین‌های دور هجوم برده‌اند و تهاجم و تاخت و تاز در خوی آن‌هاست.

چنین می‌نماید که قوم مغول از سرزمین اصلی خود که در شمال شرقی دریای خزر است گاهی به چین و شبه قاره هند هجوم می‌بردند و گاهی هم از دو طرف دریای خزر به ما وراء النهر و آذربایجان و ارمنستان حمله می‌کردند و دیوار چین در شرق و سدّ ذوالقرنین در غرب برای مهار کردن آن‌ها ساخته شده است.

مطلبی که در این‌جا باقی می‌ماند و تأمل بیش‌تری را می‌طلبد، این است که در آیه آخر از آیات مربوطه به ذوالقرنین از زبان او سخنی نقل شده که از آن چنین بر می‌آید که این سدّ تا قیامت که روز وعده الهی است پابرجا خواهد بود و در آن هنگام درهم کوبیده خواهد شد و یأجوج و مأجوج تا قیامت با این سدّ مهار شده‌اند.

همچنین در آیه دیگری از قرآن کریم چنین می‌خوانیم:

(تا وقتی که یأجوج و مأجوج گشوده شوند و آنان از هر بلندی به شتاب بیرون آیند و آن وعده راست (رستاخیر) نزدیک شود. پس ناگهان دیدگان کافران خیره شود)

از این آیه فهمیده‌اند که یأجوج و مأجوج تا نزدیکی روز قیامت بسته شده‌اند و در آن هنگام باز خواهند شد و از هر سوی سرازیر خواهند شد.

حال این سؤال پیش می‌آید که اکنون همه جای کره زمین شناخته شده است و به وسیله زمین و هوا همه جا با هم ارتباط دارند و ما جایی را سراغ نداریم که جمعیت انبوهی در پشت یک سدّ آهنی محصور شده باشند و نتوانند از آن‌جا بیرون آیند.

دیگر این که اگر یأجوج و مأجوج همان قوم مغول است، همان‌گونه که بسیاری از محققان گفته‌اند، این قوم پس از برپایی سدّ ذوالقرنین، در طول تاریخ بارها به کشورهای همسایه هجوم بردند که یک نمونه آن تهاجم آنان به ایران در قرن هفتم هجری بود و به گفته یک مورّخ «کشورگشایی‌های مغول در قرن سیزدهم میلادی (یا قرن هفتم هجری) جهان را زیر و زبر کرد. مغول‌ها کره زمین را از آلمان تا کره زیر پا گذاشتند و بخش بیش‌تری از دنیای قدیم را به لرزه در آوردند و دگرگون ساخت و اکنون قوم مغول در سرزمین اصلی خود مغولستان به آزادی زندگی می‌کنند.

بنابراین، منظور ذوالقرنین فقط پابرجایی آن سدّ تا قیامت است و اکنون هم آن سدّ پابرجاست و اگر ما نتوانیم آن را پیدا کنیم شاید بدان جهت است که در طول زمان زیر خاک‌ها مدفون شده است.


 

یاجوج و ماجوج و خروج نهایی (هشتمین خروج پس از ظهور)  

نخستین خروج

این قوم از سال 2206 تا 1779 پیش از میلاد ادامه داشت که آن را خاندان هیا  صورت داد و طی آن به چین و مرکز آسیا حمله کرد .

دومین خروج

یأجوج و مأجوج بین سال‌های 1500 تا 1000 پیش از میلاد بود.

سومین خروج

با آغاز قرن هفتم قبل از میلاد شروع شد که طی آن به مناطق پست و وسیع جنوب روسیه و از آن‌جا به بعضی نقاط دیگر از جمله دریای قزوین و شمال ققاز و دریای سیاه یورش بردند و در همین خروج بود که با آشوریان برخورد کردند و در اخبار و متون آشوریان با دو اسم مختلف خوانده شدند: اشکوزی و سکیسیون


چهارمین خروج

چهارمین خروج یأجوج و مأجوج ، همان خروجی دانسته شده است که در قرآن کریم به اشاره شده است و توضیحاتی درباره ذو القرنین و شرح آیات فوق الذکر از سوره کهف، آمده است

پنجمین خروج

پنجمین خروج این قوم به سرزمین‌های جنوبی (کشور چین امروزی) و در حدود هفت قرن قبل از میلاد مسیح بوده است.

ششمین خروج

 گویا در حدود قرن چهارم میلادی و به سمت شمال دریای سیاه و اروپای کنونی بوده است

هفتمین خروج

حمله چنگیز به ایران که به نام مغول ها و تاتار صورت گرفت نیز جزئی از همین خروج به حساب آمده است .


 هشتمین خروج(خروج نهایی)

 با نزدیک شدن قیامت همه‌ی «یأجوج و مأجوج» در آخرین خروجشان جمع می‌شوند و آن‌چه را اسلافشان کردند، تکرار می‌کنند... منابع ما برای خروج، وحی الهی و اخباری است از انبیا به دست ما رسیده است.» نویسنده از کتاب مقدس مسیحیان و از کتاب مکاشفه یوحنا این قسمت‌ها را نقل می‌کند:


(سپس، آنگاه که هزار سال به پایان رسید، شیطان از زندانش آزاد می‌شود و بیرون خواهد آمد تا قوم‌های گوناگون جوج و ماجوج (یأجوج و مأجوج) را فریب دهد و برای جنگ متحد سازد. آنان سپاه عظیمی را تشکیل خواهند داد که تعدادشان همچون ماسه‌های ساحل دریا بی‌شمار خواهد بود. ایشان در دشت وسیعی، خلق خدا و شهر محبوب اورشلیم را از هر سو محاصره خواند کرد. اما آتش از آسمان، از سوی خدا خواهد بارید و همه را خواهد سوزاند. سپس شیطان که ایشان را فریب داده بود، به دریاچه آتش افکنده خواهد شد. دریاچه آتش همان جایی است که با گوگرد می‌سوزد و آن جاندار خبیث و پیامبر دروغین او شبانه روز، تا به ابد، در آن‌جا عذاب می‌کشند)


در قرآن کریم اما این خروج به اختصار بیان شده است:


(تا روزی که راه یأجوج و مأجوج باز شود و آنان از هر جانب پست و بلند زمین شتابان درآیند، آنگاه وعده حق بسیار نزدیک شود و ناگهان چشم کافران از حیرت بی‌حرکت فرو ماند و فریاد کنند ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم و سخت به راه ستمکاری شتافتیم.)

 

 

یأجوج مأجوج و جنگ آخرالزمان در غرب

توماس رومر، استاد الهیات دانشگاه لوزان فرانسه، در سال 2003 تماس تلفنی از طرف کاخ الیزه دریافت کرد. مشاوران ژاک شیراک می‌خواستند درباره یأجوج و مأجوج، دو اسم مرموزی که جورج بوش حین متقاعد کردن فرانسه به همراهی آمریکا برای حمله به عراق به زبان آورده بود، بیشتر بدانند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از موعود، شماره‌ی ماه سپتامبر نشریه دانشگاه لوزان اعلام کرد چنانچه داستان بوش نتیجه‌ی عقاید مذهبی در سیاست‌هایش نبود، ابدا خارق العاده به نظر نمی‌رسید.


اما یأجوج و مأجوج چه نقشی در پیشگویی‌های آخرالزمانی مسیحیان صهیونیست دارند؟

احتمالا بوش باید به شیراک چنین توضیح می‌داد:

( یأجوج و مأجوج که در خاورمیانه فعالند از پیشگویی‌های کتاب مقدسند و در آخرالزمان به حقیقت خواهند پیوست)

 این ماجرا چند هفته پیش از حمله آمریکا یه عراق روی داد و در پی آن رئیس جمهور وقت فرانسه، ژاک شیراک، که نام یأجوج و مأجوج برایش هیچ معنایی را تداعی نمی‌کرد در تحیر فرو رفت.

 رومر در این نشریه توضیح می‌دهد:

(یأجوج و مأجوج دو موجودی هستند که در کتاب آفرینش عهد عتیق و بویژه در فصول خاص کتاب حزقیال ظاهر شده‌اند و طبق پیشگویی‌های آخرالزمانی عاملان جنگ آخرالزمان در اسرائیل می‌باشند.)

 او در ادامه می‌گوید: این رویارویی مشیت خداست که می‌خواهد پیش از آغاز عصر جدید بوسیله آن دشمنان ملت خود را از روی زمین پاک کند.

به گفته رومر جورج بوش اولین کسی نیست که به دنبال تجسم یأجوج و مأجوج است. پیش از او نیز رونالد ریگان می‌پنداشت جنگ سرد و پیدایش بمب اتم پیشگویی حزقیال نبی را محقق می‌کنند.

اگر امروز دانشگاه لوزان توضیحات رومر برای شیراک را آشکار می‌کند، علتش این است که شیراک دیگر در کاخ الیزه ساکن نیست. اما به گفته صاحب‌نظران فرانسوی چنین راز سیاسی کوچکی یک مسئله‌ی بزرگ را مطرح می‌کند و آن فقدان آموزشات مذهبی و ناآگاهی آنان از کتب مقدس است؛ یعنی ناآگاهی از آنچه در اتخاذ سیاست‌های عده‌ای نقش عمده را بازی می‌کند

 

آیا در زمان ظهور  یأجوج و مأجوج هم پدیدار می شوند  ؟

در بعضی از روایات در میان علایم ظهور از خروج یأجوج و مأجوج آمده است؛ لذا می‌توان گفت یکی از نشانه‌ها نیز خروج یأجوج و مأجوج است.

مانند روایت حذیفه که از پیامبر نقل می‌کند:

(عشر آیات بین یدی الساعه: خمس بالمشرق و خمس بالمغرب فذکر الدابه و الدجال و طلوع الشمس من مغربها و عیسی بن مریم(ع) و یأجوج و مأجوج و انه یغلبهم و یغرقهم فی البحر و لم یذکر تمام الآیات)

قرآن نیز فرموده است:

(حتی اذا فتحت یأجوج و مأجوج و هم من کل حدب ینسلو»؛«تا آن زمان که یأجوج و مأجوج گشوده شوند و آنها از هر محل مرتفعی به سرعت عبور می‌کنند)

البته باید دانست، در بعضی موارد، نشانه‌های ظهور با نشانه‌های قیامت مخلوط گردیده است و از بعضی روایات استفاده می‌شود که پدید آمدن یأجوج و مأجوج از نشانه‌های قیامت است. بنابراین برای اظهار نظر در مورد این که این اتفاق در زمان ظهور خواهد بود یا نزدیک قیامت، احتیاج به تحقیق بیشتر دارد. همان گونه که اصل قضیه یأجوج و مأجوج و ماهیت آن بررسی دقیق‌تری را می‌طلبد.

ابوالفتوح درتفسیر آیه نویسد:

( و فتح یأجوج و مأجوج در وقت رجعت باشد برای آنکه عقیب یاجوج و ماجوج صاحب الزمان (عج) که مهدی است بیرون آید و رجعت برای او باشد تا آنگه که سد یأجوج و مأجوج بگشایند و قصه ایشان رفته است. )

حذیفةبن الیمان گفت رسول (ص) گفت:

 (اول آیتی و علامتی از علامات آخر زمان خروج دجال بودآنگه خروج دابة الارض آنگه خروج یأجوج و مأجوج آنگه عیسی علیهالسلام از آسمان فرود آید و این عند خروج مهدی باشد. )

 

  ادعای خاخام های صهیونیست

(جنگ یأجوج و مأجوج و ظهور حضرت عیسی(ع) درسال 2012 )

به گزارش حیات، باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا حدود یک سال و نیم پیش به پست ریاست جمهوری کشورش دست یافت. تقریبا از همان موقع تاکنون هر از چند گاهی جنجالی میان خاخام های مختلف یهودی بر سر او و وضعیت فعلی و آینده جهان به وجود می آید.

برخی خاخام های یهودی در یک ادعای عجیب می گویند:

نام باراک اوبامادر کتاب مقدس آمده و بیان شده که در زمان وی جنگ آخر الزمان میان اسرائیل و ایران رخ خواهد داد. در این جنگ عنیف سوریه، حماس و حزب الله نیز به کمک ایران می آیند و از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای دیگر اروپایی نیز به اسرائیل کمک خواند کرد. جنگ یأجوج و مأجوج در همین زمان خواهد بود.

این جنجال برای اولین بار هنگامی رخ داد که خاخام «هارعتسیون» در بیت المقدس اشغالی گفت:

( به دنبال اسم اوباما در کتاب مقدس گشتیم و دیدیم که اسم وی سه بار در این کتاب بیان شده که در هر سه بار مربوط به جنگ یأجوج و مأجوج بوده است. از همین رو خاخام های دینی پیش بینی می کنند که جهان در سال 2012 به پایان برسد و پس از اینکه همگان در قبر قرار گرفتند، در سال 2035 یعنی حدود 25 سال دیگر قیامت برپا خواهد شد.)

در همین حال پایگاه خبری «هشیم نت» که یک پایگاه افراطی وابسته به خاخام های افراطی است در مقاله ای نوشت:

(جنگ یأجوج و مأجوج و ظهور [حضرت] عیسی مسیح بین سال های 2011 و 2012 رخ خواهد داد.)

این مطلب در ادامه افزود:

( جنگ سختی که جنگ آخر الزمان است از یک کشور عربی (اشاره غیر مستقیم به لبنان ) و توسط یک گروه مسلح علیه اسرائیل آغاز خواهد شد. در همان زمان ایران نیز به کمک آن گروه مسلح خواهد آمد زیرا اسم (محمود احمدی نژاد) به عنوان رئیس جمهور ایران نیز در تورات مقدس در بخشی به نام "حزقیال" آمده است.)

این مطلب همچنین می افزاید:

(البته این جنگ تقریبا نسبت به زلزله ای که قرار است در سال 2011 یا 2012 در تل آویو بیاید و تمام برج ها و ساختمان های این شهر را تخریب کنند، ناچیز است به طوری که چنین زلزله ای تمام این سرزمین را به لرزه در می آورد و ویران گر است.)

 

 و الله اعلم

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>