منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱

عملیات مرصاد

 عملیات مرصاد یا  به قول منافقین عملیات فروغ جاویدان نبردی بود که میان ارتش جمهوری اسلامی ایران و بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از یک سو  و سازمان منافقین  از سوی دیگر که در اواخر جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۷ درگرفت. پس از چند روز درگیری درنهایت نیروهای  ایران پیروز شدند و عملیاتی که توسط سازمان منافقین طرح‌ریزی و اجرا شده بود عملاً با شکست روبرو شد و تعداد زیادی از نیروهای مهاجم در نبرد کشته شدند.


 پیش زمینه

شش روز پس از قبول قطعنامه توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهره‌برداری از ضعف شدید روحیه نیروهای ایرانی مجددا به خرمشهر حمله کرده و تا آستانه تصرف آن پیش رفته بودند، گروهک منافقین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز کرد.

مسعود رجوی در شب آغاز عملیات گفت:

(براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما می خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم... هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به همراه ستون ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین ها به صورت ستون حرکت می کنند.)

نبرد

در آن تاریخ نیروهای نظامی موسوم به گروهک منافقین از تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه را با سرعت خیلی زیاد طی کردند. علت سرعت بالای حرکت ستون‌های نظامی منافقین عدم حضور قوای نظامی در غرب کشور بود. به دلیل هجوم سنگین ارتش عراق به جبهه جنوب (استان خوزستان) بخش عمده‌ای از توان نظامی ایران در جبهه‌های جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند به همین دلیل عملاً در برابر حرکت ستون‌های منافقین مقاومتی وجود نداشت. نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهار زبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند. یکی از گردان‌های عملیاتی در این جبهه گردان مقداد از لشکر ۲۷ محمد رسول الله بود.

این عملیات سه روز به طول انجامید که در روز اول هدف سد کردن هجوم منافقین بود. در روز دوم حرکت نیروی زمینی صورت گرفت که با پشتیبانی بسیار قوی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگان‌های منافقین به کلی منهدم شد. فرماندهی این عملیات بر عهده علی صیاد شیرازی بود که در سال ۱۳۷۸ توسط گروهک منافقین ترور شد.

واژه عربی (مرصاد) به معنی کمین است و بخاطر کمین برنامه ریزی شده‌ای که نیروهای نظامی انجام داده بودند اینگونه نام گرفت.

در روز اول عملیات نیروی هوایی وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت و به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تاخیر عملیات را ادامه داد.

 آیت الله هاشمی رفسنجانی در این مورد گفت :

(جنگ و صحنه به گونه‌ای درست شده بود که اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم. تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آنها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارکچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام)

عملیات مرصاد در یک نگاه

پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، همان گونه که عراق را در بن بست سیاسی و نظامی شدیدی قرار داد و توطئه های وسیعی را که از جانب استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی تدارک دیده شده بود، نقش بر آب کرد، بر گروه ها و عناصر به اصطلاح اپوزیسیون نیز شوک شدیدی وارد کرد.در این میان، منافقین به عنوان تنها گروهی که همه حیثیت(!) و هستی سازمان خود را در گرو جنگ نهاده بودند، بیشترین صدمه و لطمه را از پذیرش قطعنامه توسط ایران متحمل شدند. بنابراین، برای خارج شدن از این بن بست، توطئه مزبور که ماموریت انجام آن به عهده سازمان محول شده بود، توسط این گروه به مرحله اجرا درآمد.

منافقین سابقاً در تحلیل های درون گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را غیر ممکن دانسته و به صراحت ادعا کرده بودند جمهوری اسلامی تنها در صورتی که به لحاظ سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل برسد، به صلح رضایت خواهد داد و در آن شرایط، ضمن تحقق کامل و قطعی سقوط، قدرت به سازمان منتقل خواهد شد(!) به این ترتیب، با توجه به شرایط جدید پیش آمده در جنگ، این زمان را بهترین فرصت برای دستیابی به اهداف پلید خود دانسته و به رغم آن که طرح حمله به ایران، برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، به دنبال پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی، زمان آن 2 ماه جلو انداخته شد.

پیش از این، اطلاعاتی به ست آمده بود حاکی از آن که رژیم عراق در صدد است در فاز جدید جنگ، با استفاده از ضد انقلابیون، اقداماتی شبیه آنچه که قرارگاه رمضان در داخل عراق انجام می داد، صورت دهد. در این میان،منافقین طی دو عملیات تحت عناوین آفتاب در فکه و چلچراغ در مهران، تا حدودی آمادگی خود را برای محوریت کار در داخل کشور، نزد حاکمان بعثی به اثبات رسانده بودند. از آن جا که عراق به دلیل پذیرش قطعنامه بهانه ای برای تجاوز جدی به ایران نداشت، با حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی،  و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران بر حذر داشت و به همین منظور، ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر کرد و سپس با هجوم و اجرای آتش سنگین در منطقه سر پل ذهاب و صالح آباد، این مناطق را به تصرف درآورد. با این اقدام خود، راه ورود منافقین را به داخل، هموار نمود و برای پشتیبانی، در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایران کرد و هلی کوپترهای نیروبر دشمن نیز طی این مدت، به طور مرتب به پشتیبانی منافقین مشغول بودند.

هدف عملیاتی منافقین از حرکت سریعی که در عمق خاک ایران و با تانک های برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی) و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت) انجام می شد، تسخیر چندین شهر و در نهایت، رسیدن به تهران بود. آنان در نظر داشتند با وارد کردن 13 تیپ نیروی رزمی به تهران، ضمن تسخیر و اشغال مراکز مهم، به خیال خود قدرت را به دست گیرند. طبق زمانبندی این طرح، نیروهای مناطق باید ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مردادماه به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آبادو 10 شب به کرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش رااعلام می کردند و اگرچه در ساعت های مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد- کرمانشاه در گردنه حسن آباد، از پیشروی آنها جلوگیری شد.

در این عملیات که نام آن فروغ جاویدان بود، به اصطلاح 25 تیپ از منافقین که هر تیپ به طور متوسط شامل 200 نفر بود، شرکت داشتند و به این ترتیب، مجموعاً بین 4000 تا 5000 نیروی عملیاتی وارد خاک ایران شدند.

در چارت مربوط به این عملیات که از منافقین به دست آمده، فرماندهی کل در راس آن قرار داشته و از طریف مسوولات محورها، عملیات را هدایت می کرد. برای هر محور به تناسب اهمیت ماموریت، دو یا چند تیپ در نظر گرفته شده بود. فرماندهان محورها و ماموریت آنها عبارت بودند از :

1- مهدی براتی، فرمانده محور اول و مسوول تسخیر اسلام آباد

2- ابراهیم ذاکری، فرمانده محور و مسوول تسخیر باختران

3- محمود مهدوی، فرمانده محور سوم و مسوول تسخیر همدان

4- مهدی افتخاری، فرمانده محور چهارم و مسوول تسخیر قزوین

5- محمود عطایی با معاونت مهدی ابریشم چی، فرمانده محور پنج و مسوول تسخیر تهران .

علاوه بر محورهای فوق، ثریا شهری مسوول کل تدارکات، محمدعلی جابرزاده انصاری مسوول تبلیغات ، محمد سید المحدثین مسوول کل سیاسی و شهرزاد حاج سید جوادی به عنوان مسوول دفتر انتخاب شده بودند.

 نحوه هجوم منافقین

مقارن ساعت 30: 14 در تاریخ 3/5/1367 منافقین و ارتش عراق، عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سر پل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیک سر پل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت 30: 18 اولین تانک عراقی با آرم منافقین وارد شهر کرند غرب شده و تا 5 کیلومتری جاده کرند- اسلام آباد، اتومبیل های شخصی در حال فرار را تعقیب کرده و مجدداً به شهر باز گرداندند.

درهمین هنگام، حدود 8 دستگاه تانک و نفربر به همراه نیروهای پیاده بعثی، مناطق شهر کرند غرب را تصرف و سپس به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کردند. به محض رسیدن به مدخل شهر، تعدادی از منافقین با ورود به آن، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و همچنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع شهر کردند.

در همین حین، تعدادی از نیروهای سپاه و مردم، با دشمن درگیر شدند که به دلیل عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج شد و شهر به تصرف دشمن درآمد.

پس از تصرف اسلام آباد، دشمن با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو، به همراه تعدادی از نیروهای پیاده، در جاده اسلام آباد به طرف کرمانشاه حرکت کردند؛ اما در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی نیروهای جدید و نیز با توجه به رسیدن یگان های منظم خودی، زمین گیر شدند.

نیروهای خودی نیز در فاصله 200 متری آنان، در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی، با نیروهای دشمن درگیر شدند و بعد از ظهر روز 4/5/1367 با محاصره شهر اسلام آباد، ضمن پاکسازی و آزاد کردن شهر، به منظور انسداد عقبه و راه فرار دشمن، سه راه اسلام آباد- کرند را قطع کرده و منافقین را از دو سمت به محاصره درآوردند.

در اوایل صبح روز 5 مرداد ماه، 3 دستگاه از خودروهای منافقین که آرایش نظامی خاصی داشتند، موفق شدند به داخل خط نیروهای خودی نفوذ کنند که خودرو اولی توسط نیروهای اسلام منهدم و به خودروهای دیگر خساراتی وارد آمد و تمام سرنشینان (13 نفر) آنها معدوم شدند و از داخل خودروها نیز مقادیر زیادی مواد منفجره قوی (شبیه به باتری اتومبیل) و همچنین یک دستگاه شنود بی سیم و اسناد و وسایل دیگر به دست آمد.

همچنین در همان تاریخ، منافقین قصد داشتند با تعدادی نفربر، در منطقه چهار زبر، به خط دفاعی نیروهای خودی حمله کنند که با مقاومت و مقابله رزمندگان ایران، تعدادی از آنها منهدم شدند و بقیه با مقاومت آنان، عقب نشینی کردند. این حرکت منافقین به علت انهدام حدود 20 دستگاه نفربر آنان، فاقد آتش مستقیم بود و فقط با سلاح های 106 و خمپاره انداز تقویت می شد.

 عملیات رزمندگان اسلام

توقف منافقین در گردنه حسن آباد (بین اسلام آباد- کرمانشاه) 3 روز طول کشید. تا آن که نیروهای خودی با سازماندهی و طرح منظم و حساب شده، در روز پنج شنبه 6 مردادماه،عملیاتمرصاد را با رمز یاعلی بن ابی طالب (ع) آغاز نموده و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده و بقیه را به فرار واداشتند. در این عملیات، رزمندگان از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنرین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی بر منافقین وارد کردند؛ به طوری که در ساعت 11 به منافقین دستور عقب نشینی کامل داده شد.

در حین عملیات، هوانیروز با اعزام هلی کوپترهای کبرا و نیروی هوایی با بمباران دقیق موضع و ادوات منافقین، تلفات فراوان و موثری بر آنان وارد ساختند.

در جریان عقب نشینی نیز، منافقین با گماردن عده ای از نیروهای خویش برای سرگرم ساختن نیروهای خودی، سعی کردند تا از مهلکه بگریزند و ساعت 2 بعدازظهر، پس از زد و خورد شدید بین منافقین و نیروهای خودی، شهر اسلام آباد آزاد شد و عده ای از منافقین، با عدم موفقیت در فرار، به کوهستان پناه بردند.

در این عملیات، بین 1600 تا 2500 نفر از منافقین به هلاکت رسیده و حدود 1000 تن نیز مجروح شدند. 2 تن از فرماندهان محورها و نیز چند فرمانده تیپ به همراه یکی از اعضای هیات اجرایی، در بین کشته شدگان بودند. تخمین زده می شد که حدود 500 تن نیز در منطقه متواری شده باشند، که جنازه 50 تن از آنان که زخمی بوده یا در درگیری با نیروهای خودی کشته شده بودند، به دست آمد.

همچنین ده ها تن از منافقین در این عملیات به اسارت درآمدند که در میان آنان، برخی از فرماندهان و اعضای رده بالای سازمان نیز وجود داشتند.

 در جبهه ایران چه می گذرد

شب پیش از عملیات منافقین، مسعود رجوی در جلسه ای که به منظور توجیه نیروها در مقر اشرف برپا شده بود، در پاسخ به فرمانده یکی از تیپ هایی که از وی درباره "کالک عملیاتی" سوال کرد، به نقشه بزرگ ایران که روی دیوار پشت سر او نصب شده بود، اشاره کرد و گفت:

(این کالک عملیاتی است و شما به آسانی طبق جدول زمانبندی شده ای که در دست دارید، به تهران خواهید رسید و با سرنگونی رژیم، همه ایران در اختیار شما خواهد بود)

منافقین حاضر در جلسه، با کف زدن های پی در پی و فریاد کشیدن های ممتد، سخنان سرکرده خود را تایید کرده بودند.

چندهفته پیش از آن، یعنی روز دوشنبه 6/4/1368 (27 ژوئن)، مروین دایملی نماینده کنگره از ایالت اوهایو در تظاهرات منافقین در واشنگتن شرکت کرده بود و طی سخنانی که بخش هایی از آن در یکی از کانال های تلویزیونی آمریکا پخش شد، با اطمینان خطاب به منافقین شرکت کننده در تظاهرات گفته بود:

(نباید دست از تلاش بردارید مطمئن باشید که با کمی صبر و تلاش بیشتر، به زودی از مهران به تهران رژه خواهید رفت)

اظهارات دایملی که به صورت نوار ویدئویی در میان کلیه اعضا و هواداران سازمان پخش شده بود، در حالی ایراد شده است که چند روز پیش از آن، یعنی در تاریخ 30/3/1367 (20ژوئن) 138 تن از نمایندگان کنگره و 14 نفر از سناتورهای آمریکایی، طی نامه ای خطاب به جورج شولتز وزیر امور خارجه این کشور، از وی خواسته بودند که به رشد جنبش های مقاومت داخلی در ایران توجه کند و دراین راستا اعلام کرده بودند:

(استفاده از سازمان مجاهدین که مقر آن در عراق است، اکیداً توصیه می شود)

در همین ایام، صدام حسین طی سخنانی که در مراسم تشویق خلبانان عراقی ایراد کرده و متن کامل آن از رادیو بغداد و سپس ترجمه قسمت هایی از آن از رادیو منافقین پخش شده بود، گفته بود:

( اگر ایرانی ها به شرارت ادامه دهند، هیچ کس را در کنار خود نخواهند دید و مدتی دیگر می بینند که مجاهدین خلق به عمق بیشتری در داخل ایران نفوذ می کنند و در تهران، طاغوت های جنگ افروز ایران را سرنگون خواهند کرد)

بنا به اعتراف یکی از اعضای رده بالای منافقین که در جریان عملیات مرصاد توسط رزمندگان ایران دستگیر شده بود، چند روز پیش از تهاجم منافقین به کرند و اسلام آباد، محسن رضایی، عضو مرکزی سازمان، پس از نشستی با حضور مسعود رجوی و 2 تن از افسران ارشد دایره استخبارات (امنیت) ارتش عراق، از بغداد به واشنگتن رفت و پس از شرکت در جلسه خصوصی یکی از کمیسیون های کنگره آمریکا، به عراق بازگشت و 3 روز بعد عملیات منافقین آغاز شد ...

تمام شواهد، قرائن، اسناد و مدارک به دست آمده و نیز اعترافات افراد دستگیر شده در جریان عملیات مرصاد، حکایت از آن دارد که منافقین نسبت به پیروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند، اطمینان کامل داشتند. در این حمله، تقریباً همه افراد رده بالای سازمان، نظیر مهدی ابریشمچی، محمود عطایی، محمد حیاتی، ابراهیم ذاکری، مهدی افتخاری و ... شرکت کرده بودند. اعزام عناصری نظیر آنان، نشان دهنده میزان امیدواری منافقین به موفقیت طرح بوده است(!) منافقین شرکت کننده در این عملیات، بسیاری از اشیای شخصی و لوازمی که معمولاً یک نیروی عملیاتی، به هنگام عملیات همراه خویش ندارد، نظیر پاسپورت، عکس های خانوادگی، شماره تلفن دوستان و کادو برای آشنایان و ... را با خود آورده بودند و دستگیرشدگان اظهار می کردند:

(قرار بود بقیه وسایل و لوازم شخصی را بعداً برایمان بفرستند)

 تمامی منافقین دستگیر شده، اعم از عناصر رده بالا یا عضو و هوادار معمولی، در اعترافات خویش اظهار می کردند که :

(توهم دستیابی به تهران و براندازی جمهوری اسلامی به اندازه ای در ذهن آنان قوی و غیر قابل تردید بوده است که کمترین محلی برای تصور شکست و ناکامی باقی نگذاشته بود)

 صاحبخانه به ما فشار می آورد

 دو روز پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، محمود عطایی از اعضای مرکزی گروهک  منافقین در یک نشست توجیهی با سایر اعضای کادر مرکزی ، در پاسخ به چند تن از اعضای رده بالای این گروه که به رغم اطمینان های داده شده هنوز هم نسبت به موفقیت آمیز!! بودن حرکتی که قرار بود هفته بعد انجام پذیرد، تردید داشته و آن را "انهدام وسیع نیروهای سازمان" می دانستند، گفت:

(مسعود می گوید که صاحبخانه به ما فشار می آورد و در ادامه با یادآوری این نکته به حاضران که سازمان و عراق با یکدیگر وحدت استراتژیک دارند و ضربه احتمالی به سازمان برای دوستان عراقی نیز نوعی ضربه محسوب می شود، دوباره موفقیت حتمی عملیات اطمینان کامل داده و تآکید ورزیده بود که: این فشار صاحبخانه را نباید غیردوستانه تلقی کرد؛ چرا که به هر حال ما سرنوشت مشترکی داریم و آنها به همان اندازه که برای سربازان خود دل می سوزانند، برای ما نیز دلسوز هستند).

خبرنگار خبرگزاری رویتر در همان ایام، طی گزارشی با اشاره به پذیرش قطعنامه از جانب ایران، درباره واکنش احتمالی عراق اظهار نظر کرده بود:

 ( دیپلمات ها دچار این ظن هستند که بغداد از ارتش آزادی بخش ملی(!) برای حفظ فشار نظامی بر تهران استفاده کند و در عین حال هنوز می تواند در مقابل خاویر پرزد کوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد، استدلال کند که این کشور نیروهای خود را از خاک ایران عقب کشیده است)

 اندیشه تجاوز منافقین

شاید علت شکل گرفتن اندیشه عملیات در ذهن منافقین ناشی از این احساس بود که با پایان یافتن جنگ عراق و ایران، فرصت‌ها و محدوده پشتیبانی صدام از این گروهک کاهش خواهد یافت؛ زیرا حکومت ایران از شرایط مناسب‌تری برای به دست گرفتن زمام امور در داخل برخوردار خواهد شد. صدام که تظاهر به مشورت با دیگران، پیش از اعلام تصمیم‌گیری‌هایش می‌کرد،  با بیان جمله زیر، از انگیزه‌های تحریک‌آمیز خود برای اجرای این عملیات پرده برداشت؛ او گفت:

(شاید این فرصت طلایی برای نابودسازی رژیم فعلی (ایران) باشد)

نیروی سازمان منافقین

نیروی گروهک منافقین در اوت 1988 مشتمل بر 5500 تا 6000 نفر در داخل عراق بود. تعداد قابل توجهی از اینان را نیروهای اداری و زنان تشکیل می‌دادند. بیشتر زنان، دوره‌های آموزش سنگینی را طی کرده بودند. سازمان، طی دهه  80 تا اوت 1990 کمک‌های مالی بالغ بر 20 میلیون دینار در ماه از رژیم عراق دریافت می‌کرد.

این مبلغ بعد از سال 1990 به دنبال تورم مالی در عراق که بعد از اشغال کویت به وجود آمد، کاهش یافت(قیمت دلار در سال‌های دهه 80، بین 5/1 تا 3 دینار بود.) این سازمان در آغاز کار، از طریق انبارهای ارتش عراق، به جنگ افزارهای سبک و به ویژه سلاح‌های سبک، یعنی تفنگ خودکار و مسلسل‌های متوسط و مسلسل‌های سنگین و موشک اندازهای  RPGY و خمپاره اندازه‌های 82 و 120 میلیمتری مجهز شد، سپس تعدادی زرهپوش و نفربر زرهی در اختیار آنان گذاشته شد.

 این سازمان توانست به سلاح‌های سنگین بسیاری دست یابد؛ گاهی از طرف عراق در اختیار آنها قرار می‌گرفت و گاهی غنایم گرفته شده از نیروهای ایرانی بود. در نتیجه (گروهک منافقین) به یک نیروی ضربتی مجهز به تانک‌ها و نفربرهای زرهی و توپخانه متوسط و سنگین و موشک‌های ضدتانک هدایت شونده تبدیل شد. علاوه بر آن، اقدام به خرید تعداد زیادی خودرو وانت و کامیون‌های باری به منظور نقل و انتقال سریع و نصب مسلسل‌های سنگین از نوع ولادیمیر بر روی وانت‌ها کردند.

با وجود این که کمک‌های ارائه شده از سوی رژیم عراق به این گروهک بسیار زیاد بود، ولی منافقین دارای منابع مالی خصوصی در خارج از عراق نیز بودند که در هنگام نیاز از آن استفاده می‌کردند.

این سازمان دارای پادگان‌های آموزشی در داخل عراق است. محل اقامت اصلی آنان در منطقه (الخاص) واقع  در شمال بغداد است. در حالی که قرارگاه اصلی‌شان در داخل شهر بغداد است و اطراف آن را با اقدامات حفاظتی سطح بالا محافظت می‌کنند. این قرارگاه مورد حمله سه گلوله خمپاره سنگین قرار گرفت که از فاصله 500 متری شلیک شده بود. این حمله در ماه ژانویه 1997 صورت گرفت.

گروهک منافقین در جریان عملیات خود، فعالیت‌های ستادی را در درون قرارگاه‌هایش به شیوه منظم و بسیار دقیقی انجام داد و دارای شبکه‌های تماس بی‌سیمی خوبی بود. گروهک  منافقین اطلاعات قابل توجهی درباره اوضاع ایران به دست می‌آورد؛ ولی این اطلاعات نمی‌توانست در سطح اطلاعاتی باشد که استخبارات نظامی عراق به دست می‌آورد. البته عراق از برخی اطلاعات جمع‌آوری شده توسط این سازمان نیز استفاده می‌کرد.

 آمادگی برای تجاوز

فعالیت ‌های منافقین با پرده‌پوشی و پنهان‌کاری تمام انجام می‌شد. کنترل و مراقبت قاطعی صورت می‌گرفت و نیروهای پایبند به آموزش‌ها و تعلیمات و شناسایی و برنامه‌ریزی برای عملیات بودند. از آن‌جا که عراق تنها کشوری است که به صورت آشکار از مخالفان ایران پشتیبانی به عمل می‌آورد و شاید تنها دولتی است که به صورت سخاوتمندانه پشتیبانی‌هایی را در اختیار این گروهک قرار می‌دهد، باید گفت که دو گروه از معارضان ایران مورد توجه عراق قرار گرفته‌اند، یکی گروهک  منافقین و دیگری حزب دموکرات کردستان ایران که در سطح پایین‌تری از پشتیبانی‌های دولت عراق بهره می‌برد.

گروهک منافقین برای عملیات دست به اقدامات گسترده زیر زد:

1- خرید گسترده و در بازارهای اتومبیل عراق، به گونه‌ای که سبب جهش بزرگی در قیمت اتومبیل‌ها شد.

2- تقاضاهای این سازمان در تهیه انواع سلاح‌ها، تجهیزات و مهمات از طریق انبارهای ارتش عراق تامین گردید. علاوه بر آن، خشکبار و کنسرو، به عنوان مواد غذایی اضطراری نیز فراهم شد.

3- اقدامات گشتی- شناسایی میدانی در خطوط مقدوم و عقبه عملیات انجام شد.

4- دستورهای لازم درباره جزییات طرح‌ها و اقدامات عملیات، در مدت زمان بسیار محدودی صادر شد.

5- قرارگاه عملیاتی ویژه عملیات در قرارگاه سپاه دوم، در منصوریه الجبل واقع در جاده بغداد- خانقین بازگشایی گردید.

6- ارتباطات لازم ایجاد و تحت کنترل قرار گرفت.

7- نیروهای مسلح زمینی وهوایی عراق، به حالت آماده باش صد درصد درآمدند؛ در حالی که همگی در موقعیت‌های خود به سر می‌بردند.

8- ماموریت‌های مشخصی برای نیروهای هوایی وهوا نیروز به منظور پشتیبانی از عملیات تعیین گردید و اهداف از طریق عکس‌های هوایی و اطلاعات استخباراتی شناسایی شد.

9- رهبری گروهک منافقین به قرارگاه عملیاتی منصوریه الجبل منتقل گردید.

10- سرلشکر فاضل البراک، سپهبد صابر الدوریو سرلشکر ستاد وفیق سامرایی و سید احسان محمد جاسم الدیری مدیر کل سرویس‌های اطلاعاتی و مسوولان شعبه ترکیه و ایران، برای پی‌گیری اوضاع به این قرارگاه منتقل شدند.

وضعیت  نیرو های ایران

نیروهای ایران و عراق به دنبال پشت سرگذاشتن 8 سال جنگ، از مرحله صلح با استراحت نیمه کاملی استقبال به عمل آوردند. نیروهای ایران اقدام به سبک کردن و عقب کشیدن تعدادی از یگان‌های خود از منطقه مورد نظر در این عملیات، در محور خانقین- تهران کردند و تعدادی از یگان‌های لشکر 81 زرهی و سپاه پاسداران به پادگان‌هایشان و مناطق غیررسمی منتقل شدند. در محور عملیاتی ، غیر از چند یگان سبک، نیروی دیگری حضور نداشت و علاوه بر آن، فعالیت در بسیاری از نقاط دیده‌بانی اطلاعاتی نیز متوقف شده و به عنوان یک از پیامدهای طبیعی صلح، شبکه جمع‌آوری اطلاعات ضعیف شده بود. در مجموع، آمادگی رزمی به پایین‌ترین سطح ممکن تنزل پیدا کرده بود.

محور عملیات مشتمل بر مناطق کوهستانی  بسیار صعب العبور و در عمق ده‌ها کیلومتری، خالی از جمعیت بود. جاده آسفالته، شهر ویران شده قصرشیرین را به شهر اسلام‌آباد، که پیش از این (شاه‌آباد)خوانده می‌شد، وصل می‌کرد. جاده قصرشیرین- تنگه پاطاق- اسلام آباد بسیار صعب العبور بود. جاده قصرشیرین- گیلان‌غرب- اسلام آباد نیز از جنوب تنگه می‌گذشت. در شهر اسلام آباد یک پادگان دایمی متعلق به یکی از تیپ‌های لشکر 81 زرهی وجود داشت. منطقه حدفاصل بین اسلام آباد و کرمانشاه (که در فاصله 175 کیلومتری مرزهای عراق قرار دارد) شامل رشته کوه‌های موازی است که جاده اصلی را قطع می‌کند. زمینی به مساحت 8 تا 15 کیلومتر بین هر دو رشته کوه وجود داشت که حوضچه‌هایی را در برداشت و از ناهمواری و پست و بلندی کمتری برخوردار بود.

 اجرای تجاوز منافقین

به محض صدور فرمان لازم، نیروهای گروهک منافقین، خط مرزی را در نوردیده و با استفاده از خودروهای وانت که بر روی آنها مسلسل‌های سنگین نصب شده بود و همچنین با استفاده از نفربرهای زرهی و زرهپوش‌های چرخ‌دار روسی و فرانسوی¬PMP و بنهارد و 60PTR، پیشروی  مکانیزه سریع خود را آغاز کردند. در موج اول حمله حدود 2200 نیروی مسلح زن و مرد حضور داشتند.

هواپیماهای جنگیده میگ 23 و میراژاف یک عراقی به منظور حفاظت از نیروهای عمل کننده در برابر دخالت احتمالی نیروی هوایی ایران، اقدام به پروازهای گشتی مسلحانه و برقراری پشتیبانی هوایی نزدیک کردند. پیشروی اولیه سبب شد تا این نیروها به عنوان یک نیروی کاملاً غافلگیر کننده و قوی پیشروی کنند و به شهر اسلام آباد واقع در 100 کیلومتری (خط حرکتشان) دست یابند.

آنها نیروهای موجود در این شهر را غافلگیر کرده و پادگان و مناطق و موقعیت‌های حساس این شهر را ظرف مدت زمان کوتاهی (چند ساعت) به اشغال خود در آوردند. نیروهای بعدی با بهره‌گیری از موفقیت‌های به دست آمده، در چهارچوب برنامه تعیین شده برای دستیابی به شهر تهران، حمله خود را از سر گرفتند.

بدیهی بود که در پشت سر خود، از هیچ‌گونه اقدام دفاعی یا نیروی تامینی در جاده‌ها برخوردار نبودند. رهبران ایران به اطلاعات جامعی در مورد محور و اهداف عملیات و میزان نیروهای عمل کننده (گروهک منافقین) دست پیدا کردند و با به حرکت درآوردن تعدادی از یگان‌های سپاه پاسداران، که دارای ویژگی‌های حرکت سبک و سریع بودند و از وسایل نقلیه سریع و کوچک استفاده می‌کردند، واکنش سریعی در مقابل این رویداد نشان دادند. تعدادی از ارتفاعات و تقاطع جاده‌های ارتباطی در فاصله بین اسلام آباد و کرمانشاه را به کنترل خود درآورده و با نیروهای مقدم منافقین درگیر شدند.

آنها توانستند تا هنگام آمادگی و تجمع نیروهای سپاه پاسداران از مناطق مختلف در محور عملیات، منافقین را زمین‌گیر و خطوط ارتباطی آنها را در چند نقطه قطع کنند. عملیات نابودسازی منافقین آغاز شد و در همان ابتدای کار، حداقل 1000 منافق کشته، زخمی و اسیر شدند. در حالی که بنا به اطلاعات دریافتی ما، تعداد تلفات منافقین به بیش از 2000 نفر رسید.

 روزشمار عملیات مرصاد

 

31 /4 /1366

1- روزنامه نیویورک تایمز از عملیات ناوگان امریکا در محافظت از نفت کش‌های کویتی انتقار کرد و این عملیات را در جهت حمایت از عراق دانست.

2- پارسونز: (رغبت ایران برای باز نگه داشتن تنگه هرمز، بیش از عراق است)

3- سفیر عراق در لندن: (ما به کشتی‌ها حمله خواهیم کرد)

4- وزیر نفت کویت: (نباید عراق تنها بماند)

5- به گفته‌ بی. بی. سی، انگیزه آمریکا از محافظت از نفت‌ کش‌های کویتی، اعاده اعتبار از دست‌رفته در جریان مک فارلین است.

6-تبیین موضع جمهوری‌اسلامی در قبال خلیج فارس و قطع‌نامه 598 در مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهوری و سخنان نخست‌وزیر.

7-مقام معظم خامنه‌ای: (برخورد ما با آمریکا مهلک خواهد بود)

8- عراق اعلام کرد که قطع‌نامه 598 را پذیرفته است. سخنگوی دولت عراق: (تصویب قطع‌نامه 598 پیروزی سیاسی برای عراق است)

9- موضع محافل انقلابی لبنان صدور قطع‌نامه 598 سازمان ملل.

10- سفر دکتر ولایتی به آلمان غربی و مذاکره با مقامات این کشور.

11- نیروهای گروهک منافقین با پشتیبانی و تحریک رژیم عراق، از طریق نوار مرزی سر پل ذهاب و قصرشیرین، تجاوز خود را با نام عملیات فروغ جاویدان آغاز کردند. 

28/4/1367

1- پذیرش قطع‌نامه 598 سازمان ملل از سوی ایران.

 

31/4/1367

1-هارولد بروان: (شکست‌های اخیر ایران در جنگ و اختلافات داخلی، نقش‌ اساسی در قبول قطع‌نامه 598 به عهده دارد و در عین حال، تهران خود را به طور فزاینده‌ای مواجه با حضور امریکا در خلیج فارس می‌دید)

2- سه روز پس از اعلام تصمیم جمهوری‌اسلامی (28/4/1367) مبنی بر پذیرش قطع‌نامه عزیز، هیچ‌ اشاره‌ای به پذیرش قطع‌نامه نکرده و در عوض  یک طرح صلح چند ماده‌ای را مطرح کرد.

3- سخن‌گوی کاخ سفید: (امریکا معتقد است که اکنون به عهده ایران است که نخستین گام را در جهت عادی سازمان روابط میان واشنگتن و تهران بردارد)

4-  تصرف قصرشیرین و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.

5- عقب‌نشینی نیروهای خودی از مناطق عملیاتی میمک و هلاله و پیشروی دشمن در مناطق تنگه‌هایی بیجار و بینای.

6- موافقت ایران با اعزام هیاتی از ناظران سازمان ملل برای برنامه‌ریزی نحوه اجرای آتش بس و نظارت بر اجرای آن.

 

2/5/1367

1- فرانک کارلوچی وزیر دفاع امریکا: (حضور نظامی امریکا در خلیج‌فارس، تنها وقتی کاهش خواهد یافت که آتش بس به خصومت‌ها پایان دهد و معین شود که خلیج‌فارس برای کشتیرانی امن است)

2- کشته شدن ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه سوم عراقی.

3- سفر علی اکبر ولایتی به نیویورک  برای گفتگو با دبیرکل سازمان ملل.

 

3/5/1367

1- آغاز عملیات مرصاد؛ شکست پیچیده‌ترین ترفند دشمن و منافقین.

2- رژیم عراق با به کارگیری گسترده سلاح‌های شیمیایی در جبهه‌های جنگ و موشک‌باران شهرها، توانست شرایط جنگ را به نفع خود تغییر دهد. این در حالی بود که کارشناسان نظامی و سیاسی ایران، سرگرم بررسی و پذیرش قطع‌نامه 598 شورای امنیت ملل متحد بودند و سرانجام این قطع‌نامه  در تاریخ 27/4/1367 از سوی جمهوری‌اسلامی ایران پذیرفته شد.

چهار روز پس از پذیرش قطع‌نامه سازمان ملل، قوای رژیم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخش‌های از ایران، تجاوز گسترده‌ای را آغاز کردند؛ ولی با ایستادگی رزمندگان ایران بخش وسیعی از مناطق جنوبی کشور از خطر سقوط نجات یافت. هم‌چنین ارتش عراق در جبهه‌های میانی نیز دست به تحریکاتی زد، که تا حدی می‌توانست برای تمامیت ارضی و استقلال کشور ما خطری به شمار آید. هدف دشمن در جبهه میانی، زمینه‌سازی برای هجوم سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین بود.

در این جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خود، آنها را سرگرم کرده بود تا نیروی منافقین بتوانند پس از شکسته شدن خط به وسیله ارتش عراق، از نقطه دیگری حرکت خود را آغاز کنند. به این ترتیب، نیروهای منافقین پس از تصرف جبهه نیروهای ایرانی در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آن که رو به رو باشند، سوار برخودروهای خود، به سوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگه چهارزبر پیش آمدند. این حرکت سریع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را غافل‌گیر کرد. به محض رسیدن خبر هجوم منافقین و ارتش عراق به شهرهای مختلف کشور، خیل عظیمی از نیروهای داوطلب به سوی جبهه‌ها روانه شدند. همین امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشی از کشور ایران بر هم زد. در حالی که هنوز حملات ارتش عراق در جنوب کشور قطعی نشده بود، بخشی از نیروهای رزمنده جنوب، راهی غرب کشور شدند تا همراه مردم بسیج شوند و تحت عنوان عملیات «مرصاد» به سرکوب حملات عراق و منافقین بپردازند.

عملیات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز یا صاحب الزمان (عجل‌الله تعالی وجه الشریف ادرکنی) برای مقابله با حرکت منافقین و بازپس‌گیری اشغال شده انجام گرفت.

در این عملیات که با فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی و با پشتیبانی هوا نیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام آباد- پل دختر وارد عمل شدند و نیروهای ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزی عقب راند؛ اما قوای ارتش عراق، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشتند.

در عملیات مرصاد، بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپاهره انداز 60 و 80 میلیمتری و 30 عراده توپ 106 میلیمتری دشمن منهدم شدند. همچنین بیش از 20 تیپ مشترک منافقین و ارتش عراق متلاشی شد و تعداد کشته و زخمی‌های دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در این عملیات، نزدیک به 1000 قبضه آر. پی. جی 7، 700 قبضه تیربار کلاشینکوف، ده‌ها دستگاه خودرو، ده‌ها دستگاه تانک و نفربر، تعدادی تجهیزات پیشترفته الکترونیکی و مخابراتی و مقادیری اسناد درون گروهی منافقین به دست رزمندگان ایران افتاد.

3- بازپس گیری شهر گیلان‌غرب از دست نیروهای سازمان منافقین و دشمن.

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>