منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠

ترک ها در عصر ظهور مهدى(عج)

 

مقصود از ترکان در  عصر ظهور

            در کتاب عصر ظهور و معجم أحادیث امام مهدى(عج) گفته شده  که در احادیث ظهور ، علاوه بر ترک هاى ترکیه به روس و دیگر ملل اروپاى شرقى هم ترک گفته مى شود ، چون از آنها هم به ملت هاى ترک تعبیر شده است . بنابراین در تمام احادیثى که نامى از ترک ها برده شده ، مى بایست به دنبال قرائنى گشت که معلوم شود مقصود ، ترکان ترکیه است یا ملل دیگر .

 

لشکر های در گیر جنگ

1-لشکر ترکان (عثمانی ها)

2-لشکر سفیانی

3- لشکر امام زمان


 

      

 نبردبا ترکان در روایات

 در احادیث جنگ سفیانى و ترک ها آمده که این نبرد در  قرقیسیا  مرز سوریه ، عراق و ترکیه اتفاق مى افتد . علت جنگ ، پیدا شدن گنج در مسیر رود فرات یا در نزدیکى مسیر آن است . به نظر مى رسد که ترکان در این نبرد ، ترکان ترکیه اند ، نه روس ; گرچه روایات ابن حماد درباره قرقیسیا ضعیف است .

از دیگر احادیث ، آتش آذربایجان است که نعمانى در الغیبه  از ابو بصیر روایت کرده است که ابوعبدالله فرمود : پدرم به من فرمود :

(آتش آذربایجان حتماً رخ مى دهد و چیزى مانع آن نیست . وقتى رخ داد ، در خانه بمانید و هر جا ماندیم ، بمانید . وقتى قائم ما حرکت کرد ، به سویش بروید ، گرچه روى زمین بخزید . به خدا گویا مى بینم که بین رکن و مقام با مردم بیعت مى کند و قرآن جدیدى مى آورد که پذیرش آن بر عرب سخت است . واى بر طاغیان عرب ، از شرى که زمانش نزدیک شده است !)

            این حدیث گنگ و مجمل است و آتشى که گفته شده ، ممکن است حقیقى و شعله ور باشد، مانند آتش شرق حجاز که روایت مى گوید از مسافت دور دیده مى شود. این آتش نزدیک زمان ظهور امام(عج) است ، اما ممکن است مقصودش آتش مجازى باشد ، یعنى آتش جنگ و فتنه اى که در آذربایجان رخ مى دهد ، یا از آنجا آغاز مى شود .

            امام صادق(ع) زمانش را مشخص نکرده و خبر را از پدرش ( امام باقر ) نقل مى کند . نزد مردم معروف بود که امام باقر(ع) رخدادهاى بسیارى را پیش بینى کرد که درست از آب درآمد ، از جمله سقوط دولت بنى امیه و برپایى دولت بنى عباس . شاید آتشى که امام در این روایت فرموده ، از رخدادهاى زمان ایشان و مربوط به قیام بر ضد بنى امیه باشد.

حدیث ملاحم سید بن طاووس مى گوید :

( در آخر الزمان ، فرورفتگى اى در بصره رخ مى دهد و آتشى دامنه دار در مشرق ظاهر مى شود که سه یا هفت روز در آسمان مى ماند . آتشى در آذربایجان پدیدار مى گردد که چیزى جلودارش نیست ، همچنین شام ویران مى شود . حدیث مرسل است و ظاهراً برگرفته از روایات ، بر حسب فهم راوى یا گوینده روایت .)

از دیگر احادیث مربوط به ترکان ، حدیثى است که مى گوید دوبار شورش مى کنند . اصل حدیث از ابن حماد به نقل از مکحول است که پیغمبر فرمود :

(ترکان دو بار شورش مى کنند : یک بار که آذربایجان را ویران مى کنند ; بار دوم آن قدر پیش مى آیند که اسبان شان را کنار ساحل فرات مى بندند  اما پس از آن ترکى باقى نمى ماند )

 

 ارطاة نقل مى کند :

(سفیانى با ترکان مى جنگد و شکست شان به دست مهدى است . نخستین پرچمى که مهدى براى نبرد برمى افرازد ، براى نبرد با ترک هاست.)

عبد الله بن عمرو نقل مى کند :

(یکى از ملاحم باقى مانده ، که نبرد با ترکان در جزیره است . )

ابن حماد چندین روایت مى آورد که همگى با جنگ مغولان در سرزمین هاى اسلامى همخوان است ، و ظهور امام مهدى را پس از آن مى داند ، همچنین روایت دیگرى درباره نبرد امام در قرقیسیا با سفیانى و نبرد با ترکان مى آورد ، اما بعید است از نشانه هاى ظهور باشد .

به نقل از ابن مسعود گفته شده است :

(وقتى ترکان و خزر به جزیره و آذربایجان بیایند و رومیان به « عمق » و اطراف آنجا بروند ، مردى از قبیله قیس از اهالى قنسرین با رومیان مى جنگد و سفیانى هم در عراق با اهالى شرق مى جنگد . هر ناحیه اى سرگرم نبرد با دشمن است . وقتى مهدى چهل روز بجنگد و کمکى به او نرسد ، با رومیان ، به شرطى که هیچ کدام به دیگرى خراجى نپردازد ، صلح مى کند )

حذیفه مى گوید :

(وقتى پیشقراولان ترک را دیدید که به جزیره آمده اند ، با آنها بجنگید تا شکست شان بدهید ; اینها با این کار ، حرمت آنجا را زیر پا گذاشته اند . این نبرد نشانه خروج غربیان و شکست پادشاهى آنان است . )

از این گونه روایات زیاد وارد شده است .

اما شاید مهم ترین روایت ، روایت عمار یاسر است که مى گوید :

(دولت اهل بیتِ پیامبر نشانه هایى دارد . پس سرِ جاى خود بمانید ]تا آن نشانه ها ظاهر شود ، از جمله : [آمدن ترکان که هم پیمان مردى ضعیف اند ، که دو سال پس از بیعت با وى ، بر کنار مى شود و ترکان بر ضد روم با هم پیمان مى شوند .

دیوار غرب مسجد دمشق فرو مى ریزد و سه نفر در شام خروج مى کنند و از همان منطقه و توسط افرادى ، حکومت شان از بین مى رود ، ترکان به جزیره مى آیند و رومیان به فلسطین و جنگجویى بر جنگجویى دیگر پیشى مى گیرد ، تا سپاهشان در قرقیسیا با هم برخورد کنند .)

این روایت ، در هر منبعى آمده و غیر مرفوع[با ذکر تمامى راویان] است ، مانند عقد الدرر ، ملاحم ابن منادى ، سنن دانى  ، الغیبه طوسى با این نص آورده است :

( دعوت و دولت اهل بیت پیامبر ، در آخر الزمان است . پس بر جاى خود بمانید و دست نگه دارید تا امام تان را ببینید . وقتى ترکان با رومیان مخالفت کنند ، جنگ هاى روى زمین زیاد مى شود و منادى بر دیوار دمشق ندا مى دهد : واى از شرى که نزدیک شده است ، همچنین دیوار مسجد دمشق فرو مى ریزد . . . ) . اینها نشانه هاى ظهور امام زمان است ، چرا که رخدادهایى را ذکر مى کند که به هنگام خروج سفیانى روایت شده ، اما روایت مقطوع و بریده است .)

روایت ابن حماد به نقل از ارطاة ضعیف تر است . او مى گوید :

(وقتى ترکان و رومیان جمع شوند ، روستایى در دمشق فرو برود و قسمتى از دیوار غربى مسجد دمشق فرو بریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود )

ابن طاووس در ملاحم این نوع روایت را به نقل از فتن سلیلى آورده است که به او خبر دادند که على بن ابى طالب به ابن عباس فرمود :

( اى ابن عباس ! چیزهاى گوناگونى شنیده اى ، اما آنچه را که من مى گویم ، نقل کن . . . نخستین فتنه در سال 200 قمرى ، حکومت خردسالان است ، همچنین تجارت بسیار مى شود اما سود کمى به دست مى آید ، بعد مرگ عالمان و صالحان است ، بعد قحطى شدید ، سپس ستم و کشتار اهل بیتم با تشنگى در « زواء » و نیز جدایى و نفاق پادشاهان و شاه عجم .

وقتى ترکان بر شما چیره شدند ، به حوالى شهرها و سواحل دریاها بروید و بگریزید. در سال 253 یا 255 فتنه هایى در مناطق گوناگون رخ مى دهد . فتنه اى در مصر است . واى بر مصر ! دومین فتنه در کوفه است ، و سومى در بصره . ویرانى بصره به دست مردى است که به جنگ با بصره فرا مى خواند . رگ و ریشه اى ندارد ; مردم را به دو گروه تقسیم مى کند ، گروهى طرفدار وى و عده اى بر ضد او هستند . چند سال بر آنان حکومت مى کند ، بعد خلیفه اى حاکم شما مى شود که سختگیر و بداخلاق است . نامش در آسمان ( قتّال ) و در زمین ( جبّار ) است . خون هاى زیادى مى ریزد ; خون را با آب قاطى مى کند اما نمى تواند آن را بنوشد . اعراب بر آنها یورش مى آورند .

خلیفه در هجوم اعراب ، کشته مى شود و ستم و گناه بین مردم رواج مى یابد . پرچم هایى پى در پى به سویتان مى آیند ، گویا رشته اى پیوسته هستند که بریده شده ، به دنبال هم مى آیند .

وقتى خلیفه تان کشته شد ، منتظر خروج آل سفیان باشید که حکومتش به هنگام هلال ماه نو ، در مصر است ; در همان زمان ، کرانه و اطراف بصره و نیز بازار و مسجد بصره فرو مى روند ، بعد طوفان آب است . اگر کسى از کشتن با شمشیر نجات یابد ، از غرق شدن نجات نمى یابد ، مگر کسانى که حوالى بصره و از مرکز دور باشند .

سه خسوف و شش زلزله در مصر پدید مى آید و از آسمان سنگ خواهد بارید ; بعد فتنه اى در کوفه رخ مى دهد و سفیانى در شام ظهور مى کند ، وقتى سپاهش به کوفه برود ، منتظر بهترین فرد آل محمد(ص) ، مهدى ، باشید که به کعبه آویخته است . زنده ها در زمان وى آرزو مى کنند که کاش مرده بودند . زمین را از عدل پُر مى کند ، چنان که از ستم آکنده شده بود .)

راوى این روایت ، ناشناخته و مجهول است و متنش اشکال دارد . حدیث درست ، خبر مشهورى است که امیر مؤمنان(ع) در مورد جنگ ترکان مغولى در سرزمین هاى اسلامى بیان کرده است ; که حضرت در نهج البلاغه ، خطبه 128 آمده است :

( گویا آنها را مى بینم ; گروهى که چهره هایشان مانند سپر ]پهن و گرد[چکش خورده است . لباس هاى ابریشم و دیبا مى پوشند و اسب هاى خوبى دارند . وقتى وارد آنجا شوند ، خونریزى زیادى مى شود ، بطورى که فرد زخم خورده ، روى کشته ها راه مى رود و شمار فراریان ، کمتر از اسیران است )

یکى از یاران حضرت گفت :

اى امیر مؤمنان ! مگر علم غیب مى دانى ؟! امام خندید و به آن مرد که از قبیله کلب بود فرمود :

( اى برادر کلبى ! علم غیب نیست ، بلکه آن را از دارنده دانش ( رسول خدا ) یاد گرفته ام . علم غیب ، دانستنِ وقت قیامت است که خدا فرموده : « فقط خدا مى داند چه زمان ، قیامت است . اوست که باران مى فرستد ، نیز آنچه را در رَحِم مادران است مى داند . هیچ کس نمى داند فردا چه به دست مى آورد و هیچ کس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد . خدا عالِم و آگاه است

خدا مى داند که در رَحِم ، پسر است یا دختر ; زشت است یا زیبا ; بخشنده است یا بخیل; بدبخت است یا نیک بخت; مى داند که چه کسى هیزم دوزخ مى شود یا در بهشت، یار پیامبران است . این علم غیبى است که کسى جز خدا نمى داند اما بقیه ، دانشى است که خدا به پیامبر آموخته ، و او نیز به من یاد داده است و دعا کرده که سینه ام آن را حفظ کند و وجودم آن را نگه دارد .)

در این خطبه ، حضرت خبر جنگ مغولان ترک در سرزمین هاى مسلمانان را مى دهد که مى توان آن را جزء نشانه هاى دور ظهور دانست .

حاکم در  روایت مشابهى را آورده و آن را صحیح دانسته است و از قول بریده مى گوید که پیغمبر فرمود :

(قومى مى آیند که چشمان ریز دارند و صورت شان مانند سِپَر پهن است ; در صحراى عرب ، به مسلمانان مى رسند . گویا مى بینم که اسبان شان را به دیوار مسجد بسته اند. پرسیدند : اى رسول خدا ! آنها چه کسانى هستند ؟ فرمود : ترکان .)

از دیگر احادیث مربوط به ترکان ، حدیث ابن مهزیار است که طولانى است ، و کمال الدین آن را آورده است ; و از دیدار وى با امام مهدى(ع) در زمان غیبت در مکانى نزدیک طائف سخن گفته است . امام ، علامات ظهور و مطالبى درباره ترک ها را به او فرموده است .

عبارت مربوط به ترکان در روایت کمال الدین چنین است که امام (ع)پرسید :

(اى ابن مهزیار ! برادرانت در عراق چگونه اند ؟ عرض کرد : زندگى سختى دارند و شمشیرهاى بنى شیصبان بر سر آنهاست . امام فرمود : خدا دشمنان را نابود کند ! به کجا مى روند ؟! گویا مى بینم که گروهى در شهرشان کشته مى شوند و اراده پروردگار شب و روز بر آنان چیره است . عرض کرد : یابن رسول الله ! این رخداد چه زمانى است ؟

فرمود : وقتى قومى که بهره اى از ایمان ندارند و خدا و رسول از آنها بیزار است ، مانع رسیدن شما به کعبه شوند . نشانه اش آن است که سه روز در آسمان سرخى اى ظاهر مى شود که ستون هایى همچون نقره دارد که از روشنى و نور مى درخشند . ( سروشى » از ارمنستان و آذربایجان خروج مى کند و قصد مناطق پس از رى و کوه سیاه را دارد که جنب کوه سرخ و کنار کوه طالقان است

بین او و ( مروزى) نبرد سلیمانیه است ، که در آن جوانان پیر ، بزرگ سالان فرتوت و کشتگان نمودار مى شوند . در آن هنگام منتظر خروج او به سوى ( زوراء ) باشید . در آنجا نمى ماند و به « باهات » و سپس به « واسط » عراق مى رود یک سال یا کمتر در آنجا مى ماند ، سپس به کوفان مى رود ، در آنجا نبردى رخ مى دهد که دامنه اش از نجف تا حیره و غرى است . نبردى سخت که ذهن ها آن را به فراموشى مى سپارد . هلاک دو گروه در آن وقت است ، خدا بازماندگان را نابود مى کند .

آن گاه امام این آیه را تلاوت کرد : ( زندگى دنیا مانند آبى است که از آسمان نازل کرده ایم ، که در پى آن ، گیاهان زمین که مردم و چارپایان از آن مى خورند مى روید ، تا زمانى که زمین ، زیبایى خود را یافته و آراسته مى گردد و اهل آن مطمئن مى شوند که مى توانند از آن بهره مند گردند ; اما ناگهان فرمان ما شب هنگام یا در روز براى نابودى آن فرا مى رسد و چنان آن را درو مى کنیم که گویى دیروز هرگز نبوده است)        

روایت گزارش مى کند که سپاه از ارمنستان و باکو به سوى تهران و بغداد حرکت مى کند ، که حرکت طبیعى سپاهیان در آن زمان ، همین راه بوده است .

 اگر روایت صحیح باشد ، از رخدادى مربوط به آن زمان سخن مى گوید ; حال آنکه سند روایت هم ناقص است ، چون رواى جلیل القدر و مورد اطمینان از آل مهزیار ، على بن مهزیار است که پیش از غیبت درگذشته است ، پس روایت از یکى از فرزندان یا برادرزادگانش است که مورد اعتماد بودنش جاى بحث دارد .

از دیگر احادیث ترکان ، روایات آمدن آنان به جزیره و کنار فرات است .

 نعمانى از امام صادق(ع) آورده است :

(امیر مؤمنان(ع) از رخدادهایى سخن گفت که پس از ایشان تا قیام قائم رخ مى دهد ، حسین پرسید : چه زمانى خدا زمین را از شر ستمگران پاک مى کند ؟ امیر مؤمنان فرمود : زمانى خداوند زمین را از وجود ستمگران پاک مى کند که بناحق خون ریزى شود .)

سپس امام در حدیثى طولانى ، از بنى امیه و بنى عباس سخن گفت و بعد فرمود :

(فردى در خراسان قیام مى کند و بر کوفان و مُلتان چیره مى شود ، و از جزیره بنى کاوان هم ردّ مى شود ، همچنین فردى از ما در گیلان قیام مى کند و (آبر)و دیلمان به او لبیک مى گویند و پرچم هاى ترکان که در سرزمین هاى مختلف ، اینجا و آنجا پراکنده است ، براى کمک به فرزندانم مى آیند . آن زمان بصره ویران مى شود و امیر الأمراى مصر قیام مى کند .)

سپس امام حکایتى طولانى فرمود و افزود :

(هزاران نفر آماده شده ، صف لشکریان آراسته مى شود ; یکى ، دیگرى را مى کشد که باعث قیام فردى مى شود ; شخص انقلابى شورش مى کند و کافر هلاک مى شود . آن گاه قائم ، که به او امید بسته اند ، و امامى ناشناخته است ، قیام مى کند . صاحب شرافت و فضیلت است . اى حسین ! وى از فرزندان توست ، بى مانند است . بین دو رکن یمانى و حجر الأسود ظهور مى کند و دو لباس کهنه به تن دارد . بر جن و انس ظاهر مى شود و خون بهاى کسى روى زمین پایمال نمى شود . خوشا به حال کسى که آن زمان را دریابد و شاهد روزهاى حضورش باشد .)

            مقصود از قیام کننده در خراسان ، ابو مسلم خراسانى یا سید خراسانى است که نزدیک زمان ظهور مهدى(عج) قیام مى کند . مُلْتان ، منطقه اى نزدیک غزنه است که الان جزء پاکستان است . جزیره بنى کاوان آنجا یافت نشده اما کاودان و کاوردان روستاهایى در مازندران نزدیک آمل هستند.

       در صورت صحت سند این روایت ، قسمت مربوط به ترکان اینجاست که مى گوید :

( پرچم هاى ترکان که در سرزمین هاى مختلف ، اینجا و آنجا پراکنده است ، براى یارى فرزندم مى آیند»; این دلالت دارد که گروه هایى از ترک ها براى کمک به امام(عج)آماده اند. شاید این جریان پس از سروش آسمانى و اعلام ظهور امام باشد)

 

والله العالم

 

 

 
 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>