منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱

محکمه الهی

یه شب که من حسابی خسته بودم

همین جوری چشامو بسته بودم

سیاهی چشام یه لحظه سر خورد

یه دفه مثل مرده ها خوابم برد

 ====================


 تو خواب دیدم محشر کبری شده

محکمه ی الهی بر پا شده

خدا نشسته مردم از مرد و زن

ردیف ردیف مقابلش واستادن

چرتکه گذاشته و حساب می کنه

به بنده هاش عطاب خطاب می کنه

می گه چرا این همه لج می کنید

راهتونو بی خودی کج می کنید

====================

آیه فرستادم که آدم بشید

با دلخوشی کنار هم جم بشید

دلای غم گرفته رو شاد کنید

با فکرتون دنیا رو آباد کنید

عقل دادم برید تدبر کنید

نه اینکه جای عقلو کاه پر کنید

====================

من بهتون چقد ماشالله گفتم

نیافریده بارک لله گفتم

من که هواتونو همیشه داشتم

حتی یه لحظه گشنتون نذاشتم

اما شما بازی نکرده باختید

نشستید و خدای جعلی ساختید

هر کدوم از شما خودش خدا شد

از ما و آیه های ما جدا شد

یه جو زمین و این همه شلوغی!

این همه دین و مذهب دروغی!!

حقیقتا شماها خیلی پستید...

خر نباشید گاوو نمی پرستید

====================

از توی جمع یکی بلند شد ایستاد

بلند بلند هی صلوات فرستاد

از اون قیافه های حق به جانب

هم از خودی شاکی . هم از اجانب

گفت: چرا هیچکی روسری سرش نیست

پس چرا هیچ کی پیش همسرش نیست؟!

چرا زنا این جوری بد لباسن

مردای غیرتی کجا پلاسن؟...

====================

خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن

اینجا که فرقی ندارن مرد و زن

یارو کنف شد ولی از رو نرفت

حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت

چشاش می چرخه نمی دونم چشه

آهان می خواد یواشکی جیم بشه

دید یه کمی سرش شلوغه خدا

یواش یواش شد از جماعت جدا

با شکمی شبیه بشکه ی نفت!!

یهو سرش رو پایین انداخت و رفت

 قراولا چند تا بهش ایست دادن

یارو وانستاد تا جلوش واستادن

فوری درآورد واسشون چک کشید

گفت ببرید وصول کنید خوش بشید

دلم برای حوریا لک زده

دیر برسم یکی دیگه تک زده

اگه نرم حوریه دلگیر می شه

تو رو خدا بزار برم دیر می شه

قراول حضرت حق دمش گرم

با رشوه ی خیلی کلون نشد نرم

گوشای یارو رو گرفت تو دستش

کشون کشون برد و یه جایی بستش

رشوه ی حاجی رو ضمیمه کردن

توی جهنم اونو بیمه کردن

حاجیه داشت بلند بلند غر می زد

داشت روی اعصابا تلنگر می زد

خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی

یه خورده هم حبس نفس کن حاجی

این همه آدم رو معطل نکن

بگیر بشین این قده کل کل نکن

یه عالمه نامه داریم نخونده

تازه هنوز کراته دیگه مونده

نامه ی تو پر از کارای زشته

کی به تو گفته جات توی بهشته

بهشت جای آدمای باحاله

ولت کنم بری بهشت محاله

یادته که چقد ریا می کردی

بنده های ما رو سیاه می کردی

تا یه نفر دور و برت می دیدی

چقد ولضالین و می کشیدی..................

این همه که روضه و نوحه خوندی

یه لقمه نون دست کسی رسوندی

خیال می کردی ما حواسمون نیست

نظم و نظام هستی کشکی کشکی ست

هر کاری کردی بچه ها نوشتن

می خوای برو خودت ببین تو زون کن!.......

 خلاصه وقتی یارو فهمید اینه

بازم درست نمی تونست بشینه

کاسه ی صبرش یه دفه سر می رفت

تا فرصتی گیر میوورد در می رفت

====================

قیامته اینجا عجب جائیه

جون شما خیلی تماشائیه

از یه طرف کلی کشیش آوردن

کشون کشون همه رو پیش آوردن

گفتم اینارو که قطار کردن

بیچاره ها مگه چی کارا کردن

ماموره گفت می گم بهت من الان

مفسد فی الارض که می گن همین هان

گفت : اینا بهشت فروشی کردن

بی پدرا خدا رو جوشی کردن

به نام دین حسابی خوردن اینها

کفر خدا رو درآوردن اینها

بد جوری ژاندارک و اینا چزوندن

زنده توی آتیش اونو سوزوندن

روی زمین خدایی پیشه کردن

خون گالیله رو تو شیشه کردن

اگه بهش بگی کلاتو صاف کن

بهت می گه بشین و اعتراف کن

همیشه در حال نظاره بودن

شما بگو : اینا چه کاره بودن؟

====================

خیام اومد . یه بطریم تو دستش

رفت و یه گوشه ای گرفت نشستش

حاجی بلند شد . با صدای محکم

گفت : این آقا باید بره جهنم

خدا بهش گفت تو دخالت نکن

به اهل معرفت جسارت نکن

بگو چرا به خون این هلاکی

اینکه نه مدعی داره . نه شاکی

نه گرد و خاک کرده و نه هیاهو

نه عربده کشیده و نه چاقو

نه مال این . نه مال اونو برده

فقط عرق خریده . رفته خورده

آدم خوبیه هواشو داشتم

اینجا خودم براش شراب گذاشتم

====================

یهو شنیدم ایست خبردار دادن

نشسته ها بلند شدن واستادن

حضرت اسرافیل از اون ور اومد

رفت روی چارپایه و چند تا صور زد

دیدم دارن تخت روون میارن

فرشته ها رو دوششون میارن

مونده بودم که این کیه خدایا!

تو محشر این کارا چیه خدایا!

فک می کنیدداخل اون تخت کی بود

الان میگم . یه لحظه . اسمش چی بود...

همون که کارش عالی بود...

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد

همونکه این لامپارو اختراع کرد

همون که کارش عالی بود . اون دیگه

بگید بابا . توماس ادیسون دیگه

====================

خدا بهش گفت دیگه پایین نیا

یه راست برو بهشت پیش انبیا

وقتو تلف نکن توماس زود برو

به هر وسیله ای اگر بود برو

از روی پل نری یه وقت میفتی

می گم هوایی ببرند و مفتی!

باز حاجی ساکت نتونست بشینه

گفت که مفهوم عدالت اینه؟!

توماس ادیسون که مسلمون نبود

این بابا اهل دین و ایمون نبود

نه روضه رفته بود . نه پای منبر

نه شمر می دونست چیه و نه خنجر

یه رکعتم نماز شب نخونده

با سیم میماش شب رو به صبح رسونده

 حرفای یارو که به اینجا رسید

خدا یه آهی از ته دل کشید

حضرت حق خودش رو جا به جا کرد

یه کم به این حاجی نیگا نیگا کرد

از اون نگاهای عاقل اندر

سفیه شو باید بیارم این ور!

با اینکه خیلی خیلی خسته هم بود

خطاب به بنده هاش دوباره فرمود :

شما عجب کله خرایی هستید!

بابا عجب جونورایی هستید!

شمری اگر بود ادولف هیتلرم بود

خنجر اگر بود . رولورم بود

حیفه که آدم خودشو پیر کنه

و سوزنش فقط یه جا گیر کنه

می گید توماس من مسلمون نبود

اهل نماز و دین و ایمون نبود

اولا از کجا می گید این حرفو

در بیارین کله ی زیر برفو

اون منو بیشتر از شما شناخته

دلیلشم همین چیزا که ساخته

درسته گفتم عبادت کنین

نگفته ام به خلق خدمت کنین

توماس نه بمب ساخته . نه جنگ کرده

دنیا رو هم کلی قشنگ کرده

من یه چراغ که بیشتر نداشتم

اونم تو آسمونا کار گذاشتم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد

نمی دونید چقد کمک به من کرد

تو دنیا هیچ کی بی چراغ نبوده

یا اگرم بوده تو باغ نبوده

====================

خدا برای حاجی آتش افروخت

دروغ چرا یه کم براش دلم سوخت

طفلی تو باورش چه قصرا ساخته

اما به اینجا که رسیده باخته

====================


یکی میاد . یه هاله ای باهاشه

چقد بهش میاد . فرشته باشه

اومد . رسید و دست گذاشت رو دوشم

دهانشو آورد کنار گوشم

گفت تو که کلت پره قرمه سبزی ست

وقتی نمی فهمی . بپرسی بد نیست

اونکه نشسته یک مقام والاست

مترجمه . رفیق حق تعالی ست

خود خدا نیست . نمایندشه

مورد اعتمادشه . بندشه

خدای یم یلد که دیدنی نیست

صداش با این گوشا شنیدنی نیست

شما زمینی ها همش همینید

اون ور میزی رو خدا می بینید

همین جوری می خواست بلند شه نم نم

گفت که پاشو باید بری جهنم

وقتی دیدم منم گرفتار شدم

داد کشیدم یه دفه بیدار شدم...............

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>