منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠

نبرد  قرقیسیا

پس از ورود سفیانی به منطقهٔ قرقیسیا جنگی رخ می‌دهد که به جنگ قرقیسیا معروف است. قرقیسیا شهر کوچکی بوده در مدخل نهر بوخار در رود فرات که امروزه فقط خرابه‌های آن نزدیک شهر دیرالزور نزدیک مرز سوریه با عراق قرار دارد.

جنگ قرقیسیا در مرزهای سوریه، عراق و ترکیه به وقوع خواهد پیوست. دلیل اصلی این جنگ پیدا شدن گنجی در رود فرات است. این گنج به صورت کوهی از طلا و نقره‌است که از درون فرات بیرون کشیده می‌شود. همهٔ مردم برای دستیابی به آن گنج وارد این سرزمین شده‌اند و به همین خاطر جنگ سختی رخ می‌دهد که به کشته شدن صدها هزار نفر می‌انجامد.


در روایات شیعی از این نبرد به نام سفرهٔ الهی یاد شده، چون در آن سفیانی به جنگ با أبقع و أصهب که دشمن مشترک سفیانی و شیعیان هستند، می‌پردازد که این امر باعث کشته شدن بسیاری از سپاهیان سفیانی می‌شود. در این جنگ سفیانی بر سپاهیان أبقع و أصهب پیروز می‌شود و هر دوی آنها را به قتل می‌رساند. در این جنگ صدهزار نفر کشته می‌شوند. سپس سفیانی هفتاد هزار نفر از سپاهیانش را به سوی کوفه اعزام می‌کند.

 لشکر های  درگیر در نبرد قرقیسیا

  ترکها : آنها در منطقه بین النهرین نیرو پیاده کرده اند.

 رومیان : آنها در سرزمین فلسطین نیرو پیاده کرده اند.

 سفیانی : او همه سرزمین شام و اردن را در چنگ دارد.

 فرزندان عباس : آنها از سرزمین عراق می آیند .

 

 جنگ قرقیسیا( ارماگدون ) در کجااست و چه کشورهایی شرکت دارند

 برخی از دانشمندان، یکی از علایم ظهور امام مهدی(عج) را وقوع معرکه جنگی در منطقهای به نام هرّ مجدون و به تعبیر روایات قرقیسامیدانند.

 این قضیه حتی در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است. اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگی را بس عظیم و خطرناک میدانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد.
هرمجدون کلمهای است مشتق از "هر" به معنای کوه، "مجدوّ" که اسم وادی یا کوه کوچکی در شمال فلسطین است.

اهل کتاب گمان میکنند مساحت معرکه این جنگ از منطقه مجدو، در شمال فلسطین تا ایدوم در جنوب امتداد دارد حدود دویست مایل است.

آنان معتقدند: در این جنگ لشکری با حدود 400 میلیون نفر شرکت خواهند داشت.. لشکری که از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است.

 دکتر عبد الکریم زبیدی میگوید:

 ( این حادثه همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهور امام مهدی(عج )حقق خواهد یافت و در روایات از آن به معرکه قرقیسیا یاد شده است. در آن واقعه میلیونها لشکر از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دولتهای مغرب عربی و لشکریانی از شهرهای شام؛ یعنی، سوریه، اردن، لبنان، فلسین و اسرائیل شرکت خواهند داشت.

همگی در منطقهای به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت و سفیانی در این هنگام خروج خواهد کرد)

 کلینی به سند خود از امام باقر(ع) نقل کرده که به میسر فرمود:

(ای میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است؟

عرض کردم:

نزدیک شاطئ فرات است.

 حضرت فرمود:

آگاه باش که در آن مکان، واقعهای اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمانها و زمین از جانب خداوند ـ تبارک و تعالی ـ اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایی پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد)

از مجموع روایات استفاده میشود که فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است.

او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا، در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد و نیز بعد از پناه بردن امام زمان(عج)به کعبه با عدهای از یاران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکریانش در منطقهای به نام بیدا به زمین فرو خواهند رفت.

در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیاری از آنها نابود خواهند شد.

 بخاری به سندش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود:

( قیامت برپا نمیشود تا آنکه شما با یهود بجنگید؛ در آن هنگام به حدی از آنان کشته خواهد شد که حتی سنگی که یک یهودی در آن پناه گرفته، میگوید: ای مسلمان! این یهودی است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان)

 نبرد قرقیسیا در روایات

سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار میشود. در میانه راه در منطقهای به نام قرقیسیا(شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)، جنگی هولناک درمیگیرد و بسیاری کشته میشوند.

در تعدادی از احادیث پیشوایان دینی از جنگ قرقیسیاخبر داده اند.امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند:

(برای خداوند ودر قرقیسا سفرهای(غذایی) است. از آسمان ندا دهندهای آشکار میشود و آواز میدهد:

 ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید برای سیر شدن از گوشت ستمگران!)

 روایتی دو گروه درگیر این جنگ را فرزندان عباس و مروانی خوانده است، اما چهار حدیث دیگر سفیانی را یکی از طرفهای درگیری میدانند، از جمله حضرت علی(ع) فرموده است:

  (سفیانی بر شام غلبه میکند. سپس میان آنها در منطقه قرقیسیا جنگی در خواهد گرفت در آن جنگ، آنقدر کشته میشوند که پرندگان آسمان و درندگان زمین از مردارشان سیر میشوند)

  از میان روایات یاد شده، تنها این حدیث امام باقر(ع) از سند معتبری برخوردار است:

( سپاه سفیانی به قرقیسیا میرسند و در آنجانبردی در میگیرد و از ستم گران صد هزار نفر کشته میشوند)

 از میان این روایات، به حدیثی که طرفهای درگیر جنگ قرقیسیا فرزندان عباس و مروانی برمیشمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالفت با دیگر روایات، نمیتوان اعتماد کرد. اما بر اساس روایت معتبر پیش گفته و سایر روایاتی که مؤید این حدیثاند، چند مطلب را میتوان بیان کرد:


1-نبرد قرقیسیا واقع خواهد.

2 -یکی از متخاصمین، سفیانی است.

3- طرفین درگیری اهل باطلاند.

4-این نبرد، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت.

5-سپاه سفیانی، علی رغم تلفات سنگین، پیروز این نبرد است.

 روایات به انگیزه این نبرد اشاره نکرده اند؛ اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دلیل مقاومت حاکمان آن سرزمین، در برابر زیاده خواهیهای سفیانی باشد؛ چرا که سفیانی برای رسیدن به کوفه، تمام مسیر شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.

 در روایات درباره طرفین دیگری که در نبرد قرقیسیا می جنگند، چیزی نیامده است.

 همچنان که گذشت از روایات یاد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را میتوان فهمید. در روایت معتبر دیگری امام باقر(ع) فرموده است:

(سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد )

این روایت هر چند به نبرد قرقیسیا تصریح نکرده، اما به قرینه سایر روایات، به احتمال فراوان درباره جنگ یاد شده خواهد بود، و بر این اساس، از این روایت فهمیده میشود که: طرف دیگر این نبرد نیز از دشمنان شیعه است.

به نظر میآید آنچه قابل پذیرش است، اصل وقوع درگیری ها است. اما در رابطه با جزئیات نمیتوان سخن دقیقی گفت. باید توجه داشت که انسان بر اساس قدرت اختیار خود، میتواند امور را تغییر دهد، و قرآن و روایات به این نکته تصریح دارند.روایتهای شیعه و اهل سنت به نبرد قرقیسیا اشاره کرده و از بزرگی و بی نظیر بودن اینرویداد ﺳﺨﻦﮔﻔﺘﻪ اند . پیامبر از این آشوب ها چنین یاد می ﮐﻨﻨﺪ :

(ﻓﺘﻨﻪ ای به پا می شود و به دنبال آن ﻓﺘﻨﻪ ای دیگر برمی خیزد . فتنه اولی در مقایسه با دومی همانند تازیانه خوردن است در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر ! ﺳﭙﺲ ﻓﺘﻨﻪ ای پدید می آید که همه محرمات در آن حﻼل شمرده شود ! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین می رسد در حالی که او در خانه اش نشسته ﺑﺎﺷﺪ .)

  یکی از محققان معاصر نیز در کتاب خود به این مسئله اشاره کرده و ذیل آن می ﻧﻮﯾﺴﺪ :

(ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ روایات اشاره می کنند، عرصه نبرد، بیابان خشک و بی آب و گیاه است و آنها اجساد کشتگان خود را دفن نمی کنند و یا توانایی این کار را ندارند، از این رو پرندگان آسمان و درندگان زمینی از ﮔﻮﺷﺖ ﻻﺷﻪ های آنها شکم خود را سیر می کنند و اینکه سربازان کشته شده نیز ستمگرند؛ زیرا که آنها سربازان جباران و ستم پیشگان می ﺑﺎﺷﻨﺪ . یا اینکه در میان آنها شمار زیادی از افسران و فرماندهان ستمکار از دوطرف وجود دارد)

 منابع اهل سنت نیز به نقل روایاتی پرداخته اند که بیانگر شدت درگیری در قرقیسیا است؛ از جمله روایت زیر که ابن حماد آن را نقل می ﮐﻨﺪ :

(سفیانی با سپاهیان خود بر آنها غالب می شود و ترک و روم را در قرقیسیا به قتل می رساند تا اینکه درندگان زمین از گوشت آنها سیر ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .)

 در روایت دیگری از امام علی (ع) نقل شده ﮐﻪ :

( سفیانی بر شام غالب می شود، آنگاه در قرقیسیا نبردی بین آنها رخ می دهد، تا اینکه پرندگان آسمان و درندگان زمین از کشته های آنها سیر می ﺷﻮﻧﺪ)

 

  دﻻیل و زمینه های نبرد قرقیسیا

 آنچنان که از روایات بر می آید نبرد قرقیسیا بر سر گنجی است که در ناحیه فرات پیدا می شود .

ابن حماد به نقل از پیامبر از این گنج چنین گزارش می دهد :

(فرات از کوهی از طﻼ و نقره پرده بر ﻣﯽ دارد سپس بر سر آن جنگ می شود به طوری که از هر نه نفر، هفت نفر ﮐﺸﺘﻪ ﻣﯽ شود، پس اگر آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید .)

  در الفتن و الملاحم از ابن کثیر نیز به نقل از پیامبر به پیدا شدن گنج اشاره شده است :

( به زودی فرات از گنجی از طﻼ پرده بر می دارد، پس هر کس آن را یافت، نباید چیزی از آن بر گیرد)

 ابن حسام جونپوری نیز در کتاب البرهان به ماجرای کوه طﻼ در فرات اشاره دارد :

(قیامت ﺑﺮﭘﺎ ﻧﻤﯽ شود، مگر اینکه فرات کوهی از طﻼ را آشکار می سازد، مردم بر سر آن گنج به نبرد ﺑﺮﻣﯽ خیزند و نه دهم آن ها کشته می ﺷﻮﻧﺪ)

 نویسنده کتاب عصر ظهور در بحث از جنبش سفیانی چنین آورده است :

(هدف اصلی سفیانی ازجنگ عراق سلطه یافتن بر آن کشور و ایجاد مقاومت در برابر نیروهای ایرانی و زمینه سازان ظهور حضرت، که از مسیر عراق به سوی سوریه و قدس پیش می روند خواهد بود . ولی در راه عراق در اثر حادثه عجیبی جنگ قرقیسیا رخ می دهد و آن حادثه پیدا شدن گنجی در مجرای فرات و یا نزدیک مجرای رود فرات است . به طوری که عده ای از مردم برای دست یافتن به آن، دست به تﻼش می زنند و آتش جنگ بین آنها شعله ور می شود و بیش از ١٠٠ هزار تن از آنها ﮐﺸﺘﻪ ﻣﯽ شوند و هیچ یک به پیروزی قطعی نمی رسند و به آن گنج دست نمی ﯾﺎﺑﻨﺪ . ﺑﻠﮑﻪ همگی از آن منصرف شده و به مسایل دیگر مشغول می ﺷﻮﻧﺪ .)

 

 مختصری از جنگ قرقیسیا

غربیان ( رومیان )ﺑﻪ سوی مصر حرکت می ﮐﻨﻨﺪ و ورود آنها به آن سرزمین نشانه آمدن سفیانی است . پیش از آن شخصی که دعوت می کند، قیام می کند و ترکها هم به حیره وارد می شوند و رومیان به سرزمین فلسطین وارد ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . عبدﷲ هم بر آنها پیشی گرفته تا این دو لشگر بر سر رود، در برابر هم ﺑﺎﯾﺴﺘﻨﺪ . پس جنگ بزرگی رخ دهد و صاحب المغرب( هم پیمان رومیان) هم به راه ﻣﯽ افتد . مردان را می کشند و زنان را در بند می کنند آنگاه به سوی قیش برگشته تا اینکه سفیانی وارد شهر حیره می شود ... و هر آنچه که آنها گرداورده بودند را سفیانی در هم ﻣﯽ شکند و پس از آن به سوی کوفه به راه می افتد .

 سفیانی با سپاهش بر آنها پیروز می شود و ترکان و رومیان را در قرقیسیا می ﮐﺸﺪ در جایی دیگر آمده است .پس در آن هنگام ترکان و رومیان اجتماع کرده و با یکدیگر به نبرد بر ﻣﯽ خیزند و سه پرچم در شام برافراشته می شود، آنگاه سفیانی با آنها جنگ می کند تا در ﻣﻨﻄﻘﻪ قرقیسیا به آنها می رسد .

  زمان  نبرد قرقیسیا در ماه شوال و میان دو رخداد بزرگ روی ﻣﯽ دهد

 

بررسی جنگ قرقیسیا (آرماگدون) از دید موسسه تلسن

 یک بررسی انجام گرفته از سوی مؤسسه «تلسن» که در اکتبر سال 1985 م. به نشر رسیده است؛ نشان می ‌دهد که در حال حاضر 61 میلیون آمریکایی در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده‌ اند و این در حالی است که ذکر مؤسسات دینی و ایستگاه‌ های رادیو تلویزیونی که به این مهم پرداخته‌ اند؛ در این مجال میسر نیست.

 مؤسسات دینی آمریکایی این نکته را روشن ساخته ‌اند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد، بنا به پیشگویی حزقیال  از نظامیانی از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل می ‌شوند. مدارس انجیلی در آمریکا بر پایه این تحلیل که واقعه آرماگدون تنها حادثه ‌ای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن می‌ سازد... و این واقعه‌ای بسیار نزدیک است، به تبلیغ این دیدگاه پرداخته ‌اند.

 آرماگدونی که این عده از آن سخن می‌ گویند، همان حادثه عظیمی است که پیش از ظهور مهدی (عج )رخ خواهد داد، همان حادثه بزرگی که ائمه ما (ع)، نام قرقیسیا را بر‌ آن اطلاق کرده‌اند.

 ائمه ما، از این نکته خبر داده‌ اند که میلیون ‌ها نظامی از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دول مغرب عربی به اضافه سربازانی از سرزمین شام شامل کشورهای سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و اسراییل همگی در ناحیه‌ ای در این محدوده تحت عنوان «قرقیسیا» با یکدیگر برخورد کرده و پس از حصول درگیری، این سفیانی است که همگی را چونان کشتزاری درو شده در هم می‌ کوبد و از صحنه نبرد پیروز بیرون می‌آید.

 به هر حال مؤسسات دینی انجیلی آمریکا و اروپا آن چه را روانشناسان گفته ‌اند در قضیه بازگشت دوباره مسیح به زمین پس از حادثه آرماگدون، به کار بسته و به این گفته قائل ‌اند که بی ‌گمان امکان تحقق هر نوع پیشگویی ابتدا به ایمان مردم به آن و به پافشاری آنها بر ضرورت به کرسی نشستن آن و همچنین به شمار نفرات آنها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقق بخشیدن به آن پیشگویی را بر عهده دارند.


قرقیسیا و آرماگدون چه تفاوتی با هم دارند؟

خانم گریس‏ هالسل در کتاب تدارک جنگ بزرگ می‏نویسد:

 (برای این که به تپه مجدّو برویم، از تل‏آویو حدود 55 مایل به طرف شمال سفر می‏کنیم، و به محلی می‏رسیم که در 20 مایلی جنوب - جنوب شرقی حیفا قرار دارد و فاصلة آن از دریای مدیترانه حدود 15 مایل است.)

 از محل جنگ آرماگدون می‏پرسد، جواب می‏شنود:

 (شما همین اسم ـ یعنی مجدّو ـ را بگیرید. کلمة هار که در زبان عبری به معنی کوه می‌باشد را به آن اضافه کنید؛ این دو کلمه به شماهارمجدّو را می‏دهد که ما آنرا هارمجدون [آرماگدون] ترجمه می‏کنیم.)

 هالسل خود می‏گوید:

(در حالی که او صحبت می‏کند، من می‏کوشم استدلال او را با جستجوی کوه دنبال کنم، امّا کوهی پیدا نمی‏کنم. امّا با همه این‌ها آیا هارمجدّو (کوه مجدّو) بر یک محل دلالت می‏کند یا یک رویداد.)

 به عبارت دیگر اگر واقع‏گرایانه بخواهیم نگاه کنیم:

 1-ابداً معلوم نیست که منظور از آرماگدون مورد بحث یک محل است یا اتفاق.

 2-بر فرض که آنرا بدون دلیل به نام محل تفسیر کنیم، باز هم قابل تطبیق بر محل مورد ادعا نیست و اعتقاد مبلغان انجیلی مسیحی را اثبات نمی‌نماید زیرا اساساً در آن منطقه چنین کوهی وجود ندارد بلکه دشت مجدو (مگدو) وجود دارد، نه کوه مجدو.

3-از همه مهم‌تر این که حتی اگر با تسامح بگوییم هارمجدون این جا است مسئلة تحریف کتاب مقدس پیش خواهد آمد و آن موضوعی نیست که بتوان به راحتی از آن چشم‏پوشی کرد و با در نظر گرفتن آن بنای تمام تسامح‌هایی را هم که به کار برده بودیم فرو می‏ریزد و دیگر چیزی باقی نمی‏ماند که بخواهیم درباره‏اش اغماض به خرج دهیم.

 پس:

اصلاً مشخص نیست که آنچه آرماگدون (هارمجدون) خوانده می‌شود، چیست یا در کجا قرار دارد.

قرقیسیا، شهرکی است که در شمال کشور سوریه، در استان الجزیره و در شش کیلومتری شهر رقه  محل التقای دو رود فرات و خابور قرار دارد.

 این شهر پیش از اسلام کیرکسیون نام داشت و در سال 19 ق. به دست مسلمانان فتح و قرقیسیا نامیده شد.

خرابه‏هایی از قرقیسیا نزدیک دیرالزور از شهرهای سوریه کنونی و نزدیک به مرزهای عراق باقی‌مانده که فاصلة آن تا ترکیه نیز نسبتاً نزدیک است. قرقیسیا حدود 100 کیلومتر با عراق و 200 کیلومتر با ترکیه فاصله دارد.

والله اعلم

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>