منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠

جنگ‏هاى امام زمان(عج)

از آن‏جا که هدف از قیام حضرت مهدى(عج) برپایى حکومت الهى در سراسر جهان‏ونابودى ستم و ستمگر در جهان است، طبعاً حضرت براى دستیابى به این هدف، بادشوارى‏ها و موانعى رو به رو خواهد شد که باید با انجام عملیات نظامى آن موانع را ازسرراه بردارد و کشورها را یکى پس از دیگرى بگشاید تا بر شرق و غرب جهان چیره‏گرددو حکومت عدل الهى را در زمین پى ریزد. در این مقاله روایاتى در این باره را به نظر شما مى‏رسانیم.


الف) پاداش مجاهدان و شهیدان

چون هدف از جنگ‏ها در زمان حضرت مهدى(عج) نابودى مفسدان و ستمگران براى تشکیل حکومت اسلامى در جهان مى‏باشد، شرکت در جنگ در رکاب حضرت قائم(عج) نیز از پاداشى چند برابر برخوردار است؛ به گونه‏اى که اگر رزمنده‏اى یک نفر از دشمن را نابود سازد، پاداش بیست و یا بیست و پنج شهید را دارد. اگر خود به فیض شهادت دست یابد، پاداش دو شهید نصیب او مى‏گردد.

 هم‏چنین جانبازان و زخمیان آن افزون بر مقامات معنوى از ارزش ویژه‏اى در دولت امام زمان(عج) برخوردارند و خانواده شهیدان نیز ارزش ویژه‏اى دارند.

امام باقر(ع) خطاب به شیعیان مى‏فرماید:

 (اگر شما چنان باشید که ما سفارش کرده‏ایم و از امر ما سرپیچى نکنید، اگر در آن حال کسى از شما پیش از ظهور قائم ما بمیرد، شهید خواهد بود و اگر حضرت را درک کند و در رکاب او به شهادت برسد، پاداش دو شهید را دارد و اگر یکى از دشمنان ما را بکشد، پاداش بیست شهید را خواهد داشت)

در این روایت، ارزش نابودى دشمن را به مراتب از شهید شدن بالاتر مى‏داند؛ زیرا کشتن دشمنان، خشنودى خدا، آسایش بندگان و عزّت اسلام را در پى دارد؛ ولى رسیدن به فیض شهادت، شهید را به کمال مى‏رساند. از این رو، رزمندگان در جبهه باید بیش‏تر در اندیشه دشمن باشند، تا به شهادت رسیدن.

امام باقر(ع) مى‏فرماید:

 (شهادت در رکاب امام زمان(عج) پاداش دو شهید را دارد)

در کافى چنین آمده است:

  (رزمنده امام، اگر دشمن ما را بکشد، پاداش بیست شهید را دارد و کسى که همراه قائم ما به شهادت برسد، پاداش بیست و پنج شهید براى اوست)

امیرمؤمنان(ع) درباره شیوه رفتار امام زمان(عج) با شهیدان و خانواده آنان مى‏فرماید:

 (حضرت قائم(عج) پس از عملیات روانه کوفه مى‏شود و در آن‏جا اقامت مى‏گزیند  و هیچ شهیدى نمى‏ماند مگر آن که حضرت بدهى او را مى‏پردازد و براى خانواده‏اش حقوق و مستمرى قرار مى‏دهد)


ب) تجهیزات جنگى

 به‏طور قطع نوع سلاحى که حضرت قائم(عج) در نبردها به کار مى‏گیرد با دیگر سلاح‏هاى آن روزگار تفاوت اساسى دارد و واژه سیف که در روایات آمده است، شاید کنایه از اسلحه است نه این که مراد خصوص شمشیر باشد؛ زیرا اسلحه امام به گونه‏اى است که با به کارگیرى آن دیوارهاى شهر فرومى‏ریزد یا شهر پودر شده، تبدیل به دود مى‏گردد و دشمن با یک ضربه، همانند نمک آب شده، چون سرب ذوب مى‏گردد.

طبق روایتى، سلاح سربازان حضرت از آهن است؛ ولى چنان است که اگر بر کوه فرود آید، آن را به دو نیم مى‏کند.

شاید دشمن نیز از اسلحه آتش‏زا استفاده کند؛ زیرا که امام(عج) لباسى را مى‏پوشد که ضدّ گرماست و آن لباسى است که جبرئیل(ع) آن را از آسمان براى ابراهیم(ع) آورد تا از آتش نمرود رهایى یابد و آن لباس در اختیار حضرت بقیة اللَّه است و اگر چنین نبود - یعنى اسلحه و صنعت پیشرفته در اختیار دشمن نبود - شاید ضرورتى براى پوشیدن آن لباس وجود نمى‏داشت. هر چند که شاید جنبه اعجاز آن منظور باشد.

 امام صادق(ع) مى‏فرماید:

 (هنگامى که قائم ما قیام کند، شمشیرهاى نبرد فرود مى‏آید، شمشیرهایى که بر هر کدام، نام و نام پدر یک رزمنده نوشته شده است)

امام صادق(ع) درباره گروهى از یاران مهدى(عج) مى‏فرماید:

 (یاران مهدى(ع) شمشیرهایى از آهن دارند؛ ولى جنس آن غیر از آهن است. اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوهى ضربه زند، آن را دو نیم مى‏کند. حضرت قائم(عج) با آن سپاهیان و تجهیزات به جنگ هند، دیلم، کردها، رومیان، بربر، فارس و بین جابرسا و جابلقا مى‏رود)

وسایل دفاعى نیروهاى مهدى(عج) به گونه‏اى است که اسلحه دشمن بر آنان کارگر نیست. امام صادق(ع) در این باره مى‏فرماید:

(یاران مهدى(ع) اگر با سپاهیانى که بین شرق و غرب را فرا گرفته‏اند، درگیر شوند، آنان را در لحظه‏اى نابود مى‏کنند و هرگز سلاح دشمن در آنان تأثیر نمى‏کند)

ج) جهان گشایى امام براى نجات بشر

 درباره عملیات نظامى حضرت مهدى(عج) و گشودن شهرها و کشورها، روایات بر دو گونه است:

  بعضى روایات سخن از گشودن شرق و غرب، جنوب و قبله و سرانجام همه جهان به میان آورده است و برخى روایات دیگر، به گشودن سرزمین‏هاى معیّنى از جهان اشاره دارد.

جاى شک و تردید نیست که حضرت همه جهان را تحت سیطره و حکومت خود مى‏آورد؛ ولى این که چرا از بعضى شهرها نام برده شده است، شاید به لحاظ اهمیّتى باشد که آن شهرها در آن روزگار پیدا خواهند کرد. این اهمیّت براى این است که آنها از قدرت‏هاى آن روزگار به حساب مى‏آیند و سرزمین‏هایى از جهان را تحت نفوذ خود دارند یا آن سرزمین‏ها منطقه پهناورى هستند که بخش بزرگى از جمعیت را در خود جاى داده‏اند و یا این که قبله آمال پیروان یکى از مذاهب و ادیان مى‏باشند؛ به‏طورى که اگر آن شهر سقوط کند، همه پیروان آن آیین تسلیم مى‏شوند یا به سبب اهمیّت نظامى و استراتژیکى آن است؛ به‏طورى که با سقوط آن، عملیات دشمن مختل شده، زمینه براى تهاجم نیروهاى حضرت فراهم مى‏گردد.

برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه آغاز قیام، پس برگزیدن عراق و کوفه به عنوان مرکزیت سیاسى - نظامى حکومت و حرکت به سوى شام و گشودن بیت المقدس، شاید تأییدى بر این سخن باشد؛ زیرا امروزه اهمیّت سیاسى، مذهبى و نظامى این سه سرزمین بر کسى پوشیده نیست.

 

دسته اوّل روایات

 از روایات درباره تسلّط حضرت بر سراسر جهان است که برخى عبارتند از:

حضرت رضا(ع) از پدرانش نقل مى‏کند که پیامبر اکرم(ص) فرمود:

 (وقتى مرا به معراج بردند ... عرض کردم: پروردگارا! آیا اینان (امامان) پس از من جانشینان من خواهند بود؟ ندا آمد: اى محمد! آرى، اینان دوستان و برگزیدگان و حجّت‏هاى من پس از تو بر بندگانم مى‏باشند و جانشینان و بهترین بندگانم پس از تو خواهند بود. به عزّت و جلالم سوگند، دین و آیینم را به وسیله آنان به افراد بشر غالب مى‏سازم و کلمه اللَّه را به وسیله آنان برترى مى‏بخشم و به وسیله آخرین آنان، زمین را از وجود سرکشان و گنهکاران پاک مى‏کنم و فرمانروایى شرق و غرب را به او مى‏دهم)

در تفسیر آیه شریفه (الَّذینَ إنْ مَکَّنّاهُمْ فى الأرضِ أقامُوا الصَّلوةَ و أتوْا الزَّکوة؛آنان که اگر در زمین حاکمشان گردانیم، نماز را به پا مى‏دارند و زکات مى‏دهند). امام باقر(ع) فرمود:

 (این آیه مربوط به آل محمد(ص) و آخرین امامان است. خداوند شرق و غرب زمین را در اختیار و نفوذ حضرت مهدى(عج) و یارانش قرار مى‏دهد)

رسول خدا(ص) مى‏فرماید:

(مهدى از فرزندان من است و به دست او خداوند شرق و غرب زمین را مى‏گشاید)

 رسول خدا(ص) مى‏فرماید:

 (هنگامى که حضرت مهدى(عج) ظهور کند، خداوند دین را به جایگاه اصلى‏اش باز مى‏گرداند و پیروزى‏هاى درخشانى براى او و به دست او انجام‏مى‏دهد. در آن روزگار کسى بر روى زمین نمى‏ماند، مگر آن که مسلمان باشد و کلمه لاإله إلّا اللَّه را بر زبان داشته باشد)

 امام باقر(ع) مى‏فرماید:

 (حضرت قائم از ماست و گسترش فرمانروایى آن حضرت شرق و غرب را فرا مى‏گیرد)

نیز مى‏فرماید:

(هنگام قیام حضرت قائم(عج)، خداوند اسلام را بر همه ادیان پیروزمى‏کند)

از پیامبر(ص) نقل شده است: (حضرت مهدى(عج)، لشکریانش را به سراسر زمین گسیل مى‏دارد)

رسول خدا(ص) مى‏فرماید:

 (اگر از زندگانى و پایان دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، ... خداوند مهدى(عج) را مى‏فرستد و به وسیله او، عظمت را به دین باز مى‏گرداند و پیروزى‏هاى درخشانى براى او و به دست او انجام مى‏دهد. در آن روزگار کسى بر کره خاکى نیست جز آن که ذکر لا إله إلا اللَّه بر زبان دارد)

 جابر بن عبداللَّه انصارى مى‏گوید: رسول خدا(ص) مى‏فرمود:

 (ذوالقرنین، بنده‏اى شایسته بود که خداوند، او را بر بندگانش حجّت قرار داد. وى قوم خود را به سوى خدا دعوت کرد و به تقوا دستور داد؛ ولى آنان بر سرش ضربه‏اى زدند و او مدّتى از آنان پنهان‏شد؛ به‏طورى که آنان گمان بردند که مرده است. پس از مدّتى نزد قومش بازگشت؛ ولى باز بر سمْت دیگر سرش ضربه‏اى زدند.
در میان شما شخصى است که به سنّت رفتار مى‏کند. خداى عزّوجلّ، براى ذوالقرنین در زمین اقتدارى فراهم آورد و از هر چیز، وسیله‏اى براى او قرار داد و او را به شرق و غرب جهان رساند. خداوند متعال، رفتار و روش او را پیرامون امام غائب(ع) - که از فرزندان من است - جارى مى‏کند و او را به شرق و غرب زمین مى‏رساند و هیچ آبگاه و منزلى در کوه و بیابان باقى نمى‏ماند که ذوالقرنین بر آن گام نهاده باشد، جز آن که او گام‏مى‏نهد. خداوند براى او گنج‏ها و معادن زمین را آشکار مى‏سازد و با ایجاد ترس در دل دشمن، او را یارى مى‏دهد و زمین را به وسیله او پر از عدل و داد مى‏کند؛ چنان‏که قبل از قیام پر از جور و ستم شده است)

 دسته دوم روایات

دسته دیگرى از روایات به گشودن شهرهاى مخصوصى اشاره دارد که به گفتن چند روایت در این زمینه بسنده مى‏کنیم:

امیرمؤمنان(ع) درباره حرکت مهدى(عج) به سوى شام مى‏فرماید:

 (به دستور حضرت مهدى(عج)، امکانات حمل و نقل لشکریان فراهم مى‏شود. پس از این فرمان، چهارصد کشتى ساخته مى‏شود و در کنار ساحل عکّا پهلو مى‏گیرند. از سویى، کشور روم با صد صلیب - که همراه هر صلیب ده هزار نفر نیرو است - بیرون مى‏آیند و با نیزه‏ها [و سلاح]خود طرسوس را مى‏گشایند. حضرت با سپاهیانش به آن‏جا مى‏رسند و از آنان به قدرى مى‏کشند که آب فرات تغییر رنگ مى‏دهد و ساحل از اجساد آنان، بوى تعفّن مى‏گیرد.[باشنیدن این خبر]کسانى که در کشور روم مانده‏اند، به انطاکیه مى‏گریزند)

 امام‏صادق(ع) مى‏فرماید:

  (هنگامى‏که حضرت قائم قیام کند ... لشکرى به‏قسطنطنیه مى‏فرستد. چون آنان به خلیج برسند، جمله‏اى بر روى پاهاى خود مى‏نویسند و از روى آب مى‏گذرند)

 رسول خدا(ص) مى‏فرماید:

(اگر از دنیا جز یک روز نماند، به‏طور حتم، خداوند مردى از عترت مرا مى‏فرستد که همنام من است و پیشانى او مى‏درخشد، او قسطنطنیه و جبل‏دیلم را مى‏گشاید)

 حذیفه مى‏گوید:

(قسطنطنیه، دیلم و طبرستان گشوده نمى‏شود، مگر به دست مردى ازبنى‏هاشم)

 امام باقر(ع) مى‏فرماید:

  (هنگامى که حضرت قائم قیام کند، قسطنطنیه، چین‏ و کوه‏هاى دیلم را گشوده، مدّت هفت سال فرمانروایى مى‏کند)

 امیرمؤمنان(ع) مى‏فرماید:

(حضرت مهدى و یارانش حرکت مى‏کنند تا این که وارد قسطنطنیه مى‏شوند و به جایى که پادشاه روم سکونت دارد مى‏روند وسه گنج را از آن‏جا بیرون مى‏آورند؛ گنجى از جواهرات، گنجى از طلا، و گنجى از نقره، آن‏گاه حضرت اموال و غنیمت‏ها را بین لشکریان تقسیم مى‏کند)

 امام باقر(ع) مى‏فرماید:

 (حضرت قائم، سه پرچم را براى [عملیات در] سه نقطه آماده مى‏سازد؛ پرچمى را به قسطنطنیه‏ گسیل مى‏دارد و خداوند آن‏جا را براى او مى‏گشاید؛ پرچم دیگرى را براى چین مى‏فرستد و آن‏جا نیز حضرت گشوده مى‏گردد و پرچم سوم را براى کوه‏هاى دیلم‏ مى‏فرستند و آن‏جا به تصرف نیروهایش در مى‏آید)

 حذیفه مى‏گوید:

 (بلنجر و کوه‏هاى دیلم گشوده نمى‏گردد، مگر به دست مردى از آل‏محمد(ص))

 حضرت على(ع) مى‏فرماید:

 (سپس حضرت مهدى(عج) با هزار کشتى از شهر قاطع به‏سوى شهر قدس شریف رهسپار مى‏شود و از عکّا، صور، غزّه و عسقلان‏ وارد سرزمین‏فلسطین مى‏گردد، اموال و غنیمت‏ها را بیرون مى‏آورد. سپس حضرت مهدى(عج) وارد قدس شریف شده، در آن‏جا فرود مى‏آید و همان‏جا اقامت مى‏گزیند تا زمانى که دجّال‏ظاهر شود)

 ابوحمزه ثمالى مى‏گوید: از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود:

 (هنگامى که قائم آل‏محمد(ص) ظهور مى‏کند، به همراه او شمشیرى است که آن را از نیام مى‏کشد و خداوند به دست او سرزمین‏هاى روم‏، چین، تُرک، دیلم، سند، هند، کابل، شام، و خزر را مى‏گشاید)

ابن حجر مى‏نویسد:

 ( اوّلین پرچمى را که حضرت مهدى(عج) براى جنگ مى‏بندد، به تُرک روانه مى‏کند)

 شاید منظور از سیف مخترط که در روایت ثمالى آمده است، کنایه از سلاح خاصى باشد که در دسترس حضرت مهدى(عج) قرار مى‏گیرد؛ زیرا براى گشودن همه سرزمین‏ها  که نیاز به توان تهاجمى فوق العاده‏اى دارد  سلاحى مناسب لازم است که برتر از همه سلاح‏ها باشد؛ به ویژه اگر بگوییم که آن حضرت فعّالیت‏هاى گوناگونى را ازطریق عادّى انجام مى‏دهند.

درباره گشودن هند، کعب مى‏گوید:

 (فرمانروایى که در بیت المقدس مى‏باشد، سپاهى را به هند گسیل مى‏دارد و آن‏جا را مى‏گشاید. آن‏گاه آن سپاه، وارد خاک هند مى‏شوند و گنج‏هاى آن‏جا را براى فرمانرواى بیت المقدس مى‏فرستند و او نیز آن‏جا را تزیین مى‏کند و پادشاهان هند را به صورت اسیر نزد او مى‏آورند. شرق و غرب زمین براى آنان گشوده مى‏شود و نیروها در هند حضور خواهند داشت تا هنگامى که دجّال خروج کند. )

حذیفه مى‏گوید: پیامبر(ص) فرمود:

(طاهر فرزند اسماء با بنى اسرائیل جنگید و آنان را به اسارت گرفت و بیت المقدس را به آتش کشید و مقدار هزار و هفت صد (یا نُه صد) کشتى طلا و جواهرات را از آن‏جا به شهر رومیه آورد. به‏طور حتم، حضرت مهدى(عج) آنها را از آن شهر بیرون برده، به بیت المقدس باز مى‏گرداند)

 هر چند قیام حضرت مهدى(عج) از مکه آغاز مى‏شود، ولى سرزمین حجاز را پس از ظهور مى‏گشاید. امام باقر(ع) در این باره مى‏فرماید:

 (حضرت مهدى(عج) در مکه ظاهر مى‏شود و خداوند، سرزمین حجاز را مى‏گشاید و حضرت هر کس از بنى‏هاشم را که در زندان است، آزاد مى‏سازد)

 امیرمؤمنان(ع) درباره گشودن خراسان مى‏فرماید:

 (حضرت مهدى(عج) به حرکت خود ادامه مى‏دهد تا این که خراسان‏ را مى‏گشاید و پس از آن دوباره به شهر مدینه بازمى‏گردد)

 آن حضرت درباره گشودن ارمینیه‏ به دست حضرت مهدى(عج) مى‏فرماید:

 (حضرت مهدى(عج) به حرکت خود ادامه مى‏دهد تا این که به ارمینیه مى‏رسد. چون مردم آن سرزمین او را مى‏بینند، یکى از راهبان دانشمند را براى مذاکره، خدمت حضرت مى‏فرستند. راهب به امام(ع) مى‏گوید: آیا مهدى تو هستى؟ حضرت مى‏فرماید: آرى، منم؛ آن که نامم در انجیل آمده است و بشارت داده شده که در آخر زمان، ظهور مى‏کنم. اوپرسش‏هایى را مطرح مى‏کند و امام(ع) پاسخ مى‏دهد.

راهب مسیحى، اسلام مى‏آورد؛ ولى ساکنان ارمینیه، سرپیچى و تمرّد مى‏کنند. پس‏ازآن سپاهیان حضرت وارد شهر مى‏شوند و پانصد هزار نفر از نیروهاى مسیحى را نابود مى‏سازند و خداوند با قدرت بى‏پایانش شهر آنان را بین آسمان و زمین معلّق‏مى‏کند؛ به‏طورى که پادشاه و اطرافیانش که در بیرون شهر مستقر شده‏اند، شهر را در وسط آسمان و زمین آویزان مى‏بینند.

پادشاه ارمینیه از ترس مى‏گریزد و به اطرافیانش نیز دستور مى‏دهد به پناهگاهى پناه برند. در بین راه، شیرى راه را بر آنان مى‏بندد و آنان هراسان، سلاح‏ها و اموالى را که به همراه دارند، مى‏اندازند و سربازان حضرت که در تعقیب آنان مى‏باشند، اموال را مى‏گیرند و بین خود تقسیم مى‏کنند؛ به‏طورى که به هر یک، صد هزار دینار مى‏رسد)

 بخش دیگرى از جهان گشایى‏هاى حضرت در شهرهاى زنج است. حضرت امیر(ع) در این باره مى‏فرماید:

 (حضرت مهدى(عج) به پیشروى خود ادامه مى‏دهد تا این که به شهر زنج کبرى مى‏رسد. در آن شهر هزار بازار است و در هر یک از بازارها، هزار مغازه وجود دارد و حضرت آن شهر را مى‏گشاید. حضرت پس از گشودن آن جا، عازم شهرى به نام قاطع - که به صورت جزیره و بر روى دریاست - مى‏شود)

حضرت باقر(ع) درباره اعزام لشکریان مهدى(عج) به سراسر جهان مى‏فرماید:

 (گویا حضرت قائم(عج) را مى‏بینم که سربازانش را به سراسر جهان گسیل مى‏دارد)

 نیز آن حضرت مى‏فرماید:

 (حضرت مهدى(عج) لشکریان خود را براى گرفتن بیعت، به سراسر جهان مى‏فرستد و ستم و ستمگر را نابود مى‏کند و شهرهاى گشوده شده، براى او تثبیت مى‏گردد و خداوند به دست مبارکش، قسطنطنیه را مى‏گشاید)

 

د) سرکوبى شورش‏ها

 پس از ظهور حضرت مهدى(عج) و گشودن شهرها و کشورهاى گوناگون، برخى از شهرها و قبایل به رویارویى با حضرت مى‏پردازند که به وسیله لشکریان امام(عج) سرکوب مى‏شوند و گروهى کج اندیش، سخن حضرت را در برخى مسائل نمى‏پذیرند و به سرکشى علیه حضرت دست مى‏زنند که دوباره به وسیله لشکریان حضرت سرکوب مى‏گردند. به روایاتى در این زمینه توجّه کنید:

 امام صادق(ع) مى‏فرماید:

 (سیزده شهر و طایفه هستند که مردم آن با حضرت قائم(عج) به نبرد مى‏پردازند و حضرت با آنان مى‏جنگد. آنان عبارتند از: مردم مکه، مدینه، شام، بنى‏امیّه، بصره، دمنسیان، کردها، و اعراب قبایل: بنى‏ضبّه، غنى‏، باهله‏، ازد و سرزمین‏رى)

 امام باقر(ع) درباره پرخاش گروهى به سخنان مهدى(عج) مى‏فرماید:

 (وقتى حضرت مهدى(عج) پاره‏اى از احکام را بیان مى‏دارد و درباره برخى از سنّت‏ها سخن مى‏گوید، گروهى به عنوان اعتراض و قیام علیه حضرت، از مسجد بیرون مى‏روند. حضرت به یارانش دستور تعقیب آنان را صادر مى‏کند. سپاه حضرت، در محله تمارین بر آنان دست مى‏یابند و آنان را اسیر کرده، نزد حضرت مى‏آورند. امام(عج) دستور مى‏دهد که همگى را سر ببرند و این آخرین شورش و حرکتى است که علیه حضرت رخ مى‏دهد)

 درباره شورش در رمیله و سرکوبى آن، فرزند ابى‏یعفور مى‏گوید: به حضور امام‏صادق(ع) آمدم، در حالى که گروهى از یارانش نیز در خدمت ایشان بودند. حضرت، به من فرمود:

 (آیا قرآن خوانده‏اى؟)

 عرض کردم: آرى؛ ولى به همین قرائت متعارف. فرمود:

 (مقصود من هم، همین قرائت بود)

 گفتم:

 منظور از این پرسش چیست؟ فرمود:

 (حضرت موسى‏ مطالبى را براى قوم خود گفت، ولى آنان تاب و توان آن را نداشتند و علیه حضرت - در مصر - قیام کردند؛ موسى(ع) نیز با آنان جنگید و آنان را به قتل رساند.

حضرت عیسى(ع) نیز مطالبى را براى قوم خود بازگو کرد و آنان نیز تحمّل نکرده، علیه او - در شهر تکریت - دست به شورش زدند.

 عیسى(ع) نیز به رویارویى با آنان برخاست و نابودشان کرد. این است معناى سخن خداوند که مى‏فرماید:

 طایفه‏اى از بنى اسرائیل ایمان آوردند و طایفه دیگر کافر شدند و ما ایمان آورندگان را نصرت دادیم و بر دشمنانشان پیروز کردیم.حضرت قائم(عج) نیز هنگامى که ظهور کند، سخنانى براى شما مى‏گوید که تاب و توان پذیرش آن را نخواهید داشت. از این رو، علیه حضرت در شهر رمیله قیام مى‏کنید و با او مى‏جنگید. حضرت نیز به رویارویى با شما مى‏پردازد و شما را به قتل مى‏رساند و این شورش آخرین قیام علیه حضرت است)

 

 ه ) پایان جنگ‏ها

 با پى‏ریزى نظام الهى و حکومت جهانى امام عصر(عج) و فروپاشى قدرت‏هاى شیطانى، شعله‏هاى جنگ فرو مى‏نشیند و دیگر قدرتى نمى‏ماند که بتواند با ارتش مهدى(عج) به رویارویى برخیزد. از این رو، ساز و برگ نظامى در بازارها بدون تقاضا مى‏ماند و در نتیجه ارزان و بى‏خریدار مى‏شود.

على(ع) مى‏فرماید:

( و جنگ‏ها نیز به پایان مى‏رسد)

کعب مى‏گوید:

 (روزها به پایان نمى‏رسد تا این که مردى از قریش، در بیت المقدس فرود مى‏آید و جنگ‏ها نیز به پایان مى‏رسد)

 رسول خدا(ص) در خطبه‏اى درباره دجّال و کشته شدنش فرمود:

 (پس از آن بهاى یک‏اسب، چند درهم (پول نقره) خواهد بود)

 ابن مسعود مى‏گوید:

 (از نشانه‏هاى قیامت این است که زن و اسب گران مى‏شود؛ سپس ارزان مى‏گردد و تا روز قیامت نرخ آن گران نمى‏شود. )

شاید مقصود از گرانى زن پیش از ظهور امام زمان(عج)، کنایه از این باشد که در اثر نامساعد بودن اوضاع اقتصادى، اداره و نگه دارى یک زن و تشکیل خانواده بسیار مشکل مى‏شود؛ چنان‏که در اثر کثرت جنگ‏ها و نیاز به مرکب، تهیه اسب (و تجهیزات جنگى) دشوار و گران مى‏شود؛ ولى با پایان جنگ‏ها - پس از قیام حضرت قائم(عج) - جنگ افزارها ارزان مى‏شود و در اثر بهبود وضع اقتصادى، دشوارى‏هاى ازدواج و زندگى از بین مى‏رود و گویا زن ارزان مى‏شود.

 زمخشرى نقل مى‏کند:

 ( یکى از نشانه‏هاى قیام - مهدى(عج) - این است که از شمشیرها، به جاى داس استفاده مى‏کنند)

چون در آن روزگار دیگر جنگى نیست؛ در نتیجه از صنایع و ابزارى که در خدمت جنگ قرار داشت، براى پیشرفت کشاورزى بهره بردارى مى‏کنند.

 پیامبر گرامى اسلام(ص) در این زمینه مى‏فرماید:

  ( نرخ گاو بالا مى‏رود و نرخ اسب ناچیز مى‏شود)

شاید این روایت نیز همین گونه تفسیر شود؛ زیرا از گاو در کشاورزى استفاده مى‏شود و گوشت و شیر آن قابل مصرف است؛ ولى از اسب بیش‏تر به عنوان ابزار جنگى بهره‏بردارى مى‏کرده‏اند.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>