منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠

دجال

واژه المسیح الدجال (در عربی به معنی مسیح دروغین) ۴۰۰ سال پیش از اسلام برای ترجمه Mšīḥā Daggālā از سریانی به عربی استفاده شده‌است. که معادل یونانی آن antichristos و معادل فارسی آن ضد مسیح است. در روایات اسلامی دجال در آخرالزمان و پیش از قیام  حضرت مهدی  (عج) از شرق و احتمالاً از خراسان ظهور می‌کند. او با انجام کارهای شگفت‌انگیز و معجزاتی جمع زیادی از مردم را می‌فریبد. دجال در اورشلیم ادعای خدایی می‌کند و سرانجام پس از حکمرانی به مدت چهل روز یا چهل سال به دست عیسی مسیح (ع)یا مهدی (عج) یا هر دوی آنها به هلاکت می‌رسد.


دجال در مسیحیت

عبارت دجال در عهد جدید چندین بار تنها در رساله یوحنا آمده‌است. و مقصود کسی است که با مسیح مقاومت یا ضدیت می‌کند. و مدعی آن باشد که خود در جای مسیح است.

در نامه اول یوحنا آمده‌است:

دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند آن دجال است که پدر و پسر را انکار می‌نماید.

 باز در همان رساله آمده‌است:

(شنیده‌اید که دجال می‌آید الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده‌اند و از این می‌دانم که ساعت آخر است)

 در جای دیگر در همان رساله می‌گوید:

(و هر روحی که عیسی مجسم شده را انکار کند از خدا نیست و اینست روح دجال که شنیده‌اید که او می‌آید و الان هم در جهان است)

برخی از علمای مسیحی از جمله صاحب قاموس کتاب مقدس دجال را اسم عام می‌داند و به تصور وی مراد از دجال و دجالان کسانی هستند که مسیح را تکذیب کنند و این معنا از عبارات انجیل نیز استفاده می‌شود.

 همچنین گفته شده دجال یا ضد مسیح شخصی است که در آخرالزمان قیام کرده و مسیح، رجعتکرده او را از پای در خواهد آورد.

 دجال در اسلام

در روایات اسلامی و روایاتی منتسب به  حضرت محمد (ص)، پیامبر مسلمانان، یکی از نشانه‌های دوران ظهور و آخر الزمان خروج دجال است.

 ظهور دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده‌است.

دجال فردی با یک چشم و صورتی کریه و موهایی تابداراست که بر پشانیش کلمه کفر حک شده است. دجال در آخرالزمان و پیش از قیام حضرت  مهدی (عج)  از شرق و احتمالا از خراسان خروج می‌کند. او انجام کارهای شگفت‌انگیز و معجزاتی جمع زیادی از مردم را می‌فریبد. دجال در اورشلیم ادعای خدایی می کند. او سرانجام پس از حکمرانی به مدت چهل روز یا چهل سال به دست عیسی مسیح  (ع)یا مهدی (عج) یا هر دوی آنها به هلاکت می‌رسد.

 تا زمان ظهور دجال او در جزیره ای در اقیانوس هند به سر می برد که از آن صدای موسیقی به گوش می‌رسد. روایات دیگری وجود دارد که در کوهی در جزیره‌ای در بند است و اهریمنان به او غذا می‌رسانند.

دجال در روایات اهل تسنن

قسمت عمده روایات در مورد دجال را (احمد حنبل)در کتاب(مسند)و (ترمذی)در (صحیح)خود و (ابن ماجه)در (سنن)و(مسلم) در (صحیح) و (ابن اثیر)در(نهایه)از عبدالله بن عمر و ابوسعیدحذری و جابر ابن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند.

(صائد بن صید) که در زمان  حضرت محمد  (ص)می‌زیسته و حضرت  محمد (ص) او را از مصادیق دجال معرفی کرده‌است و چون بعداً از خروج دجال در آخرالزمان نیز خبر داده بعضیها گمان کرده‌اند دجال موعود همان (صائد بن صید) است و در نتیجه به زنده ماندن و طول عمر او قائل شدند.

بعضی از نویسندگان اسلامی نیز با توجه به ریشه لغت «دجال» آن را منحصر به یک فرد بخصوص نمی‌دانند بلکه آن را عنوانی می‌دانند کلی برای افراد پر تزویر حیله گر و حقه باز که برای فریب مردم از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند. دجال شخصی است که حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده می‌کند.

 

دجال در روایت‌های شیعه

در روایت‌های شیعه نیز گفته‌های زیادی در مورد دجال به چشم می‌خورد و اینچنین گفته شده آست که وی در زمانی که مردم گناهان زیادی را انجام دهند و نیکی را بد و بدی را نیک بدانند، ظهور خواهد کرد.

 از  حضرت محمد (ص) درباره وی چنین گفته شده:

 

(خداوند هیچ  پیامبری را به  رسالت  برنگزید  مگر  آنکه  قومش  را از   دجال ترسانید و خداوند آن را تا به امروز بر شما تاخیر انداخته و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و دجال بر الاغی که فاصله دو گوشش یک میل است خروج می‌کند و بهمراهش بهشت و دوزخ و کوهی از نان و نهری از آب است و بیشتر پیروانش یهود و زنان و اعرابند و به همه کرانه‌های زمین بجز مکه و مدینه و حومه این دو شهر، گذر می‌کند.)

 

براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .


براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند.
علائم حتمی برای ظهور :


1.    خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد.


2.    خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می­کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می­کند.

 

3.    صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر (ع) در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند:

(صدایی از آسمان شنیده می­شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.)

4.    قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که :

( مهدی ظهور نمی­کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود. )


5.    ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است .

 براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و یک چشمی که و ‏از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى که ‏گودى حدقه‏اش نیست و ادعای خدائی میکند ،چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد،متولد شده در میان قوم یهود ازجمله ترسیم شده است.

 در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم :

مردی چاق و سرخ روی است ( در برخی منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهایش مجعد است،پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد.

هفتاد هزار ترک ، یهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زن از او پیروی می کنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنج هایت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمی شود.
طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر میکشد
برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رویت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده است)

 اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود

 روایت ائمه در مورد دجال

امیر مومنان علی (ع) می فرماید

(او در دریا ها فرو می رودو خورشید همراه او است در مقابلش کوهی دود آلود است ودر پشت سرش کوهی سفید که مردم آن را غذا می پندارند. او در زمان قحطی شدید خروج می کند و بر الاغ سفیدی سوار است که هر گامش یک میل است و زمین زیر پایش از آبشخور تا آبشخور می پیچد و از هیچ آبی نمی گذرد مگر این که تا قیامت فر رود)

 آمیر مومنان علی (ع) می فرماید

( دجال سه ساعت پس از سپیده دم جمعه در شام (سوریه) در عقبه ای که به عقبه افیق معروف است به دست کسی که حضرت عیسی پشت سرش نماز می خواند کشته می شود)

 روایت محل دجال از امام محمد باقر (ع):

مردی از اهل بلخ خدمت امام محمد باقر  (ع) رسید

امام (ع) به او فرمود (ای خراسانی آیا فلان وادی را می شناسی)

آن مرد گفت( آری)

امام (ع) فرمود ( آیا تنگه ای را که در آن وادی وجود دارد و دارای فلان خصوصیات است دیده ای)

آن مرد گفت( آری )

امام ( ع) فرمود ( دجال  از آنجا خارج می شود)

 حضرت علی ( ع) می فرماید :

( بیشتر پیروان دجال زنا زادگانند بدبخت کسی که او را تصدیق کند و خوشبخت کسی که او را تکذیب کند)

 

توطئه اسرائیل و صهیونیزم

چندی است رسانه های صهیونیستی با انتشار تصاویری از یک کودک ناقص الخلقه مدعی هستند او همان دجال آخرالزمان است.

 

 این درحالیست که بررسی‌ها نشان داد کودک مذکور هیچ ارتباطی به دجال که  در کتب دینی ادیان بزرگ جهان از او بعنوان (فتنه گر آخرالزمان ) یاد شده ،ندارد.

پس ازانتشار خبر مذکور یک پژوهشگر علوم دینی با انتشار مقاله پرده دیگری از علت خلقت چنین کودکی  برداشت.

دراین مقاله میخوانیم:

 این کودک مبتلا به یک ناهنجاری شدید تکاملی مغز با نام هولوپروزنسفالی و یک نوع خاص از این بیماری با عنوان سیکلوپیا می باشد. این بیماری یک بیماری بسیار خطرناک و مهلک بوده که باعث عقب ماندگی شدید ذهنی فرد مبتلا شده و منجر به مرگ وی در همان دوره ی کودکی می گردد. به طوری که غالب افراد مبتلا به سیکلوپیا در همان سال اول زندگی می میرند. همان گونه که در تصویر ملاحظه می فرمایید، کودک مذکور اینتوبه بوده و با دستگاه های کمکی، به زور زنده نگه داشته شده است و علیرغم این تمهیدات به زودی از بین خواهد رفت.

لازم به ذکر است که کودک مذکور اولین نمونه از افراد مبتلا به این بیماری نبوده و آخرین آن ها نیز نمی باشد. بلکه بیماری هولوپروزنسفالی و به خصوص شدیدترین نوع آن یعنی سیکلوپیا، یکی از بیماری هایی است که در علوم پزشکی به خوبی شناخته شده است.

در اشکال زیر، تصاویری از سایر مبتلایان به این بیماری ملاحظه می فرمایید:

  

 

 

 

 

 

 

بنابراین همانگونه که ملاحظه فرمودید، کودک مذکور مبتلا به بیماری سیکلوپیا می باشد و دجال آخرالزمان نیست. برای این امر دلایلی وجود دارند که مهمترین آن ها عبارتند از:

1-کودک مذکور علیرغم تمهیدات پزشکی انجام شده به زودی خواهد مرد و به سن جوانی و بزرگسالی نمی رسد و نمی تواند نقش دجال را ایفا کند.

2-مطابق روایات نقل شده از معصومین، عمر دجال بسیار طولانی بوده و وی حتی در زمان قبل از پیامبر اسلام (ص) نیز وجود داشته است. بنابراین این کودک که تاره به دنیا آمده است نمی تواند دجال باشد.

3-کودک مذکور، اولین کودکی نیست که با بیماری مذکور به دنیا آمده است. بنابراین کودکان مشابه با وی که قبل از او به دنیا آمده اند نیز می توانستند کاندید دجال بودن باشند، حال آن که همگی آن ها فوت کرده اند.

4-علم پزشکی هنوز در زمینه ی علوم اعصاب و نورولوژی بسیار ناتوان است و در حال حاضر توانایی درمان کودکان مبتلا به ناهنجاری های شدید مغزی را ندارد و در آینده ی نزدیک نیز نخواهد داشت. بنابراین نمی تواند کودک مذکور را زنده نگه داشته و پرورش دهد. به همین دلیل احتمال دجال شدن وی منتفی است.

5-کودکی که نمی‌تواند به خودی خود حتی به راحتی نفس بکشد، چگونه ممکن است بتواند بزرگترین جنایات تاریخ بشر را رقم زند و چگونه می‌تواند بزرگترین دروغگوی تاریخ باشد؟

6-کودکی که مبتلا به شدیدترین ناهنجاری تکاملی مغز و بدترین نوع عقب ماندگی ذهنی است و حتی در انجام کارهای روزمره ی زندگی نیز ناتوان است، چگونه می تواند مکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد و اکثریت مردم را فریب دهد.

7-کودکی که از اولین ساعات زندگی در معرض دید عموم است و اخبار مربوط به وی با دقت و وسعت زیاد منتشر می شود، به فرض محال رسیدن به سن بزرگسالی، چگونه می‌تواند بزرگترین دجال تاریخ باشد. حال آن که همان مردمی که او را از کودکی به عنوان دجال می‌شناسند، می‌فهمند که نباید به سخنان وی اعتماد کرد.

دلایل فوق و صدها دلایل دیگر وجود دارند که نشان می دهند که کودک مذکور و کودکان مشابه وی دجال نیستند.

 شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی

در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال  و  خر  دجال  گفته  شده است و معصومین (ع)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی  تاریخ  دانسته اند. 

معصومین (ع)  همواره  درباره ی  دجال به  مسلمانان  هشدار داده اند و مسلمین را از  فریب  خوردن  توسط  دجال  برحذر  داشته اند.  در روایات ذکر شده  است  که  دجالان  زیادی  در  طول  تاریخ  خواهند  آمد، اما  دجال آخرالزمان از همه خطرناک تر خواهد بود. توصیفاتی که در روایات پیرامون دجال و  خر دجال آمده اند، مربوط به همین دجال آخرالزمان می باشد.

 با این اوصاف، لزوم  شناخت  دقیق  این موجود خبیث بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا که در صورت عدم  شناخت  دجال، انسان ها ممکن است فریب خورده و دجال را یاری کنند و بدین ترتیب شقاوت  ابدی را برای خود بخرند.


معصومین (ع) برای این که مومنین را از چنگال  دجال  رهایی  بخشند،  نشانه ها  و توصیفات دجال را در روایات فراوانی ذکر کرده اند تا مومنین با مطالعه ی این توصیفات، بتوانند دجال را بشناسند و از افتادن در دام دجال برهند.

نکته ی مهمی که در روایات دجال حایز اهمیت  است،  این  است  که  روایات  پیرامون  دجال،  بسیار  گسترده  و گوناگون بوده و بسیاری از آن ها از نظر سندی یا محتوایی مخدوش  می باشند؛  اما در هر حال روایات  مستند  فراوانی  نیز  وجود  دارند که می توانند راهگشای مسلمانان باشند.

از سوی دیگر، در بین علما نظرات متفاوتی در مورد محتوای روایات دجال وجود دارد.

1-   برای مثال عده ای از  علما  معتقدند  که دجال و خر او شخصیت هایی حقیقی هستند و در واقع دجال یک  انسان،  و  خر  او  واقعاً یک خر می باشد.

2-    اما عده ای دیگر از علما که تعدادشان نیز بسیار  زیاد  است، معتقدند که دجال و  خر دجال  توصیفاتی  نمادین  از  جریان های  فکری،  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی هستند که مسلمانان و دیگر انسان ها  را  فریب داده  و خطرناکترین فتنه ی تاریخ را رقم می زنند.

برای مثال اگر بپذیریم که  واقعاً  دجال  انسانی  یک  چشم  و  دارای ویژگی های بسیار عجیب است و خرش نیز خری استثنایی  است  و  از  هر  مویش نغمه ای بلند می شود، چگونه می توان پذیرفت که عده ی زیادی  به  دورش جمع می شوند و از وی حمایت می کنند؟ زیرا اگر انسانی با  این  ویژگی های  عجیب  و غریب همراه با خری عجیب تر از خودش!  ظاهر  شود،  انسان ها  نسبت به او مشکوک شده و او را به راحتی می شناسند.  در این حالت، با توجه به عجیب  و  غریب بودن  این انسان (دجال)، مردم به راحتی وی را شناخته و دیگر از وی فریب  نمی خورند.  زیرا انسانی که یک چشم بوده و چشمش در وسط پیشانی  او  است،  به  راحتی  قابل شناسایی است.

بنابراین دجال نمی تواند واقعاً یک انسان باشد، بلکه احتمالاً  نماد یک تفکر، گروه و یا جریان خاصی در آخرالزمان است که خیلی فریبنده و  بدون  اینکه دیگران متوجه شوند، اعمال شیطانی خود را انجام می دهد.

از توصیفاتی که در احادیث و روایات در باب دجال وارد  شده  است،  می توان  نتیجه گرفت که دجال یک شخص واحد نیست، بلکه یک جریان  و  یک  تفکر  است.  بیشتر توصیف ها در مورد دجال به صورت نمادین است و ویژگی هایی که برای دجال  گفته شده است، عموماً مربوط به انسان  نمی شود. 

 این  در  حالی  است  که  در  مورد سفیانی ( یکی دیگر از دشمنان امام زمان(عج) )، کاملاً ویژگیهای  یک  انسان  بیان شده است. به همین دلیل اکثر علما در مورد سفیانی اتفاق نظر دارند  که  سفیانی احتمالاً یک انسان است.

بسیاری  از  عالمان  بزرگ  از  جمله  آیت الله مکارم شیرازی  دجال  را  نماد  حرکات شیطانی ( سردمداران ستمگر جهان مادی ) می دانند. همچنین  مقام معظم رهبری  نیز  گرچه صریحاً از دجال نام نبرده اند، اما  بارها  به  خطر  ( نظام سلطه )  اشاره  کرده اند. از سوی دیگر امام خمینی (ره)  هم  بارها  آمریکا  را  (شیطان بزرگ)  نامیده اند.  این نامگذاری ها نشان می دهد که  در  ورای  الفاظ  ظاهری،  باید  به  لایه های  پنهان معانی روایات نیز توجه کرد.

با توجه به مطالب فوق، تشکیلات  جهانی  فراماسونری، می تواند  دجال  آخرالزمان  باشدزیرا شباهت های بسیاری با توصیفات نمادینی که از دجال در روایات  آمده  است،  دارد. همچنین فتنه ای که این تشکیلات جهانی به  راه  انداخته  است،  به حق  بزرگترین فتنه ی تاریخ است؛ تا آن جا که بزرگترین فتنه گران تاریخ  از جمله  اسراییل،  آمریکا، یهود، بهاییت و… همگی جزیی از این تشکیلات بوده اند

بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی،  به  بیان  شباهت های  فراماسونری  با  دجال  از طریق حقه های شعبده بازان  می پردازیم. 

 الف) لو رفتن حقه ی  راه رفتن بر روی آب  به وسیله شعبده باز نقابدار :

  

ب) لو رفتن حقه پرواز  توسط کریس آنجل  

 

نکته اینکه کریس آنجل و شعبده باز نقابدار هر دو فراماسون هستند

اعمال کریس آنجل ،  دیوید کاپرفیلد ،  شعبده باز نقابدار  در عصر حاضر، و اعمال جادوگران عصر حضرت موسی (ع) و اعمال ساحران در هر عصر و زمانی، تنها چشم بندی، تردستی، شعبده و حقه بوده و می باشند و با کلک و حقه به خورد تماشاگر می روند! اصولاً همین تفاوت اعمال جادوگران با معجزات پیامبران و امامان (ع) است که موجب گردید تا ساحران عصر حضرت موسی (ع)  مقابل اعجاز ایشان تسلیم شده و به ایشان ایمان بیاورند.

جالب این که لقب  کریس آنجل ،  دیوید کاپرفیلد  و شعبده باز  نقابدار  ، علاوه بر جادوگری ( Magician )، فریبکاری ایجاد کننده ی توهم ( Illusionist ) نیز می باشد که بر فریبکاری و حقه بازی آن ها در ایجاد وهم و خیال در بیننده، تاکید دارد.

البته این فریبکاری های سرگرم کننده، تنها بخش کوچکی از ابزار آلات اغوا کننده ی  فراماسونری جهانی  می باشد؛ حال باید پرسید که آیا لقب دجال احتمالی آخرالزمان، نمی تواند برازنده ی  فراماسونری جهانی  باشد که با ابزار رسانه ای قدرتمند خود که روایات از آن به  خر دجال تعبیر کرده اند، به فریب مردم پرداخته و دیگران را نیز فریب داده است!

 البته مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) نیز همین تعبیر (خر دجال) را درباره ی دستگاه قدرتمند رسانه های غرب به کار برده و نسبت به آن هشدار داده اند:

( وقتی‌ به‌ صحنه‌ی‌ نبرد نگاه‌ می‌کنم‌، صحنه‌یی‌ را می‌بینم‌ که‌ یک‌ طرف‌ آن‌، شما ملت‌ ایران‌ که‌ طرفدار اسلام‌ و نجات‌ مستضعفان‌ و دشمن‌ نظام‌ استکباری‌ دنیا هستید، قرار دارید و طرف‌ دیگر آن‌، دشمنان‌ شما، یعنی‌ سردمداران‌ جبهه‌ی‌ استکبار و ضد اسلام‌، دنباله‌روهایشان‌ و اراذلی‌ که‌ در این‌ بین‌، به‌خاطر منافع‌ شخصی‌ و  هواهای‌  نفسانی‌،  دنبال‌  بوق‌  استکبار  و خر دجال‌ او راه‌ افتاده‌اند، قرار دارند. الان‌، کارزاری‌ برپاست‌; شوخی‌ نیست‌. جنگ‌ نظامی‌، تمام‌ شد. تازه‌ اگر دشمن‌ ـ یعنی‌ استکبار جهانی‌ ـ بتواند، حرفی‌ ندارد که‌ باز هم‌ جنگ‌ نظامی‌ را راه‌ بیندازد; منتها برایش‌ آسان‌ نیست.
الان‌،
یک‌ کارزار فکری‌ و فرهنگی‌ و سیاسی‌ در جریان‌ است‌. هر کس‌ بتواند بر این‌ صحنه‌ی‌ کارزار و نبرد تسلط پیدا کند، خبرها را بفهمد، احاطه‌ی‌ ذهنی‌ داشته‌ باشد و یک‌ نگاه‌ به‌ صحنه‌ بیندازد، برایش‌ مسلم‌ خواهد شد که‌ الان‌ دشمن‌ از طرق‌ فرهنگی‌، بیشترین‌ فشار خود را وارد می‌آورد. کم‌ هم‌ نیستند قلم‌به‌مزدها و فرهنگیهای‌ دین‌ و دل‌ و وجدان‌ باخته‌ و نشسته‌ی‌ پای‌ بساط فساد استکبار ـ چه‌ غالبا و اکثرا در خارج‌ کشور و چه‌ تک‌وتوکی‌ در داخل‌ کشور ـ که‌ برای‌ مقاصد استکباری‌، قلم‌ هم‌ بردارند، شعر هم‌ بگویند، کار هم‌ بکنند و دارند می‌کنند.
نبرد فرهنگی‌ را با مقابله‌ی‌ به ‌مثل‌ می‌شود پاسخ‌ داد. کار فرهنگی‌ و هجوم‌ فرهنگی‌ را با تفنگ‌ نمی‌شود جواب‌ داد. تفنگ‌ او، قلم‌ است‌. این‌ را می‌گوییم‌، تا مسؤولان‌ فرهنگ‌ کشور و کارگزاران‌ امور فرهنگی‌ در هر سطحی‌ و شما فرهنگیان‌ عزیز ـ اعم‌ از معلم‌ و دانشجو و روحانی‌ و طلبه‌ و مدرستان‌، تا دانش‌آموزتان‌ و تا کسانی‌ که‌ در بیرون‌ این‌ نظام‌ آموزشی‌ کشور مشغول‌ کارند ـ احساس‌ کنید که‌ امروز، سرباز این‌ قضیه‌ شمایید و بدانید که‌ چگونه‌ دفاع‌ خواهید کرد و چه‌ کاری‌ انجام‌ خواهید داد)

 

 اما یک سوال! چرا شعبده بازان و جادوگران غربی که عمدتاً عضو گروه های  فراماسونری  و  شیطان پرستی هستند، اخیراً حقه های خود را لو داده اند؟

پاسخ این سوال با کمی تفکر به راحتی نمایان می شود. بله عزیزان! جهان استکباری و  فراماسونری جهانی ، با ارایه ی نمایش ها و برنامه های شعبده بازی و جادوگری از یک سو و سپس لو دادن آن ها از سوی دیگر، تلاش می نماید تا به خیال خود و به واسطه ی مهره های خود همچون کریس آنجل ،  دیوید کاپرفیلد  و  شعبده باز نقابدار  به صورت پیشگیرانه و پیشدستانه، اهالی مغرب زمین و مشرق زمین را در مقابل معجزات آخرالزمانی  مهدی موعود (عج)  و حضرت  مسیح (ع)  بیمه نماید!

در واقع رسانه های غربی با نشان دادن اعمال شعبده بازی محیر العقول از سوی شعبده بازان مشهور و سپس لو دادن حقه های آنان می خواهد اذهان و افکار عموم را برای مواجهه با معجزات آخرالزمانی منجی موعود حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) آماده نماید تا در صورت بروز اینگونه معجزات، به افکار عمومی مردم جهان اینگونه بقبولاند که این معجزات، تردستی و شعبده هستند!!!

این ترفند و زدن انگ جادوگری به اولیای الهی از قرن ها قبل نیز وجود داشته و چه مشرکان مکه در زمان پیامبر (ص) و چه مشرکان و کافران هم عصر سایر پیامبران الهی (ع) به آن ها تهمت جادوگری و سحر می زدند و امروزه نیز دشمن با استفاده از ابزار آلات پیشرفته تر، تلاش می نماید تا مجدداً این تهمت ها را حواله ی منجی موعود آخرالزمان (عج) نماید.

 نکته پایانی

در مورد  فراماسونری جهانی  نیز همین گونه است و  فراماسونری جهانی  به عنوان یک  سیستم ،  نظام ، و  تشکیلات  بزرگ و پیشرفته، مجموعه ای بزرگ شامل  افراد ، رسانه ها ، ادوات نظامی و فرهنگی ،  رسانه ها ،  آثار هنری ،  تیم های ورزشی  و … است و هر فعل و انفعالی که از جانب یکی از  افراد ،  سازمان ها ،  رسانه ها ، ادوات  و …  تشکیلات بزرگ فراماسونری  سر بزند، منتسب به  سیستم  فراماسونری است و این زیرمجموعه ها و اجزا، همگی بخشی از  سیستم فراماسونری جهانی هستند، نه چیزی جدا از آن ها.

نشریات متعلق به فراماسونری  نیز بر این مفهوم تاکید ورزیده و حتی به عنوان مثال مدرسه ای که مدیر آن ماسون باشد را به دلیل اینکه در جهت سیاست های مدیر ماسونش گام برمی دارد، یک جامعه ی ماسونی می داند:

( مدرسه ای که توسط مدیر ماسون اداره می شود، یک موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای که توسط یک لیدر ماسون رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر کسی که می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مکان یک موفقیت شمرده می شود. )

بدین ترتیب کاملاً واضح و مبرهن است که مفهوم و معنی فراماسونری، بسیار وسیعتر از چیزی است که در ذهن برخی از دوستان شکل گرفته است و عدم شناخت وسعت این  تشکیلات  منجر به جهت گیری های ناکافی در مقابل آن خواهد شد.

در واقع  تشکیلات شیطانی فراماسونری  را اگر به یک انسان تشبیه کنیم، فراماسون ها به مثابه مغز آن، ادوات و ابزار جنگی فراماسونری به مثابه دست های آن، موسسات زیرمجموعه، به مثابه پاهای آن و … می باشد. یقیناً اگر فعل و انفعالی از سوی دست یک انسان، پای وی، مغز وی و … سر بزند، منتسب به خود فرد خواهد شد، نه صرفاً دست، یا پای او!

نکته ی مهم این که تعابیری همچون نظام سلطه  یا  استکبار جهانی  که بارها از سوی رهبر فرزانه ی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است، صرفاً به روسای جمهور کشورهای غربی و انسان های مستکبر، یا صرفاً به ارتش های مستکبر، یا صرفاً به نهادهای مالی مستکبر و یا … اشاره نمی کند و مقصود از این تعبیر، تمامی افراد، نهادها، ارتش ها، رسانه ها و … است که همگام و هماهنگ با یکدیگر، در جهت چپاول و غارت ملت های مستضعف فعالیت می کنند.

 (به امید پیروزی امام زمان (عج) بر دجال ها)

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>