منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳

عوف سلمی  یا سلمی تکریتی یا شیصبانی

 یکی از نشانه‏های ظهور، خروج مردی به نام عوف سلمی از تکریت است.

وقتی به امام سجاد(ع)گفته شد، ظهور حضرت مهدی‏(عج) را توصیف و دلایل و نشانه‏های آن را ذکر فرمایید، حضرت فرمود:

"قبل از ظهور او، خروج مردی خواهد بود که به او عوف سلمی گفته می‏شود. محل خروج او زمین جزیره و منزل او تکریت و مقتل او مسجد دمشق است"


شیصبانی یا  عوف سلمی یا سلمی تکریتی

شیصبانی یا عوف سلمی در باور دین اسلام شیعه، فردی‌ست که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی در عراق ظهور می‌کند. آغاز کار وی از تکریت است و در دمشق کشته می‌شود.

واژه شیصبان یکی از نام‌های ابلیس است. و در لغت به‌ معنای مورچه نر، لانه مورچگان، رهبرگروهى از پریان و گهگاهی ائمه ازین واژه برای اشاره به بنی‌عباس استفاد ه می‌کرده‌اند.

از امام سجاد (ع)نقل‌شده:

"خروج شعیب بن صالح پس از عوف سلمی و قبل از خروج سفیانی است"

و از امام باقر(ع) آمده‌است:

 "سفیانی خروج نمی کند، مگر آن که قبل از او شیصبانی در سرزمین کوفان همان عراق خروج کند. او همچون جوشیدن آب از زمین می جوشد و فرستادگان شما را به قتل می رساند. بعد از آن انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم باشید."

 امام زین العابدین (ع) می فرماید:

"پیش از خروج آن حضرت، مردی به نام «عوف سلمی» در سرزمین «الجزیره» خروج می کند،  در «تکریت» مأوی گزیند  و در مسجد دمشق به قتل می رسد"

در برخی منابع به جای تکریت، (کریت) و(کویت) نیز آمده است که با گذشت زمان و با وضع کتاب های خطی در پیش از اختراع چاپ بروز چنین اختلافهائی طبیعی است.

ظاهر اینست که خرابی بصره به دست او خواهد شد، از طرف جنوب وارد بصره می شود، گروهی از عربها و گروهی از زنجی ها را همراه می برد و بصره را خراب می کند.

این خرابی بصره غیر از آن خرابی بصره است که در قرن سوم هجری به توسط صاحب زنج انجام یافته است و ابن حدید تصور کرده است که خرابی موعود همانست  ولی آن نمی تواند خرابی موعود باشد که یکهزار و یکصد و پنجاه سال از آن گذشته و هنوز هم ظهور واقع نشده است.

این خرابی که در احادیث وعده داده شده، از علایم ظهور و طبعاً در نزدیکی ظهور خواهد بود.

در همین مورد رسول اکرم (ص) خطاب به جعفر بن ابی طالب (ع) فرمود:

"بصره توسط یکی از فرزندان تو ویران می شود که زنجی ها از او پیروی می کنند"

اولین خرابی بصره در ایام بنی عباس در فتنه های صاحب زنج واقع شد ولی نباید فراموش کرد که در حدیث دیگری تعبیر (عن) دارد و آن صریح است که قیام حضرت بقیه الله (عج) همزمام با خرابی بصره خواهد بود و آخرابی موعود در نزدیکی ظهور و ظهور به دنبال آنست.

و اگر تاریخچه ویرانی بصره در قرن سوم را در تاریخ خاورشناس معروف «بروکلمان» بخوانید برای شما قطعی می شود که خرابی صاحب زنج غیر از خرابی موعود در نزدیکی ظهور است.

 چه مانعی هست که ویرانی نخستین توسط یکی از اولاد رسول (ص) از نسل جناب زید باشد و ویرانی واپسین توسط عوف سلمیباشد که احتمالاً از نسل جعفر طیار باشد، که بصره را با خاک یکسان کند و از عراق عبور کرده وارد دمشق شود و در مسجد شام به قتل برسد. و این معنی هرگز با صاحب زنج قابل انطباق نیست که بصره را ویران کرد و هرگز وارد دمشق نشد و به خاک سوریه پانگذاشت.

 

حسنی و شیصبانی و عوف سلمی

در تعدادى از روایات سخن از حسنى به میان آمده است که اشاره دارد، وى حرکتى را در عراق آغاز مى نماید اما این روایات نیاز به دقت بیشتر دارد چرا که این احادیث نام سه نفر، حسنى مدینه ، حسنى مکه و حسنى عراق را بیان مى کند.

همچنین حسینى خراسانى که در منابع حدیث اهل سنت و برخى منابع خبرى شیعه (حسنى) نامیده شده است و هم اوست که در سال ظهور حضرت مهدى (عج)با سپاهیانش وارد عراق مى گردد بنابراین احتمال دارد مراد از روایات مربوط به جنبش حسنى در عراق ، همین قیام و حرکتش باشد و احتمال اینکه حسنى دیگرى قبل از او باشد نیز وجود دارد.

اما شیصبانى ، در مورد این شخص روایتى از کتاب غیبت نعمانى که از منابع درجه اول حدیث مى باشد از جابربن یزید جعفى نقل شده است که گفت : از امام باقر (ع) در مورد سفیانى سؤ ال کردم حضرت فرمود:

"دسترسى به سفیانى پیدا نمى کنید تا اینکه قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق مانند آبى که از زمین بجوشد، ناگهان ظاهر مى شود و خروج مى نماید، او نمایندگان شما را بقتل مى رساند و بعد از ماجرا در انتظار سفیانى باشید که حضرت قائم نیز خروج مى کند"

 گر چه  روایت دیگرى را پیرامون وى نیافتیم اما همین روایت داراى چند نکته درباره این شخص مى باشد از آن جمله :

 الف )او به شیصبانى توصیف شده است که نسبت به شیصبان دارد و آن صفتى که امامان (ع) از آن تعبیر به طاغوتها و اشرار مى نمایند، بگونه اى که در شرح قاموس زبیرى آمده است ، شیصبان در اصل نام ابلیس ‍ و مورچه نر مى باشد.

ب )اینکه او قبل از سفیانى خروج مى کند، از روایت چنین برداشت مى شود که بین او و سفیانى فاصله چندانى نیست و یا اینکه بلافاصله بعد از او سفیانى خروج خواهد کرد، بدلیل مفاد کلام امام باقر (ع)که فرمود:

 "بعد از او منتظر سفیانى باشید"

 ج) محل خروج وى عراق است که به آن زمین کوفان نیز گفته مى شود و یا اینکه در خود شهر کوفه است به هر حال خروج و یا انقلاب و یا حکومت او ناگهانى و غیر منتظره است (مانند آب که از زمین مى جوشد) او انسانى است طغیانگر و خونریز که مؤ منان را به قتل مى رساند و ظاهرا معناى جمله (و نمایندگان شما را مى کشد)

در کلام امام باقر (ع) این است که مؤ منین عالى رتبه اى را که معمولا پیشاپیش و در صدر هیئت نمایندگى حضور دارند بشهادت مى رساند.

چه اینکه گفته مى شود و فد قبیله نمایندگان قبیله و یا و فد مدینه  نمایندگان شهر بمعانى صاحبان جاه و مقام و شخصیتهاى آنان است البته احتمال هم دارد معنا این گونه باشد که هیئتهایى را که قصد زیارت بیت الله الحرام و امثال آن را دارند، به قتل مى رساند.

ما در حرکت و جنبش سفیانى و لشکرکشى وى به عراق ترجیح دادیم ، که حاکمیت شیصبانى در عراق پیش از خروج سفیانى و بعد از برقرارى حکومت مهیا گران مقدمات ظهور و پیروانشان خواهد بود البته از دیدگاه برخى چنین شخصى با این اوصاف بر صدام حاکم قبلی عراق انطباق دارد. چون همه این صفات در او وجود دارد، بنابراین اگر سفیانى بعد از او در شام خروج نماید مى توان ادعا کرد که صدام همان شیصبانى عراق است که در روایت وارد شده است .

اما عوف سلمى در مورد این شخص نیز روایتى در کتاب غیبت طوسى که آن هم از منابع درجه اول حدیث بشمار مى رود وارد شده است . حذلم بن بشیر از امام زین العابدین (ع) نقل کرده که گفت :

به على بن الحسین (ع) عرض کردم ، کیفیت خروج حضرت مهدى (عج) را برایم توصیف نموده و دلائل و نشانه هاى ظهورش را به من بشناسان حضرت فرمود:

 "قبل از ظهور او مردى بنام عوف سلمى در سرزمین جزیره خروج مى نماید که جایگاه او تکریت و محل قتل وى مسجد دمشق مى باشد و بعد از آن شعیب بن صالح از سمرقند خروج مى کند و آنگاه سفیانى ملعون که از ذریه عتبه پسر ابوسفیان است از منطقه وادى یا بس (بیابان خشک ) خروج مى نماید که در هنگام خروج او حضرت مهدى (عج) مخفى است و پس از آن خروج مى نماید"


البته پیرامون این شخص (عوف ) روایت کم است . اما آنچه که در متن همین روایت درباره شعیب بن صالح آمده که وى اهل سمرقند است مخالف با مطالبى است که در مصادر روایتى شیعه مشهور است که او از اهالى رى مى باشد، مگر اینکه بگوئیم وى اصالة اهل سمرقند است و همچنین کیفیت خروج ایشان قبل از سفیانى را که در جاى خودش ذکر نمودیم .

ظاهرا عوف سلمى علیه حکومت سوریه قیام مى کند نه عراق و مدت کوتاهى قبل از سفیانى بسر مى برد.

اما جزیره که مرکز جنبش و قیام اوست نام منطقه اى است در مرز عراق و سوریه و هرگاه لفظ جزیره بدون اضافه ذکر شود همین معنا از آن استفاده مى شود آنگونه که در کتب تاریخ و حدیث نیز چنین آمده است البته این جزیره به نام جزیره ربیعه و جزیره دیار بکر نیز نامیده مى شود.

 بنابراین از لفظ جزیره نمى توان جزیرة العرب و یا جزیره دیگرى را لحاظ نمود مگر در صورت اضافه شدن این کلمه و ظاهرا معناى جمله "و جایگاه وى تکریت است " این است که جایگاه او قبل از قیام و حرکتش و همچنین بعد از شکست او و فرارش شهر تکریت خواهد بود که امروزه یکى از شهرهاى معروف عراق است و آنچه که این مطلب را تاءیید مى کند این است که تکریت نزدیک منطقه حرکت او یعنى جزیره واقع شده است .

و عبارات دیگرى که در برخى از نسخه ها "جایگاه وى بکریت و یا بکویت " آمده است در اثر اشتباه نسخه هاست که بجاى تکریت نقل شده است و مؤ ید این معنى این است که در بحار و غیبت طوسى فقط تکریت آمده است روایت اشاره به این معنا دارد که او عوف سلمى در مسجد دمشق کشته مى شود یعنى در آنجا بوسیله ترور بقتل مى رسد و یا اینکه در آن محل دستگیر و کشته مى شود بنابراین قضیه خروج او از جمله حوادث و پیشامدهاى سرزمین شام است که با حوادث عراق نیز بى ارتباط نیست

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>