منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱

حضرت عیسی(ع)

 

 

حضرت عیسی(ع) در نقش از موزاییک متعلق به قرن ششم میلادی. (در کلیسایی در شهر روانا در ایتالیا)

 حضرت عیسی مسیح (ع)

شخصیت مرکزی مسیحیت بزرگترین دین دنیاست. در باور مسیحیان حضرت عیسی (ع) تجسم خدا در جسم انسانی و آغازگر جریان مسیحیت است. او در شهر بیت‌لحم از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد.

مسلمانان به حضرت عیسی (ع) به عنوان یک پیامبر باور دارند و برخی از دیگر مذاهب نیز او را شخصیت مهمی در نظر می‌گیرند.

منابع اصلی برای بررسی زندگی حضرت عیسی(ع) چهار انجیل رسمی هستند، هر چند برخی از محققین معتقدند که متن‌های دیگر چون انجیل توماس نیز به اندازه چهار انجیل سنتی برای ترسیم تاریخی حضرت عیسی (ع)اهمیت دارند.


بعضی پژوهشوران متعقدند که حضرت عیسی(ع) یک یهودی از ناحیه جلیل در شمال فلسطین بود که از او به‌عنوان یک معلم و شفابخش یاد می‌شد.

 محققین اغلب اتفاق نظر دارند که او توسط یحیی غسل تعمید یافته و در اورشلیم تحت فرمان پنطیوس پیلاطس و به جرم آشوب‌گری بر علیه امپراتوری روم مصلوب شد.  قطع نظر از اندک اتفاق نظرها و نتایج این‌چنینی، مطالعات آکادمیک در گاه‌نگاری وقایع، پیام مرکزی تعلیمات عیسی، طبقه اجتماعی وی و یا دلیل مصلوب شدنش تاکنون به نتایج قطعی نرسیده‌اند. گر چه خیلی از محققین به انجیل‌ها به عنوان منابع تاریخی با احتیاط نگریسته‌اند، ولی اکثر محققین منتقد، معتقدند حداقل بخش‌هایی از آنچه در انجیل‌ها در خصوص زندگی عیسی بیان شده‌صحیح است.

نگاه مسیحیت به حضرت عیسی(ع) بر پایه اعتقاد به الوهیت عیسی، مسیح بودن او همان گونه که در عهد عتیق پیشگویی شده‌است و زنده شدن او پس از مصلوب شدنش است.

مسیحیان غالباً حضرت عیسی (ع)را پسر خدا می‌دانند (که معمولاً اینطور تعبیر می‌شود که او خدای پسر، رکن دوم تثلیث است) که برای رستگاری و آشتی با خدا به روی زمین آمد.

 آنان همچنین به تولد معجزه‌وارحضرت  عیسی(ع) از یک باکره، انجام معجزات، عروج به آسمان، و بازگشت مجدد او در آینده باور دارند. در حالی که اعتقاد به تثلیث به‌طور گسترده توسط مسیحیان پذیرفته شده‌است، گروه کوچکی، دیدگاه‌های غیر تثلیثی راجع به الوهیت حضرت عیسی (ع)دارند.

در آیین اسلام، حضرت عیسی(ع) یکی از پیامبران مهم خدا در نظر گرفته می‌شود که انجیل را به همراه خود آورده و برای اثبات نبوتش معجزاتی را به نمایش می‌گذاشت.

حضرت عیسی(ع) همچنین عنوان مسیح دارد ولی از نقطه نظر اسلامی این به معنی خداگونه بودن او نیست. اسلام مصلوب شدن و سپس برخاستن او پس از مرگ را انکار کرده و بر این نظر است که او جسماً به آسمان عروج نموده‌است. همچنین مسلمانان نیز مانند مسیحیان باور دارند که حضرت عیسی(ع) از یک دختر باکره و برگزیدهٔ خداوند به نام مریم به دنیا آمده‌است.

گاه‌شماری

سال دقیق تولدحضرت  عیسی (ع) از نگاه باستان‌شناسان مشخص نیست. نظر یوسیبیوس، مورخ قدیمی کلیسا، این است که او ۵۲۰۰ سال پس از خلقت به دنیا آمد. انجیل‌های متی و لوقا آن را در زمان هیرودیس، که سال ۴ قبل از میلاد مرد، قرار می‌دهند. لوقا همچنین عنوان می‌کند که تولد همزمان با سرشماری یهودیه، سال ۶ میلادی، بوده‌است. دانشوران معاصر تولد عیسی را بین ۴ و ۶ قبل از میلاد تخمین می‌زنند.

مرگ وی در انجیل‌ها در زمان استان‌داری پیلاتس، ۲۶ تا ۳۶ میلادی، عنوان شده‌است. بر اساس اناجیل متی، مرقس و لوقا، مرگ حضرت عیسی (ع) پس از عید فصح (یک عید یهودی) اتفاق افتاد. بر اساس انجیل یوحنّا، اعدام  حضرت عیسی (ع)زودتر و در روز آماده شدن برای عید فصح اتفاق افتاد. اعتقاد بهاییان( و حضرت مسیح وقت شهادت و صعود سی و سه سال داشتند )

از اسلام حضرت عیسی (ع) زنده بوده و در آسمان در نزد خداوند مشغول زندگی بوده و منظر ظهور منجی آخر زامن می باشد.

نام حضرت عیسی (ع)

عیسی، یسوّع، یوشع، یهوشع و یهوشوع(صیغه کامل) نیز خوانده شده‌است و در عبری همه آنها برابرند. در انجیل یسوّع مسیح ۵۰ بار، عیسی مسیح ۱۰۰ بار و لفظ مسیح ۳۰۰ بار آمده‌است.

عیسی در زبان عبری به معنی (خدا کمک می‌کند)

 زندگی بر اساس متن انجیل‌ها

روایت کلیسا از حضرت عیسی (ع) به طور عمده بر پایه چهار انجیل تصویب شده می‌باشد. محققین مختلف نظرات بسیار مختلفی راجع به صحت تاریخی این انجیل‌ها دارند.

هر انجیل زندگیحضرت  عیسی(ع)و معنی اش را به نحو متفاوتی از بقیه انجیل‌ها به تصویر می‌کشد.

انجیل یوحنا زندگی نامه نبوده بلکه به زندگی حضرت  عیسی(ع)از دید الهیات نگاه کرده و او را کلام(Logos) ازلی خدا و خود خدا و آفرینندهٔ جهان می‌داند.

ترکیب این داستانها در یک داستان همانند ساختن یک داستان پنجم بوده که از هر کدام از چهار داستان اصلی متفاوت خواهد بود.

بعضی از مدافعین مسیحیت اختلافها و ناسازگاریهایی که ظاهراً بین اناجیل وجود دارد را یک دلیل قاطع برای صحت انجیل‌ها می‌دانند زیرا به گفته آنها تفاوت‌ها احتمال توطئه و همدستی را از بین برده و شباهت‌ها به مبدا مشترک آنها گواهی می‌دهد.

انجیل‌ها (مخصوصاً متی) تولد حضرت عیسی (ع)، زندگی، مرگ و رستاخیز او را بر آورده شدن پیشگویی‌های عهد عتیق می‌داند. از جملهٔ آنهاتولد از باکره، گریز به مصر، عمانوئیل (اشعیا ۷:۱۴)، و بنده دردکش می‌باشند.

تبارنامه و خانواده

تبارنامه‌ٔ  حضرت عیسی(ع) در متی به صورت سنتی در قالب درخت یسی به تصویر کشیده می‌شده‌است. یسی پدر داوود پادشاه می‌باشد.

در دو انجیل متی و لوقا شجره‌نامه عیسی آمده‌است. این دو شجره‌نامه تفاوت های اساسی با هم دارند. و جالب این‌است که هر دو به جای اشاره به تبار حضرت مریم(ع) مادر مسیح، شجره‌نامه یوسف نجار شوهر حضرت مریم (ع)که مردم او را پدر مسیح می‌دانستند را بیان کرده‌اند.

هر دو تبارنامه نیاکان عیسی را به حضرت  داوود(ع) رسانده و از آنجا آن را به  حضرت ابراهیم (ع) می‌رسانند. انجیل متی از پسر حضرت  داوود (ع) به نام حضرت سلیمان(ع) آغاز کرده و از پادشاهان اسرائیل گذشته تا به آخرین پادشاه به نام جکونیاه می‌رسد (پس از جکونیاه بنی اسرائیل به تبعید در بابل می‌رود). تبارنامهٔ لوقا طولانی تر از متی بوده و تا آدم ابوالبشر ادامه یافته، افزون بر این نام‌های بیشتری هم میان حضرت داوود(ع)  وحضرت عیسی(ع) می‌آورد. در لوقا نسب نامهٔ عیسی چنین آمده‌است:

(یوسف پسر هالی، پسر متات، پسر لاوی، پسر ملکی، پسر ینا، پسر یوسف، پسر متاتیا، پسر آموس، پسر ناحوم، پسر حسلی، پسر نجی، پسر مات، پسر متاتیا، پسر شمعی، پسر یوسف، پسر یهودا، پسر یوحنا، پسر ریسا، پسر زروبابل، پسر سالتیئیل، پسر نیری، پسر ملکی، پسر ادی، پسر قوسام، پسر ایلمودام، پسر عیر، پسر یوسی، پسر ایلعازر، پسر یوریم، پسر متات، پسر لاوی، پسر شمعون، پسر یهودا، پسر یوسف، پسر یونان، پسر ایلیاقیم، پسر ملیا، پسر مینان، پسر متاتا، پسر ناتان، پسر داوود، پسر یسی، پسر عوبید، پسر بوعز، پسر شلمون، پسر نحشون، پسر عمیناداب، پسر ارام، پسر حصرون، پسر فارص، پسر یهودا، پسر یعقوب، پسر اسحق، پسر ابراهیم، پسر تارح، پسر ناحور، پسر سروج، پسر رعو، پسر فالج، پسر عابر، پسر صالح، پسر قینان، پسر ارفکشاد، پسر سام، پسر نوح، پسر لمک، پسر متوشالح، پسر خنوخ، پسر یارد، پسر مهللئیل پسر قینان، پسر انوش، پسر شیث پسر آدم بود و آدم پسر خدا بود.)

نویسندگان مسیحی در طول تاریخ نظریه‌های مختلفی جهت آشتی دو تبار نامه پیشنهاد کرده‌اند:

1-کهن‌ترین نظریهٔ موجود در منابعی که به دست ما رسیده مربوط به افریکانوس (حدود سال ۲۰۰ میلادی) می‌باشد. در توجیه اینکه چرا متی پدر یوسف را یعقوب قرار داده ولی لوقا آنها را هالی، افریکانوس پیشنهاد می‌دهد که یعقوب و هالی برادرانی از یک مادر ولی دو پدر مختلف بودند. یعقوب ازدواج کرده و صاحب یوسف می‌شود، ولی او فوت می‌کند و طبق رسم آن زمان برادرش با مادر یوسف ازدواج کرده و پدر خوانده (پدر قانونی) یوسف می‌شود. بر اساس این نظریه لوقا شجره‌نامه را از طریق پدر خوانده (پدر قانونی) یوسف ادامه می‌دهد ولی متی از طریق پدر طبیعی او.

2-بر اساس نظریه دیگری که در دوران مدرن مکرر ذکر می‌شود، بر عکس متی از طریق پدر قانونی شجره نامه را دنبال کرده و لوقا از طرف پدر طبیعی

3-انیوس (سال ۱۴۹۰ میلادی)، مارتین لوتر، بنگل و برخی از محققین مسیحی پس از آن‌ها این نظر را دنبال کردند که لوقا شجره‌نامه مریم را داده ولی متی شجره نامه یوسف را.

4-ترتولیان و تعداد کمی محقق مسیحی بعدی بر عکس می‌گویند که لوقا شجره نامه یوسف را داده ولی متی شجره نامه مریم را.

مورخین آکادمیک معاصر عموماً بر این نظر توافق دارند که این شجره نامه‌ها را نمی‌توان با هم آشتی داد و آن‌ها را «ساخت‌های الهیاتی» در نظر می‌گیرند. به صورت مشخص‌تر، بعضی گفته‌اند که متی می‌خواسته تولدحضرت  عیسی(ع) را به عنوان تولد یک پادشاه مسیح-گونه بیان کند و بخاطر همین اجداد او را از طریق خط سلطنتی دنبال کرده و حضرت سلیمان(ع)را در آنها قرار داده، ولی لوقا اجداد  حضرت عیسی (ع) را از طریق خط کاهنی دنبال کرده و لیوای را در آنها قرار می‌دهد.

یوسف شوهرحضرت  مریم (ع)در داستان بچگی حضرت  عیسی(ع) ظاهر می‌شود. ولی در ادامه زندگی‌نامه حضرت عیسی(ع)نامی از او برده نمی‌شود.

کتابهای عهد جدید مانند متی، مرقس، و غلاطیان صحبت از اعضای خانواده حضرت عیسی (ع) کرده که شامل آنچه ممکن است خواهران و برادران حضرت عیسی(ع)بوده می‌باشد.

دیدگاه ادیان در مورد مسیح(ع)

 

مسیح صلیب را حمل می‌کند/اثر ال گرکو ۱۵۸۰ میلادی

 در دین زرتشتی

زرتشتیان تولد حضرت عیسی(ع) را تشخیص داده و از پی آن به اورشلیم رفتند. در انجیل متی چنین آمده‌است:

(و چون عیسی در ایّام هیرودیسِ پادشاه در بیتْ لَحِم یهودیه تولّد یافت، ناگاه مجوسی چند از مشرق به اُورْشلیم آمده، گفتند: کجاست آن مولود که پادشاه یهود است زیرا که ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‌ایم‌؟» سپس به راهنمائی هیرودیس به بیت لحم راهی می‌شوند و «روانه شدند که ناگاه آن ستاره‌ای که درمشرق دیده بودند، پیش روی ایشان می‌رفت تا فوق آنجایی که طفل بود رسیده، بایستاد. و چون ستاره را دیدند، بی‌نهایت شاد و خوشحال گشتند و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را پرستش کردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا و کُنْدُر و مُّر به وی گذرانیدند.)

در دین مسیحی

طبق تعالیم مسیحی، مسیح شخصیت دوم تثلیث اقدس و بعد حلولی یا درون‌باشندهٔ خداست. دکتر مهرداد فاتحی در این باره می‌نویسد:

(این حلول، حلولی است در تاریخ. خدای مسیحیان در عین حال که بی‌نهایت از همهٔ مخلوقات خود برتر و با همهٔ آنها متفاوت است، ولی با آنها بیگانه نیست. بلکه چون ذات او محبت است، عار ندارد به مخلوق خود نزدیک شود وحتی با او یگانه گردد. انجیل بی‌پروا و کاملاً بر خلاف انتظار انسان اعلام می‌دارد که خدا در یک شخصیت تاریخی یعنی عیسای ناصری حلول کرده است! خدا بشریت را به خود گرفته و در سیمای یک انسان به جهان ما قدم گذاشته‌است. مسیحیان به پیروی از انجیل، این بُعد دوم از وجود خدا را که در تاریخ حلول می‌کند، «پسر» می‌خوانند.)

او همچنین می‌نویسد:

(خدا در بُعد دوم وجود خود یعنی «پسر» در تاریخ ظاهر شده تا پسران و دختران گمشدهٔ خود را جستجو کند. او برای رستگاری انسان رنج کشیده و بر روی صلیب جان داده‌است)

بر اساس تعالیم مسیحیت و کتاب مقدس، مسیح دارای الوهیت می‌باشد  و با خدای پدر (شخصیت اول تثلیث اقدس) و روح القدس(شخصیت سوم تثلیث اقدس) همذات است.

 در دین اسلام

به نزدیک مسلمانان  حضرت عیسی(ع) از پیامبران اولی‌العزم و صاحب شریعت است. نام و داستان وی به کرّات در قرآن و احادیث اسلامی آمده‌است.

مسلمانان برای حضرت عیسی(ع)  معجزاتی قائل‌اند، از جمله سخن‌گفتن در گهواره در دفاع از مادر و نیز زنده‌کردن مردگان و شفای بیماران و کوران مادرزاد، و دمیدن حیات در گِلِ بیجان.

 

 

موعظه بالای کوه عیسی در هنرهای اسلامی

با این حال قرآن  حضرت عیسی (ع) را فقط بنده و فرستادهٔ خدا می‌شناسد و هرگونه اعتقاد به تثلیث یا تجسد خدا در عیسی در نزد مسلمانان کفر است.

 نظر مسلمانان پیرامون مرگ حضرت عیسی(ع) نیز با آنِ مسیحیان متفاوت است. طبق گفتهٔ قرآن این حضرت عیسی(ع) نبود که مصلوب شد، بلکه امر بر آنان مشتبه شد.

 به روایتی خدا صورت حضرت  عیسی(ع) را بر یکی از دشمنان وی افکند و وی به جای حضرت  عیسی (ع) مصلوب شد. به اعتقاد مسلمانان شیعه  حضرت عیسی (ع) در آخرالزمان همراه  حضرت مهدی (عج)ظهور خواهد کرد. پشت  سر حضرت مهدی(عج)  نماز خواهد خواند و دجال یا ضد مسیح به  دست  حضرت عیسی (ع)  کشته خواهد شد.

دردین یهودی

در تَلْمود بابِلی چنین می‌خوانیم:

(چنین تعلیم داده شده‌است:در شب عید فِصَح، یَشوع(تلفظ عبری نام حضرت عیسی (ع) ) را به دار آویختند. و یک منادی برای مدت چهل روز در مقابل او می‌رفت و می‌گفت: «او قرار است سنگ‌سار شود، زیرا مرتکب جادوگری شده، اسرائیل را گمراه کرده‌است. اگر کسی چیزی دارد که در دفاع از او بگوید، بیاید و شهادت خود را ارائه دهد.» اما چون چیزی به نفع او یافت نشد، او را در شب عید فِصَح به دار آویختند.)

گفته یوسفوس مورخ یهودی قرن یک

(در این زمان، شخصی بود به نام عیسی. او انسانی بود دانا، «اگر درست باشد که او را انسان بنامیم»، چرا که او انجام‌دهندهٔ کارهای شگفت‌انگیز بود، معلم افرادی که حقیقت را با خرسندی می‌پذیرند. او بسیاری از یهودیان و غیریهودیان را به سوی خود جذب نمود. 'او مسیحای موعود بود؛' و وقتی پیلاطُس، به خواست رؤسا و بزرگان ما، او را محکوم به صلیب نمود، آنانی که او را از ابتدا دوست می‌داشتند، ترکش نگفتند. 'زیرا او در روز سوم خود را بر ایشان زنده ظاهر ساخت، همانطور که انبیای خدا این را وعده داده، هزار چیز شگفت‌انگیز دیگر را در مورد او پیشگویی کرده بودند' و طایفهٔ مسیحیان که نام آنها را از او گرفته‌اند، تا به امروز از میان نرفته‌اند.)

محققین پیرامون این مطالب اتفاق نظر ندارند. چرا که یوسفوس مورخی یهودی بوده و نه مسیحی و نکاتی دربارهٔ عیسی گفته که از یکی یهودی دین‌دار بعید است. به نظر می‌رسد بخش‌هایی از این نوشته که به قیام مسیح اشاره می‌کنند، بعدها توسط مسیحیان به پاراگراف فوق اضافه شده‌اند. با این حال اگر این عبارات را از متن حذف کنیم، از نوشتهٔ یوسِفوس کاملاً آشکار است که او عیسی را یک مرد دانا می‌دانسته که معجزه می‌کرده و تعالیم عمیقی می‌داده‌است.

حضرت عیسی(ع) از دیدگاه تاریخ

دانشوران از روشهای تاریخ‌پژوهی برای بازسازی زندگانی حضرت عیسی (ع) بهره برده اند. در طی دو قرن تصویر حضرت  عیسی(ع) که توسط تاریخنگاران به دست آمده بسیار متفاوت با تصویر مرسومی است که از حضرت عیسی (ع) در انجیل‌ها بدست می آید. محققان حضرت  عیسی(ع)  تاریخی موضوع تحقیق خود را از عیسی مسیح مسیحیان متمایز می سازند.

محققین دیگری نیز می گویند که  حضرت عیسی (ع) تنها در صورتی می تواند تغییراتی که شاهد آن هستیم را باعث شده باشد که  حضرت عیسی (ع) ذکر شده در انجیل‌ها صحیح باشد. منبع اولیه در مورد زندگی حضرت عیسی مسیح (ع) و تعالیم او انجیل‌ها بخصوص انجیل مرقس، متی و لوقا است.

به همراه انجیل‌ها، هیچ گواه تاریخی از  حضرت عیسی (ع)، چه در زمان حیاتش و چه تا سی سال پس از مرگش موجود نیست. اکثریت انجیل پژوهشان وجود تاریخی حضرت  عیسی(ع) را قبول دارند. هرچند دیدگاه آنانی که وجود تاریخیحضرت عیسی(ع)  را قبول ندارند نیز طرفدارانی دارد اما این تئوری بحث برانگیز بوده و نتوانسته بسیاری از دانشوران را متقاعد نماید.

حضرت عیسی (ع) در قرآن

نام حضرت عیسی(ع) ۲۵ بار در قرآن آمده‌است.

 برای مثال در آیات ۱۵۷، ۱۶۳ و ۱۷۱ سوره نساء، آیات ۷۸ و ۱۱۴ سوره مائده، آیه ۸۵ سوره انعام، ۳۴ سوره مریم، ۷ سوره احزاب، ۱۳ شوری، ۶۳ زخرف و آیات ۶ و ۱۴ سوره زخرف این نام ذکر شده‌است.

در آیه ۸۷ سوره بقره درباره  حضرت عیسی (ع)  چنین آمده است:

(ما به موسی کتاب (تورات) دادیم، و بعد از او پیامبرانی پشت سر یکدیگر فرستادیم و به عیسی بن مریم دلائل روشن بخشیدیم، و او را به وسیله روح‌القدس تاءیید نمودیم، آیا هر زمان پیامبری بر خلاف هوای نفس شما آمد در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خود داری نمودید و به این قناعت نکردید بلکه) عده‌ای را تکذیب نموده، جمعی را به قتل رساندید)

در آیه ۳۶ سوره آل عمران هنگامی که مادر مریم، مریم را به دنیا آورد و دانست که او دختر است، چنین گفت: چون فرزند خویش بزاد، گفت:

(ای پروردگار من، این که زاییده‌ام دختر است- و خدا به آنچه زاییده بود داناتر است- و پسر چون دختر نیست. او را مریم نام نهادم. او و فرزندانش را از شیطان رجیم در پناه تو می‌آورم.)

مریم مقدس

مریم(مریم مقدس یا مریم عذرا) در قرآن و عهد جدید، نام مادر حضرت  عیسی مسیح (ع)  است. مسیحیان و مسلمانان معتقد به نزول وحی بر حضرت  مریم (ع) هستند.

زندگی مریم

مریم، دختر عمران، به روایت مسلمانان از نسل هارون و از طایفهٔ لاوی بود ولی به روایت مسیحیان وی از لاوی نبود بلکه نسبش به حضرت داوود (ع) می‌رسید و از طایفه یهودا بود. نام مادرش، حنا دختر ابیا بود که خواهرش الیصابات، همسر  حضرت زکریا(ع)بود. مریم در ناصره شهری در جلیل متولّد شد. در زمان تولّد مریم، پدرش عمران کشته شده بود. به روایت قرآن، همسر عمران، در هنگام بارداری، آن چه در رحم داشت، برای خدمت در بیت المقدّس نذر کرد. با این که فرزند عمران، دختر بود، او را در خدمتگزاری معبد آزاد گذاشتند. حنه او را مریم به معنی عبادت کننده نام نهاد. شوهرخاله اش زکریا توانست کاهنان را متقاعد کند تا مریم برای خدمتگزاری معبد سلیمان در اورشلیم ساکن شود.

بر اساس روایت انجیل، مریم یک دختر عادی بود که تنها در روزهای اعیاد یهودیان به اورشلیم و هیکل (هیکل به معنی معبد است و شاید منظور معبد اصلی اورشلیم باشد) می‌رفت. در زندگی او پیش از سخن گفتن خداوند با وی، هیچ نشانه‌ای که حکایت از برتری و برگزیدگی او باشد، وجود نداشت. در انجیل همچنین هیچ اشاره‌ای بر خدمت کردن مریم در معبد در کودکی و یا بزرگسالی وجود ندارد. وی از نوادگان داوود و از خویشان الیصابات(الیزابت)—همسر  حضرت زکریا  (ع) و مادر حضرت یحیی  (ع)تعمید دهنده— بود.

به روایت قرآن کاهنان معبد و علمای بنی اسرائیل برای کفالت و سرپرستی مریم با هم نزاع کردند. سرانجام برای قرعه کشی قلم‌های خود را به آب افکندند، همهٔ قلم‌ها به زیر آب فرورفت جز قلم زکریّا که روی آب ماند. بنا به روایت قرآن، زکریّا کفالت مریم را بر عهده گرفت. معروف است که زکریّا اتاقی در بلندترین نقطهٔ معبد برای مریم بنا کرد و هر چند روز با نردبان از آن بالا می‌رفت و وسایل راحت او را مهیّا می‌ساخت.

در قرآن چنین آمده‌است: (هر گاه زکریّا در محراب او وارد می‌شد، در نزد او روزی می‌یافت. گفت ای مریم این را از کجا آورده‌ای؟ گفت: این از نزد خداست، خداوند به هر کس که بخواهد بی‌حساب روزی می‌بخشد.)

 حضرت زکریّا (ع)  با شنیدن این کلمات از حضرت  مریم (ع)، در محراب عبادت، به پروردگار دعا می‌کند تا به او که خودش کهنسال و همسرش نازا بود، فرزندی عطا کند. خداوند او را به یحیی بشارت داد که به تعمیددهنده مشهور است. مریم در بیت المقدّس به روزه و عبادت و نماز می‌پرداخت.

بنا به روایت قرآن حضرت جبرئیل (ع) به صورت انسانی بر مریم نازل شد تا به او فرزندی به نام  حضرت عیسی (ع) عنایت کند و  حضرت مریم (ع)  بدون این که تا پیش از آن با مردی تماس بگیرد، به حضرت  عیسی (ع)  حامله شد.

 تولّد  حضرت عیسی به روایت اناجیل

 

 

نگاره‌ای از مریم مقدس

در انجیل لوقا ولادت عیسی را چنین روایت می‌کند:

( و در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به بلدی از جلیل که ناصره نام داشت، فرستاده شد، نزد باکره‌ای نامزد مردی مسمی به یوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود. پس فرشته نزد او داخل شده، گفت: سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در میان زنان مبارک هستی. چون او را دید، از سخن او مضطرب شده، متفکر شد که این چه نوع تحیت است. فرشته بدو گفت: ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافته‌ای. و اینک حامله شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید. او بزرگ خواهد بود و به پسر اعلی مسمی شود، و خداوند خدا تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود. و او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود. مریم به فرشته گفت: این چگونه می‌شود و حال آنکه مردی را نشناخته‌ام؟ فرشته در جواب وی گفت: روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قوت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، از آنجهت آن مولود مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد. و اینک الیصابات از خویشان تو نیز در پیری به پسری حامله شده و این ماه ششم است، مر او را که نازاد می‌خواندند. زیرا نزد خدا هیچ امری محال نیست. مریم گفت: اینک کنیز خداوندم. مرا برحسب سخن تو واقع شود. پس فرشته از نزد او رفت.

 (و وقتی که ایشان در آنجا بودند، هنگام وضع حمل او رسیده، پسر نخستین خود را زایید. و او را در قنداقه پیچیده، در آخور خوابانید. زیرا که برای ایشان در منزل جای نبود. و در آن نواحی، شبانان در صحرا بسر می‌بردند و در شب پاسبانی گله‌های خویش می‌کردند. ناگاه فرشته خداوند بر ایشان ظاهر شد و کبریایی خداوند بر گرد ایشان تابید و بغایت ترسان گشتند. فرشته ایشان را گفت: مترسید، زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما می‌دهم که برای جمیع قوم خواهد بود. که امروز برای شما در شهر داود، نجات دهنده‌ای که مسیح خداوند باشد متولد شد. و علامت برای شما این است که طفلی در قنداقه پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت. در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا را تسبیح‌کنان می‌گفتند: خدا را در اعلی علیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.)

( چون این را دیدند، آن سخنی را که در باره طفل بدیشان گفته شده بود، شهرت دادند. و هر که می‌شنید از آنچه شبانان بدیشان گفتند، تعجب می‌نمود. اما مریم در دل خود متفکر شده، این همه سخنان را نگاه می‌داشت.)

انجیل متی نحوهٔ ولادت عیسی را چنین شرح می‌دهد:

( اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود، قبل از آنکه با هم آیند، او را از روح‌القدس حامله یافتند. و شوهرش یوسف چونکه مرد صالح بود و نخواست او را عبرت نماید، پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند. اما چون او در این چیزها تفکر می‌کرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وی ظاهر شده، گفت: ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته‌است، از روح‌القدس است و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید. و این همه برای آن واقع شد تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد که اینک باکره آبستن شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است: خدا با ما. پس چون یوسف از خواب بیدار شد، چنانکه فرشته خداوند بدو امر کرده بود، بعمل آورد و زن خویش را گرفت و تا پسر نخستین خود را نزایید، او را نشناخت، و او را عیسی نام نهاد.)

 تولّد عیسی مسیح به روایت قرآن

قرآن اشاره‌ای به ازدواج مریم با یوسف نکرده، و هجرت ایشان به مصر را هم ذکر نمی‌کند. روایت قرآنی ولادت حضرت  عیسی (ع)  در سوره مریمچنین آمده‌است:

(و در این کتاب از مریم یاد کن، آن گاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت. (۱۶) و در برابر آنان پرده‌ای بر خود گرفت. پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل‏] بشری خوش‌اندام بر او نمایان شد. (۱۷) [مریم‏] گفت: اگر پرهیزگاری، من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم. (۱۸) گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. (۱۹) گفت: چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبوده‌ام؟ (۲۰) گفت: [فرمان‏] چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و [این‏] دستوری قطعی بود. (۲۱) پس [مریم‏] به او [عیسی‏] آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌ای پناه جست. (۲۲) تا درد زایمان، او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت: ای کاش، پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم. (۲۳) پس، از زیر [پای‏] او [مریم]، [عیسی] وی را ندا داد که: غم مدار، پروردگارت زیر [پای‏] تو چشمه آبی پدید آورده‌است. (۲۴) و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگیر و] بتکان، تا بر تو خرمای تازه می‌ریزد. (۲۵) و بخور و بنوش و دیده روشن دار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگوی: من برای [خدای‏] رحمان روزه نذر کرده‌ام، و امروز مطلقاً با انسانی سخن نخواهم گفت. (۲۶) پس [مریم‏] در حالی که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم، به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده‌ای. (۲۷) ای خواهر هارون، پدرت مرد بدی نبود و مادرت [نیز] بدکاره نبود. (۲۸) [مریم‏] به سوی [عیسی‏] اشاره کرد. گفتند: چگونه با کسی که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟ (۲۹) [کودک‏] گفت: منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده‌است، (۳۰) و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته، و تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرده‌است، (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده‌است، (۳۲) و درود بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم (۳۳) این است [ماجرای‏] عیسی پسر مریم، [همان‏] گفتار درستی که در آن شک می‌کنند. (۳۴) خدا را نسزد که فرزندی برگیرد. منزّه‌است او چون کاری را اراده کند، همین قدر به آن می‌گوید: موجود شو، پس بی‌درنگ موجود می‌شود. (۳۵)  )

سخن گفتن عیسی در گهواره 

در هنگامی که مریم به فرمان خداوند روزهٔ سکوت گرفته بود و مردم علت فرزند دار شدن او را از او سوال می‌کردند، او تنها به عیسی که در گهواره بود اشاره کرد و عیسی با آنان سخن گفت و خود را پیامبر خدا معرفی کرد

 حضرت مریم (ع) در دیدگاه اسلام

مقام و رتبه مریم

مریم، بر اساس روایات اسلامی شیعه و سنّی، یکی از چهارزن برگزیده عالم(خدیجه، فاطمه، مریم، آسیه زن فرعون) است. پیامبر اسلام (ص)در این مورد گفته:

(بهترین زنان بهشت مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد، فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم هستند)

جبرئیل(فرشته خداوند) یا روح القدس(فرشته‌ای مخصوص از جانب خداوند که با جبرئیل برابر است) بر وی نازل می‌شده‌است.

آیات زیر به نزول وحی بر مریم اشاره دارند:

در سوره آل عمران آیهٔ ۴۲ چنین آمده‌است:

(و فرشتگان مریم را گفتند ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته، و بر تمامی زنان دو جهان برتری داده‌است، ای مریم فروتنی کن برای پروردگار خود، و سجده به جای آور، و با نمازگزاران به نماز بایست)

در سوره آل عمران آیه ۴۵ چنین آمده‌است:

 (و هنگامی که فرشتگان مریم را گفتند به راستی خدا تو را به کلمه‌ای از خویش بشارت می‌دهد که نامش عیسی پسر مریم است و در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان درگاه خداوند است)

در سورهٔ مریم آیه ۱۷ چنین آمده‌است:

 (ما روح خود را به سوی مریم فرستادیم، و مریم او را چون انسانی بی عیب و نقص تصوّر می‌کرد)

(وی تا پایان عمرش ازدواج نکرد و باکره ماند)

 حضرت مریم  (ع) و دودمانش از شیطان در پناهند

در قرآن هنگامی که مادر مریم، مریم را به دنیا آورد و دانست که او دختر است، چنین گفت:

(چون فرزند خویش بزاد، گفت: ای پروردگار من، این که زاییده‌ام دختر است- و خدا به آنچه زاییده بود داناتر است- و پسر چون دختر نیست. او را مریم نام نهادم. او و فرزندانش را از شیطان رجیم در پناه تو می‌آورم.)

و اینچنین است که  حضرت مریم و فرزندش  حضرت عیسی مسیح (ع)  از شیطان در پناه خدا قرار دارند.

مریم مجدلیه

 

 

 

تصویری که کلیسای ارتودوکس شرقی به عنوان مریم مجدلیه بکار می‌برد

 مریم مَجدَلیه شخصیتی در عهد جدید است یکی از پیروان مؤمن  حضرت عیسی مسیح  (ع) به شمار رفته و کلیساهای کاتولیک رومی، ارتدکس شرقی، لوتری و انگلیکان او را جزو قدیسه‌ها می‌دانند.

لقب مجدلیه اشاره به شهری به نام مجدله در کرانه غربی دریاچه تیبریاس دارد.

سرگذشت مریم مجدلیه در انجیل لوقا

 (چندی بعد عیسی سفری به شهرها و دهات ایالت جلیل کرد تا همه جا مژدهٔ ملکوت خدا را اعلام کند. آن دوازده شاگرد و چند زن که از روح پلید و یا از امراض شفا یافته بودند نیز او را همراهی می‌کردند. مریم مجدلیه که عیسی هفت روح پلید را از وجود او بیرون کرده بود. یونا، همسر خوزا (رئیس دربار هیرودیس)، و سوسن از جمله این زنان بودند. ایشان و بسیاری از زنان دیگر از دارایی شخصی خود، عیسی و شاگردانش را خدمت می‌کردند.)

با این همه وجود شخصیتی تاریخی به نام مریم مجدلیه و شیوه زندگی او محل بحث و شک است.برخی فرقه‌های مسیحی بر این باورند که مریم مجدلیه نه تنها زنی بدکاره نبوده، بلکه او از خانواده‌ای سلطنتی می‌باشد و عیسی مسیح با او ازدواج نمود. بر پایه باور این فرقه‌ها، حتی انجیلی به مریم مجدلیه منسوب است که در آن ذکر شده که مسیح مصلوب نشده است. و همچنین وی دارای دختری به نام سارا بوده است.

انجیل مریم مجدلیه

انجیل مریم یک انجیل اپوکریفا (که شش صفحه اول و صفحات آخر این انجیل در دسترس نیست) است . قدیمی‌ترین نسخه ی پیدا شده به حدود قرن دوم میلادی بر می گردد، که به زبان قبطی و بر روی کاغذ پاپیروس نوشته شده است . امروزه با اینکه صفحات زیادی از این انجیل در دسترس نیست اما به زبانهای گوناگون از جمله آلمانی و انگلیسی به چاپ رسیده. در این انجیل، از عیسی با عنوان نجات دهنده یاد شده است .

حضرت عیسی  (ع) و مریم مجدلیه

 

 

 

مریم مجدلیه در برابر عیسی زانو زده‌است، اثر گابریل ووگر، ۱۸۶۸

مطالب زیادی در مورد علاقه حضرت عیسی(ع)  به مریم مجدلیه نوشته شده که بعضی از آنها با برخی اعتراضات نیز مواجه شده‌اند.

اما بر اساس انجیل مریم مجدلیه در فصل پنجم آیه پنج:

(پیتر (همان پطرس) به مریم گفت: خواهر، ما می‌دانیم که نجات دهنده تو را از دیگر زنان بیشتر دوست دارد.)

در انجیل فیلیپ انجیل اپوکریفا، که به فیلیپ (از حواریون عیسی مسیح) منتسب است، در آیهٔ ۵۵ آمده:

(ارباب (در مسیحیت منظور عیسی مسیح) مریم مجدلیه را از همهٔ دیگر پیروانش بیشتر دوست داشت.)

رمان رمز داوینچی نوشتهٔ دن براون نیز با آب وتاب بسیار به این موضوع پرداخته‌است.

مسیحیت و یهودیت می خواهند حضرت عیسی (ع) را فردی چشم چران و علاقمند به زنان نشان دهد اما از نظر اسلام و مسلمانان  حضرت عیسی (ع) نه تنها از این مسئله مبری است بلکه پیامبری پاک و بزرگ است که در آخر زمان یکی از یاران منجی بشریت قائم آل محمد (عج)  می باشد.

 خدادانستن حضرت  عیسی (ع)

بنا بر آیات قرآن؛ (کسی که عیسی بن مریم را خدا بداند، کافر شده‌است. )

کشته‌نشدن حضرت عیسی (ع)

در سوره نسا در قرآن، به صراحت آمده‌است که حضرت  عیسی (ع)  را نکشتند.

در آیه‌های ۱۵۷ و ۱۵۸ این سوره آمده است:

(و گفتارشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند و قطعا او را نکشتند. بلکه خدا او را به سوی خود برد و خداوند توانا و حکیم است.)

 حضرت عیسی (ع)  و آخر الزمان از دید اسلام

در احادیث شیعیان آمده‌است که در آخر الزمان، مهدی موعود (عج) ظهور خواهد کرد و  حضرت عیسی (ع)  نیز به همراه او باز خواهد گشت و دجال یا ضد مسیح به دست حضرت عیسی  (ع) یا حضرت مهدی (عج) یا به دست هر دو کشته خواهد شد و  حضرت عیسی (ع) پشت سر  حضرت مهدی (ع)  نماز خواهد خواند.

نقش حضرت عیسی (ع) در زمان ظهور امام زمان (عج)

طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد.

 چنان که در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:

(سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد)

از آن جا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را به عنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقه مند شده و به حضرتش ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

نقش حضرت مسیح در انقلاب جهانی مهدی موعوداین نوشتار نگاهی کوتاه دارد به موضوع نقش حضرت عیسی (ع)در زمان ظهور مهدی (عج) و ذکر روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام در این رابطه است :

قرآن کریم درباره سرنوشت حضرت عیسی بن مریم در آیه 157 سوره نسا چنین می گوید :

 (و گفتارشان که ما عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و بر دار آویختند لا کن امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که درباره قتل او اختلاف کردند از آن در شک هستند و بدون علم به آن تنها از گمان پیروی می کنند و قطعا او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او (مسیح) ایمان می آورد و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود )

مطابق آیات مذکور از یک سو حضرت عیسی (ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده نمی باشد و از سوی دیگر پیش از مرگ او تمام اهل کتاب به او ایمان می آورند و منظور از اهل کتاب بیشتر یهودیان و بنی اسرائیل است که در آیات قبل جنایات و مفاسد آنان شمارش شده و در همین آیات نیز به ادعای اینان مبنی بر قتل حضرت عیسی (ع) تسریح گردیده است . و روشن است که چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده است . پس قطعا در آینده این وعده قرآنی تحقق خواهد یافت.

در احادیث مهدویت از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی (عج )یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سر آن حضرت قرار می گیرد ودر نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهد کرد و معاونت ایشان را بر عهده دارد.

 بنابراین رهبر انقلاب جهانی اسلامی حضرت مهدی ( عج) است و عیسِی بن مریم (ع ) این پیامبر اولو العزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآ نی ایشان را یاری می نماید .

یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت اسلامی در سراسر جهان همین حضور این پیامبر الهی در کنار مهدی آل محمد ( ص) است.

 در سخنان پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام پیرامون انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ارتباط و پیوند و همکاری مهدی و عیسی علیهما السلام به روشنی بیان شده و در بین مسلمانان رواج یافته است.

ابو سعید خدری از پیامبر اسلام (ص) نقل کرده که ضمن یاد آوری و شمارش خصال شش گانه بی نظیر اهل بیت فرمود:

(منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه
مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست )

این مطالب پیش از تحریف حقایق در انجیل درباره دین اسلام و قرآن و بعثت پیامبر اسلام (ص) و عروج مسیح و هبوط او در آخر الزمان و کمک امت پیامبر اسلام (ص) و نماز گزاردن با آنان وجود داشته است.

در یک حدیث نبوی دیگر درباره یاری مهدی (عج) توسط حضرت عیسی (ع) چنین آمده است:

(مهدی از نسل من است هنگامی که قیام کند عیسی بن مریم برای یاری او فرود خواهد آمد پس او را مقدم می دارد و پشت او نماز می گذارد .)

در حدیث معراج نبوی آمده است خدای متعال به دنبال بیان ولایت و خلافت علی (ع) خطاب به پیامبر فرمود :

(و آخرین راهنما مردی از اهل بیت توست است که پشت سرش عیسی بن مریم نماز می گذارد او زمین را پر از عدل می کند همان طور که از ستم و بیداد لبریز شده است به وسیله او امت تو را اهدایت می نمایم و از گمراهی دور می کنم و نابینا را در مان و بیمار را شفا می دهم.

در این حدیث قدسی ضمن تصریح بر این که عیسی بن مریم (ع) یاور حضرت مهدی (عج) خواهد بود و به او اقتدا می کند و در انقلاب جهانی او همراهش می باشد خدای متعال وعده نابودی ستم از کره زمین و تحقق عدل جهانی در انقلاب مهدوی را داده است .

 اللهم عجل لولیک الفرج

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>