منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩۱

دابة الارض

از القاب حضرت مهدى(عج) شمرده شده وخروج آن از علائم آخر الزمان است.

امیر المومنین(ع) فرمود:

 (آگاه باشید!قسم به خداوند که ، دابه الارض انسان است )

 هنگامی که مردم مستوجب عذاب شدند و دوران مهلت پایان پذیرفت( جانورى ) جنبنده ای را از زمین بیرون می آوریم که با آن ها سخن می گوید که مردم به آیات ما یقین نمی آورندمشهور میان شراح حدیث و اغلب مفسران، این است که دابة الارض از علامات قیامت است، یا نخستین علامت است که کوه صفا منشق می شود در اخبار شیعه، مکرر آمده که دابة الارض از نشانه هاى قیامت است وامیر المومنین على (ع) است


در بیشتر کتب حدیث اهل سنت آمده که دابة الارض، همان صاحب عصا و میسم آلت نشانگذار است. منظور از عصا، عصاى حضرت موسى(ع) است که در دست آن حضرت خواهد بود، و میسم به معناى چیزى است که به وسیله آن بر پیشانى چارپایان داغ می زنند ونشان دار می کنند، چنان که در آخرت، امیر مؤمنان قسیم الجنة و النار هستند، در رجعت نیز دوست و دشمن را از یکدیگر جدا می کنند وبر روى بینى دشمنان مهر باطله می زنند.

در حدیثى آمده که در روز سوم ورود حضرت مهدى(عج) به بیت المقدس، دابة الارض خارج می شود

 خروج دابه الارض

دابة به معنای جنبنده و ارض به معنای زمین است. برخلاف آنجه بعضی می پندارند دابه تنها به جنبندگان غیر انسان اطلاق نمی شود بلکه مفهموم وسیعی دارد که انسانها را هم در بر می گیرد. اما تفسیر این کلمه را می توان در دو قسمت خلاصه کرد:

1- گروهی آن را یک موجود جاندار و جنبنده ی غیر عادی از جنس غیر انسان با شکلی عجیب دانسته اند و برای آن عجایبی ذکر کرده اند که شبیه خرق عادت (معجزه) است. این جنبنده درآخر الزمان ظاهر می شود و از کفر و ایمان سخن می گوید و منافقین را رسوا می کند بر آنها علامت می گذارد ( آنها را مشخص می کند)

2- جمعی دیگر به پیروی از روایات متعدد که در این زمینه وارد شده او را یک انسان می د انند که فوق العاده و متحرک و فعال است و یکی از کارهای اصلی اش جدا کردن صفوف مسلمین از منافقین و علامت گذاری آنان است. حتی از پاره ای از روایات برداشت می شود که عصای موسی (ع) و خاتم سلیمان (ع) با اوست.

می دانیم عصای حضرت موسی رمز قدرت و اعجاب و خاتم حضرت سلیمان(ع)رمز حکومت و سلطه ی الهی است. به این ترتیب او (دابة الارض) یک انسان قدرتمند و افشاگر است.

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که در توصیف دابة الارض چنین می فرمایند:

( او بقدری نیرو مند است که هیچ کس به او نمی رسد و کسی از دست او نمی تواند فرار کند در پیشانی مؤمن علامت می گذارد و می نویسد مؤمن و در پیشانی کافر علامت می گذارد و می نویسد کافر!! او با عصای موسی و انگشتر سلیمان است. )

از امام صادق (ع) چنین نقل می کنند:

(علی (ع) در مسجد خوابیده بود، پیامبر (ص) آن جا آمد و علی (ع) را بیدار کرد و فرمود :

[قم یا دابة الارض-- برخیز ای جنبنده ی الهی]

کسی از یاران عرض کرد ای رسول خدا آیا ما حق داریم یکدیگر را به چنین اسمی بنامیم؟

 پیامبر(ص) فرمود:

نه این نام مخصوص اوست.اوست دابة الارض که خداوند در قرآن فرموده :

[و اذا وقع القول علیهم اخرجنالهم دابة الارض]

 سپس فرمود:

 ای علی! در آخر الزمان خداوند تو را در بهترین صورت زنده می کند و وسیله ای در دست توست که دشمنان را با آن علامت می نهی. )

مرحوم ابوالفتوح رازی در تفسیر خود ذیل آیه ی فوق می نویسد:

(بر طبق اخباری که از طریق ما نقل شده، دابة الارض کنایه از حضرت مهدی صاحب الزمان ]عج[است. )

 یکی از نشانه های ظهور، خروج دابه الارض است

مسلمانان، چه شیعه چه اهل سنّت، همگی بر خروج دابّـة الأرض در آخرالزّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد مشخّص کردن مصداق؛ یعنی ماهیّت آن دابّـة  اختلاف نظر دارند. اهل سنّت قائل به این است که دابّـة  الأرض، جنبنده‌ای از جنبندگان زمین است، امّا شیعیان بر این باورند که دابّـة  الأرض، یک مرد معیّن است و ما در بخش‌های بعد به این مسئله خواهیم پرداخت.

 دربارة نشانه‌های آخرالزّمان بسیار گفت‌وگو شده است. یکی از این نشانه‌ها که بحث دربارة آن از نقطه‌نظرهای مختلف صورت گرفته دابّـة الأرض است.

دربارة دابّـة الأرض و معنای اصطلاحی آن باید گفت:

 دابّـة الأرض یکی از نشانه‌های الهی است که خداوند آن را در آخرالزّمان پدیدار می‌سازد و قرآن کریم در این آیه بدان اشاره کرده است:


(
وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده‏ای را از زمین برای آنان بیرون می‏آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم [چنان که باید] به نشانه‏های ما یقین نداشتند)

خداوند آن را از جمله نشانه‌ها و علامت‌های بیانگر نزدیکی روز قیامت قرار داده است.

مسلمانان همگی اتّفاق نظر دارند که دابّـة الأرض در آخرالزّمان خروج می‌کند و اقدام به جداسازی مؤمنان و کافران می‌نماید. دابّـة الأرض این کار را از طریق نشانه‌گذاری هر یک از دو گروه و مُهر زدن بر آنها با انگشتر حضرت سلیمان(ع) و عصای حضرت موسی(ع) انجام می‌دهد.

این گونه، هر یک از مردم، دیگران را می‌شناسند و می‌دانند دیگران مؤمنند یا کافر و این به دلیل علامتی است که با آن علامت‌گذاری می‌شوند. امّا در مورد ماهیّت این دابّـة و مشخّص کردن جنس آن، اختلاف‌نظر وجود دارد، هر چند در حقیقت، آن انسان است نه از جمله حیوانات و ان‌شاءالله مباحث مربوط به آن، بنابر قرینه‌ها و دلایل مختلف، که این امر را ثابت می‌کند، در بخش‌های بعدی خواهد آمد.

ماهیت دابـةالارض

برخی بر این باورند که لفظ دابّـة (جنبنده) اشاره به حیوان دارد، امّا این درست نیست، دلیل ما بر این مدّعا، وجود ادلّة قرآنی و روایات شریفی است که از اهل بیت(ع) روایت شده و اشاره به این دارند که دابّـة  الأرض انسان است، نه حیوان.

دابـة الارض در روایات

در روایات اسلامی از خروج جانوری در زمان ظهور حضرت صحبت به میان آمده است، این جانور قدرت خارق العاده ای دارد و با عصای موسی  و انگشتر سلیمان نبی ظهور میکند و مومن را از کافر جدا می کند، به این گونه که با عصای خود باطن هر کس را مانند مهری بر پیشانی شخص نمایان می سازد.

 حضرت علی(ع) فرموده اند:

( دابه الارض در مکّه ظاهر می شود و هنگام غروب وقتی که  می ایستد تمام مردم جهان او را می بینند، سپس با قدرت خود مومن و کافر را جدا میکند)

 حضرت علی (ع) بعد از این سخن، گفتند که:

( از من درباره اینکه بعد از آن چه اتفاقاتی می افتد نپرسید چون با رسول الله پیمان بسته ام که به غیر از فرزندان او به هیچ کس نگویم.)

 در بعضی روایات دابه الارض رابه حضرت ولی عصر(عج) وبرخی دیگرازروایات حضرت علی(ع) رابه دابه الارض تشبیه کرده اند.

 الف- در روایات شیعه

از نظر روایات اهلبیت عصمت وطهارت هیچ تردیدى نیست که منظور از دابة الارض رجعت وجود مقدس حضرت على بن ابى طالب(ع) می باشد که احادیث فراوانى در این زمینه به دست ما رسیده است که به برخى از آن ها اشاره می کنیم:

 امام باقر(ع) از حضرت على(ع) نقل می کنند که فرمود:

 (من تقسیم کننده بهشت و دوزخم، کسى وارد آن ها نمی شود جز بر اساس تقسیم من. من فاروق اکبر. من پیشواى آیندگانم. من گزارشگرگذشتگانم. جز رسول اکرم(ص) کسى بر من پیشى نمی گیرد او ومن دریک صراط مستقیم، جز اینکه این صراط به نام اوست. به من شش فضیلت داده شد:

 1- علم منایا وبلایا ووصایا به من داده شد.

2- سخن فصل جدا کننده حق وباطل به من عطا شد.

3- من صاحب رجعت ها هستم.

4-فرمانروائى کل به من عطا شده .

5- من صاحب عصا ومیسم هستم.

6- من دابة الارض هستم که با مردم سخن خواهم گفت .)

 امام صادق (ع) می فرماید:

 (روزى رسول اکرم(ع) وارد مسجد شدند و مشاهده کردند که امیر مؤمنان(ع) شن هاى مسجد را زیر سرش بالش کرده و خوابیده است. با پاى مبارک شان او را حرکت دادند و فرمودند:

 اى دابة الارض برخیز. یکى از اصحاب گفت:

 اى رسول گرامی آیا ما همدیگر را با این نام بخوانیم فرمود:

 نه، به خدا سوگند که این نام به او اختصاص دارد. او همان دابة الارض است که خداى تبارک وتعالى درکتابش فرموده:

 چون سخن بر آن ها فرود آید جنبنده اى را از زمین بیرون می آوریم وبراى مردم سخن می گوید که مردم به آیات ما باور نمی کردند.

 سپس خطاب به على(ع) فرمود اى علی چون آخر الزمان فرا رسد خداوند تو را در زیباترین صورتى ظاهر می سازد ودر دست تو میسمی آهنى هست که دشمنانت را با آن علامت می گذارى )

 رسول اکرم (ص) در وصف دابة الارض فرمود:

 (تیز پائى به او نمی رسد، فرارکننده اى از او فوت نمی شود. مؤمن را نشان مؤمن، وکافر را نشان کافر می زند. عصاى حضرت موسى وانگشتر حضرت سلیمان با اوست)

 امام صادق(ع) از رسول اکرم (ص) نقل می کند که در شب معراج گفته شد:

 (اى محمد على اول است، زیرا او نخستین امامی است که پیمان مرا پذیرفته است على آخر است، زیرا اوآخرین امامی است که روحش را قبض می کنم. او همان دابة است که با مردم سخن می گوید)

 رسول اکرم(ص) در ضمن حدیث مفضلى می فرماید :

 (که دابة الارض سه بار ظاهر می شود
و هر سه را بیان می فرماید. )

از حضرت علی (ع) در مورد دابة الارض پرسیدند، فرمود:

 ( به خدا سوگند، آن جنبنده ای نیست که دم داشته باشد، بلکه جنبنده اى است که ریش دارد)

 حضرت علی (ع) در ضمن خطبه مفصلى که در مورد (دجال)ایراد فرموده است، بعد از شرح کشته شدن دجال می فرماید :

 (پس از آن طامه کبرى است اصحاب پرسیدند:

طامه کبرى چیست؟

 فرمود خروج دابة الارض است که در نزدیکى صفا ظاهر می شود انگشتر حضرت سلیمان وعصاى حضرت موسی در دست اوست... هنگامی که سرش را بلند می کند همه کسانى که در میان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهى او را می بینند. و آن پس از طلوع خورشید از مغرب است که در آن هنگام درِ توبه بسته می شود)

 ب- در روایات اهل تسنن

 از بررسى روایات اهل سنت استفاده می شود که از نظر آن ها نیز،روایات بسیار مشابه روایات شیعه است، جز این که به رجعت وبه نام مقدس حضرت على (ع) تصریح نکرده اند، ولى غالب نشانه ها یکى است. اینک فهرست نشانه ها یکی که در احادیث اهل سنت در مورد دابة الارض  آمده است:

 (براى دابة الارض سه خروج است

 1- طلوع خورشید از مغرب است و خروج دابةالارض.

2- خروج دابة الارض از مسجد الحرام است.

 3- خروج دابة الارض از نزدیکى صفا است.

  انگشتر حضرت سلیمان وعصاى حضرت موسى در دست اوست. سه بار بانگ برمی آورد وهمه مردم مشرق ومغرب آن را می شنوند. چون دابة الارض خارج شد در توبه بسته می شود. دابة الارض مؤمن وکافر را نشان می گذارد که براى همه شناخته می شوند طلوع خورشید از مغرب ملازم خروج دابة الارض است، هرکدام از آن دو جلوتر واقع شود، آن دیگرى به دنبال آن واقع می شود
خروج دابة الارض یکى از اشراط ساعة دهگانه اى است که بیش از قیامت بدون تردید تحفق خواهند یافت.

 از بررسى احادیث، به این نتیجه می رسیم که روایات اهل سنت در مورد دابة الارض(ع) دقیقا با روایات شیعه منطبق است جز این که تصریح نکرده اند که منظور از آن مولاى متقیان امیر مؤمنان(ع) می با شد.

 دابه الارض انسان یا جانور

روایاتی هستند که به خود دابّـةالأرض پرداخته و آشکارا و به وضوح اشاره می‌کند که آن یک جنبنده از نسل بنی‌آدم است و از جمله حیوانات زبان بسته نیست و این به دلیل وجود قرینه‌ها و اشاراتی است که این مفهوم را تأیید و تأکید می‌کند و مجموعه‌ای از روایات اشاره به این کرده‌اند که دابّـة  الأرض در آخرالزّمان خروج می‌کند و با مردم، چه مؤمنان چه کافران، سخن می‌گوید و آیة قرآنی که به دابّـة  الأرض پرداخته، به این حقیقت اشاره کرده و این مفهوم را تأکید نموده است و در سطرهای گذشته به آن اشاره شد.

روایاتی که اشاره دارد که دابّـة  الأرض آشکارا با مردم سخن می‌گوید و مردم و او حرف همدیگر را می‌فهمند و این روایات به شرح زیر است:

روایت اوّل

از خیثمه جعفی از امام باقر(ع) نقل شده که ایشان فرمودند:

(به خدا سوگند دابّـة  خروج می‌کند و با مردم مؤمن و کافر سخن می‌گوید)

روایت دوم

در این روایت آمده است:

(دابّـة  خروج می‌کند و در روزی که خروج می‌کند، با مردم سخن می‌گوید.)

از این دو روایت درمی‌یابیم که هر دو، یک معنی را می‌رسانند که دابّـة  با مردم مؤمن و کافر سخن می‌گوید و چیزی که از ظاهر این دو روایت آشکار است، اینکه سخن گفتن (کلام) در اینجا به معنای همان نطق متعارف میان انسان‌ها است و تأویل و تفسیر دیگری مراد نیست؛ زیرا هیچ‌گونه اشاره‌ای به آن وجود ندارد و نمی‌توانیم معنی دیگری بر این روایت حمل کنیم و این بدین معناست که دابّـة الأرض، دابّه‌ای (جبنده‌ای) از بنی‌آدم است که خداوند آن را به عنوان یک نشانه و علامت برای مردم خارج می‌سازد تا به وسیلة آن و به طور مستقیم و آشکارا، مؤمن را از کافر متمایز سازد.

همچنین، روایات دیگری که از اهل بیت(ع) نقل شده، وجود دارد که اشاره به این دارند که دابّـة  الأرض یک انسان است و از این روایات این‌گونه برمی‌آید که ائمة معصومان(ع) می‌خواسته‌اند ماهیّت آن دابّـة  را برای یارانشان توضیح دهند و بگویند که آن دابّه‌، بشری از بنی‌آدم است و از جمله حیوانات نیست، هر چند ائمه(ع) به صورت صریح و آشکار، واژة انسان را در مورد آن به کار نبرده‌اند، امّا انسان بودن آن را می‌توان با بیانات ائمه در مورد کارها و رفتارهای آن دابّـة متوجّه شد.

از اباطفیل نقل شده که او از امام علی(ع) در مورد دابّـة الأرض، سؤال کرد و گفت:

( با توجّه به این آیه که می‌فرماید:

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده‏ای را از زمین برای آنان بیرون می‏آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم [چنان‌که باید] به نشانه‏های ما یقین نداشتند

دابّـة  چیست؟ امام علی(ع) فرمودند:

ای اباطفیل، از این صرف‌نظر کن. عرض کردم:

 ای امیرمؤمنان(ع) قربانت گردم، به من بگویید آن چیست؟ فرمودند:

آن دابّه‌ای [جنبنده‌ای] است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود و با زنان پیمان زناشویی می‌بندد)

 در روایت دیگری از عمران بن میثم از عبایه آمده است، مردی نزد امام علی(ع) آمد و در مورد (دابّـة ) از ایشان سؤال کرد گفت:

(در مورد دابّـة  برای من سخن بگو، امام فرمود:

چه از آن می‌خواهی؟ گفت:

می‌خواهم بدانم آن چیست؟ فرمود:

آن دابّه‌ای[جنبنده‌ای]مؤمن است که قرآن می‌خواند و به رحمان[خداوند] ایمان دارد و غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود)

 دابـة الارض در قرآن

 آیه اول

(و اگر خداوند مردم را به [سزای] ستمشان مؤاخذه می‏کرد، جنبنده‏ای بر روی زمین باقی نمی‏گذاشت، لیکن [کیفر] آنان را تا وقتی معیّن بازپس می‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد، نمی‌توانند ساعتی آن را پس و پیش افکنند)

در تفسیر آیه فوق آمده است:

(خداوند بلند مرتبه و بزرگ اگر کافران و سرکشان را به خاطر گناه‌هایشان مؤاخذه کند و آنها را زود مجازات کند. بر زمین حتّی یک ستمگر باقی نمی‌گذارد، خداوند با منّت، لطف و فضل خود، تنها به این دلیل مجازات آنها را به تأخیر می‌اندازد که آنها توبه کنند و این به نفع دیگر اشخاص است تا از آنها پند گیرند و تقدیر این است: هیچ دابّه [جنبنده‌ای] از اهل ستم را رها نمی‌کرد)

آیه دوم

(و آنچه در آسمان‌هاو آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، برای خدا سجده می‏کنند و تکبّر نمی‏ورزند)

این آیه نیز آشکارا اشاره به این موضوع دارد که:

( منظور از دابّـة ، انسان است نه فقط حیوان، زیرا خداوند آفریدگار، اشاره به کسانی را که سجده می‌کنند، منحصر به دابّـة  و ملائکه کرده و از آنجا که انسان أشرف مخلوقات است و جایگاه بالاتری نزد خداوند دارد و نخستین موجود بود که به خداوند سجده کرد، او را بر ملائک مقدّم داشت.)

آیه سوم

(و چه بسیار جاندارانی که نمی‏توانند متحمّل روزی خود شوند. خداست که آنها و شما را روزی می‏دهد و اوست‏ شنوای دانا)

(در تفاسیر آمده که عرب‌ها به خاطر ترس از گرسنگی، فرزندانشان را می‌کشتند و خداوند فرمود: [الله یرزقها و ایّاکم] و اینجا منظور از دابّـة  نیز فرزندانی است که پدران به خاطر ترس از گرسنگی آنها را می‌کشتند.)

آیه چهارم

(کأیّن من دابّـة )

همچنین در تفسیر آیة آمده است:

(این آیه در مورد گروهی نازل شده که در مکّه بودند و پس از آنکه آنها مورد آزار و اذیّت مشرکان قریش قرار گرفتند، به آنها دستور داده شد به مدینه مهاجرت کنند و آنها در آن حال گفتند: ما چگونه به آنجا برویم؛ در حالی که ما آنجا نه خانه‌ای داریم نه ملک و املاکی و کسی را آنجا نداریم به ما غذا یا آب بدهد.)

آیه پنجم

(وَ اللهُ یَرْزُقُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ رِزْقُهُمْ مُدْخِراً)

این آیة شریف به آنها اشاره کرد و فرمود :

(از آن سرزمین به سرزمین دیگر بروند )

آیة ششم

(آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند یا پروردگارت بیاید یا پاره‏ای از نشانه‏های پروردگارت بیاید [امّا] روزی که پاره‏ای از نشانه‏های پروردگارت [پدید] آید، کسی که قبلاً ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمی‏بخشد. بگو: منتظر باشید که ما هم منتظریم)

این آیة شریف نیز اشاره به نشانه‌هایی دارد که:

( خداوند وعدة آن را به مردم در آخرالزّمان داده است و از جملة آن نشانه‌ها، دابّـة  الأرض و دجّال و نشانه‌های دیگر است که هم‌زمان با قیام امام مهدی(عج) دیده می‌شوند.)

محمّد بن مسلم از امام صادق(ع) نقل کرده که این آیة شریف بدین معناست:

(طلوع خورشید از مغرب و خروج دابّـة  و دجّال و آنکه در گناهان خود اصرار داشته و به ایمان عمل نکرده است، هنگام ظهور نشانه‌ها می‌آیند و ایمان او به او سودی نمی‌رساند)

این معنا و مفهوم در روایات اهل سنّت نیز آمده است؛ ابوهریره گفته است:

(سه چیز است که اگر خروج کند، ایمان آوردن به کسی سودی نمی‌رساند، مگر اینکه از قبل ایمان آورده باشد یا از ایمان خود خیری به دست آورده باشد، طلوع خورشید از مغرب، دجّال و دابّـة .)

منظور از دابّه در این آیات، انسان است؛ زیرا این نشانه (دابّـة ) با طلوع خورشید از مغرب و با دجّال همراه شده است و طلوع خورشید، همان ظهور امام زمان(عج) است، همچنین، دجّال نیز که خداوند ما را از شرّ فتنة او حفظ کند، یک انسان است.

آیه هفتم

(آن روز که لرزنده بلرزد، و از پی آن، لرزه‏ای [دگر] افتد)

در تفاسیر آمده است که :

(منظور از رادفه، دابّـة ‌ الأرض است)

از امام رضا(ع) در تفسیر این آیه روایت شده که ایشان فرمودند:

(زلزلة زمین، سپس خروج دابّـة

 سپس فرمود:

ما از زمین جنبنده‌ای را خارج کردیم که با آنها سخن می‌گوید

 سپس فرمود:

آن، علی است)

از اینجا روشن می‌شود که رادفه همان دابّـة  الأرض است و آن هم یک مرد است و حیوان نیست؛ زیرا آن را امام علی(ع) دانسته‌اند. سلیمان بن خالد از امام صادق(ع) روایت کرده، ایشان فرمودند:

(رادفه، علیّ بن ابی طالب(ع) است)

آیة هشتم

(سوگند به فرستادگان پی‏درپی، که سخت توفنده‏اند، و سوگند به افشانندگان افشانگر، که [میان حقّ و باطل] جداگرند و القاکننده وحی‏اند، خواه عذری باشد یا هشداری، که آنچه وعده یافته‏اید، قطعاً رخ خواهد داد)

در تفسیر این آیات آمده است که:

(اینها، نشانه‌هایی هستند که پس از هم ظاهر می‌شوند، [فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا] شکافتن است و [وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا]مردگان و[فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا] دابّـة است و [فَالْمُلْقِیَاتِ ذِکْرًا] ملائکه و فرشتگان هستند و[عُذْرًا أَوْ نُذْرًا] یعنی شما و به شما هشدار می‌دهم و معذورم نسبت به آنچه می‌گویم و آن قسم جواب آنان است.)

 این فرمودة خداوند نیز که می‌فرماید:

(إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ منظور از وعده، دابّـة  است، دابّـة  الأرضی است که مؤمن را از کافر جدا می‌سازد.)

سخن پایانی

همان گونه که در سطرهای پیش اشاره کردیم، دابّـة  الأرض از جمله نشانه‌های الهی است که منظور از آن، شخص (انسان) خاصّی است و آن شخص دارای مقام، منزلت و جایگاه والایی نزد خداوند است که خداوند او را یکی از نشانه‌های خود که در آخرالزّمان پدیدار می‌شود، قرار داده است. این نشانه (دابّـة  الأرض) حتمی الوقوع است و قرآن با آیة (إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ) بر آن تأکید کرده است.

اینها همه اشاره به اهمّیت این نشانه‌ها و تأثیر آن در آخرالزّمان دارد و اینها باعث می‌شود که احتمال حیوان بودن دابّـة ، ضعیف‌تر شود.

ما این مبحث را ابتدا با روایاتی که به بررسی مفهوم دابّـة  پرداخته، شروع کردیم، این روایات گاهی دابّـة  را انسان و گاهی حیوان سواری یا بارکش معرفی می‌کنند و این خود نیز به نوبة خود تأکید می‌کند، همان گونه که ما قبلاً ذکر کردیم دابّـة  ذکر شده درقرآن به معنای یک انسان است.

روایت شده، لقمان در نصیحت و گفت‌وگو با پسرش در مورد بنی‌آدم گفته است:

(هردابّـة[جنبنده‌ای]همانند خود را دوست دارد و بنی‌آدم نیز همانندهای خود را دوست دارد.)

اینجا اشارة روشنی است که هر دابّـة  (جنبنده‌ای)، همانند خود را دوست دارد و نسبت به آن کشش دارد و بنی‌آدم نیز همانند خود را دوست دارد و این، از جمله عادات جنبندگان است که بر زمین می‌جنبند و حرکت می‌کنند و می‌بینیم که لقمان، بنی‌آدم، سرشت‌ها و عادات او را به طور کلّی همانند با سرشت و عادات جنبندگان دیگر داشته است.

و در پایان دانستیم که دابه الارض یاد شده در روایات و همچنین تفاسیر قرآنی همان حضرت علی (ع) است که کافر را از مومن جدا و منفک میکند ودر قیامت نیز تقسیم کننده بهشت و جهنم است .

 

و الله اعلم



 



 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>