منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

سفیانی

 در باورهای شیعه، سفیانی از جمله کسانی است که در هنگام ظهور امام زمان شیعیان نقش مهمی برعهده دارد. اسم او (عثمان بن عَنبَسه) و از فزندان ابوسفیان است. در روایات اسلامی او را با صورتی سرخ، پوستی سفید و چشمانی زاغ توصیف کرده‌اند. او از شهرهای روم بپا می‌خیزد و بر گردن‌اش صلیب دارد و از بیابانی به نام وادی یابس که مابین مکه و شام است ظهور خواهد کرد.

نام سفیانی

مشهور آن است که نام سفیانی عثمان و نام پدرش عنبسه می‌باشد. و در برخی منابع نام پدرش عُیَینه آمده‌است. اسامی دیگری نیز برای سفیانی در روایت و کتب نقل شده که از آن جمله حرب بن عنبسه، عنبسة بن مرة، عنبسة بن هند، عبداللَّه‏ بن یزید، ابوعتبه، عروة بن محمد، و معاویة بن عتبه‌است.

علمای اهل سنت نام کامل او را عبدالله بن یزید می‌دانند. در بعضی روایات نیز او را با لقب صخری منسوب به صخر پدر ابوسفیان نام برده‌اند.


نسب سفیانی

بر اساس اعتقادات شیعه و سنی در آخرالزمان شخصبی به نام خرناس یا عبدالله از سرزمین یابس واقع در اردن خروج خواهد کرد و مناطق پنج گانه سرزمین شام را تصرف خواهد کرد و اوست که با امام مهدی (عج) وارد جنگ خواهد شد و در نهایت به دست امام کشته خواهد شد. در بسیاری از احادیث تصریح شده که سفیانی از تبار ابوسفیان، است. همچنین او از سوی پدر منسوب به بنی امیه و از طرف مادر از قبیلهٔ کلب است.

اما در مورد اینکه او از نسل کدامیک از فرزند ابوسفیان می‌باشد، در روایات نقل شده اختلاف است:

1-  از نسل خالد بن یزید بن ابوسفیان

2- از نسل عتبة بن ابوسفیان

3-از نسل یزید

4- از طرف پدر از نسل ابوسفیان و از طرف مادر از نسل یزید

خروج سفیانی

بنا بر روایتی کتاب بحارالانوار سفیانی، منتصر (به معنای مسلمان تازه مسیحی شده) است و در اثر بسیاری عبادت، بسیار زرد رنگ به نظر می‌رسد. وی از سمت سرزمین روم به شام می‌آید و آنگاه دست به قیام می‌زند. سپس پایتخت خود را از دمشق به رمله در فلسطین منتقل می‌کند و در آنجا شورشیان رومی به او می‌پیوندند.

خروج سفیانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور منجی از دیدگاه شیعیان است. به‌باور ایشان سفیانی که دشمن سپاهیان حجت بن حسن (مهدی) است، بیش‌ترین سهم را در نبردهای قبل از ظهور دارد و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مسلمانان را فریب می دهد و قیام‌اش را از شام آغاز می‌کند و عراق و حجاز را پس از جنگ‌های متعددی تسخیر می‌کند و سرانجام به‌دست حجت بن حسن (مهدی) کشته می‌شود.

 سرانجام سفیانی

سفیانی بعد از جنگ‌های مختلف به شام باز می‌گردد اما به دست یکی از سپاهیان امام مهدی(عج) دستگیر می‌شود.

تعدد سفیانی‌ها

در برخی از روایات اسلامی همچون نسخهٔ خطی ابن حماد، به وجود دو سفیانی اشاره شده‌است. سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام در جنگ عراق در برابر سپاه ایران شکست می‌خورد و در اثر جراحاتی که به او وارد می‌شود در راه بازگشت به شام کشته می‌شود و سفیانی دوم که همان سفیانی اصلی است را جانشین خود قرار می‌دهد.

سفیانی در روایات

در روایتی منسوب به امام زین العابدین (ع)آمده‌است:

( امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می‌باشد. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی.)

در روایتی منسوب به حضرت علی بن ابیطالب (ع) در تفسیر آیهٔ:

(و لَو تَری إذ فَزِعوا فَلافَوتَ--آمده که لشکر سفیانی به مدینه می‌آیند تا به سرزمین بیداء برسند ولی خدا آن‌ها را در زمین فرو می‌برد. )

در روایتی منسوب به امامجعفر صادق(ع)‏ درباره او آمده‌است:

(و سفیانی نیز با قائم پیکار می‌کند)

ادعای دیدن سفیانی

محمدتقی بهلول مدعی شده که در جریان سفر خود به سوریه در زمان ریاست جمهوری حافظ اسد در این کشور، با شخصی که نامش عثمان بن عنبسه بوده و شباهت بسیاری به سفیانی در روایات داشته، ملاقات کرده‌است:

(من برای زیارت حضرت زینب و حضرت رقیه به سوریه رفته بودم و در حدود بیست روز در آنجا بودم. حافظ اسد مرا دعوت نمود و به خانه خود برد و از من پذیرایی نمود و از آنجا مرا به ارتش سوریه برد و گفت که برای ارتش سوریه صحبت کنم، من هم به منبر رفته، برای آنها سخنرانی کردم. وقتی که از منبر پایین آمدم یک منصب داری داخل شد. در آن وقت عده‌ای گفتند: (جاء سفیانی؛ یعنی سفیانی آمد). دیدم او یک سرتیپ ارتش سوریه‌است. من با او شروع به صحبت کردن کردم و اسم کوچک او را پرسیدم. گفت: اسمم عثمان بن عنبسه‌است. دیدم خودش است و او از لحاظ قیافه‌ای همان خصوصیاتی را داشت که در روایات از سفیانی آمده‌است.)

همچنین برخی دیدارها با سفیانی نیز از کسانی چون امام موسی صدر و مصطفی چمران نیز به صورت غیرمستند مطرح است.

خروج سفیانی نزدیک است

همانطوریکه عزیزان اطلاع دارند سفیانی از افرادی است که چند ماه مانده به ظهور حضرت در ماه مبارک رجب همزمان با سید یمانی و سید خراسانی( در یک روز) از ناحیه شامات(که شامل 5 منطقه است) خروج  کرده  و با تصرف سوریه و عراق لشگری را برای یافتن و قتل امام زمان(عج) به طرف مکه می فرستد که این لشگر در بین راه مدینه ومکه در منطقه ای بنام  بیداءبه زمین فرو رفته و نابود خواهند شد ، جنایتهای سفیانی در سوریه و مخصوصا در عراق وحشتناک است ، صدها هزار نفر از مردم بیگناه به دست او کشته خواهند شد تا اینکه توسط  لشگر سید خراسانی که از ایران قیام کرده و رهسپار عراق گردیده است ، شکست خورده و نابود می گردد.

در روایات آمده است سفیانی با حمایت صهیونیستها و غربی ها در سوریه(ویا اردن) کودتا می کند و سپس یک گروه به نام بنی کلب از او حمایت می کنند ، بنی کلب جماعتی هستند که بخشی از آنها در ارتش اسرائیل ، بخشی در سوریه و بخشی در لبنان زندگی می کنند.

نکاتی که باید مورد توجه جدی باشد

1-   ما خودمان در جسارت مصداق یابی و صراحت در بیان آن شاید پیشتاز باشیم ولی بصورت جدی تاکید داریم  اگر عزیزانی با تحقیق و جستجوی جداگانه توانستند به مصداق سفیانی پی ببرند ، قطعاً با توجه به احتمال بروز فتنه ها از انتشار آن خودداری کنند تا زمان مناسب خود!

2-  پرداختن به این مباحث نباید ما را از مباحث مهم سیاسی روز جامعه و جهان غافل کند که آن مهم تر است که شیعیان در حال حاضر اگر تکلیف خود را بخوبی انجام ندهند ، قطعاً تاخیر در ظهور پیش خواهد آمد

3-  هدف اصلی از پرداختن به این مباحث و مصداق یابی ، یقین به نزدیک بودن ظهور و تلاش مضاعف برای آمادگی همه جانبه است و بدون پرداختن به هدف اصلی و کسب آمادگی طرح و پیگیری این مباحث بیشتر به یک بازی شبیه  خواهد بود.

4- مصادیق شخصیتهای ظهور و نشانه های نزدیکی آن را باید در حد توان، مخصوصاً در بین عوام مطرح نمود و آنها را به در پیش بودن این واقعه الهی آگاه کرد که قطعاً اثرات بسیاری دارد مخصوصاً بر روی جوانان، ولی نکته ای که باید لحاظ   شود این است که هدف اطلاع رسانی باشد و نه تلاش و جدل بیهوده برای اثبات مصادیق و این می طلبد که عزیزان با مطالعه بر مباحث ظهور و دلایل و نشانه های نزدیکی ظهور مسلط  باشند.

اولین شکست سفیانی از سپاه ایران خواهد بود

به دنبال پیروزی‌های عراق، سفیانی برای تسلط بر کلّ منطقه خاورمیانه، سپاهش را به سوی ایران می فرستد.اینان تا منطقه اصطخر (شیراز یا اهواز کنونی) پیش می‌آیند که در آنجا با سپاه خراسانی روبه رو شده و اولین شکست خود را تجربه می‌کنند.

اندکی پس از مسلط شدن سفیانی بر شام، در منطقه قرقیسیا (منطقه مرزی کشورهای عراق، ترکیه و سوریه و نزدیک شهر دیرالزور)، گنج و ثروت قابل توجهی (که ممکن است جواهرات، معادن کانی ارزشمند یا نفت و امثال آن باشد) نمایان می‌شود.

سپاهیان بی‌شماری از آسیای میانه و ترکیه (ترک‌ها)، اروپا (رومیان)، عراق، مصر و ...به این منطقه سرازیر می‌شوند. جنگ بزرگی در این منطقه رخ می‌دهد و سفیانی با کشتن حدود صد یا چهارصد هزار نفر فاتحانه رقبای خویش را از میدان بیرون می‌کند.

مراحل ظهور و سقوط سفیانی

1- مقدمه

روایات توصیف کننده آستانه ظهور، گاه از افرادی سخن به میان آورده‌اند که در آن مقطع در سرزمین های درگیر به نقش‌آفرینی خواهند پرداخت؛ از جمله این افراد می‌توان به خراسانی، سید حسنی، حسینی، یمانی، شیصبانی، نفس زکیه، ابقع و اصهب و سفیانی اشاره کرد.

 که درباره برخی از آنها مانند ابقع و اصهب اطلاعات بسیار اندکی ارائه شده و درباره برخی مانند سفیانی بیش از صد روایت بیان شده و به تفکیک از اقدامات و جنایات او از شام و اردن فعلی تا قرقیسیا، عراق و عربستان پرده‌برداری نموده‌اند.

در این نوشتار به دنبال آن هستیم که از سویی به اجمال، ماجرای قیام سفیانی را از ابتدا تا انتها مرور کنیم و نیز به نقد گفتارها و گویندگانی که به مصداق یابی این شخصیت مبادرت ورزیده‌اند بپردازیم.

2- سفیانی کیست؟

سفیانی شخصی زشت‌روی و از نسل بنی امیه، ابوسفیان و یزیدی است که درباره نام، نسب و سیمایش از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمودند:

(پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان یابس (خشکی) بیرون می‏آید، او مردی متوسط القامه، صورتش وحشتناک و سرش ضخیم و آبله‏رو است. اگر او را ببینی خیال می‏کنی که یک چشمی است. اسمش عثمان و پدرش عنبسه و او از اولاد ابوسفیان است. او خروج می‏کند و به زمین آرام می‏آید و بر منبر آن می‏نشیند.)

به تصریح روایات معتبر او اولین نشانه حتمی و قطعی ظهور است.

او هرگز سر به بندگی خداوند نساییده است و زنازاده و دشمن اهل بیت(ع) و پیروان ایشان است. البته او در مقطعی برای بهره‌مندی از همراهی غربیان صلیب به گردن می‌آویزد.

3-سرآغاز شورش

سفیانی شش ماه پیش از ظهور و در ماه رجب اقداماتش را آغاز می‌کند. سرآغاز شورش او از وادی یابس ( تنگه‌ای بی‌آب و علف از ارضی شام ) است.

این منطقه مرز سه کشور اردن، سوریه و فلسطین را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر از هرکدام از این سه کشور ممکن است او شورش کند که احتمال اردن و سوریه بیشتر از فلسطین است و با مراجعه به نقشه می‌توان احتمال اردن را نیز بیش از سوریه دانست.

پس از مدتی کوتاه (حداکثر سه ماه) او بر پنج منطقه دمشق، فلسطین، حمص، حلب و اردن مسلط می‌شود. این پنج منطقه را می‌توان کنایه از کلّ شام دانست.

لازم به یادآوری است که همزمان با او، یمانی و خراسانی نیز دست به قیام و اقدامات انقلابی می‌زنند. روایات، اصهب و ابقع را تنها موانع موجود بر سر راه سفیانی برای سلطه بر منطقه شام بیان کرده‌اند.

که به دلیل اجمال بسیار این روایات نمی‌توان اطلاعات دقیقی درباره این دو شخصیت به دست آورد. ظاهراً در آن ایام، دولت‌های حاکم بر شام از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار نیستند که در مدتی کوتاه سفیانی می‌تواند بر تمام این مناطق سلطه یابد؛ البته از حمایت یهودیان و غربیان از سفیانی در دستیابی به این موفقیت نباید چشم پوشی کرد.

در همین ماه سیمای یکی از اولیای الهی، در خورشید نمایان شده و دستی در آسمان مردم را به حق رهنمون می‌شود. اولین نداهای آسمانی در ماه رجب به گوش می‌رسد که بدانید:

1-لعنت خداوند شامل حال ستمگران می‌شود.

2-نزدیک شونده (قیامت) نزدیک شده است.

3-خداوند متعال، مهدی را فرستاده است؛ حرف‌هایش را بشنوید و از او اطاعت کنید.

بنا بر برخی روایات، خورشید در این ماه برای مدتی قابل توجه (مثلا سه ساعت) از حرکت می‌ایستد و ماه دچار گرفتگی می‌شود.

به دنبال شورش سفیانی و قیام خراسانی و یمانی در ماه شعبان، در دیگر مناطق شرق و غرب نیز جنگ‌ها و شورش‌ها به راه می‌افتند.

4-سه اتفاق غیر عادی در ماه رمضان

الف-خسوف و کسوف غیر عادی در ابتدا و میانه ماه

این ماجرا به نحوی است که از زمان حضرت آدم(ع) بی‌سابقه است و همگان را دچار بهت و حیرت می‌کند. با توجه به تأکید روایات بر اهمیت این ماجرا و بی‌سابقه بودن آن از ابتدای حیات بشر بر کره خاک، توجیهات و احتمالاتی که درباره تأثیر اجرام آسمانی بر وقوع این ماجرا در برخی آثار آمده قابل اعتنا نیستند.

 ب- نداهای آسمانی جبرییل(ع) و ابلیس لعین

 این دو ندا در روز بیست و سوم ماه رمضان برمی‌خیزد. با این تفاوت که یکی در ابتدا و دیگری در انتهای روز است. این نداها دو جبهه حق و باطل را به جهانیان معرفی می‌کنند. ابلیس، جهانیان را از شورش سفیانی مطلع ساخته، آنان را به یاری او فرا می‌خواند.

ج-در ماه رمضان سی هزار نفر از از قیبله بنی کلب که ظاهراً همان دروزی‌هایی هستند که در لبنان امروز ساکنند با سفیانی بیعت می‌کنند.

 این جمعیت پشتوانه نیروهای سفیانی را برای پیشبرد اهدافش تأمین کرده و او را از یک کودتاچی به حاکمی نیرومند مبدّل می‌سازد.

 5-جنگ های سفیانی

 قرقیسیا

اندکی پس از مسلط شدن سفیانی بر شام، در منطقه قرقیسیا (منطقه مرزی کشورهای عراق، ترکیه و سوریه و نزدیک شهر دیرالزور)، گنج و ثروت قابل توجهی (که ممکن است جواهرات، معادن کانی ارزشمند یا نفت و امثال آن باشد) نمایان می‌شود.

سپاهیان بی‌شماری از آسیای میانه و ترکیه (ترک‌ها)، اروپا (رومیان)، عراق، مصر و ...به این منطقه سرازیر می‌شوند. جنگ بزرگی در این منطقه رخ می‌دهد و سفیانی با کشتن حدود صد یا چهارصد هزار نفر فاتحانه رقبای خویش را از میدان بیرون می‌کند. جنگ به نحوی است که امکان دفن یا انتقال کشته‌ها وجود ندارد و از همین رو بدن کشتگان، خوراک درندگان می‌شوند.

روایات تأکید می‌کنند در این جنگ شیعیان حداقل حضور و تلفات را خواهند داشت. این اولین پیروزی سفیانی در خارج از منطقه شام است که پشتوانه اقتصادی حکومت او را تأمین می‌کند.

جنایات عراق

سفیانی با به دست آوردن پیروزی در قرقیسیا بر رقبای شرقی و غربی خود و با استفاده از بی‌ثباتی سیاسی موجود در عراق حرکت خود را به مناطق مرکزی عراق شروع می‌کند.

او که در ماه ذی‌قعده با سپاهی صد و سی هزار نفری به بغداد می‌رسد در دهه سوم این ماه در عراق کشتارگاهی به راه می‌اندازد که بوی خون و تعفن همه جا را فرامی‌گیرد و تا مدت‌ها دجله رنگ خون به خود دارد. ضمن این ماجرا به بیش از دوازده هزار دوشیزه تجاوز می‌شود و حداقل شصت هزار نفر در مدتی کمتر از سه هفته تنها روی پل بغداد کشته می‌شوند.

انگیزه سفیانی صرفاً کشتار شیعیان است و برای سر هر شیعه رقمی را به عنوان جایزه تعیین می‌کند، ولی با توجه به مشکلات اقتصادی موجود در عراق، مردم حتی به همسایه‌های خویش نیز رحم نمی‌کنند و آنها را به اتهام تشیع (که شاید صحت نداشته باشد) می‌کشند و سر آنان را برای گرفتن هدایای نقدی سفیانی به او تقدیم می‌کنند.

سفیانی مشابه ماجرای بغداد را در کوفه نیز به راه می‌اندازد با این تفاوت که علاوه بر مردم عادی، هفتاد عالم شیعی به دست او در این شهر به شهادت می‌رسند و هفتاد هزار دختر را اسیر می‌کنند.تعداد سپاه سفیانی به هنگام حمله به کوفه هفتاد هزار نفر بیان شده است.او آرام آرام بر تمام عراق مسلط می‌شود.

حمله به ایران و عربستان

به دنبال پیروزی‌های عراق، سفیانی برای تسلط بر کلّ منطقه خاورمیانه، سپاهش را به سه دسته تقسیم می‌کند:

 الف-دسته‌ای در عراق باقی می‌مانند.

اینان به طور طبیعی همان جنایات پیشین را ادامه می‌دهند و به تاراج مردم بیچاره و نفرین شده عراق می‌پردازند.

ب-دسته‌ای به ایران حمله‌ور می‌شوند.

اینان تا منطقه اصطخر (شیراز یا اهواز کنونی) پیش می‌آیند که در آنجا با سپاه خراسانی روبه رو شده و اولین شکست خود را تجربه می‌کند.

ج-دسته‌ای به شبه جزیره عربستان حمله ور می‌شوند.

 این دسته به راحتی تا مدینه پیش می‌آیند و در طول دو روز و سه شب به حریم نبوی نهایت گستاخی را روا می‌دارند و حرم، مسجد و منبر رسول خدا(ص) را ویران کرده و مسجد را آلوده و نجس می‌سازند و روی وهابیان را در جسارت به آثار اسلامی سفید و خاطرات واقعه طف را زنده می‌کنند.

همزمان با اقدامات سپاه سفیانی، حکام مکه بی‌آنکه نگران اقدامات آنان باشند، فرستاده امام عصر(عج) را شهید می‌کنند. امام عصر(عج) و یاران ایشان در آستانه عاشورا به مکه می‌آیند و حاکمان مکه را سرنگون می‌سازند.

اخبار ظهور و سلطه بر مکه به گوش همه مردم جهان و خصوصاً سفیانی و سپاهش می‌رسد. او دوازده هزار نفر از سپاهیانش را که در مدینه به جنایت و تاراج مشغولند روانه مکه می‌سازد.

این سپاهیان در بیابان بیداءمیان مکه و مدینه با غضب الهی ملک مقرب خداوند جبرییل(ع) مواجه می‌شوند و همگی به جز دو یا سه نفر در زمین فرو می‌روند.

 این واقعه که از آن با عنوان خسف بیداء یاد می‌شود آخرین مورد از نشانه‌های حتمی ظهور و تنها مورد از آنهاست که پس از ظهور رخ می‌دهد.

سفیانی جدی‌ترین و عجیب‌ترین شکست خود را در این ماجرا تجربه می‌کند. روایات از دو نفر باقی مانده با القاب بشیر و نذیر یاد کرده‌اند. جبرییل سر این دو را به پشت برمی‌گرداند. بشیر به خدمت امام عصر(ع) رسیده و گزارش ماجرا را برای ایشان نقل می‌کند و سپس به دست حضرت توبه کرده و به حالت عادی باز می‌گردد و در زمره یاران ایشان قرار می‌گیرد. نذیر نیز به سفیانی گزارش ماجرا را می‌دهد و بلافاصله هلاک می‌شود.

5-عقب نشینی تا افول و شکست

سپاهیان سفیانی از این پس عقب نشینی را تجربه می‌کنند تا حوالی دریاچه طبریه دو لشکر مهدوی و سفیانی با هم رو در رو می‌شوند.

 دریاچه طبریه در قسمت غربی وادی یابس قرار دارد. این منطقه که سرآغاز شورش سفیانی را به چشم خویش دیده بود نه ماه بعد از آن و سه ماه پس از ظهور امام عصر(عج) شاهد سرانجام او خواهد بود.

سفیانی با لشکر و مال‌های سواری خود خروج می‌کند و تعداد صد و هفتاد هزار نفر با او خواهند بود و در دریاچه طبریه فرود می‌آیند.

آنگاه مهدی(عج) در حالی که جبرئیل(ع) پیشاپیش او حرکت می‌کند به سوی سفیانی حرکت می‌کند. آنان در شب راه می‌روند و روز پنهان می‌شوند و مردم هم از آن حضرت متابعت می‌کنند تا اینکه در دریاچه طبریه با سفیانی رو به رو می‌شوند و خدا به سفیانی غضب می‌کند.

خلق خدا هم به جهت غضب خدا به او غضب می‌کنند. پرنده‏ها آنها را با پر و بال خود سنگباران می‌کنند و کوه‌ها با سنگ‏های خود و ملائکه با صداهای خود آنها را مورد حمله قرار می‏دهند.

ساعتی طول نمی‌کشد که خدا همه اصحاب سفیانی را هلاک می‌نماید و غیر از سفیانی کسی از آنها باقی نمی‌ماند.

آنگاه مهدی(عج) او را گرفته در زیر درختی که شاخه‏های آن به طرف دریاچه طبریه متمایل است می‌کشد و در پی آن، شهر دمشق را تصرف می‌کند.

بعد از آن پادشاه روم با صد هزار صلیب که‏ در زیر هر صلیبی ده هزار نفر قرار دارد شورش می‌کند و طرسوسا را با نیزه فتح نموده، اموال مردم را غارت می‌کند.

این سرانجام خفت بار سفیانی است که حتی ارشادات امام عصر(عج) را برنمی‌تابد و تا پایان به عنوان دشمن اهل بیت(ع) در میدان جنگ باقی می‌ماند.

این نکته‌ها را مدّ نظر بیاوریم که

1- شورش سفیانی سرآغاز فتنه‌های غرب و شرق است که طبیعتاً کشور و ملت ما نیز از تبعات آن آسیب خواهند دید.

2- بیشترین کسانی که به دست سفیانی کشته می‌شوند، شیعیانند.

به گونه‌ای که در روایات گفته شده است تا دو ماه مردانتان را از او مخفی سازید و از آنجا که شیعیان نسبت به هم حقوق بسیاری دارند همزمان با آمادگی برای صیانت از خویش، خود را مهیای حمایت و مددرسانی به دیگر شیعیان کنیم.مسلماً شیعیان ساکن اردن، سوریه، عراق و عربستان با شورش سفیانی دچار مشکلات جدی خواهند شد جا دارد از خود بپرسیم آیا ما به وظایف خویش در قبال ایشان آشنایی داریم و می‌دانیم برای دوران کنونی و آن ایام چه تکالیفی برعهده ما قرار داده شده است؟

و آیا اساساً تأسیس یک حکومت اسلامی شیعی مسئولیت‌ها و تکالیف جدیدتر و جدی‌تری نسبت به دیگران برعهده ما قرار می‌دهد یا خیر؟

3-معلوم نیست چرا ما این همه به تطبیق نشانه‌ها و نه دریافت و استخراج وظایف خود تأکید می‌ورزیم.

یکی از بزرگانی که به تعیین وقت برای ظهور شهرت داشت و چندی است به رحمت ایزدی پیوسته، گاه برای مخاطبان خود چنان مشکل ساز می‌شده است که عملاً آنان را از مسیر دین خارج کرده و زمینه ساز تزلزل عقیدتی آنان را فراهم می‌ساخته است.

 نویسنده کتاب(نشانه‌های یار و چکامه انتظار) مشکلاتی را که جمعی از دانشجویان در ایام حمله نخست آمریکا به سبب شنیدن صحبت‌های این سخنران شهیر بدان دچار شده بودند، آورده است.

در نقل این صحبت که سفیانی الآن در ارتش سوریه وجود دارد بهتر است مخاطب خود را متوجه صحت احتمالی و نه قطعی آن کنیم وگرنه به تعبیر روایات مصداق آن شخصی می‌شویم که بدون بصیرت در مسیری گام برداشت و هرچه بیشتر قدم برمی‌داشت یشتر از مقصدش دور می‌شد.

4-  تنها چهار ماه پس از آغاز شورش سفیانی مردم دچار قحطی و تورم شدیدی می‌شوند که به دنبال تهیه، انبار و احتکار کردن آذوقه و مواد غذایی می‌افتند.

حتی در بعضی از روایات آمده که برای یک سال خود آذوقه تهیه کنید. این دست روایات می‌تواند مبنای جدی سیاستگذاری و تصمیم گیری‌های وزارتخانه‌هایی نظیر جهاد کشاورزی (جهاد سازندگی و کشاورزی)، بازرگانی، نیرو، صنایع، رفاه و ... قرار گیرد.

 حال که دولت جمهوری اسلامی، برمبنای تعالیم و آموزه‌های ارزشمند و بی‌بدیل اهل بیت(ع) در اختیار ما قرار گرفته است بهانه‌ای برای کوتاهی در انجام وظایف کلان خود نداریم .

5- با شروع شدن ماجرای سفیانی تا زمان ظهور امام عصر(عج) طیّ سه نوبت در ماه‌های رجب، رمضان و محرم نداهای آسمانی برای تشخیص مسیر حق از باطل به مدد انسان‌ها می‌آیند.

 حتی ندای دوم را ملک مقرب خداوند، جناب جبرییل(ع)، به نحوی سر می‌دهد که تک تک انسان‌ها و دیگر موجودات آن را می‌شنوند و عذری برای احدی باقی نمی‌گذارد اما با این حال بازهم برای بسیاری ناگهانی است.

 علت این ناگهانی بودن را باید در شدت التهابات جهانی و خصوصاً منطقه‌ای یافت که بسیاری از مردم جهان به علت جنگ‌ها و خونریزی‌ها یا بیماری‌های فراگیر و واگیردار گرفتار مرگ سرخ یا سفید می‌شوندو تعداد قابل توجهی از آنها نیز دچار مرگ روحی و عقیدتی می‌شوند.

در آن زمان تزلزل در عقاید و باورها به قدری شدید است که گاه به اندازه فاصله یک صبح تا عصر یا شب تا به صبح شخص ایمان خود را از دست می‌دهد.

اگر ما واقعاً باور داشتیم سفیانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور است و این احتمال را می‌دادیم که او الآن وجود دارد، با در نظر گرفتن روایاتی که در این بند برشمردیم سیاست‌های اصلی، مبنایی و کلان وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و .... و سازمان‌هایی نظیر سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه‌های علمیه ما در سراسر کشور، این‌گونه بود که الآن شاهد هستیم. در پایان باید پرسید:

 آیا اساساً در جهت‌گیری‌های کلان ما رویکردهای آخرالزمانی برگرفته از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) جایگاهی دارد؟


سفیانی همان ملک عبدالله پادشاه اردن است

ملک عبدالله تنها پادشاه عربی است که دو رگه است،پدر او ملک حسین، پادشاه سابق اردن بود و مادر عبدالله، شاهزاده مونا الحسین آنتونیت آوریل گاردینر (تونی آوریل گاردینر) در اصل، زادهٔ انگلیس بود. گفتنی است خاندان هاشمی در اردن ادعا می کنند نسب آنان به پیامبر اسلام(ص) می رسد و از این رو عنوانهاشمی را برای خود انتخاب کرده اند.

به گزارش خبرنگار پارسینه اخیرا در برخی محافل مذهبی و سیاسی این نظریه بطور جدی مطرح و تبلیغ می شود که مصداق سفیانی در احادیث آخر الزمانی، ملک عبدالله دوم پادشاه اردن هاشمی است، برخی از منبری های مشهور تهران نیز حامی این نظریه هستند و آن را ترویج می کنند.

در روایت‌های متعددی از ائمه اطهار(ع) یکی از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی (عج)، خروج سفیانی ذکر شده است. وی از تبار ابوسفیان می‌باشد و دارای صورتی سرخ، پوستی سفید و چشمانی زاغ می‌باشد. او از شهرهای روم (شاید مراد اروپای فعلی باشد) بپا می‌خیزد و بر گردن صلیب دارد.

همچنین در برخی از روایات اسلامی همچون نسخهٔ خطی ابن حماد، به وجود دو سفیانی اشاره شده‌است. سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام در جنگ عراق در برابر سپاه ایران شکست می‌خورد و در اثر جراحاتی که به او وارد می‌شود در راه بازگشت به شام کشته می‌شود و سفیانی دوم که همان سفیانی اصلی است را جانشین خود قرار می‌دهد.

دودمان سفیانی و شمایل او

امام صادق (ع) از امام علی (ع) روایت کرد که فرمود:

(فرزند زن جگر خوار از سرزمین یابس خروج می کند. نامش عثمان و نام پدرش عتبه است، و از فرزندان ابوسفیان است. او مردی است چهار شانه، با چهره‌ای ترسناک و سری بزرگ. بر صورتش اثر آبله وجود دارد. در نگاه اول، گمان می‌کنید یک چشمی است. او به سرزمین « قرار و معین» در خواهد آمد و بر منبرش تکیه خواهد زد)

امام سجاد (ع) فرمود:

(سفیانی از فرزندان عتبه بن ابو سفیانی است)

امام باقر (ع) فرمود:

(فرزند زن جگرخوار قیام می‌کند و بر منبر دمشق مستقر می شود)

در حدیث دیگری فرمود:

(سفیانی صورتی سرخ مایل به نارنجی دارد و چشمانش آبی است)

حتمی بودن قیام سفیانی

امام جعفر صادق (ع) در روایتی در بحارالانوار دربارهٔ حتمی بودن قیام سفیانی می(سفیانی از نشانه‌های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه به طول می‌کشد)‌گوید:

در روایتی ازحضرت علی(ع)

( بعد از خروج سفیانی به اندازه یک وضع حمل (معادل 9 ماه) بر او بشمارید.)

ازامام  جعفر صادق(ع):

 (قیام سفیانی در ماه رجب رخ خواهد داد.)

وابستگی سفیانی به غرب

در احادیث پیشوایان معصوم (ع) شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سفیانی از مزدوران و دست نشاندگان غرب است.

از جمله در روایتی چنین آمده است:

در آخرین نبرد حضرت مهدی (عج) با سفیانی، سپاه امام تا عذرا (سی کیلو متری دمشق  پیشروی می کند. در این زمان سفیانی پایتخت خود را ترک کرده و در رمله (مرکز نیروهای غرب) به سر می برد.

بشیر بن غالب نیز می گوید:

( سفیانی از شهر های روم می‌آید؛ در حالی که نصرانی است و بر گردنش صلیب آویخته است)

تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان

در باب حوادث آخرالزمان، در بین احادیث به احادیثی برمی خوریم که در آنها از قبیله ای به نام بنی کلب صحبت شده و وقایع مهمی به این قبیله نسبت داده شده است. قبیلة بنی کلب که در روایات از اعضای آن به عنوان داییان سفیانی نیز سخن به میان آمده است، نقش مهمی در وقایع آخرالزمان و زمان نزدیک به ظهور بازی می کنند.

مطابق روایات، بنی کلب گروهی از اشرار آخرالزمان هستند که سفیانی (یکی از دشمنان بزرگ حضرت مهدی(عج) را در نبرد با حضرت قائم(عج) یاری می نماید.

 روایات بسیاری هستند که خبر از بیعت و همکاری تعداد زیادی از افراد قبیلة بنی کلب با سفیانی ملعون می دهند. در زیر به چند نمونه از این روایات و احادیث اشاره می گردد:

پیامبراکرم(ص) فرمودند:

(سفیانی با 360 سوار شورش می کند تا اینکه به دمشق می رسد و در ماه رمضان هم 30000 نفر از قبیله بنی کَلب با او بیعت می کنند.)

امیرمؤمنان(ع) ضمن روایتی طولانی نقل شده است:

 (و آن را نشانه ها و علامت هایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است.)

اصبغ بن نباته از حضرت علی(ع) روایت می کند که فرمودند:

 ( و شورش سفیانی، پرچمی قرمز رنگ، فرمانده اش مردی از قبیلة کلب است و دوازده هزار نفر از سپاهیانش رو به مکه و مدینه می کنند که فرمانده آنها مردی از بنی امیه است که به او «خزیمه» می گویند: چشم چپش نابیناست و سفیدی ضخیمی روی مردمک چشمش را پوشانده است. خود را شبیه مردان می کند، پرچم خویش را برنمی گرداند تا اینکه در مدینه در خانة شخصی به نام ابوالحسن اموی منزل کند. وی گردانی را به دنبال مردی از خاندان پیامبر(ص) که شیعیان به دور او جمع شده اند می فرستد؛ سپاهیان به فرماندهی مردی غطفانی رو به مکه می کنند. در میانة راه به بیابان سفیدی که می رسند، در کام زمین فرو می روند و جز دو نفر که بناست نشانه [و عبرتی] برای دیگران باشند، کسی باقی نمی ماند که خداوند صورت آن دو را به پشت برگردانده است)

همانگونه که ملاحظه شد، تعداد زیادی از روایات مربوط به آخرالزمان، به بنی کلب اشاره و نقش مخرّب آنان را در آخرالزمان بیان نموده اند.

بنی کلب کیستند؟

بنی کلب قبیله ای بودند که در عصر معاویه نصرانی بوده و بعدها ظاهراً به یکی از فرق اسلامی گرویدند. معاویه با زنی از این قبیله وصلت کرد که حاصل این ازدواج، تولد یزید (علیه اللعن ) بود. این طایفه، قرن ها بعد از ازدواج معاویه با مادر یزید، به فرقة (دروزی) گرویدند.

 گرچه این فرقه ادعا می کند که یکی از فرق اسلامی است، امّا عقایدی کاملاً انحرافی دارد. افراد این فرقه، پیرو شخصی به نام (درزی) هستند و عنوان طریقت خود را موحّدون نامیده اند که اساس عقیدةشان بر حلول و تناسخ روح است. (مسئله ای که از نظر اسلام کاملاً مطرود است.)

این طایفه مدت زمانی پیرو خلفای فاطمی مصر بودند تا اینکه در ایام خلیفة ششم فاطمی به دعوت (نشتگین دروزی)به باطنیه ملحق شدند. (دروزیه) در اعتقاد خود به الحاکم بامر الله (که به عقیدة دیگران کشته شده است)، متوقف گشته و می گویند که وی غیبت کرده و به آسمان بالا رفته و دوباره به میان مردم باز خواهد گشت.

عمدة طوایف دروزی که اکثراً منتسب به قبیلة بنی کلب هستند، در منطقة رمله (بیابان شرقی فلسطین)، بیابان غربی اردن، جنوب غربی سوریه و بخش هایی از لبنان سکنا گزیده اند. البته تعداد زیادی از دروزی ها نیز به کشورهای اروپایی، آمریکا و استرالیا مهاجرت کرده اند. به طور کلی تخمین زده می شود که حدود یک میلیون دروزی در سراسر جهان زندگی می کنند؛ امّا هستة اصلی این طایفه در مناطق مرزی مابین چهار کشور اردن، سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی می باشد. لازم به ذکر است که تعداد دروزی های کشورهای سوریه و لبنان بیش از بقیة مناطق است.

با توجه به این مطلب، به طور خلاصه می توان گفت که افرادی که امروزه با نام دروزی ها شناخته می شوند، همان کسانی هستند که در روایات از آنها با عنوان بنی کلب یاد شده است.

بنابراین روایاتی که دربارة تحرکات بنی کلب یا داییان سفیانی در آخرالزمان بیان شده است، مربوط به احوال قوم دروز می باشد. نکتة دیگر اینکه علت انتساب عبارت داییان سفیانی به بنی کلب، این است که سفیانی ملعون از نسل یزید بن معاویه می باشد، به صورت تلویحی بنی کلب یا دروزی های کنونی، داییان سفیانی هستند؛ زیرا جدة سفیانی از قبیلة بنی کلب می باشد.

چنان که گفته شد، در روایات خباثت های فراوانی به قبیلة بنی کلب در آخرالزمان نسبت داده شده است. عجیب اینکه دروزی های امروزی نیز حرکت های شیطنت آمیز و خباثت آلودی در عرصة تحولات منطقه انجام می دهند.

 گرچه تعدادی از آنان اهل شرّ نیستند و با بقیة مسلمانان در صلح و صفا زندگی می کنند، امّا تعداد زیادی از آنان دشمنی آشکاری با بقیة مسلمانان( به خصوص شیعیان ) دارند.

جالب اینکه روایات نیز به همراهی تعداد کثیری از آنان با سفیانی اشاره می نمایند، ولی هرگز از اینکه تمامی اعضای طوایف بنی کلب، سفیانی را همراهی می کنند، سخنی به میان نمی آورند.

 این مسئله، خود تأیید دیگری بر انطباق دروز بر طوایف بنی کلب است؛ زیرا امروزه نیز اکثر دروزی ها با مسلمانان و شیعیان، دشمنی آشکاری دارند. ولی تعداد اندکی از آنان نیز با بقیة مسلمانان و شیعیان زندگی مسالمت آمیزی را سپری می کنند؛ همانگونه که در روایت زیر نیز، ملاحظه می گردد، اکثر افراد طایفة بنی کلب ـ نه همة آنها ـ سفیانی را همراهی می نمایند.

پیامبر اکرم(ص) در این رابطه فرمودند:

(سفیانی با 360 سوار شورش می کند تا اینکه به دمشق می رسد. در ماه رمضان هم سی هزار نفر از قبیلة بنی کلب با او بیعت می کنند.)

بنابراین همانگونه که ذکر شد، به جز تعداد اندکی از دروزی ها، بقیة آنها در شرارت های آخرالزمان، نقش کلیدی دارند.عجیب اینکه در حال حاضر نیز ردپای دروزی ها در بسیاری از فتنه های منطقة خاورمیانه ملاحظه می گردد. گرچه در حال حاضر سفیانی خروج نکرده است، و بالطبع بزرگ ترین فتنة بنی کلب (دروزی ها) به وقوع نپیوسته است، امّا به نظر می رسد تحرکات سیاسی و نظامی دروزی ها در حال حاضر، به سمتی پیش می رود که در صورت خروج سفیانی و آغاز حرکت ضدّ شیعی توسط او، همراهی و بیعت دروزی ها با او دور از انتظار نیست. نکتة عجیب تر اینکه محل زندگی دروزی ها، بسیار نزدیک به محلّ خروج سفیانی (وادی یابس یا شام) است که این مسئله نیز انطباق بنی کلب بر دروزی ها و احتمال بروز فتنه از سوی آنها را دوچندان می نماید.

حال با توجه به مطالبی که ذکر شد، به بررسی تحرکات سیاسی ـ نظامی دروزی ها بنی کلب در حال حاضر می پردازیم:

دروزی ها در سوریه

در حال حاضر دروزی ها در سوریه جمعیتی معادل هشتصدهزار نفر دارند و نقش مهمی در معادلات سیاسی و نظامی آن کشور بازی می کنند. به نحوی که در زمان کنونی تعداد زیادی از افسرهای دروزی در ارتش بعثی سوریه، خدمت می کنند. بیشتر ساکنان دروزی سوریه در منطقة جبل الدروز و در بخش جنوب غربی سوریه زندگی می کنند.

دروزی ها در اردن

در کشور اردن بیست هزار دروزی زندگی می کنند که این افراد عمدتاً در منطقة حوران و در بخش شمال غربی اردن (هم مرز با سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی )ساکنند. در حال حاضر این طایفه در اردن از وزنة مهم سیاسی و نظامی برخوردار نیستند؛ امّا به احتمال زیاد در وقایع و فتنه های آخرالزمان نقش مهمی بازی خواهند کرد؛ زیرا وادی یابس؛ درة خشک ذکر شده در روایات، همان وادی حوران است و در اصل کلمة حوران نیز به معنی سرزمین خشک می باشد.

دروزی ها در لبنان

دروزی های لبنان، نقش بسیار مهمی در موازنة سیاسی و نظامی داخلی این کشور دارند و متأسفانه ردّپای آنان در بسیاری از جنایات و فتنه های این کشور، دیده می شود. دو طایفة عمده در لبنان رهبری دروزی ها را بر عهده دارند که عبارتند از:

1. طایفة جنبلاط

2. طایفة ارسلان

جمعیت دروزی های لبنان، بالغ بر سیصدهزار نفر است و عمدة این طوایف در منطقة شوف واقع در جبل لبنان زندگی می کنند. این منطقه در مجاورت مرز سوریه واقع شده است.

در حال حاضر، رهبری اصلی دروزی ها بر عهدة ولید جنبلاط می باشد. وی که اصالتاً از نژاد کرد می باشد، رهبری اعراب دروزی لبنان را بر عهده گرفته است و از دشمنان سزسخت شیعیان لبنان، جنبش های شیعی امل و حزب الله و شخص سید حسن نصرالله می باشد.

وی از نظر شخصیتی دچار تزلزل جدی و بیمارگونه است و حتی اخیراً سخنان توهین آمیزی را نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران و نیز شخص سید حسن نصرالله بیان کرده است.

دربارة تزلزل شخصیت وی همین بس که مشهور است که او فقط به دلیل اینکه تصویر نبیه بری (رئیس جنبش شیعی امل)، چند ثانیه بیشتر از وی بر روی صفحة تلویزیونی لبنان قرار گرفت، جنگی به راه انداخت که در طیّ آن، ده ها نفر زخمی و کشته شدند.

 نیروهای اسلحه به دست تحت امر وی جنایات بیشماری را در طول جنگ های داخلی لبنان، علیه شیعیان و مسیحیان مارونی انجام دادند.

نکتة دیگر اینکه وی یکی از متهمان اصلی پرونده های اقتصادی در لبنان است که در طیّ آن با سوء استفاده از کمک های مالی خارجی به لبنان، میلیاردها دلار به جیب زده است. همسر او پیش تر، یکی از نمایشگرهای ملکة زیبایی در لبنان به شمار می رفت و اکنون همسر جنبلاط، مسئولیت مراسم جشنوارة فاسد رقص و موسیقی را در منطقة دروزی نشین بیروت در «بیت الدین» بر عهده دارد.

 جنبلاط در طیّ سال های اخیر، یکی از متحدان و حامیان حزب حاکم فاسد لبنان و جریان چهارده مارس بوده و جهت گیری های او همواره علیه شیعیان لبنان بارز و جدی بوده است.

 به نحوی که در جریان جنگ 33 روزة لبنان و اسرائیل، و اعتصابات ملی سراسری بعد از جنگ که علیه حزب حاکم لبنان انجام شده بود، جنبلاط و دروزی های تحت امر او، برخلاف ارادة ملی اکثر لبنانی ها اعم از شیعه، سنی و مسیحی مارونی به مخالفت با حزب الله و حمایت از حزب حاکم پرداختند.

 ولید جنبلاط که رییس حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان می باشد، رابطة نزدیکی با فواد سینیوره دارد. وی همچنین رابطة دوستانه ای با دولت اردن و اسرائیل برقرار کرده است.

در اسفند 1386 (مارس 2008 م.)، ولید جنبلاط نمایندة خود رامی الریس را به صورت شبه مخفیانه از طریق اردن واز کشورهای عربی هم پیمان با اسرائیل برای مذاکره با مقامات رژیم صهیونیستی راهی اسرائیل کرد. عجیب تر اینکه الریس مورد استقبال گرم ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل قرار گرفت؛ به نحوی که اولمرت ضیافت شامی را به افتخار او در رستوران (الی اولی)شهر (تل آویو) برگزار نمود.

حرکت جنبلاط و دروزی های لبنان، چند نکته را اثبات می نماید

1. با توجه به آشفتگی اوضاع داخلی لبنان و لزوم حفظ وحدت در این کشور، حرکت فتنه انگیزانة جنبلاط و دروزی های طرفدار او، و اعزام نماینده ای از سوی آنان به اسرائیل، نشان دهندة تلاش آنان برای فتنه انگیزی بیشتر در جهت خدمت به اسرائیل و خیانت به لبنان است.

2. با توجه به بسته بودن مرزهای لبنان و اسرائیل، فرستادن نمایندة جنبلاط از طریق مرز اردن به اسرائیل، نشان دهندة ارتباط حسنة جنبلاط و دروزی های لبنان با دولت سفاک و خائن اردن می باشد.

3. استقبال اولمرت از نمایندة جنبلاط، آن هم در زمانی که اکثر گروه های لبنانی، اعم از شیعه، سنی و مسیحی، حمایت خود را از حزب الله و خصومت خود را با اسرائیل اعلام نموده اند، نشان می دهد که جنبلاط و دروزی های لبنان، از معدود گروه هایی هستند که روابط بسیار نزدیکی با رژیم اشغالگر قدس دارند. این مسئله خود مهم ترین سند بر شرارت جنبلاط و دروزی های تحت امر وی می باشد.

در حال حاضر جنبلاط به فتنه انگیزی سیاسی، قناعت نکرده؛ بلکه بارها تهدید نموده است که در صورت لزوم، به درگیری نظامی با حزب الله و سایر مخالفان دولت نامشروع لبنان، دست خواهد زد؛ تا آنجا که طیّ یک ادعای احمقانه، جنبلاط مدعی شد که موشک های حزب الله را به چنگ خواهد آورد. همان موشک هایی که اسرائیل در طی 33 روز جنگ، نتوانست به دست بیاورد.

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، دروزی های لبنان به رهبری جنبلاط، نقش بسیار زیادی در اغتشاشات لبنان و منطقه دارند و یکی از جدی ترین موانع برقراری صلح داخلی در این کشور می باشند.

دروزی ها در اسرائیل

در حدود یکصد و بیست هزار دروزی در اسرائیل زندگی می کنند که عمدة این دروزی ها در منطقة رمله ( بیابان شمال شرقی فلسطین اشغالی ) ساکن هستند و نقش مهمی در معادلات سیاسی و نظامی این کشور بازی می کنند.

گرچه در اکثر مناطق، دروزی ها به عنوان اعراب دروزی شناخته می شوند، امّا دروزی های اسرائیل، خود را از اعراب مسلمان جدا کرده و خود را یک گروه مستقل معرفی می نمایند.

 دروزی های اسرائیل، چه در صحنه های سیاسی و چه در صحنه های نظامی این کشور، نقش مهمی بازی می کنند؛ به نحوی که در عرصة نظامی، دروزی ها تنها اعرابی هستند که می توانند در ارتش اسرائیل خدمت کنند و حتی به مقام فرماندهی ارشد نیز برسند.

نکتة عجیب اینکه حتی در جنگ های سال 1948 منطقة فلسطین اشغالی که به رانده شدن اعراب مسلمان فلسطینی از سرزمینشان منجر شد، دروزی ها هم پیمان اسرائیلی ها بودند و علیه اسرائیلی ها می جنگیدند.

 در بین سال های 1948 تا 1956، خدمت اعراب دروزی در اسرائیل اختیاری بوده است؛ امّا از آن زمان به بعد، خدمت دروزی ها در اسرائیل اجباری شده است.

مقام و منصب سربازان و ارتشیان دروزی، مشابه با سربازان و ارتشیان یهودی اسرائیل است.

 این مسئله نشان دهندة ارتباط بسیار قوی دروزی ها با دولت فاسد و اشغالگر اسرائیل می باشد. خیانت دروزی های اسرائیل به مسلمانان (به خصوص شیعیان )تا حدی است که دروزی های اسرائیل، افتخار خود را به شهادت رساندن بیست رزمندة حزب الله در طیّ جنگ 33 روزة 2006 می دانند و ادعا می کنند که در این جنگ، آنها هیچ کشته ای ندادند.

 این مسئله حقد و کینة دروزی های اسرائیل را نسبت به شیعیان لبنان نشان می دهد. نکتة دیگر اینکه درسال 1996 عظام یک تاجر دروزی اسرائیل به جرم جاسوسی در مصر دستگیر شد و به هشت سال زندان محکوم گشت.

 که این مسئله شاهد دیگری بر ارتباط دروزی های اسرائیل با دولت فاسد این کشور است. به پاس خوش خدمتی دروزی ها به دولت اسرائیل، این دولت بنای یادبودی را در منطقة(دلیات الکرمل) برای بزرگداشت 355 دروزی کشته شده در ارتش اسرائیل بنا کرده است که این مسئله نشان می دهد که اسرائیلی ها همواره از دروزی ها به عنوان یک متحد همیشگی خود یاد می کنند.

بدین ترتیب در دورة کنونی دروزی های ساکن در کشورهای مختلف، به مناصب مهمّ سیاسی و نظامی دست یافته اند و در اکثریت مواقع، از این قدرت خود، در جهت فتنه انگیزی و خصومت با مسلمانان و به خصوص شیعیان بهره جسته اند. بنابراین گرچه در حال حاضر هنوز سفیانی خروج نکرده است، امّا با توجه به جهت گیری های دروزی ها به نظر می رسد که در صورت خروج سفیانی ملعون، دروزی ها یکی از متحدان مهمّ سفیانی خواهند بود؛ زیرا مانند سفیانی، تشنه به خون شیعیان بوده و ارتباط نزدیکی با اسرائیل دارند. نکتة قابل توجه اینکه مطابق روایات اسلامی، سفیانی نیز از سوی یهود حمایت می گردد.

نکتة دیگر اینکه مطابق برخی از روایات، فرماندهی لشکر سفیانی در بسیاری از جنگ ها بر عهدة شخصی از بنی کلب یا همان دروزی های امروزی می باشد.

 عجیب اینکه در عصر کنونی، بسیاری از دروزی ها در لبنان، سوریه، اردن، و بالاخص اسرائیل، مناصب مهمّ نظامی دارند و بسیاری از آنها به مقام فرماندهی ارشد رسیده اند. بنابراین هیچ بعید نیست که در صورت خروج سفیانی از منطقة شام (نه صرفاً سوریه ) این فرماندهان دروزی بخواهند به لشکر سفیانی پیوسته و او را در جنگ علیه شیعیان یاری نمایند.

به خصوص این امکان وجود دارد که دولت اسرائیل (حکومت یهودی) که مطابق روایات یکی از هم پیمانان مهمّ سفیانی است، بخواهد تعدادی از لشکرهای ارتش خود را که از سربازان و فرماندهان دروزی تشکیل شده است، به کمک سفیانی بفرستد؛ به ویژه اینکه دروزی ها زبانشان عربی است و مطمئناً بیش از سربازان یهودی اسرائیلی می توانند با سپاه سفیانی که عمدتاً آنها نیز عرب زبان هستند، تعامل و ارتباط برقرار کنند.

توجه به پیشگویی های آخرالزّمان و رصد دقیق وقایع منطقه و جهان، می تواند در گوش به زنگ بودن و آمادگی ما و شیعیان برای ظهور منجی(ع) تأثیرگذار باشد. حتی در بسیاری از این موارد، این انطباق ها می تواند به جهت گیری های دقیق تر نظامی و سیاسی نظام اسلامی و نیز سایر شیعیان جهان در مقابل اشرار آخرالزمان کمک نماید.

لشکرکشی سفیانی و خراب شدن بصره

روایاتی که در این زمینه وارد شده است چگونگی لشکرکشی سفیانی به عراق و اشغال آن کشور توسط او و آزار و اذیت مردم آن سامان مخصوصا پیروان حضرت مهدی (عج) و اهل بیت (ع) را بوسیله وی توصیف می کند که در بخش جنبش سفیانی از آن یاد کردیم لکن از مجموعه روایات چنین استفاده می شود که حکومت وقت عراق در آن زمان به اندازه ای ضعیف و ناتوان است که نه با قوای نظامی و نه با تکیه بر نیروی مردمی قادر بر دفع هجوم سفیانی نیست و پس از آن جلوگیری نیروهای یمنی و ایرانی که جهت رویاروئی با لشکریان سفیانی وارد عراق می گردند نیز عاجز می باشد چنانکه احتمال دارد علت ورود نیروهای سفیانی به عراق دعوت نمودن حکومت ضعیف آن کشور باشد.

 و اینکه روایات از نبردی که لشکریان سفیانی در دجیل و بغداد و جاهای دیگر درگیر آن می شوند یاد کرده است، منظور جنگ و درگیری و یا با گروهکهای شورشی علیه خود می باشد.

چه اینکه مفهوم روایات این است که نیروهای ایران و یمنی از پشتیبانی مردمی ملت عراق برخوردارند و مردم مستضعف آن سامان با شادمانی این نیروها را جهت تعقیب و سرکوبی قوای سفیانی مساعدت و یاری می نمایند.

اما روایات مربوط به خراب شدن بصره سه دسته است:

الف) خراب شدن آن بواسطه غرق در آب.

ب) و بواسطه جنبش و انقلاب زنگیان (سیاه پوستان)

 ج )در اثر فرو رفتن زمین و غرق شدن هر دو

 و مضمون بیشتر کلمات امیرمؤ منان (ع) که در خطبه های نهج البلاغه و غیر آن وارد شده است مراد دو خرابی اولی است که در زمان عباسیان بوقوع پیوسته است همچنانکه همه مورخان آن را ذکر کرده اند و مقصود بخشی دیگر از فرمایشات آن حضرت، خرابی نوع سوم بواسطه فرو رفتن زمین است که از جمله علامتها و نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) خواهد بود.

حضرت علی (ع) در یکی از خطبه های نهج البلاغه خطاب به اهل بصره می فرماید:

(شما لشکریان آن زن (عایشه) هستید و طرفداران آن حیوان (شتر عایشه) وقتی آن حیوان فریاد زد اجابت کردید و زمانی که پی شد گریختید. زود رنجیده خاطر می شوید و عهد و پیمان شما نقض عهد و پیمان شکنی است، آئین شما نفاق است و آب آشامیدنی تان بسیار تلخ و غیر قابل استفاده کسی که در بین شما مسکن گزیند در گرو گناهانش گرفتار آمده و آنکس که شما را ترک گوید رحمت خدا شامل حال وی شده است گوئیا می بینم مسجد شما را (مسجد بصره) مانند سینه کشتی بر آب نشسته خداوند عذاب را از بالا و پائین آن فرو فرستاده است و هر آنکس که درون آن باشد غرق خواهد شد)

 ابن ابی الحدید پیرامون کلمات حضرت در این خطبه گفته است:

(اینکه امیرالمؤ منین علیه السلام از غرق شدن بصره خبر داده که غیر از مسجد جامع آن همه را آب فرا می گیرد دیدم کسانی را که معتقدند آنچه در کتابهای حوادث آینده بچشم می خورد دلالت بر این معنی دارد که شهر بصره و اهل آن بوسیله آب تیره ای که از زمین می جوشد هلاک شده و غرق می گردد تنها مسجد آن شهر از غرق شدن مصون می ماند. و آنچه صحیح بنظر می رسد این است که هر چه را به آن خبر داده شده است بوقوع پیوسته زیرا شهر بصره دو بار یکی در زمان خلیفه عباسی قائم بامر الله بطور کامل غرق شده است به جز بخشی از مسجد جامع آن که شبیه سینه پرنده روی آب هویدا بوده چیزی باقی نمانده است همانطور که امیرمؤ منان علیه السلام کیفیت آن را خبر داده است که آب از دریای فارس از ناحیه ای که امروزه معروف به جزیره فارسی است و از ناحیه کوه معروفی بنام کوه سنام آن را فرا گرفت که خانه شهر و هر کس که در آنها بسر می برد غرق شد و جمعیت انبوهی از اهل آنجا هلاک شدند و یکی از این دو حادثه غرق، نزد اهل بصره معروف است که آن را از پیشینیان خود نقل می کنند. )

اما حادثه آن خرابی که بواسطه انقلاب زنگیان اتفاق افتاده است در نیمه قرن چهارم در زمان عباسیان بود. امیرمؤ منان (ع) مکرر از آن خبر داده، از جمله خطبه ای که حضرت در آن فرموده:

(ای احنف گوئیا وی را می بینم با لشکری راه می افتد که نه دارای غبار است و نه همهمه جنگاوران و نه صدای چکاچک افسار مرکب ها و نه صدای شیهه اسبان با گامهایی شبیه گام شتر مرغ زمین را شیار می نمایند)

مرحوم سید رضی بیان داشته است که:

 (آن حضرت با این عبارات به فرمانده زنگیان اشاره فرموده است.

سپس حضرت ادامه داد:

(وای بر راههای آباد شما و بر خانه های زیبایتان که بالکن هایی چون بالهای کرکس و پیشانی هایی چون خرطوم فیل دارند از طرف کسانی که بر کشته هایشان زاری نمی شود و غایبشان مفقود نیستند)

اما انقلاب زنگیان به رهبری قرمطی در کتب تاریخ مشهور است و هر وضعیتی را که امیرمؤ منان (ع) برای آنان ذکر فرموده است بطور دقیق بر آنها منطبق است و این انقلاب و نهضت در حقیقت عکس العمل ظلم و ستم و خوشگذرانی و بیدادگری با بردگان و مستضعفان است.

از این رو لشکریان او همه از بردگان سیاهی می باشند که پیاده بوده و مرکبی را در اختیار نداشتند.

اما حادثه خرابی بصره که از نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) است در بسیاری از روایات وارد شده است که بصره از جمله شهرهای مؤ تفکه (زیرور و شده است) که در قرآن مجید آمده است یعنی شهرهایی که با فرو رفتن در زمین در اثر عذاب الهی دگرگون شده است که از جمله آنان شهر بصره است که سه مرحله (زیرور و شده) و مرحله چهارم هنوز واقع نشده است.

در شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی آمده است که گفت:

(زمانی که امیرمؤ منان علیه السلام از جنگ جمل فارغ شد، منادی را أمر کرد که اعلام دارد مردم از فردا به مدت سه روز در نمازها حاضر شوند و هیچکس بدون عذر حق سرپیچی و تخلف از آن را ندارد و کاری نکنید که با شما برخورد شود

چون روز معین فرا رسید مردم اجتماع نمودند آنگاه حضرت در آن مکان حضور یافت و نماز صبح را در مسجد جامع با مردم به جماعت گذارد بعد از پایان نماز، حضرت ایستاد و در حالی که پشت به قبله به دیوارسمت راست مصلا تکیه زده بود مردم را مخاطب قرار داد بعد از حمد و ستایش خدا، آنطور که شایسته مقام اوست و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و طلب آمرزش برای مردان و زنان مؤ من و مسلمان چنین آغاز سخن فرمود:

ای مردم بصره ای اهالی شهری که تاکنون سه مرحله اهل خود را به کام مرگ فرستاده است خداوند متعال مرحله چهارم را نیز محقق ساخته و کامل می نماید ای لشکریان زن (عائشه) و ای طرفداران آن مرکب (شتر عائشه) که چون فریاد زد اجابت کردید و زمانی که پی شد شکست خوردید (و گریختید) زود می رنجید، آئین شما نفاق است و آب آشامیدنی تان تلخ و غیر قابل استفاده خاک شهر شما بدبوترین خاکهای شهرههای خداست و دورترین آنها از رحمت خداوندی در این شهر نسبت شر و بدی نه دهم است (یعنی از هر ده نفر نه نفر تبهکار و شرور هستند) کسی که در آن شهر بماند در اثر گناه اوست و آنکس که از آن خارج شود رحمت خدای وی را شامل شده است گوئیا می بینم شهر شما را بصره آب پوشانده است به گونه ای که غیر از کنگره های مسجد که مانند سینه پرنده ای در وسط دریا آشکار است چیز دیگری دیده نمی شود در این هنگام احنف بن قیس ایستاد و عرض کرد: ای امیرمؤ منان، اینها چه زمانی اتفاق می افتد؟ حضرت فرمود: ای ابابحر،تو آن زمان را هرگز درک نخواهی کرد، فاصله بین تو و آن زمان قرن هاست لکن باید حاضرین شما به غائبین و آنها نیز به برادران دینی خود برسانند زیرا زمانی که دیدند نیزارهای آن تبدیل به خانه ها و آسمانخراشها شده است، پس فرار، فرار که در آن روز دیگر بصره ای برای شما باقی نخواهد ماند

حضرت متوجه سمت راست خود شد و فرمود:

چقدر فاصله بین شما و ابله است؟

منذربن جارود عرض کرد:

 پدر و مادرم فدای تو باد چهار فرسخ. حضرت بدو فرمود:

راست گفتی. به خدایی که پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را به پیامبری بر انگیخت و او را به مقام نبوت، کرامت بخشید و رسالت را مخصوص وی گردانید و مرغ روحش را شتابان در بهشت جاودان جایگزین فرمود، از آن بزرگوار شنیدم این گونه که شما هم اکنون از من می شنوید که فرمود:

 ای علی آیا می دانی فاصله بین مکانی که بصره نام دارد و بین منطقه ای که آن را ابله می نامند چهار فرسخ است و به زودی این منطقه محل استقرار خراج گیران خواهد شد در آن مکان هفتاد هزار نفر از امت من شهید خواهند شد که به منزله شهدای جنگ بدر می باشند.

منذر عرض کرد:

ای امیرمؤ منان (ع) پدر و مادرم بقربانت چه کسی آنان را می کشد؟

حضرت فرمود:

آنان بوسیله برادرانی که مانند شیاطین سیاه چهره و بدبو هستند کشته می شوند حرص و طمع آنان زیاد است اما در غارتها سود اندکی در غارتها سو اندکی دارند خوش بحال کسی که به دست اینان کشته شود برای مبارزه با آنان گروهی پیشقدم می شوند که نزد مستکبرین آن زمان خوار هستند در زمین ناشناس و در آسمان معروفند، آسمان و زمین و آنچه در آنهاست بر آن می گریند، سپس چشمان حضرت پر از اشک گردید.

 و فرمود:

وای بر تو ای بصره از لشکری که نه صدا دارد و نه گرد و غبار.

منذر دیگر بار عرضه داشت:

آنچه فرمودید که از ناحیه غرق برای آنان (اهل بصره) پیش می آید کدام است؟

حضرت فرمود:

این لفظ (وای) دارای دو درب است یکی در رحمت و دیگری در عذاب، آری ای پسر جارود خونخواهانی بزرگ که گروهی از آنان بعض دیگر را بقتل می رسانند و از آن جمله فتنه و آشوبی است که تخریب خانه ها و شهرها و غارت اموال را به دنبال خواهد داشت و اسارت زنانی که با وضع بسیار بدی سر بریده می شوند ای وای. که تا چه اندازه سرگذشت آنان عجیب است!
و از جمله آن نشانه ها، دجال بزرگ یک چشم است که چشم راست او ناپیدا است و در چشم دیگرش چیزی مانند گوشت جویده شده دیده می شود که آمیخته بخون است، چشم وی مانند دانه انگوری که روی آب در گردش ‍ باشد از حدقه بیرون آمده است، گروهی از مردم بصره که تعدادشان به اندازه شهدای ابله می رسد و انجیل ها حمایل دارند از او پیروی می کنند در آن زمان عده ای کشته می شوند و عده ای فرار می کنند و پس از آن، لرزش ‍ زمین به اطراف پرتاب شدن، فرو رفتن، و به صورت دیگر در آمدن قیافه هاست، آنگاه گرسنگی در اثر قحطی و بعد از آن مرگ سرخ یعنی غرق شدن می باشد.

ای منذر:

شهر بصره در کتب آسمانی، دارای سه نام دیگر غیر از بصره است که جز دانشمندان و علماء آنها را کسی نمی داند از آن جمله، خریبه، تدمر و مؤ تفکه است

 تا اینکه فرمود:

ای اهل بصره، خداوند از میان همه شهرهای مسلمانان، برترین مرتبه شرف و کرامت را در شما قرار داد و شما را بر دیگران زیادتی بخشید، از ناحیه قبله بر دیگران برتری دارید، چه اینکه قبله شما روبروی مقام ابراهیم می باشد و آن جایی است که امام جماعت در مکه می ایستد، قاریان قرآن شما بهترین قاریانند و پرهیزکاران شما، پارساترین مردم، عبادت کنندگان شما بهترین عبادت کنندگان و تجار شما بهترین تاجران و راستگوترین آنها در معامله و تجارت هستند، صدقه دهندگان شما از این جهت گرامی ترین مردم هستند، و ثروتمندان شما، بخشنده ترین و متواضع ترین انسانهایند افراد شایسته شما از حیث خلق نیکو از همه بالا ترند و شما بهترین پناه دهندگان مردمید و نسبت به آنچه را که مربوط به شما نیست به زحمت نمی اندازید، رغبت شما به شرکت در نماز جماعت بیش از
دیگران است، میوه های شما بهترین میوه ها و اموال شما بیشترین اموال و فرزندان شما هوشیارترین فرزندان و زنهای شما عفیف ترین و شوهردارترین زنان است. خداوند سبحان آب را در اختیارتان قرار داده تا صبح و عصر برای معیشت خود، از آن استفاده کنید و دریا را سبب افزایش اموال شما قرار داده است و چنانچه اهل صبر و استقامت باشید درخت طوبی جایگاه و سایه بان شماست، الا اینکه اراده خداوند چنین تعلق گرفته و قضاء او جاری خواهی بود و هیچکس خلاف حکمت او نمی تواند کاری انجام دهد. و هم اوست که بسرعت بندگانش را محاسبه می نماید خدای سبحان می فرماید: «هیچ منطقه ای نیست مگر اینکه قبل از قیامت اهل آن را هلاک و یا عذاب می کنیم. و این حقیقت، در قرآن نوشته شده است

تا اینکه فرمود:

یکی از روزها پیامبر اسلام (ص) مطلبی را به من فرمود و کسی غیر از من با آن حضرت نبود فرمود:

 که جبرئیل روح الامین مرا بر شانه راستش حمل نمود تا زمین و آنچه را که بر روی آن وجود دارد ببینم کلیدهای آن را به من سپرد و به آنچه که در زمین بود و تا روز قیامت خواهد بود مرا آگاه نمود، آشنایی و آگاهی این امر برایم دشوار نبود، همانطوری که بر پدرم آدم سخت نیامد همه نامها را به وی آموخت اماملائکه آنها را ندانستند. آنگاه من در کنار دریا شهری را مشاهده نمودم که بصره نامیده می شد، آن شهر دورترین قسمت زمین نسبت به آسمان بود و نزدیکترین شهرها به آب، آن سرزمین از سایر جاها زودتر خراب می گردد و دارای نامرغوب ترین خاک و شدیدترین عذابها خواهد بود که در قرون گذشته چندین بار به زمین فرو رفته و دیگر بار نیز چنین خواهد شد، ای اهل بصره: و ای روستاهای اطراف! آن روزی که آب آنجا را فرا می گیرد بر شما، از نظر بلا و مصیبت روز بس بزرگی خواهد بود من محل فوران و جوشش ‍ آب در شهر شما (بصره) را می دانم و قبل از آن حوادثی بزرگ و غیر منتظره به شما روی می آورد که از دیدگان شما پنهان است لکن ما به آن آگاهیم، کسی که نزدیک غرق شدن آن شهر، آن را ترک گوید رحمت خدای او را شامل شده است و کسی که در آن بدون توجه باقی بماند در گرو گناه خویش است و خداوند نسبت به بندگانش ستم نمی کند)

ما بر این حدیث فقره ای از کتاب نهج السعادة در مستدرک نهج البلاغه افزودیم و فقره دیگری از این خطبه، از کتاب عیون اخبارالرضا نوشته ابن قتیبه از حسن بصری روایت شده که در آن آمده است:

جز آنکه از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود :

(زمینی فتح خواهد شد که بصره نامیده می شود از حیث قبله باثبات ترین قسمت زمین هاست قاریان آن شهر از بهترین قاریان، و عبادت کنندگان آن بهترین عابدان و دانشمندان و علماء آن دیار داناترین اندیشمندان و صدقه دهندگان و تجار آن بزرگترین تاجران می باشند، از این شهر تا منطقه ای که ابله نام دارد چهار فرسخ فاصله است در آستان مسجد جامع این شهر، تعداد چهل هزار نفر به شهادت می رسند که شهید آنان مانند شهیدی است که با من در جنگ بدر حضور داشته است)

آنچه از منابع تاریخی استفاده می شود این است که خطبه امیرمؤ منان (ع) در بصره و سخنان آن حضرت در آن از حوادث و پیشامدها، حتمی و مشهور بوده است لکن روایات مربوط به آن در طولانی و کوتاه بودن و از حیث مضمون اندکی با هم اختلاف دارند.

دو روایتی که نقل کردیم به تنهائی خراب شدن بصره را بواسطه غرق شدن بعد از فرو رفتن بیان می کند و این جریانی است که در دو مرحله غرق قبلی و یا در انقلاب زنگیان اتفاق نیفتاده است و ظاهرا این همان فرو رفتنی است که در روایات دیگری از امامان (ع) به عنوان یکی از نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) ذکر شده است.

 و یا فرو رفتنی است که احتمالا در زمان نبرد یاران درفش های سیاه با فرمانروایان ستمکار عراق قبل از به اشغال در آمدن آن توسط سفیانی و یا بعد از اشغال آن صورت می گیرد

و چنانکه تنها این دو روایت در زمینه بیان تعداد شهدای بصره که هفتاد و یا چهل هزار تن می باشند و در مقام و مرتبه شهدای بدر بودن آنان و گریستن امیرمؤ منان علیه السلام سخن می گوید .

در روایتی دیگر گریه نمودن پیامبر (ص)بر آنان نیز وارد شده است روایت اول محل شهادت آنان را بین بصره و  ابله ذکر نموده است .

امروزه محله ای است در بصره که نزدیک ایستگاه قطار واقع شده است در حالی که روایت ابن قتیبه شهادت آنان را کنار مسجد جامع که ظاهرا مراد از آن مسجد بصره است بیان کرده است.

بنابراین ناگزیر باید جریان شهادت آنان قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) باشد زیرا بعد از ظهور آن بزرگوار هیچ ستمگر و ظالمی وجود ندارد تا اینکه شهداء در پیشگاه آن مستکبران ذلیل و خوار باشند.

 چنانکه از روایت، چنین برداشت می شد، لکن اشاره ای به تعیین زمان آنها نشده است همچنین روایت به روشنی بیان ننموده که آنها به دست چه کسانی کشته می شوند و شاید کلمه (برادران حامیان) اشتباها بجای کلمه دیگر نوشته شده باشد.

و دجال، که نام او ذکر شده است، بعد از آنان خواهد آمد و دارای طرفدارانی بالغ بر هفتاد هزار تن از نصاری پیروان انجیل ها می باشند. بعید نیست که او غیر از دجال موعودی باشد که بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) ظاهر می شود.

 به دلیل اینکه روایت ابن قتیبه به بیان شهدای ابله اکتفاء نموده و نامی از دجال به میان نیاورده است و از طرفی ابن میثم منبع این روایت را متذکر نشده است که این خود نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر دارد. و الله العالم.

در تفسیر نورالثقلین، در تفسیر این آیه شریفه

 (و جاء فرعون و من قبله والمؤ تفکات بالخاطئه --و آمد فرعون و کسانی که قبل از او بودند و شهرهای زیرورو شده در اثر گناه)


آمده است که مرداد از زیرور و شده ها، شهر بصره است

 همچنین در تفسیر آیه شریفه : (و زیرورو شده ها را فرو أفکند)

از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:

(مراد اهل بصره است و هم آن شهر است که زیرورو شده است)

 و نیز در تفسیر فرموده خدای سبحان که فرمود: (و پیروان ابراهیم و اصحاب مدین (شهر پیروان حضرت شعیب) و شهرهای زیرورو شده)

از حضرت صادق (ع) وارد شده است که فرمودند:

(آنان قوم لوطاند که شهرشان زیرورو و دگرگون شده است)

و در همین تفسیر مطلبی به نقل از کتاب (من لایحضره الفقیه) از جویریة بن مسهر عبدی آمده است که گفت:

(با امیرمؤ منان علیه السلام از جنگ با خوارج بر می گشتیم، وقت نماز عصر بود که به سرزمین بابل رسیدیم، حضرت با مردم، در آن منطقه فرود آمد، سپس امام رو به مردم، فرمود: ای مردم این زمین ملعون است و در طول زمان سه مرتبه گرفتار عذاب الهی شده است )

 

والله اعلم

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>