منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

قائم آل محمد (عج)

حضرت حجت بن حسن (عج)

 فرزند  امام حسن عسکری (ع) دوزادهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود (عج)می‌باشد. نام اصلی او و نیز کنیه‌اش همانند حضرت محمد ( ص) پیامبر اسلام است. همچنین امام زمان، قائم آل محمد و مهدی موعود از القاب اوست. وی در ۱۵ شعبان ۲۵۵ ه. ق. (۲۶ ژوئیه ۸۶۹ م.) در سامرا به دنیا آمد. پدرش  امام حسن عسکری (ع)  و مادرش نرجس خاتون است.

پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) امام یازدهم شیعیان در سن ۲۸ سالگی،در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت مبهم فرزندی که برای امام حسن عسکری  (ع)  قائل بودند اختلاف بزرگی پدید آمد.

 در مواجهه با چالش فقدان امام زمان (عج) با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند. کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی که در خلال این دوره گرد آورده است به موضوع غیبت و علت آن پرداخته است.

بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات غیبت صغری و غیبت کبری را به کار برد.


 پس از وی ابن بابویه در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید.

 از دیگر سو متکلمان از جمله شیخ مفید و شاگردانش بخصوص سید مرتضی به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

 مرگ علی بن محمد سمری، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دوره غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.

بر اساس اعتقاد شیعیان او در پنج سالگی پس از مرگ پدرش به امامت رسید. شیعیان امامت او را به دو دوره غیبت و ظهور تقسیم می‌کنند.

 غیبت کبری  از سال ۲۶۰ هجری قمری آغاز شده و تا کنون استمرار داشته و هر زمان که خدا بخواهد ادامه خواهد یافت.

دوره غیبت شامل دو بخش است. غیبت صغری و غیبت کبری

غیبت صغری

از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجری که شیعیان از طریق وکلا و نائبان  حضرت مهدی  (عج) با وی در ارتباط بوده‌اند، را اصطلاحاً غیبت صغری می نامند. در این زمان امام (عج) با نائبان خود با شیعیان در ارتباط بود

نائبان امام زمان عبارت تند از:

1-عثمان بن سعید

2- محمد بن عثمان عمری

3- حسین بن روح نوبختی

4- علی بن محمد سمری

غیبت کبری

پس از این زمان شیعیان با حضرت مهدی  (عج) در ارتباط نیستند و اصطلاحاً غیبت کبری نامیده می شود.

 پس از پایان دوره غیبت وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و حکومت جهانی توحید و عدل را برپا خواهد نمود. دین اسلام را احیا نموده و آنچه را از آن تغییر کرده، فراموش شده یا متروک گشته را مجدداً بیان می کند و وعده الهی مبنی بر حاکمیت صالحان بر زمین و غلبه اسلام بر سایر ادیان و اعتقادات را تحقق خواهد بخشید لذا شیعیان منتظر فرج و قیام حضرت  حجت بن حسن  (عج) هستند. بنا بر اعتقاد مخالفان شیعه دوازده‌امامی، وی متولد نشده است یا در گذشته مرده است.

پدر و مادر امام زمان (عج)

پدر گرامی  امام زمان(عج)

پدر بزرگوار امام زمان علیه السلام حضرت امام حسن عسکرى (ع) امام یازدهم شیعیان است ، بنقل شیخ مفید امام عسکرى (ع) در مدینه در ۲۴ ربیع الاول سال ۲۳۲ متولد شد و در سال ۲۶۰ در سن ۲۸ سالگى در منزل شخصى خود در سامرا به شهادت رسید.

مادر گرامی امام زمان(عج)

مادر بزرگوار امام زمان (عج)ملیکه  است که از طرف پدر دختر یشوعا فرزند امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر نوه یوشع از یاران مخصوص حضرت عیسى (ع) و وصى او بشمار مى رفت .

او با اینکه در کاخ مى زیست و با خاندان امپراطورى زندگى مى کرد اما آنچنان پاک و با عفت بود که گویى شباهت به خانواده خود ندارد، بلکه به مادر و خانواده مادرى کشیده و زندگیش همچون زندگى یوشع و عیسى (ع) و مریم (س) از صفا و معنویت و پاکى خاصى برخوردار بود، از اینرو دوست داشت با یک خانواده پاک و خداپرست وصلت کند و به توحیدیان بپیوندد خداوند او را در این هدف کمک کرد و او را بطور عجیب (که در داستان ماجراى اسارت او و خریدارى از جانب امام هادى علیه السلام براى امام عسکرى علیه السلام در تاریخ آمده است ) به خواسته و هدفش رسانید.

ملیکه یا نرجس خاتون به خانه امام حسن عسکرى (ع) وارد شد، امام هادى (ع) به خواهرش حکیمه فرمود:

(او را به خانه ببر و دستورات اسلامى را به او بیاموز، او همسر فرزندم حسن و مادر مهدى آل محمد صلى اللّه علیه و آله خواهد بود)

 آنگاه به نرجس رو کرده و فرمود:

(مژده باد ترا به فرزندى که سراسر جهان را با نور حکومتش پر از عدالت و دادگرى کند، پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.)

آرى این چنین یک دختر پاک و دانا، آلودگى کاخ شاهان را رها کرد و در خط جد مادریش یوشع   قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظماى همسرى حضرت امام حسن عسکرى (ع) در آدمد و لیاقت پر افتخار مادر حضرت قائم (عج ) را پیدا کرد.

او نامهاى دیگر مانند ریحانه ، صقیل و سوسن نیز دارد و خواهر امام هادى (ع) حکیمه او را به عنوان سیده (خانم ) مى خواند.

این بانوى با سعادت در سال ۲۶۱ هجرى و به روایتى قبل از شهادت امام حسن عسکرى (ع) از دنیا رفت و قبر شریفش در سامرا کنار قبر منور امام عسکرى(ع) قرار گرفته است .

قائم (عج ) از همین خاندان پاک در شب جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجرى در زمان حکومت معتمد عباسى در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدر، پنج ساله بود.

تولد امام زمان (عج)

تولد آن حضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار گیرد.

حکیمه خاتون عمه امام حسن عسکرى (ع) گوید:

(روز پنجشنبه نیمه شعبان به منزل برادرم رفتم ، هنگام مراجعت ، امام عسکرى علیه السلام فرمود:

امشب را نزد ما باش ، امشب فرزندى که خداوند زمین را به علم و ایمان و هدایت او زنده گرداند متولد مى شود.

بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون (ع) پدید آمد، او را در برگرفتم ، امام (ع) فرمود:

سوره قدر را بر او بخوان ، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنیدم آن کودک در رحم مادر در خواندن سوره با من همراهى مى کند در این موقع پرده اى بین من و آنها افکنده شد، دیگر نرجس را نمى دیدم ، از آنجا سراسیمه دور شدم امام عسکرى (ع) فرمود:

برگرد، برگشتم در نرجس نورى مشاهده کردم که دیده ام را خیره کرد و امام زمان (عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند کرد و مى گفت :

گواهى مى دهم به یکتائى خدا و اینکه جدم ، رسول خدا (ص)است ، و پدرم امیرمؤ منان (ع) ، وصى رسول خدا است ، بعد یک یک امامان را شمرده تا به خود رسید.

او را به نزد پدرم بردم ، تا او را دید به دست گرفت و پس از خواندن آیاتى از قرآن و انجیل و تورات و زبور این آیه را تلاوت فرمود)

(( و نرید ان نمن على الذین  استضعفوا فى  الارض  و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنود هما منهم ما کانوا یحذرون ؛))

((اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین ، نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم ، حکومتشان را پا بر جا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آنها آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم ))

نمونه کامل و گسترده مفهوم آیه مذکور، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین بوسیله امام قائم (عج ) است.

شاهدان ولادت امام زمان (عج)

همانگونه که قبلا نوشتیم عده بسیاری منکر وجود مقدس امام زمان (عج) میشوند مثلا بسیاری از سنی مذهبان میگویند که امام زمان(عج) هنوز به دنیا نیامده اند ودر آینده متولد میشوند عده ای میگویند امام حسن  عسکری (ع)عقیم بوده وفرزندی نداشته است (استغفرالله  )

به هر حال یکی از دلایلشان عدم رویت امام زمان (عج) و عدم وجود شاهد است ما برای این دسته از افراد که فقط بهانه شان همین امر است برای اثبات وجود امام زمان (عج ) نام شاهدان ولادت ایشان وکسانی که ایشان را از زمان تولد تا پایان دوران غیبت صغری  ملاقات کرده اند می آوریم

شهادت امام حسن عسکری(ع)

 وچه کسی میتواند بر صحت گفته های امام حسن عسکری (ع)امام وپیشوای مسلمین شک کند.

شهادت حکیمه خاتون (س)

گزارش دقیق میلاد نور یزدان ، حضرت مهدى صاحب الزمان(عج) در منابع حدیثى شیعیان ، از شاهدان عینى به دور از حدس و گمان ، آمده است که در راس همه آنها گزارش لحظه به لحظه حکیمه خاتون مى باشد.

حکیمه دختر امام جواد، خواهر امام هادى ، و عمه امام حسن عسکرى (ع )

1- شرف تعلیم و تربیت حضرت نرجس خاتون به امر امام هادى (ع )، که شرح آن در زندگینامه نرجس خاتون (س) بیان شد.

2-افتخار حضور در مجلس تولد نور یزدان به امر امام حسن عسکرى (ع )، که قبلا ذکر گردید.
از دیگر فضائل این بانوى مجلله این است که دعاى معروف به حرز امام جواد (ع) از طریق ایشان روایت شده است .

 لازم به ذکر است که حکیمه خاتون از زنان بسیار بلند مرتبه در امر اسلام هستند ومقام والایی داشتند حتی در راستی سخن ایشان دیگر شاهدان عینی گواهی داده اند چنانچه وقتی یکی از یاران امام عسکری (ع) از عقبه خادم در مورد نقل حکیمه خاتون در مورد ولادت میپرسد او کاملا صحبتهای آن بانو را تایید میکند :

موسى - راوى حدیث - مى گوید:

از عقبه خادم نیزپرسیدم ، گفت :

(آنچه حکیمه گفته ، همه راست و درست است )

البته این حدیث را(تولد امام زمان ) با اندک تفاوتى شیخ طوسى ، طبرى ، خواند میر و قندوزى با اسناد جداگانه روایت کرده اند.

امام حسن عسکری(ع) روزی درمورد امام زمان(عج) به حکیمه خاتون میفرمایند:

 (عمه جان او در کنف حمایت وتحت عنایت ورعایت حضرت پروردگار است ،تا روزی که خداوند اذن ظهور دهد .عمه جان هنگامی که من از دنیا رفتم وشیعیانم دچار اختلاف شدند ،به افراد مورد اعتماد از آنها داستان ولادت رابازگوی ولیکن باید این داستان پیش تو وآنها پوشیده ومخفی بماند که خداوند ولی خودش را از دیدگان مردمان غایب خواهد کرد واز بندگانش مکتوم نگه خواهد داشت کسی او را نخواهد دید تا روزی که جبرئیل رکاب اسبش رابرای او بگیرد . تا خداوند کاری راکه شدنی است ،انجام دهد)

جعفر کذاب و امام زمان ( عج)

امام زمان (عج) هنگام تولد تا وقتى که پدرش به شهادت رسید (از سال ۲۵۵ تا سال ۲۶۰) مخفى بود و تنها خواص از اصحاب او را مى دیدند و مسائل خود را از ایشان مى پرسیدند، هنگام رحلت پدر، پنچ سال داشت ، سرانجام عواملى باعث شد که آن حضرت از نظرها غایب گردید و نخست غیبت صغرى و سپس غیبت کبرى به وجود آمد .

بهر حال چنانکه در روایات آمده ، محل زندگى امام زمان (عج) در دوران کودکى همچون محل زندگى حضرت موسى (ع) مخفى بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ گردد. در اینجا براى اینکه دورنمائى از دوران خفقان آن زمان را دریابیم شایسته است به داستان زیر توجه فرمائید.

جعفر کذاب عموى امام زمان (عج)

گاه مى شود بر اثر عواملى ، از حضرت نوح (ع) پسرى ناخلف بنام کنعان و یا از حضرت آدم (ع) پسرى متمرد بنام قابیل به وجود مى آید.

حضرت امام هادى (ع) داراى ۵ فرزند بنامهاى امام حسن (ع) ، حسین ، محمد، جعفر، و علیه بود. در میان این فرزندان ، جعفر، بسیار ناخلف بود که لقب کذاب (دروغگو) را گرفت .

امام هادى (ع) درباره او فرمود:

(از فرزندم جعفر دورى کنید، نسبت او به من همچون نسبت کنعان به نوح است ،)

 امام عسکرى (ع) فرمود:

(مثل من و جعفر مانند هابیل و قابیل دو فرزند آدم علیه السلام است ، اگر کشتن من براى جعفر ممکن بود، مرا مى کشت ، ولى خداوند جلو او را گرفت .)

جعفر از افرادى بود که ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت امام مردم من هستم نه برادرم ، حتى پس از رحلت پدر نزد خلیفه وقت رفت و گفت :

( بیست هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم که فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشینم و این مقام از برادرم سلب گردد.)

خلیفه در جواب گفت :

(عجب آدم احمق هستى اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى دادیم اگر امام شناسان و شیعیان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و… دیدند از تو ببینند تو را امام خود مى دانند، دیگر نیازى به کمک ما ندارى و گرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.)

کارشکنى هاى او در عصر امامت برادرش امام عسکرى (ع) بجائى نرسید ولى پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا کرد و اعلام داشت که امام بعد از برادرم من هستم .

امام عسکرى (ع) براى اینکه امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدى (عج ) را از کارشکنى هاى جعفر، حفظ کند، در آخرین لحظات عمر، یکى از اصحاب بنام (ابوالادیان ) را به حضور طلبید و به او فرمود:

(چند نامه هست اینها را به مدائن مى برى و به فلان و فلان کس مى رسانى و جواب نامه ها را مى گیرى ، روز ۱۵ به سامراه مى آئى ، صداى گریه از خانه من خواهى شنید مطلع مى شوى که من از دنیا رفته ام .)

ابوالادیان :

فدایت شوم ، معلوم است که سخن شما راست و درست است ، و همین طور که مى فرمائى خواهد شد ولى سؤ الى دارم و آن اینکه پس از شما امام کیست

امام عسکرى (ع):

 (امام کسى است که جواب نامه ها را از تو مطالبه کند.)

ابوالادیان :

علامت دیگر امام پس از شما چیست ؟

امام عسکرى (ع) :

(امام کسى است که بر جنازه من نماز بخواند.)

ابوالادیان مى گوید:

علامت دیگر چیست ؟

امام عسکرى (ع) فرمود:

( امام کسى است که از میان همیانهاى طلا خبر دهد.)

ابوالادیان مى گوید:

ابهت امام عسکرى (ع) مرا گرفت ، دیگر نپرسیدم که منظور چه همیانى است برخاستم خداحافظى کردم نامه را گرفتم بسوى مدائن رهسپار شدم ، نامه ها را به صاحبانشان دادم جواب نامه ها را گرفت و به سامره برگشتم همین که وارد خانه امام حسن (ع) شدم صداى گریه شنیدم فهمیدم که امام عسکرى (ع) دار دنیا را وداع کرده است ولى دیدم گروهى دور جعفر کذاب را گرفته اند و به او به عنوان امام تهنیت مى گویند و بعضى به او تسلیت مى گفتند.

در این میان کسى آمد و به جعفر گفت :

جنازه برادرت را غسل داده اند، بفرمائید بر جنازه نماز بخوانید دیدم جعفر برخاست و همراه گروهى براى انجام نماز رهسپار شد، با خود گفتم :

 عجبا! اگر امام مردم ، بى دین بشود، معلوم مى شود که همواره دین از اول سست بوده است ، چون من جعفر کذاب را مى شناختم که همواره با ساز آواز و شرابخوارى سر و کار داشت ، من هم دنبال جعفر براه افتادم تا ببینم جریان به کجا منتهى مى شود.

کنار جنازه امام عسکرى (ع) رسیدیم جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش ، گفتم دیگر کار از کار گذشت ، ناگهان پرده سفیدى که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم کودکى نورانى پیدا شد، رداى جعفر را گرفت و فرمود:

اى عمو! پس برو، من سزاوارترم که بر جنازه پدرم نماز بخوانم ، جعفر مانند نقش بر دیوار هیچ نتوانست بگوید و کنار رفت .

آن کودک مشغول نماز شد و پس از نماز همین که خواست برود به من رسید و فرمود: جواب نامه ها را به من بده ، نامه ها را به او دادم ، رفت به حجره ، با خود گفتم حمد و سپاس خدا را که دو علامت از علاماتى که امام عسکرى علیه السلام به من فرموده بود ظاهر شد، نزد جعفر آمدم و گفتم این طفل که بود؟

گفت :

من اصلا چنین کودکى را ندیده ام و نمى شناسم .

مسافران قمى و جعفر کذاب

روز بعد دیدم گروهى از اهل قم آمده بودند به زیارت امام عسکرى (ع) نائل شوند، مطلع شدند که حضرت از دنیا رفته است ، پرسیدند:

 امروز امام و حجت خدا کیست ؟

گروهى جعفر کذاب را نشان دادند، اهل قم نزد جعفر آمده و سلام کردند و گفتند:

پول زیادى که مخصوص امام (ع) است براى شما آورده ایم ، دستور داد پولها را بگیرند.

گفتند:

ما هر وقت خدمت امام عسکرى (ع) مى رسیدیم و پولى نقد مى آوردیم نام صاحبان پول را حضرت مى بردند و حدود مبلغ را از درهم و دینار مى فرمود، شما هم اگر امام هستید و جانشین برادر خود مى باشید مبلغ و عدد و اسم صاحبان پول را بگوئید.

جعفر گفت :

مردم از من علم غیب مى خواهند، مگر برادرم علم غیب داشت ؟

اهل قم گفتند: در چنین صورت ما پول را نخواهیم داد.

دستور دستگیرى امام زمان (عج)

جعفر دید با این وضع به هدف شوم خود نمى رسد، نزد معتمد عباسى خلیفه وقت رفت و گزارش داد که برادرم امام عسکرى (ع) پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند (امام عسکرى (ع) براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج ) از دشمنان ، تولد او را به کسى نفرموده بود.)

خلیفه ، ماموری به فرماندهى شخصى بنامرشیق به خانه امام عسکرى (ع) فرستاد و به او دستور اکید داد که برو به خانه امام عسکرى (ع) همه حجره ها را جستجو کن ، بى آنکه اجازه بگیرى وارد خانه شو.

رشیق با مامورین به خانه امام عسکرى (ع) آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن حجره که در آن پرده سفید آویزان بود رسیدند، پرده را بلند کردند دریائى آنجا دیدند که در وسط آن ، کودکى سجاده انداخته و نماز مى خواند،

 رشیق بیکى از ماءمورانش دستور داد که برو، و آن کودک را بگیر. آن ماءمور تا به سراغ کودک آمد در میان آب غرق شد.
رشیق به دیگرى دستور داد، دیگرى وقتى خواست به طرف کودک رود در آب غرق شده با فریاد بلند تقاضاى کمک کرد، او را نجات دادند.

 حضرت با کمال وقار نماز را تمام کرد و سپس در پیش روى ماءموران از حجره بیرون آمد. ماءموران گویا چوب خشکى شده بودند. اصلا نتوانستند کوچکترین آسیبى به کودک که حضرت حجت (عج ) بود برسانند.
همین موقع بود که حضرت مهدى (عج) غایب شد و غیبت صغرى به وقوع پیوست

مشخصات امام زمان (عج)

بسیارى از اصحاب ائمه (ع) و علما و فقهاى اعلام اسلام ، وى را زیارت کرده اند، حتى بسیارى از نوابغ و علماى بزرگ چین و بخارا و سمرقند و هندوستان و اندلس و اروپا به سامراه سفر کرده و توسط امام عسکرى (ع) با امام زمان (عج) ملاقات کرده و مسائل خو را از وى پرسیده اند، و نشان سوغات و هدایاى صاحبانش را از او خواسته اند، او به یک یک آنها پاسخ صحیح داده است . (چنانکه این مطلب در جلد ۵۲ و ۵۳ بحار بطور مفصل آمده است .)

براى اینکه بیشتر با این عزیز که پرده هاى غفلت و گناه ، ما را از دیدارش ‍ محروم ساخته آشنا شوید به این حدیث توجه کنید:

 پیامبر خدا (ص) فرمود:

(المهدى من ولدى اربعین سنة کان وجهه کوکب درى فى خده الایمن خال اسود علیه عبائتان قطوا نیتان ، کانه من رجال بنى اسرائیل یستخرج الکنوز و یفتح مدائن الشرک

مهدى (عج ) از فرزندان من داراى چهل سال است (یعنى هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است ) صورتش همچون ستاره درخشان است ، در گونه راستش خال سیاهى است و دو عباى قطوانى بر دوش دارد، قیافه اش ‍ همانند مردان بنى اسرائیل (زمان حضرت موسى علیه السلام ) است گنجها را استخراج کند، در کشورهاى شرک را فتح کرده و تحت رهبرى خود در مى آورد.)

از خصوصیات امام قائم (عج ) اینکه آن حضرت از ناحیه پدر از نسل امام حسین است ، از ناحیه مادر از نسل امام حسن (ع) است ، از این رو که مادر امام باقر (ع) از فرزندان امام حسن (ع) است .

 از ویژگیهاى او اینکه پس از ظهور، حضرت عیسى (ع) از آسمان آمده و پشت سر او نماز بجا مى آورد.

 و دیگر اینکه در آخر عمر امام قائم (که رجعت امامان به وجود مى آید) پس ‍ از آنکه حضرت قائم (عج ) از دنیا رحلت کرد، امام حسین (ع) بدن او را غسل مى دهد.

 و دیگر اینکه امام عصر(عج ) شبیه یوسف (ع) و عیسى (ع) و موسى (ع) و حضرت محمد (ص) است .

این هم در جاى خود بسیار جالب است که بزرگترین چهره انقلابى تاریخ ، حضرت سید الشهداء امام حسین (ع) در غسل و کفن و دفن مصلح بزرگ جهان حضور یابد.

بهر حال مردم در هر زمان ، امام زمان (عج) خود را بشناسد و هر زمانى داراى امام است (و این کتاب براى همین منظور نگاشته شده ) در زمان ائمه (ع) یاران امامان در این جهت خیلى کوشا بودند که امام حق را بشناسند، اکنون به روایت زیر توجه کنید:

محمد بن عثمان گوید:

 از پدرم شنیدم گفت :

 از امام عسکرى(ع)این سؤ ال شد و من در حضورش بودم ، سؤ ال این بود:

(این مطلب که از پدران شما نقل شده : هیچگاه زمین از حجت خدا خالى نمى ماند و اگر کسى بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است  آیا حق است ؟)

امام حسن عسکری (ع) فرمود:

(آرى این مطلب حق است همچنانکه روز حق است )

شخص پرسید:

 بعد از شما امام مردم کیست ؟

فرمود:

( پسرم محمد، امام و حجت بعد از من است کسى که بمیرد و او را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است ، ولى براى او غیبتى هست که نادانان در این مورد حیران گردند و منحرفان هلاک شوند، و کسانى که وقت ظهورش را تعیین کنند او را تکذیب نمایند، سپس ظهور مى کنند گویا مى بینم طوقهاى سفیدى را که بر بالاى سر او در نجف و کوفه در حرکت است .)

در پرچم ارتش آن حضرت نوشته شده :

(البیعة لله ؛ بیعت مخصوص خداست .)

 پیامبر (ص) فرمود:

(مهدى طاووس اهل بهشت است .)

و در عبارت دیگر فرمود:

(چهره مهدى (عج ) از فرزندانم همچون ماه تابان است ، رنگ چهره اش ‍ عربى است و بدنش همانند جسم مردان بنى اسرائیل (بلند قد) است ، زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى کند، اهل آسمانها و زمین و پرندگان در هوا از حکومتش راضى هستند، بیست سال حکومت مى کنند.)

روزى پیامبر (ص)به دختر گرامیش فاطمه علیهاالسلام رو کرد و به این شخصیتها افتخار کرده و فرمود:

(بهترین پیامبران پدرت است ، و از ما است بهترین اوصیاء که شوهرت على(ع) است و از ما است بهترین شهدا که عموى من حمزه است ، از ماست آن کس که دو پر دارد و با آن دو پر در بهشت هر جا بخواهد به پرواز در مى آید، و او پسر عموى پدرت جعفر است ، از ماست دو سبط این امت ، دو آقاى جوانان اهل بهشت ، حسن (ع) و حسین (ع) و این دو فرزندان تو هستند و از ما است مهدى (عج ) و او از فرزندان تو است .)

امام سجاد (ع) فرمود:

(قائم ما داراى نشانه هایى از شش پیامبر است :

۱- نشانه اى از نوح (ع) .

۲- نشانه اى از ابراهیم (ع) .

3- نشانه اى از عیسى (ع) .

۴- نشانه اى از موسى (ع) .

5- نشانه اى از ایوب علیه السلام .

۶- نشانه اى از محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم .)

اما نشانه اش از نوح (ع) طول عمر است

اما نشانه اش از ابراهیم (ع) مخفى بودن محل ولادتش است

 اما نشانه اش از موسى (ع) ترس از دشمن و غیبت است (که موسى علیه السلام از ترس ‍ فرعونیان از مصر به مدین رفت و مدتى مخفى بود)

اما نشانه اش از عیسى (ع) اختلاف راءى مخفى بود

 اما نشانه اش از عیسى (ع) اختلاف راءى مردم درباره اش ، و اعتزال او از مردم است

 ، اما نشانه اش از ایوب (ع) گشایش و پیروزى پس از بلیات و گرفتارى است

 ، اما نشانه اش از محمد(ص)قیام به شمشیر است .


و در بعضى روایات

 نشانه اى از حضرت یوسف (ع) نیز ذکر شده و آن زندان است (شاید منظور دورى او از دوستانش که به منزله زندانى بودن او است ).

امام حسین (ع) فرمود:

(او از نظرها پنهان است تا کسى او را به بیعت خود نخواند، و او زیر پرچم هیچ رهبر ناشایستى نرود.)

حضرت رضا (ع) در ضمن روایتى فرمود:

(قائم (عج) کسى است که هر گاه خروج کند، در سن پیرى است اما سیماى جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمى دارد که دستش را به بزرگترین درخت روى زمین بیاندازد، مى تواند آن را از ریشه برکند، و اگر در میان کوهها صدایش را بلند کند سنگهاى کوهها قطعه قطعه گردند، عصاى موسى علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام همراه اوست .)

پیامبر (ص) فرمود:


(بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است که خدا آنها را دوست دارد و مرا به دوستى با آنها فرمان داده است :

1- على بن ابیطالب (ع)

۲ -حسن (ع)

 ۳-حسین (ع)

4- مهدى (عج ) که پشت سر مهدى (عج ) حضرت عیسى (ع) نماز مى خواند.))

 و در روایت دیگر فرمود:

(ما خاندان عبدالمطلب سادات و بزرگان بهشت هستیم ، من و برادرم على و عمویم حمزه و جعفر و حسن و حسین و مهدى.)

شمائل حضرت مهدى (عج)

پیامبر (ص) فرمود:

(مهدى از خاندان ما  است ، بلند پیشانى و بر آمده بینى است) (که وسط بینى اش برآمدگى دارد).

و نقل شده :

روزى حضرت على (ع) به امام حسین (ع) نگاه کرد و فرمود:

((این پسرم آقا است چنانکه رسول خدا (ص)او را آقا خواند، و بزودى خداوند در صلب او مردى ظاهر سازد که همنام پیامبر(ص) شماست ، و در صورت و سیرت شبیه پیامبر (ص) است ، وقتى که مردم در غفلت بسر مى برند و حق زیر پا قرار گرفته و مرده شده و ظلم و جور آشکار گشته ، خروج مى نماید، سوگند به خدا اگر خروج به قیام نکند، گردنش را مى زنند، اهل آسمان و ساکنان آن از خروجش شاد مى شوند، بلند پیشانى و برآمده بینى ، سطبر شکم ، لاغر ران و در ران راستش ، خالى هست ، گشاده دندان مى باشد، زمین را همچون که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد کند.))

 از خصائص امام مهدى (عج ) اینکه :

حکومتش سراسر جهان را مى گیرد، در این مورد مفسر معروف اهل تسنن قرطبى روایت مى کند که جمیع کسانى که جهانگیر شدند چهار نفرند که دو نفرشان کافر بودند یعنى نمرود و بخت النصر و دو نفرشان مؤ من بودند یعنى :

ذوالقرنین و سلیمان بن داود (ع) و بزودى از امت اسلام پنجمین نفر حاکم سراسر زمین مى شود و او مهدى (عج ) است .

 جایز جعفى گوید: از امام باقر (ع) شنیدم مى فرمود:

(روزى عمر بن خطاب از امیرمؤ منان على (ع) در مورد حضرت مهدى علیه السلام توضیح خواست .

على (ع) فرمود:

اما نامش ، حبیبم رسول خدا (ص) با من عهد کرده که نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث کند، امام سیمایش ، او جوان نه بلند قد و نه کوتاه قد، خوش صورت است ، مویش ‍ زیبا است ، و از سرش به شانه اش ریخته ، نور صورتش سیاهى موى سر و صورتش را تحت الشعاع قرار داده است .)

امام صادق (ع) فرمود:

(مهدى (عج ) خروج نمى کند مگر در سالهاى طاق مانند ۱ ۳ ۵ ۷ ۹٫)

لقب قائم (عج) و مهدى (عج) چرا؟

مى پرسند:

چرا امام  زمان (عج) با کلمه (قائم) و(مهدى )خوانده مى شود، و اینکه بعضى با شنیدن لقب

(قائم ) برمى خیزند و مى ایستند براى چیست ؟

پاسخ :

در بسیارى از روایات ، آن حضرت با لقب قائم  و مهدى ، یاد شده و در مورد قائم ، بسیار مى شد که در زمان ائمه (ع) بر اثر ظلم و فساد و حاکمان غاصب ، امامان به یاد امام زمان (عج) مى افتادند و مى فرمودند:

 (قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت )

قائم یعنى قیام کننده ، نظر به اینکه قیام و نهضت حضرت مهدى (عج ) جهانى است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتى نبوده ، آن حضرت با این عنوان خوانده مى شود.

اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و یا با تلفظ به این کلمه برمى خیزند و مى ایستند، این کار یک نوع عمل مستحبى است و احترام و اظهار پیوند و انتظار آن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدى (عج ) مى اندازد و براى آنها تلقین عملى مى شود که باید برخاست ، نهضت کرد، امیدوار بود و به زمینه سازى براى ظهور و قیام جهانى رهبرى معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستى است پرداخت .

این کار حتى در زمان امام صادق (ع) در میان شیعیان معمول بوده .

 حتى نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا (ع) کلمه ((قائم )) ذکر شد،

امام رضا (ع) برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود:

 ( اللّهم عجل فرجه و سهل مخرجه

خداوندا بر فرجش شتاب کن ، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان )


اما در مورد واژه مهدى ، از این روست که امام زمان (عج)هدایت شده و هدایت کننده است .


امام صادق (ع) در ضمن حدیثى در این مورد فرمود:

( انما سمى القائم مهدیا لانه یهدى الى امر مضلول عنه و سمى القائم لقیامه بالحق

آن حضرت را مهدى گویند، زیرا او مردم را به امرى که گم کرده اند هدایت مى کند، و قائم گویند چون به حق قیام کند)

از امام باقر (ع) سؤ ال شد چرا قائم را ((قائم )) خواندند؟
فرمود:

(زیرا یاد او فراموش مى شود و بسیارى از معتقدان به امامت آن حضرت ، راه ناصحیح مى روند.)

از آن حضرت سؤ ال شد چرا او را منتظر گویند؟ فرمود:

(زیرا براى او غیبتى طولانى است که روزهایش بسیار است افراد مخلص ‍ و پاک در انتظارش بسر مى برند ولى افراد شکاک و مردد او را انکار مى کنند و منکران ، نامش را به مسخره مى گیرند و تعیین کنندگان وقت بسیارند، عجله کنندگان در او به هلاکت مى رسند، مسلمانان در مورد او نجات مى یابند)

اقامتگاه حضرت مهدى (عج) کجاست ؟

مى پرسند:

امام قائم (عج ) کجاست و آیا فرزند و همسر دارد؟

پاسخ :

از قواعد و روایات معصومین (ع) استفاده مى شود که امام قائم (عج ) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند.

در مورد اقامتگاه آن حضرت نخست باید توجه داشت که آن حضرت همه ساله در مراسم عظیم حج شرکت مى کند.

و بعضى از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفیاب شده اند.
همچنین هر جا که بخواهند از مشاهد مشرفه و… خواهد رفت .

اما در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران مخصوص ‍ (اوتاد) چندین مکان ماند: مدینه ، دشت حجاز، کوه رضوى ، کرعه  و سرزمینهاى دور دست و… گفته شده است .

در میان این گفتار آنچه بیشتر نظرها را جلب مى کند این است که اقامتگاه آن حضرت و فرزندانش و گروهى از خواص یارانش در جزیره اى از دریاى بزرگ مى باشد.

از امام هادى (ع) داستانى نقل شده که خلاصه اش این است :


(حضرت مهدى (عج ) و فرزندانش در جزیره هائى بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگى مى کند و عدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است ، و فرزندان وى هر یک حاکم جزیره اى هستند و خدا بهتر مى داند.)

اعتقاد به غیبت امام دوازدهم(عج)

در خصوص اعتقاد به غیبت امام دوازدهم دو دیدگاه رقیب وجود دارد.

1-دیدگاه اول

 یک دیدگاه که عمدتاً در بین مورخان شیعه رایج است این است که بحث مهدی، امام دوازده ، قائم آل محمد و غیبت از زمان پیامبر مطرح بوده است و حتی علامه طباطبایی می گوید طبق احادیث، پیامبر دقیقاً مشخص کرده که مهدی پسر امام یازدهم خواهد بود.

 این دیدگاه ظهور افراد و فرقی را در سده‌های اول و دوم که خود را مدعی مهدویت دانسته، به عنوان قائم آل محمد قیام کرده اند یا باور به غیبت یکی از پیشوایان داشته اند را مؤید نظر خود می داند. بنا بر این دیدگاه موضوع غیبت مهدی از قبل نزد شیعیان مطرح بوده است.

 برای نمونه به گفتهٔ طبرسی یکی از محدثان شیعه به نام حسن بن محبوب که در عصر امامان پنجم ششم شیعه، محمد باقر و جعفر صادق، می زیسته در احادیث کتاب خود به نام (مشیخه) از دو غیبت کوتاه و طولانی قائم آل محمد یاد کرده است.

2- دیدگاه دوم

 در مقابل دیدگاه دوم که بیشتر میان مستشرقان و اسلام پژوهان سکولار رواج دارد از یک سو باور به مهدی و غیبت را از جعلیات حدیثی فرق منشعب از شیعه نظیر کیسانیه و واقفیه می دانند.

 و بر این نظرند که باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان امام غایب و مهدی موعود است در دوره موسوم به غیبت صغری(۲۶۵ تا ۳۲۹ ه./۸۷۴ تا ۹۴۱ م.) میان شیعیان رواج یافت.

به گفتهٔ امیرمعزی در دوره حیرت حتی در مورد تعداد امام‌های شیعه در میان نویسندگان شیعه اختلاف نظر بوده‌است.

ابوجعفر برقی در فصل اول کتابش، که اختصاص به تفسیرهای مختلف از اعداد دارد، به اعداد 3 تا 10 می پردازد، اما در مورد عدد 12 چیزی نمی گوید.

یا هم عصر او صفار قمی در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش، در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند.

 اتان کولبرگ نیز آثار نویسندگان امامیه هم عصر وفات امام حسن عسکری (ع) (مثال ابن برقی و صفار قمی) را بررسی می کند و چنین بیان می‌کند که:

(نبود عقاید خاص شیعه دوازده امامی در این آثار، احتمالاً به این معنا می‌باشد که اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز جزء اصول اعتقادی امامیه درنیامده بود)

بنا بر نظر امیرمعزی تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد.

 پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه بود. در مقدمه کتاب الغیبه به قلم ابن ابی زینب نعمانی، نویسنده تأسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه (شیخ صدوق) مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سؤالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.

به گفتهٔ ساشادینا در مواجهه با چالش فقدان امام حاضر شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریه غیبت برخاستند.

 کلینی در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی که در خلال این دوره گرد آورده است به موضوع غیبت و علت آن پرداخته است.

 بخصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات (غیبت صغری) و (غیبت کبری) را به کار برد.

  پس از وی ابن بابویه در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. 

 از دیگر سو متکلمان از جمله شیخ مفید و شاگردانش بخصوص سید مرتضی به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

  به نوشتهٔ کلم مرگ علی بن محمد سمری، آخرین نائب امام غایب، و آغاز دوره غیبت کبری بار دیگر حیرت را در میان شیعیان برانگیخت. آنها نهایتاً در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند.

طبق گفتهٔ ویلفرد مادلونگ در دانشنامهٔ اسلام، بین قرون هفتم تا سیزدهم برخی علمای اهل سنت از این عقیده که  حضرت حجت بن حسن همان مهدی منتظًر است حمایت کردند.

 برای نمونه، محمد بن یوسف الگنجی القرشی، محدث شافعی اهل سوریه در سال ۶۴۸ در کتاب (البیان فی أخبار صاحب الزمان) به کمک احادیث اهل سنت اثبات کرده‌است امام دوازدهم شیعه همان مهدی‌است.

 در سال ۶۵۰ کمال‌الدین محمد بن طلحه العدوی النصیبینی، عالم شافعی، در حلب سوریه کتاب (السؤول فی مناقب آل الرسول) خود را کامل کرد که در آن امامت حجت بن حسن را تأیید کرده و ایرادات وارده از جانب اهل سنت به این عقیدهٔ شیعه که  حضرت حجت بن حسن، مهدی منتظر است را پاسخ داده‌است.

سامرا محل تولد مهدی بر طبق روایت‌های شیعه

محل تولد امام زمان (عج) در محله رصافه در شهر سرمن رای ( سامرا ) و در خانه امام حسن عسگری (ع) بوده که بنا به مستندات تاریخی این خانه هم اکنون حرم مطهر امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع) و مادر گرامی امام زمان (عج) نرجس خاتون و همچنین عمه امام حسن عسگری (ع) حکیمه خاتون می باشد که هم اکنون یکی از مهمترین مراکز عبادی شیعیان می باشد.

نواب امام زمان (عج)

1-ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری

مدت نیابت7 سال

منابع شیعه اطلاعات کمی در مورد زندگی دو نایب اول امام زمان (عج)به ما می‌دهند. به نوشتهٔ کلینی وی شخصی مورد اعتماد و صادق بود که از یاران وفادار  امام حسن عسکری (ع) بود.جناب عثمان ادعا می‌نمود که فرزندامام  حسن عسکری (ع) را به چشم دیده بود. او وکیل امام  حسن عسکری (ع) بوده‌است. چنین گفته شده‌است که عثمان بن سعید مستقیما توسط امام حسن عسکری (ع) به نیابت تعیین شده بود. هر چند چنین پیداست که تعیین وی به طور رسمی نبوده‌است. او سازماندهی شیعیان سامرا را به عهده داشت. در زمان  امام حسن عسکری (ع)، جناب عثمان پول از شیعیان عراق را به شیعیان سامرا که تحت کنترل شدید عباسیان بود می‌رساند.  جناب عثمان کسی بود که بعد از مرگ  امام حسن عسکری (ع)  مراسم خاکسپاری او را سازمان‌دهی کرد. طبق روایات شیعه امام حسن عسکری  (ع)پیش از مرگ، فرزندش حضرت مهدی ( عج) را به چهل نفر از شیعیان مورد اعتماد معرفی کرده و به آنان دستور می‌دهد در صورت غیبت مهدی از عثمان بن سعیدبه عنوان نماینده  حضرت مهدی (ع) اطاعت کنند. او به شیوه دوران امامت حسن عسکرى (ع)  نامه‌ها و اموالى را که شیعیان براى  امام حسن عسکری (ع) ارسال مى داشتند، دریافت مى نمود. تاریخ دقیق درگذشت او مشخص نیست، اما طبق قرائن پیش از سال ۲۶۷ هجری بوده‌است.

2- ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید

مدت نیابت 40 سال

محمد همراه پدرش عثمان بن سعید وکالت امام حسن عسکری (ع) را بر عهده داشت و مورد اعتماد او بود. حتی طبق روایتی امام  حسن عسگری (ع) او را به عنوان وکیل فرزندش به شیعیان معرفی کرده بود. ابن بابویه دلایل و روایات متعددی را بر می‌شمرد که طبق آن عثمان بن سعید بعد از خود امور نیابت  حضرت حجت بن حسن (عج) در سرپرستی شیعیان را به فرزند خود محمد سپرد.  جناب محمد چهل سال وکالت را عهده دار بود و طی این مدت وجوهات شیعه را تحویل می‌گرفت و توقیعاتی از جانب امام به آنان می‌داد. وی سرانجام در سال ۳۰۵ قمری درگذشت.

3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی

مدت نیابت21 سال

طبق روایات شیعه سومین شخصی که نیابت و سرپرستی شیعه را عهده دار شد، حسین بن روح نوبختى است. او در زمان حیات محمد بن عثمان عمرى به عنوان جانشین محمد و سومین نایب ویژه حضرت  مهدی (عج)منصوب شد و توسط محمد بن عثمان بن سعید عمرى به خواص شیعیان و وکیلان وی معرفى شد. او از کارگزاران محمد بن سعید بود و محمد در چند سال آخر زندگى اش ‍ او را به عنوان سروکیل خود گماشت و شیعیان را به حسین بن روح ارجاع می‌داد، تا انتقال نیابت بدون مشکل انجام شود. حسین بن روح در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعى خوبى بهره مند بود، سرانجام وی پس از ۲۱ سال عهده داری سفارت و نیابت مهدی در سال ۳۲۶ هجری درگذشت.

به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت جناب نوبختی به سال ۳۰۶ هجری بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که جناب حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی به عنوان تأثیر غالب بر جامعه شیعیان و علما داشتند. حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید.

4- ابوالحسن علی بن محمد سمری

مدت نیابت3 سال

از دیدگاه شیعه على بن محمد سمرى چهارمین و آخرین نایب خاص حضرت مهدى (عج)است که بعد از مرگ حسین بن روح نوبختى به دستور حضرت مهدی (عج) نائب خاص گردید. نیابت او از تاریخ هیجدهم شعبان ۳۲۶ هجری تا پانزدهم شعبان سال ۳۲۹ هجری- و یا به روایتی دیگر تا پانزدهم شعبان سال ۳۲۸ هجری قمری بود. على بن محمد سمرى شوهر خواهر وزیر عباسیان جعفر بن محمد بود و سمت مهمى در دستگاه عباسیان داشت. از دیدگاه کنونی شیعه پذیرش او در میان شیعیان با مشکلى روبه‌رو نشد. محمد سمری وجوهات شرعى خود را دریافت می‌کرد و آن را به ناحیه مقدسه می‌رساند. به جهت کوتاه بودن مدت نیابت و هم به جهت وضعیت خاص سیاسى ابوالحسن على بن محمد سمرى فرصت چندانی برای فعالیت‌های نیابت نداشت و حداقل آن فعالیت‌ها در منابع نقل نشده‌است. با مرگ سمری در سال ۳۲۹ دوران غیبت کبری شروع شد.

وصیت امام زمان (عج)به علی بن محمد سمری آخرین نائب خود 

( تو از اکنون تا شش روز دیگر خواهى مرد، پس امر حساب و کتاب خود را جمع‌وجور کن، و دربارهٔ نیابت و وکالت به هیچ‌کس وصیت مکن تا به جاى تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده‌است، دیگر تا آن روزى که خداى تبارک و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن پس از مدت درازى خواهد بود که دل‌ها را سختى و قساوت فراگیرد و زمین از ستم و بیداد پر گردد. به‌زودى از شیعیان من ادعاى مشاهده خواهند کرد، بدان هر کس که پیش از خروج سفیانى و برآمدن صیحه و بانگى از آسمان، ادعاى دیدن مرا نماید، دروغگو و تهمت‌زننده‌است. قدرت و توانایى از آن خداوند بلندپایه بزرگ است و بس. )


ظهور، قیام و تشکیل حکومت جهانی

در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی (عج)ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد، کشته‌شدن نفس زکیه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهور قائم، فرورفتن سرزمین بیداء(فرو رفتن یک ارتش در زمین در هنگام رژه در مکه). هر چند طوسی، نعمانی و صدوق در ترتیب اتفاق افتادن این نشانه‌ها با هم یک نظر نیستند. هر سه ذکر می‌کنند که این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد. در این روایات حضرت مهدی(عج)  در بین رکن و مقام ابراهیم، در کعبه ظهور می کند.

در روایات شیعه، شیعیان از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند.

 در میان روایات شیعه، اجماعی در مورد مدت زمان حکمرانی مهدی پس از ظهورش نیست.

برای مثال حدیثی از  امام محمد باقر(ع)،

(که مدت زمان حکومت مهدی را پس از ظهور ۳۰۹ سال ذکر کرده‌است.)

حدیثی دیگر به نقل ازامام  صادق (ع)

 نقل شده‌است که این مدت را هفت سال ذکر کرده‌است اما به گفتهٔ امام  جعفر صادق(ع) هر سال این حکومت به اندازه هفتاد سال عادی خواهد بود.

طبق نظر علی کورانی در کتاب عصر ظهور بر اساس جمع بندی روایات شیعه و سنی در خصوص ظهور و قیام مهدی موعود، ظهور مهدی از ابتدا تا تشکیل حکومت چهارده ماه طول می کشد.

 ظهور از ماه رجب و با خروج سفیانی آغاز می شود. در شش ماه نخست، ظهور مهدی غیرعلنی است و او در اضطراب و نگرانی است و امور را به طور مخفیانه توسط یارانش رهبری می کند. سپس در ماه محرم قیام قائم از مکه آغاز می شود و وی از آنجا رهسپار مدینه، سپس عراق و نهایتاً شام می شود.

 او طی هشت ماه دشمنانش را شکست می دهد و جهان اسلام را یکپارچه تحت فرمان حکومت خود در می آورد.

سرانجام وارد قدس می شود. در این اثنا طبق روایات مسلمانان حضرت  عیسی (ع)از ملکوت فرود می آید، تا حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام شود.

 به هر حال حضرت مسیح (ع) به حضرت مهدی (عج) می پیوندد و پشت سر حضرت مهدی (عج) نماز می خواند. سپس بین ایشان و  رومیان جنگ بسیار بزرگی در ساحل شرقی مدیترانه رخ می دهد وحضرت مهدی (عج) پیروز می شود.

مسجد جمکران

  

مسجد جمکران محلی که بسیاری از شیعیان معتقدند به خواست حضرت حجه ابن الحسن  عسگری (ع)بنا شده است و مورد توجه وی می باشد.

هر سال ده‌ها هزار از شیعیان به مسجد جمکران در حوالی قم و در ۱۲۰ کیلومتری تهران می‌روند.

در کنار جمکران مکان‌های دیگری به‌خاطر ارتباطش با امام دوازدهم شیعیان مورد توجه قرار گرفته است و قداست یافته است. مانند کوه سفید جنب مسجد جمکران که در بین باورمندان محل پادگان سپاه مهدی در هنگام ظهور شهرت یافته است یا مسجد محدثین در شمال ایران و در شهر بابل که مشهور است که به دستور امام زمان ساخته شده است.

حکومت جهانى حضرت مهدى (عج) از دیدگاه خود آنحضرت

روایتی از احمد بن اسحاق

احمد بن اسحاق مى گوید:

(بر امام حسن عسکرى (ع) جهت سؤال نمودن از جانشین امام و حجت خدا بعد از او کیست؟ داخل شدم قبل از سئوال نمودن حضرت فرمود:

خداوند متعال زمین را از حجت خود خالى نمى گذارد، از خلقت آدم (ع) تا آخرین ساعت دنیا زمین از حجت خالى نخواهد بود.

 عرض کردم:

بعد از شما امام و حجت خدا کیست؟

از جا بلند شد و با سرعت وارد منزل شد و سپس در حالى که روى شانه اش طفلى قرار گرفته بیرون آمد و فرمود:

براى این که شما نزد خدا و ما خاندان آبرویى دارید و مورد توجه ما هستى این را به تو نشان مى دهم در غیر این صورت نشان نمى دادم،

 به درستى که این(طفل جانشینِ من) همنام و همکنیه پیامبر اسلام (ص) مى باشد و این همانند خضر و ذى القرنین (ع) در امّت خود مى باشد و براى او غیبتى است بس عظیم و در دوران غیبت (اکثر مردم) هلاک و گمراه خواهند شد و خداوند متعال افرادى که قائل به امامت او هستند ثابت و استوار مى کند و به آنان توفیق دعا نمودن جهت تعجیل در فرج عنایت مى نماید و این سرى از اسرار خداست آن را داشته باش و از دیگران کتمان کن و قدر این نعمت را بدان و سپاسگزار باش تا با ما در (اعلى علیین) بهشت، باشى.

عرض کردم:

 آیا نشانه اى براى این هست؟

 طفل روى شانه حضرت به سخن آمد و گفت:

من بقیة الله در روى زمین مى باشم و من در (ظهور) از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت.)

 روایتی از طریف ابو نصر

(طریف مى گوید:

بر حضرت صاحب الزمان (عج) وارد شدم فرمود

آن صندل (چوب خوشبویى است) قرمز را بیاور،

سپس فرمود:

مرا مى شناسى؟

عرض کردم:

بله.

فرمود:

من کیستم؟

عرض کردم:

شما مولاى من و فرزند مولاى من هستید.

فرمود:

از این سئوال نکردم(یعنى غرضم چیز دیگرى است.)

طریف مى گوید:

عرض کردم؛ فدایت شوم؛ خودتان (مقصودتان را) بیان نمایید

فرمود:

من خاتم اوصیاء هستم و خداوند متعال به واسطه من بلاء را از خاندانم و شیعیان دور نماید. اشاره به ظهور و حکومت حضرت و عزّت سادات و شیعیان است).

روایتی از حمیری

(حمیرى گوید:

از محمد بن عثمان (یکى از نوّاب خاص حضرت مهدى (عج) است) پرسیدم:

آیا حضرت صاحب الامر (عج) را دیده اى؟

گفت:

آرى، آخرین دیدار ما با او در مسجد الحرام بود، که (شنیدم) مى فرمود:

خدایا آن چه به من وعده داده اى به من مرحمت فرما(اشاره بظهور و قیام آنحضرت است)

روایتی دیگر از حمیری

(حمیرى مى گوید:

 از محمد بن عثمان رضى الله عنه نائب خاص حضرت حجت(عج) شنیدم که گفت:

آن حضرت (اشاره به حضرت مهدى علیه السلام) را در مستجار دیدم که به پرده هاى کعبه آویخته و عرض مى کند:

 پروردگارا انتقام مرا از دشمنانم بستان

6- ویژگی خاص امام عصر (عج)

برخی ویژگی های خاصّ حضرت مهدی (عج) بر طبق احادیث و روایات معتبر

الف- مخفی بودن آثار حمل در مادر حضرت مهدی(عج)

یکی از ویژگی های خاص آن حضرت این است که زمانی که مادر آن حضرت به ایشان باردار بوده، اثری از حمل در آن بانوی بزرگوار مشاهده نمی شد. این موضوع هر چند در برخی از پیامبران(علیهم السلام) سابقه داشته؛ ولی در باره امامان معصوم(ع) این چنین، گزارش نشده است.

وقتی امام حسن عسکری(ع) نوید ولادت حضرت مهدی(عج) را به عمة بزرگوار خود (حکیمه خاتون) می دهد، آن بانو با کمال شگفتی می‌پرسد: چگونه امشب آن نور پاک از نرجس به دنیا می‌آید؛ در حالی که اثری از بارداری در او مشاهده نمی-شود؟

ب- مخفی بودن ولادت آن حضرت

از مهم‌ترین ویژگی‌های ولادت حضرت مهدی(عج) ، مخفی بودن آن است.

سَعِیدِ بْنِ جُبَیر می‌گوید:

 از امام سجاد(ع) شنیدم که می فرمود:

(فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الانْبِیاءِ(ع) … وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ … وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ - در قائم ما سنّت هایی از پیامبران وجود دارد … اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم)

پ- روشن شدن چراغی در بیت الحمد، از ولادت تا هنگام ظهور

(بیت) در لغت به معنای خانه و (حمد) به معنای ستایش و ثنا است. این واژه در بعضی از روایات ، به کار رفته و از آن به عنوان جایگاهی مربوط به حضرت مهدی(عج) یاد شده است.


مفضل گوید:

شنیدم امام صادق(ع) فرمود:

(اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَیتاً یقَالُ لَهُ بَیتُ الحَمْدِ فِیهِ سِراجٌ یزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَی یوْمَ یقُومُ بِالسَّیفِ لا یطْفَأ- همانا برای صاحب این امر خانه‏ای است که بدان بیت الحمد می‌گویند. در آن چراغی هست که از هنگام ولادت روشنی می‏بخشد؛ تا روزی که با شمشیر قیام می‌کند، خاموش نخواهد شد)

اگر چه به روشنی جایگاه این خانه و چگونگی روشنایی آن، بیان نشده است؛ ولی احتمال می‏رود مقصود، معنای کنایی باشد که با ولادت آخرین حجّت الهی، چراغ هدایت بشر با فروغی هر چه بیشتر، به پرتو افشانی پرداخته و زمین را از نور وجود خود آکنده ساخته است. این روایت با همین مضمون از امام باقر(ع) نیز نقل شده است.

ت- خاتم الاوصیا بودن ایشان

خاتم الاوصیاء به معنای پایان بخش جانشینان پیامبر اکرم(ص) است. یکی از ویژگی های اختصاصی آن حضرت، آن است که پایان بخش سلسله امامت است. این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در کودکی، جاری شد.

طریف ابونصر گوید:

(بر صاحب الزّمان وارد شدم؛ آن حضرت فرمود:

 برای من صندل احمر (نوعی چوب خوش بو) بیاور. پس برای ایشان آوردم؛

آن حضرت به من رو کرد و فرمود:

آیا مرا می‏شناسی؟

 گفتم:

بله سپس فرمود:

 من کیستم؟

 عرض کردم:

شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود:

 مقصودم این نبود! گفتم:

 خداوند مرا فدای شما گرداند. بفرمایید مقصودتان چه بود؟

حضرت فرمود:

اَنَا خَاتَمُ الاَوْصیاءِ وَبِی یدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ البَلاءَ عَنْ اَهلی وَشِیعَتی- من خاتم الاوصیاء هستم که خداوند به وسیلة من، بلا را از اهل و شیعیانم دور می‏سازد)

علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی(عج) به عنوان خاتم الائمه نیز یاد شده است؛ چنان که رسول گرامی اسلام(ص) می‏فرماید:

(مَعَاشِرَ النّاسِ اِنّی نَبی وَعَلی وَصیی اَلا اِنَّ خَاتَمَ الاَئِمّةِ مِنّا القائِمُ الْمَهْدی- ای مردمان! من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید که خاتم الائمه، قائم مهدی از ما است)


این ویژگی نیز اختصاص به حضرت مهدی(عج) دارد.

ث-  پنهان زیستی ایشان

با مراجعه به مجموعه‏های روایی روشن می‏شود که شمار بسیاری از احادیثی که دربارة وجود حضرت مهدی(عج) بوده و از ظهور او نوید داده است؛ از غیبت غمبار او نیز خبر می‏دهد. غیبت آن حضرت ـ با ویژگی‌های خاص خود ـ به این صورت نه تنها برای هیچ یک از امامان(علیهم السلام) رخ نداده، که برای هیچ یک از پیامبران نیز اتفاق نیفتاده است. البته از برخی روایات استفاده می‌شود که یک نحوه غیبتی، برای برخی از انبیا بوده است.

ج-  میراث انبیا نزد ایشان

یکی از ویژگی‌های حضرت مهدی(عج) این است که هنگام ظهور، بسیاری از میراث‏های پیامبران را به همراه خواهد داشت. دربارة اینکه این امور به چه منظور نزد او جمع شده، سخن صریحی وجود ندارد؛ ولی با توجّه به نقش آن حضرت ـ که همان نقش انبیا و اولیا است و او آرزوی همه آنان را تحقق خواهد بخشید ـ می‏توان نتیجه گرفت که تمامی ابزار آنان، در اختیار حضرت مهدی(عج) قرار خواهد گرفت. دیگر اینکه آن حضرت وظیفه دارد تا همة پیروان ادیان را به دین مقبول الهی (اسلام) دعوت کند و این مواریث، نشانه‏هایی از حقانیت آن حضرت است. از این رو همان‏ گونه که در روایات از زنده ماندن حضرت مسیح(ع) ، به عنوان هدایت مسیحیان و ارجاع ایشان به پیروی از حضرت مهدی(ع) یاد شده؛ می‏توان سایر میراث‏ها را به عنوان وسیله‏ای برای اتمام حجّت بر آنان دانست.

برخی از آنچه در روایات مورد اشاره قرار گرفته، عبارت است از:

1- پیراهن رسول گرامی اسلام(ص)

یعقوب بن شعیب از امام صادق(ع) روایت کرده است که به وی فرمود:

(آیا پیراهن قائم را ـ که هنگام قیام می‌پوشد ـ نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه‏ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد که ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می‏شود. سپس فرمود: این پیراهن پیامبر گرامی خداوند است؛ در روزی که دندان‏های پیشین آن حضرت ضربه دید. آن خون را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق(علیه السلام) آن را در هم پیچید و برداشت)

2-  عمامه پیامبر(ص)

3-  زره رسول خدا(ص)

4- سلاح حضرت رسول اکرم(ص)

5-  پرچم پیامبر گرامی اسلام(ص)

 6-  سنگ حضرت موسی(علیه السلام)

7-  عصای حضرت موسی(علیه السلام)

امام صادق(ع) فرمود:

(عصای موسی چوب آسی از یک نهال بهشتی بود. هنگامی که وی به سوی مدین می‌رفت، جبرئیل آن را برایش آورد و آن عصا همراه با تابوت آدم، در دریاچة طبریه (در شمال فلسطین) است و هرگز آن دو نمی‏پوسند و تغییر نمی‏یابند تا اینکه حضرت قائم هنگام قیام، آن دو را بیرون می‏آورد)

8-  انگشتری سلیمان(ع)

۹- تشتی که حضرت موسی(علیه السلام) در آن قربانی می‏کرد.

 امام علی(ع) فرمود:

رسول خدا(ص) فرموده است:

(المَهْدِی مِنْ وُلْدِی، تَکُونُ لَهُ غَیبَةٌ وَ حَیرَةٌ تَضِلُّ فِیها الاُمَمُ، یأتِی بِذَخِیرَةِ الاَنبِیاءِ فَیمْلاُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً- فرزندم مهدی یک غیبت و حیرتی دارد که امت‏ها در آن گمراه شوند. او با ذخیرة پیغمبران می‌آید و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ آن گونه ‏که پر از جور و ظلم شده باشد)

همان گونه که اشاره شد، شاید یکی از حکمت‏های این میراث داری، این است که پیروان تمامی ادیان، با دیدن میراث پیامبر خود، به حضرت مهدی(عج) ایمان آورند و نیز اهداف حضرت مهدی(عج) و قیام ایشان، در برگیرندة تمامی اهداف پیامبران بزرگ است. از این رو در آن هنگامه عظیم، آن حضرت با در اختیار گرفتن میراث پیامبران بزرگ، هدف خود را( که در واقع هدف جمیع آنان بوده است) تحقق می‏بخشد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>