منتظران مهدی (شیعیان ضد ماسون)
مذهبی و تاریخی و فرهنگی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: ضد ماسون - دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱

قسمت دوم( عبدالله دوم و رویاهای بزرگ)

 ضرورت افشاء چهره سفیانی

در 13 آبان 58 ، در حالی که لانه جاسوسی آمریکا به امید براندازی نظام به شدت به جاسوسی و خرابکاری مشغول بود ، عده ای از دانشجویان شجاع و وقت شناس و بیدار در حرکتی انقلابی این پایگاه شیطان بزرگ را فتح کردند ، در حالی که بسیاری از مسئولین به محکوم کردن این اقدام شجاعانه پرداخته و عده ای نیز با ترس از عواقب وخیم آن در سکوت فرو رفته بودند ، امام عزیز(ره) در سخنرانی تاریخی خود این حرکت متهورانه جوانان انقلابی را تایید و انقلاب دوم نامید.


 در تابستان 2006 ناگهان خبری جهان را شگفت زده کرد و در حیرت و ترس فرو برد ، رزمندگان حزب الله لبنان در حرکتی غیرقابل پیش بینی و شجاعانه به نیروهای اسرائیلی حمله کرد و ضمن به هلاکت رساندن تعدادی ، دو نفر را نیز به اسارت گرفتند ، جنگی بسیار شدید آغاز شد و بسیاری از دوستان و علاقه مندان به حزب الله در صحت این اقدام تردید داشتند ، اما وقتی پرده ها کنار رفت و آشکار شد که این اقدام شجاعانه و پیش دستانه حزب الله برنامه های دشمن برای حمله قریب الوقوع به حزب الله را قبل از آغاز به شکست کشاند ، بسیاری زبان به تحسین گشودند ، حزب الله هرچند متحمل هزینه های بسیاری شد ، اما در مقایسه با هزینه ای که در صورت عدم حمله پیش دستانه باید می پرداخت ، بسیار کم بود. جنگ با پیروزی حزب الله به پایان رسید و محبوبیت این حزب خدایی و رهبر الهی آن به قلوب تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی نفوذ کرد

بررسی و تامل در احادیث شریف ما را به این نتیجه می رساند که تاکید زیاد ائمه اطهار(ع) بر ذکر بسیاری از صفات و خصوصیات دقیق سفیانی (که در مقایسه با سایر شخصیتهای ظهور بی نظیر است) ، هدفی جز آگاه سازی مسلمین و رسوا شدن سفیانی و جریان و حامیان او ندارد و قطعاً این امر آثار و برکات زیادی در کمتر شدن خسارات فتنه او به دنبال خواهد داشت . ما با این دیدگاه، این افشاگری را به حول و قوه الهی آغاز می کنیم و یقین داریم که خداوند به فضل خود دشمنان را منکوب کرده و یاران حق را نصرت خواهد فرمود.

انگیزه سفیانی از آغاز کشتار وحشتناک چیست؟

آیا عبدالله دوم می تواند در عصر حاضر که جنایتکاران جنگی دیر یا زود محکوم می شوند ، انگیزه ای قوی برای کشتاری وحشتناک داشته باشد؟

روایات شریف انگیزه مشخصی را برای سفیانی در خروج و جنایاتش ذکر نفرموده اند ،

هرچند روایات از رابطه سفیانی با یهود و غرب پرده بر می دارد و او را مزدور آنها می داند و این احتمال هست که سفیانی بدون داشتن هیچ انگیزه مشخصی و صرف اینکه فقط مزدور است و مامور به انجام نقشه ، قیام کند و یا اینکه کینه و نفرتی که از شیعیان دارد او را وادار به انجام جنایات نماید ، اما تاریخ  نشان می دهد که شیوه جبهه باطل در این است که در هنگامی که مزدوری را به انجام ماموریتی می گمارد برای تضمین پیروزیش ، وعده های بزرگ راست و دروغ زیادی  به او  می دهد که در تاریخ نمونه های بسیار دارد.  

البته دو حدیث وجود دارد که تا حدودی روشن گر است

 حدیث اول از رسول اکرم (ص)

(سخن سفیانی و لشگر او در هنگام جنگ :

خدایا خدایا اول انتقام وانگهی آتش ، خدایا خدایا آتش را می پذیریم ولی ننگ و شرم و سازش را نمی پذیریم )

علت اصرار سفیانی و لشگر او بر انتقام چیست؟ آیا تنها انتقام از شیعیان مدنظر است و یا افراد دیگری نیز هستند که سفیانی در صدد انتقام از آنهاست و چرا؟

ننگ و عاری که سفیانی تلاش دارد به آن پایان دهد و آن را نمی پذیرد چیست ؟ آیا تنها شکست از شیعیان در نظر سفیانی ، ننگ و عار است و عامل دیگری در میان نیست؟ و یا می تواند ریشه در یک مسئله تاریخی داشته باشد؟

حدیث  دوم که تا اندازه ای راهگشاست

 در وصف سفیانی داریم :

( او پلیدترین مخلوق روی زمین است که لحظه ای خدا را نپرستیده و مکه و مدینه را ندیده است)

 انگیزه اول :گرقتن حق آبا و اجدادی

اجداد عبدالله دوم  از اشراف مکه و حاکم عربستان بودند که توسط آل سعود و توطئه انگلیسی ها شکست خورده و از عربستان رانده شدند ، در واقع عبدالله خود را فرزند حاکم عربستان می داند که حق او و اجدادش به زور غصب شده و در آرزوی بازگشت و انتقام از آل سعود است ، اما روایات شریف بیان می دارند که او موفق به این کار نخواهد شد و (حکومت) مکه و مدینه را نخواهد دید

از محتوی حدیث روشن می گردد که معنی ظاهری در آن مد نظر نیست زیرا این کلام معصوم(ع) که بیان می دارد سفیانی لحظه ای خدا را نپرستیده است با روایاتی که بیان می دارند که او برای فریب مردم عبادت زیاد می کند ، منافات دارد مانند این حدیث از   نسخه خطی ابن حماد ص 75:

 ( سفیانی در اثر عبادت بسیار زرد رنگ به نظر می رسد )

پس نتیجه می گیریم که منظور حدیث ، ندیدن ظاهری مکه و مدینه نیست. پس اگر ندیدن ظاهر مکه و مدینه در حدیث فوق منظور معصوم(ع) نباشد ، این حدیث می تواند بیانگر چه چیزی باشد ؟ می توان فهمید همانگونه که در حدیث عبادت ظاهری مورد نظر نیست ، در مورد دیدن مکه و مدینه ، مقصود دیدن ظاهری نیست ، بلکه به احتمال قوی با توجه به اینکه سفیانی با لشگرکشی به مکه و مدینه قصد فتح آنجا را دارد ، منظور حدیث این باشد ، که حکومت آنجا را نخواهد دید ، این حدیث به طور غیر مستقیم بیان می دارد که سفیانی در آرزوی حکومت حجاز است! که آن را نخواهد دید.

و شاید علاوه بر انگیزه هایی که در بالا ذکر شد ، مانند مزدوری یهود و غرب و انتقام از شیعیان این انگیزه یعنی رسیدن به حکومت عربستان از انگیزه های قدرتمند و شوق آور سفیانی باشد ، و حتی این انگیزه به خاطر خصوصیت قدرت طلبی انسانها می تواند بسیار موثرتر از دو انگیزه قبلی باشد ،( در عین حالی که انگیزه مزدوری چندان جذاب نیست و انگیزه انتقام مخصوصاً برای سفیانی که تلاش دارد چهره موجه به خود بگیرد) 

انگیزه قدرت طلبی و حکومت اصلی ترین عامل جنگهای بزرگ در قرون گذشته و حال بوده است.این صفت سفیانی تا چه اندازه بر پادشاه اردن منطبق است و  انگیزه های مذکور تا چه اندازه  در عبدالله دوم وجود دارد؟

فکر می کنم مزدور و دست نشانده بودن پادشاه اردن و اکثر کشورهای عربی آن قدر روشن و واضح باشد که نیازی به توضیح ندارد ، با این حال ما در بخش های بعدی خواهیم دید که عبدالله دوم و خاندان پادشاهی اردن دست نشانده یهود و غرب بوده و مجری سیاستهای آنها هستند.

انگیزه دوم: انتقام از شیعیان

اما در مورد انگیزه دوم سفیانی که همان انتقام از شیعیان باشد نیز به طور مبسوط دشمنی این خاندان و شخص عبدالله دوم با شیعیان را نشان می دهیم که بعنوان یکی از انگیزه های مطرح برای خروج سفیانی بیان شده که با عبدالله دوم انطباق کامل خواهد داشت.

 بررسی انگیزه اول

ما در این بخش می خواهیم انطباق اصلی ترین انگیزه سفیانی را که همان آرزوی حکومت عربستان است به طور مستند بر عبدالله دوم بررسی نمائیم .

ما ثابت می کنیم که اصولاً عبدالله دوم خود را حاکم عربستان و عراق و سوریه می داند و اصلی ترین انگیزه او از قیام این است که بتواند این سرزمینها را که به گمان او به خاندان هاشمی تعلق دارد ، بازپس گیرد.

در ابتدا ما به بررسی کوتاهی در مورد خاندان هاشمی اردن ( که ثابت می شود که این خاندان از بنی امیه است و با جعل نسب خود را به دروغ هاشمی نامیده است)  پرداخته و چگونگی به وجود آمدن این ادعا و آروز را در دل عبدالله دوم بیان می کنیم.

چرا عبدالله (سفیانی)  به عراق و عربستان  حمله می کند؟ چرا به خونخواهی بر می خیزد؟ چه عاملی باعث شده تا این احساس درعبدالله( سفیانی) به وجود آید که مالک مطلق کشورهای عربی منطقه است و باید این مالکیت را دوباره بازگرداند؟

عبدالله  می خواهد با کمک و وعده استکبار ، عربستان  و عراق را که ارث خاندان هاشمی می داند ، تحت سلطه درآورد.

 خاندان پادشاهای اردن

خاندان پادشاهی اردن از ریشه دار ترین خاندانهای حکومتی مکه می باشد که فرد برجسته و مهم آن شریف حسین در اواخر حکومت عثمانی در مکه صاحب نفوذ و قدرت بود.

در خلال جنگ جهانی اول ، شریف حسین در عربستان خود را از نسل پیامبر می دانست و عثمانی ها را غاصب و متجاوز می شمرد. خود را مستحق خلافت و فرمانروایی بر کشورهای اسلامی می دانست

شریف حسین از اجداد عبدالله دوم که در ابتدای قرن ۲۰  با جعل نسب خود ، خود را هاشمی و وارث خلافت می دانست و خلفای عثمانی را غاصب خلافت

در 1916 انگلیسی ها جاسوس کهنه کاری را به نام کلنل ادوارد توماس لورنس که بعدها به لورنس عربستان معروف شد، نزد شریف حسین فرستادند و از او خواستند علیه عثمانی قیام کند. انگلیسی ها در عوض قول دادند که پس از پیروزی حکومت عربستان و سایر ممالک اسلامی را در اختیار او قرار دهند.
شریف حسین در اجرای امر انگلستان دایر بر مبارزه با عثمانیها ابتدا با نیروهای خود مکه را از تسلط عثمانی ها بیرون آورد. طائف و جده نیز به تصرف نیروهای وی درآمد.عراق و اردن و سوریه نیز توسط نیروهای شریف حسین و پسرانش و به کمک انگلیسیها فتح شد.

شریف حسین به امید حکومت بر کشورهای عربی با نیروهای خود در کنار انگلیسیها با حکومت عثمانی که در آن زمان ضعیف شده بود به جنگ پرداخت و مدتی هم حاکم بخش وسیعی از خاورمیانه بود

تا مدتی شریف حسین و پسرانش بر عربستان و عراق و سوریه و اردن حکومت کردند و حتی شریف حسین خود را خلیفه کل کشورهای اسلامی خواند.

اما هنگامی که رژِیم منحوس صهیونیستی با حمایت انگلیس و همدستی شریف حسین تشکیل شد دیگر انگلیس و فرانسه به وعده های خود به شریف حسین مبنی بر حکومت بر کشورهای عربی وفا نکردند.

سوریه و عراق به تحریک انگلیس و در قیامهای به ظاهر مردمی از دست خاندان شریف حسین خارج شد و در عربستان نیز آل سعود که بهتر می توانست نقشه های استعمار را اجرا کند ، با کمک انگستان و با غلبه بر خاندان شریف حسین ، بر سر کار آمد و خاندان شریف حسین را از عربستان بیرون کرد  و تنها اردن نصیب این خاندان شد.

و لذا یک حس دیرینه در این خاندان برای بازپس گرفتن ارث خود از عراق تا حجاز  به وجود آمد که نسل به نسل منتقل شد.

می بینیم که عبدالله دوم اینک خود را بعنوان وارث شریف حسین و در واقع وارث کشورهای سوریه و عراق و اردن و مخصوصاً عربستان می داند و در نظر دارد که حکومت بزرگ شریف حسین را احیاء کند. و این مطلب دقیقا با جغرافیایی که سفیانی در آن جنگ به راه انداخته و کشت و کشتار می کند ، منطبق است یعنی سوریه و عراق و عربستان!

عبدالله دوم آل سعود را بعنوان غاصبان ارث خود ، دشمن دیرینه خود می داند و در صدد انتقام است ، وهابیون و آل سعود به خوبی این حس و نیت خاندان پادشاهی اردن را می دانند! و شاید احتمال اینکه بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، پادشاه اردن حرکت خود را آغاز می کند ، به این خاطر باشد که می بیند ارث پدری و سرزمین اجدادی او حکومت مشخصی ندارد و بهترین فرصت برای رسیدن به آرزوهای دیرینه خود و خاندان پادشاهای اردن فراهم شده است

پس به زیبایی ، فرموده حدیث که می فرماید که سفیانی مکه و مدینه را ندیده است ، آشکار می گردد بدین مضمون که سفیانی گرچه اصالتاً از مکه و مدینه و عربستان است و آروزی حکومت بر آنها را دارد ولی در نهایت مکه و مدینه را نخواهد دید( به حکومت مکه و مدینه نخواهد رسید)

می بینیم که دو عنصر بسیار قوی در عبدالله دوم وجود دارد که او را به این لشگرکشی ها و جنایات ترغیب می کند ، اولا بعنوان یک وارث ، احیای یک حق پایمال شده خاندان خود را دنبال می کند ( که در صورت تحقق آن در نظر خود به عنوان فرزندی خلف باعث افتخار و مباهات خواهد بود) و عنصر دوم عطش قدرت طلبی در جایی که سرزمینهای مذکور را جزو حق خود و اجدادش  نیز بداند.

خروج عبدالله دوم یک پشتوانه تاریخی دارد و عبدالله در نظر خود می خواهد که از قدرت و توجه استکبار برای احقاق حق خود و بازپس گیری سرزمینهای اجدادی خود استفاده نماید

فراموش نکنیم که عمر سعد نیز دقیقاً به خاطر قدرت طلبی (ملک ری ) بود که به کربلا آمد و آن جنایات را آفرید و در طول تاریخ حس قدرت طلبی منشا جنگهای بسیاری بوده است

طرح جهانخوران برای خاورمیانه و نقش اردن در این طرح

استکبار از سالها پیش که به تدریج کنترل خاورمیانه را از دست می داد ، در فکر ایجاد تغییرات بزرگ و تسلط مجدد بر این منطقه حساس بود و از یه دهه گذشته به شدت در تلاش است که تغییرات مورد نظر خود را اجرایی کند خصوصا اینکه حکومت فعلی عراق حتی پس از حمله امریکا و انگلیس به این کشور باز مطابق میل انان نیست و حجاز نیز با فساد ال سعود دچار اشفتگی و بحران شده و مرکزی برای پرورش تروریست علیه غرب شده و دیر یا زود با مرگ عبدالله سعودی ، ذخایر عظیم نفتی این کشور که صادر کننده عمده نفت غرب است ، به دست حکومتهای محلی و قبیله ای یا گروههای جهادی دست به دست خواهد شد و منافع غرب به خطر خواهد افتاد.

لذا غرب و انگلیس چاره ای نمی بینید جز اینکه مهره ذخیره شده خود را با تحریک و وعده و وعید حاکمیت حجاز و عراق در صحنه خاورمیانه به تحرک درآورد و اینجاست که نقش سفیانی شکل می گیرد.

همه اینها پس از هرج و مرج و اشوب بزرگ در منطقه و زلزله شام و بحران مصر و خروج سه پرچم در شام اتفاق خواهد افتاد و سفیانی ابتدا به اسم سرو سامان دادن به اوضاع عربی وارد میدان شده و پس از تسلط بر منطقه شام به طمع حکومت عراق به انجا می تازد و از آنجا به حجاز .

1-  طرح استکباری خاورمیانه جدید چیست؟

2- این طرح چه ربطی به قیام سفیانی(عبدالله دوم) دارد؟

3- هدف عبدالله دوم از اجرای این طرح چیست؟

4- شکست خاورمیانه جدید در مرحله اول و دوم

5- خروج سفیانی مرحله سوم طرح خاورمیانه جدید

6- جرج بوش : پادشاه اردن رهبر طرح خاورمیانه جدید است

 نزدیک به یک قرن پیش استعمار برای تسلط بهتر بر خاورمیانه با کمک اعراب  تغییرات بزرگی را در این منطقه ایجاد کرد ، در خلال جنگ جهانی اول ، استعمار برای چپاول هرچه بهتر کشورهای اسلامی امپراطوری عثمانی را با کمک اعراب تکه تکه کرد و نقشه دلخواه خود را در خاورمیانه اجرا نمود و تا مدتها این منطقه حساس در مشت جهانخواران بود  تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری  روحیه ضد استکباری در خاورمیانه و رشد هسته های مقاومت و بی نتیجه بودن تمام تلاش ها برای خاموش کردن این نور بیدارگر ، بیش از یک دهه است که جهانخواران به این نتیجه رسیده اند که باید بار دیگر چهره منطقه را به طور کامل عوض کنند ، کشورها را تکه تکه کرده ، کشورهای جدیدی بر اساس قومیت و مذهب و ... شکل دهند ، به طوری که باز تا مدت زمان مدیدی منافع استکبار تضمین شود.

بی شک هجوم همه جانبه استکبار در طی چند سال گذشته با بهانه های واهی با هدف تسلط بر منطقه خاورمیانه و اعمال تغییرات دلخواه خود در این منطقه حساس در این راستا قابل تفسیر است ، چیزی که بارها و بارها از زبان مسئولان آمریکایی و اسرائیلی در قالب طرح خاورمیانه جدید بیان شد .

 آماده شدن طرح اولیه خاورمیانه بزرگ از سالها پیش

در زمان ریاست جمهوری کلینتون بر آمریکا در سال 1996، نتانیاهو که به عنوان نخست وزیر حزب لیکود اسراییل به قدرت رسید، 8 رهبر نومحافظه کار آمریکا یک یادداشت شش صفحه ای برای او فرستادند. این یادداشت که گسست تمیر(استراژدی جدید برای تامین امنیت) نام دارد حکومت تهاجمی را تصویر میکرد. در ابتدای این دستورالعمل سرنگونی صدام بود و جایگزینی او با یک پادشاه تحت نفوذ اردن. حکومتهای سوریه و سایر کشورهای عربی نیز یکی پس از دیگری می بایست سقوط کند.

همه اینها پس از خلع صدام  بود. در واقع هدف از این طرح تشدید کمربند امنیتی اسرائیل با ایجاد یک کشور قدرتمند زیر نظر اردن در عراق بود تا ضمن جلوگیری از قدرت گرفتن و تشکیل حکومت شیعیان در عراق ، بتوان حکومتهای دیگر عربی  را نیز کنترل کرد.

 جزئیات طرح خاورمیانه جدید

 در سال 2004 هنگامی که متن طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، در روزنامه الحیات لندن چاپ شد، کشورهای عرب خاورمیانه، با اعتراف به ضرورت و لزوم اصلاحات، در خاورمیانه، در واکنش به این طرح به دو گروه دسته بندی شدند:

1-   گروهی در برابر طرح خاورمیانه بزرگ، واکنش منفی نشان دادند و آن را رد کردند. نظیر مصر و سوریه و عربستان و بحرین والجزایرو لبنان و...  ( در واقع این کشورها بواسطه این طرح تجزیه شده و متضرر می گردیدند)

2-   گروه کوچکی از رهبران عرب از طرح خاورمیانه بزرگ امریکا استقبال کردند و آن را برای خاورمیانه مناسب دانستند. که مهمترینشان اردن بود.

 ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، در راستای طرح خاورمیانه بزرگ امریکا،  آن را ایده‌های بزرگ، برای کشورهای کوچک خواند . و  جورج دبلیو بوش، با سپاس از پادشاه اردن از او به عنوان رهبر منطقه‌ای طرح خاورمیانه بزرگ یاد کرد.

3- مرحله سوم طرح خاورمیانه بزرگ که بزودی از طریق استکبار و با میدانداری اردن اجرا خواهد شد دارای اهداف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و جغرافیایی بسیار مهمی است که در صورت موفقیت ، چهره منطقه را کاملاً عوض خواهد کرد. ما به دلیل ضیق وقت تنها اهداف جغرافیایی این طرح شوم را مورد بررسی قرار می دهیم :

 

 

در نقشه‌ای که همراه با این مقاله منتشر شد، عراق تکه تکه خواهد شد که البته این عملیات آغاز شده است و کشورهای پاکستان، ترکیه ، عربستان سعودی و ایران که از قدیمی ترین بازیگران منطقه هستند نیز هر کدام به چند بخش تقسیم خواهند شد و جالب این که کویت و اسرائیلی که حاکمان استعماری به خاورمیانه تحمیل کردند، بدون هیچ تغییری در مرزهای بین المللی باقی خواهند ماند. مرزهای اردن که پس از جنگ جهانی اول به ابتکار چرچیل نخست وزیر وقت انگلیس تشکیل شد، بنا بر دلایلی نامعلوم گسترش خواهدیافت و فلسطینی ها نیز مثل همیشه تنها بخش کوچکی از کرانه باختری و غره را در اختیار خواهند داشت.

 در نقشه جدید خاورمیانه، کشورهای منطقه گرفتار دو نوع تغییرات می‌شوند

  الف - تولد کشورهای جدید با نام و عنوان‌های جدید.

 ۱- کشور کردستان.

این کشور از بخش‌های کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه، تشکیل شده که از دیار بکر ترکیه  تا تبریز ایران امتداد یافته است. رالف پیترز، کشور کردستان را امریکایی‌ترین کشور در گستره بین بلغارستان و ژاپن می‌داند.

 ۲- کشور بلوچستان.

این کشور از بخش‌هایی از سیستان و بلوچستان ایران، کویته بلوچستان پاکستان و استان نیمروز افغانستان به وجود می‌آید.

 ۳- دولت مقدس (sacred) مکه و مدینه.

این دولت، در شهرهای مکه و مدینه عربستان سعودی، در کرانه دریای سرخ، بر روی نقشه دیده می‌شود. این کشور، برای مسلمانان، مانند واتیکان برای مسیحیان خواهد بود.

۴- کشورهای عراق شیعه و عرب سنّی.

عراق کنونی،  به سه کشور با اقلّیت‌های قومی و مذهبی تجزیه شده، در نقشه دیده می‌شود. عراق سنی در منطقه شمالغرب عراق ، به نام کشور عرب سنی، عراق شیعه در جنوب عراق به اضافه شرق اروندرود ایران، دیده می‌شود. کشور عرب سنی، از منابع نفتی در جنوب و خلیج فارس محروم می‌شود. کردستان عراق هم به کشور بزرگ کردستان در خاورمیانه تعلق می‌گیرد.

   ب – تغییرات منطقه‌ای.

در نقشه جدید خاورمیانه، افزون بر پدید آمدن کشورهای جدید، کشورهای موجود در این منطقه نیز از نظر گستره قلمرو دچار دگرگونی ، انقباض و انبساط می‌شوند:

۱- مناطق ترک زبان تبریز و اردبیل ایران، به جمهوری آذربایجان می‌پیوندد.

۲- استان‌های هرات، فراه و بادغیس افغانستان، از شرق بر ایران افزوده می‌شود.

۲- مناطق قبایلی پشتون که مورد اختلاف پاکستان و افغانستان است، به افغانستان تعلق می‌گیرد.

 ملاحظه مهم

ظاهرا تنها کشوری که در این تقسیم سود برده و نه تنها تجزیه نشده بلکه وسیعتر هم شده اردن است

 خاورمیانه بزرگ طرحی اسرائیلی – آمریکایی به رهبری اردن در منطقه عربی می باشد

اما مقاومت پیش بینی نشده ملتهای منطقه و در راس آنها ایران اسلامی ، تمام معادلات را بر خلاف میل جهانخواران رقم زد ، و به فرموده مقام معظم رهبری(مدظله) اینک خاورمیانه اسلامی در حال شکل گیری است ، هرچند حالت اول این طرح که مجری آن خود آمریکا بود ، و با جنگ افغانستان آغاز شد ، شکست خورد و مرحله دوم این طرح استکباری نیز که با حمله اسرائیل به حزب الله رقم خورد ، در همان ابتدای راه نابود شد ،

اما طرح خاورمیانه جدید مرحله سومی  نیز دارد که در آن کشوری مقتدر که سالهاست با پیشرفته ترین امکانات مجهز شده  با کمک استکبار و صهیونیسم اجرای آن را بر عهده می گیرد و البته در قبال اجرای آن وعده هایی نیز به او داده شده است ، کشور مورد نظر کشور پادشاهی اردن است که سالهاست بر روی این کشور سرمایه گذاری شده و اینک در بهترین شرایط برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ به سر می برد.

 آیا ارتش اردن توانایی اجرای طرح خاورمیانه بزرگ را خواهد داشت؟!

همانگونه که عرض شد ، مرحله اول و دوم خاورمیانه جدید که با محوریت آمریکا و اسرائیل آغاز شده بود شکست خورد و تنها مرحله سوم آن ، با محوریت اردن باقی مانده است.

این سئوال مهم پیش می آید که آیا اردن چنان توان و قدرتی دارد که بتواند این طرح بزرگ را که آمریکا و اسرائیل نتوانستند اجرا کنند ، محقق سازد؟

سه مطلب مهم در این رابطه وجود دارد

1- ارتش اردن در خلال سالهای گذشته به شدت توسط آمریکا و اسرائیل تقویت شده است

2- اردن و عبدالله دوم بنا بر روایات در اجرای این طرح از کمک اشرار منطقه که به احتمال قریب به یقین دروزی های شام و اسرائیل که در لسان روایات از آنها به طایفه ( بنی کلب )نام برده شده است ، بهره خواهد برد. افرادی شرور و قدرتمندی که بفرموده روایات یاران سفیانی در خروج او خواهند بود.

3- ورود اسرائیل نیز در این جنگ تاریخی حتمیست و حتی ممکن است که غرب با وجود اینکه نیروهای زمینی خود را از عراق خارج کرده است ، با نیروی هوایی یا دریایی خود وارد جنگ شود ، البته حضور نیروهای غربی در هنگام ظهور در مصر و سوریه توسط روایات گزارش شده است.

پس می بینیم که اولاً  ارتش اردن اینک به مدد استکبار بسیار قدرتمند شده است و در ثانی در جنگ تنها نیست ، اشرار دروزی ها که به دشمنی با شیعیان معروفند و همچنین اسرائیل و احتمالاً آمریکا نیز در این درگیریها  حضور خواهند داشت.

گوشه ای از قدرت ارتش اردن

ارتش اردن در میان کشورهای عربی واقعاً بی نظیر است ، در حالی که اکثر کشورهای عربی نسبت بعلت راحت طلبی سران آنها ، به تجهیز و قدرتمند کردن ارتش خود بی تفاوت بوده اند و به کمک استکبار دل خوش کرده اند ، کشور اردن از لحاظ تلاش برای تجهیز و اعتلای ارتش خود واقعاً کم نظیر است ، اینکه نفر اول یک کشور دارای مدارج نظامی بالا باشد و علاوه بر آن شخصاً در اکثر مانورها شرکت نموده و حرص و ولع عجیبی برای پیشرفت نظامی ارتش خود داشته باشد ، اگر نکوییم در دنیا بی نظیر است ، قطعاً کم نظیر است.

طرح خاورمیانه بزرگ با محوریت اردن به زودی آغاز خواهد شد!

ارتش اردن در طول سالیان گذشته به طور مکرر با اسرائیل مانور مشترک برگزار کرده است تا جایی که در طی آخرین مانور که در سال گذشته برگزار شد ، کارشناسان اسرائیلی از مهارت و قدرت ارتش اردن شگفت زده بودند!

اردن اینک بعد از سالها تلاش بی وقفه ارتشی ساخته است که خود آنها نام آن را شکست ناپذیر نهاده اند که نشان از اعتماد به نفس بالای آنها دارد ، تجهیزات استفاده شده در ارتش اردن ، بهترین ، کامل ترین و بروز ترین تجهیزات است. و در یک نمونه استخبارات اردن در ترور عماد مغنیه نقش اصلی را عهده دار بود ، کاری که 25 سال سرویسهای جاسوسی کشورهای بزرگ نتوانسته بودند از عهده آن برآیند.

فکر می کنم علاوه بر حمایت کامل تجهیزاتی و اطلاعاتی غرب برای ساختن ارتش اردن ، نقش عبدالله دوم بعنوان فرماندهی ارتش بسیار مهم بوده است ، عبدالله دوم با داشتن انگیزه هایی بسیار قوی که بدانها اشاره شد( رویای فتح عربستان و عراق و سوریه) ، نقش اصلی را در قدرتمند شدن ارتش اردن دارد.

 صمیمیت و رابطه بسیار خوب عبدالله دوم با لشگریان خود ، این نیروها را در بهترین وضعیت برای اجرای دستورات قرار می دهد ، در واقع عبدالله به لشگریان خود بعنوان بهترین ابزار برای رسیدن به کاخ آرزوهای خود می نگرد

عبدالله به خوبی می داند که  فعال ،  پر انرژی و با نشاط بودن ، ایجاد رابطه صمیمی با نیروهای تحت امر خود و احترام به نیروها ، حضور دائمی در میان آنها  و نشان دادن تقید خود به مذهب  برای پیشرفت نظامی ارتشش نقشی بی بدیل دارد و با وجود اینکه به بسیاری از این اصول اعتقاد ندارد ، ولی آرزوی بزرگ او در تسلط بر کشورهایی که قبلاً در تسلط خاندان خود بوده ، به او انرژی لازم جهت این کار را می دهد. عبدالله بر خلاف بسیاری از سران بی عرضه عربی ، هدفی بزرگ دارد و برای رسیدن به آن از تحمل هیچ سختی رویگردان نیست.

 

 

 

 

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


>