ارباب حلقه ها ( قسمت دوازدهم) + تصویر

ارگورن تا سال ۲۹۵۱ از نام واقعی و جد و سلسله‌اش آگاه نشد تا هنگامی که او به بیست سالگی رسید الروند تشخیص داد که او دیگر برای خودش مردی شده‌است و در این زمان دو گنجینه سلسله ایسیلدور را به او واگذار کرد: حلقه باراهیر و تکه‌های شمشیر نارسیل.

روز بعد آراگورن، آرون را می‌بیند که از لوتلورین به ریوندل بازگشته تا پدرش الروند را ببیند. هنگامی که آراگورن آرون را دید او را تینوویل خواند، چرا که زیبایی خیره کننده‌اش یادآور لوتین تینوویل، الفی که زندگی جاودانه‌اش را فدای عشق برن فانی نمود، آراگورن در عشق آرون گرفتار می‌شود.

الروند به آرون تذکر می‌دهد که اگر او آراگورن را انتخاب نماید می‌بایست همانند لوتین فانی شود و همچنین سن و تجربه و به علاوه دودمانش بسیار فراتر از آراگورن می‌باشد. الروند به آراگورن می‌گوید که آزمایش‌ها و وقایع بسیاری در انتظار او است:

آراگورن فرزند آراتورن، ارباب دونه داین، به من گوش کن. سرنوشتی بزرگ در انتظار تو است. باشد که یا فراتر از افتخارات تمام پدرانت تا روزگار الندیل قرار گیری یا در اعماق تاریکی به همراه تمام خویشان باقی‌مانده‌ات سقوط کنی.

آراگورن ریوندل را ترک می‌کند و برای کسب دانش و تجربه به ماجراجویی در سرزمین میانه می‌پردازد. ابتدا به دورترین نقاط شرق رون و سپس به جنوب به هاراد می‌رود. حتی یکبار از موریا از دروازه دیمریل می‌گذرد و حتی در اطراف موردور پرسه می‌زند تا دربارهٔ نقشه‌های ساورون آگاه شود. در ۲۹۵۶ او گندالف خاکستری را ملاقات می‌کند و دوست و متحد هم می‌شوند و مدتی را هم با یکدیگر سفر و طی طریق می‌نمایند.

آراگورن مدتی در خدمت پادشاه روهان، تنگل بود و همراه آنان می‌راند. و مدتی هم از افسران اکتالیون دوم. کارگزار گاندور بود. در آنجا آراگورن هویتش را مخفی نگه می‌داشت و او را تورونگیل (شاهین ستاره) می‌خواندند. چرا که سرعت و دید زیادی داشت و ستاره‌ای نقره‌ای را با خود حمل می‌نمود.

او به اکتالیون اخطار داد تا به سارومان جادوگر اعتماد نکند و پس از آن به جنوب رفت تا دزدان دریایی آمبار را مهار کند. اکتالیون به افسر مرموز خودش حتی بیشتر از فرزندش دنه تور علاقه داشت ولی آراگورن یک روز ناگهان گاندور را ترک کرد همانطور که ناگهان آمده بود.

سال ۲۹۸۰ آراگورن به سمت ریوندل بر می‌گردد تا اندکی بیاساید. چرا که بسیار خسته بود. هنگامی که به لوتلورین رسید آرون را در آنجا یافت. آنها فصلی را با هم در جنگل نقره‌ای گذراندند و در جشن نیمه تابستان (۲۴ ژوئن) بر فراز کرین آمروت با یکدیگر نامزد شدند. اما در برگشت آراگورن به ریوندل الروند به او گفت که آرون با کسی کمتر از پادشاه گاندور و آرنور ازدواج نمی‌کند.

 برای همین دوباره آراگورن راهی حیات وحش شد. (البته این شرط در مقایسه با شرطی که تینگول برای ازدواج برن فانی و لیتویین مبنی بر باز پس گیری سیلماریل از چنگال مورگوت شرط سبکی به حساب می‌آمد و در هر دو مورد بهای بسیاری که همانا فانی گشتن آرون و لیتویین بود می‌بایست پرداخت گردد.)

وقتی آراگورن از منزل مادرش در اریادور دیدن کرد او به اراگورن گفت که او نمی‌تواند با سایه که هر آن در حال فزونی است مواجه شود و برای همین به زودی خواهد مرد.

آراگورن تلاش کرد تا او را آرام کند. از همین رو به او گفت:

«شاید در ورای تاریکی نور نیز باشد. و اگر چنین شد، خواهانم که تو نیز آنرا بینی و خوش باشی»

اما جوابش تنها این بود:

( Onen i-Estel Edain, ú-chebin estel anim - من به دونه داین امید دادم. ولی امیدی برایم نمانده‌است.)

گیل رائن قبل از بهار بعدی در ۳۰۰۷ از دنیا رفت.

پس از یافتن حلقه

پس از آنکه بیلبو بگینز حلقه جادویش را به فرودو داد در سال ۳۰۰۱ گندالف ترسش را مبنی بر اینکه حلقهٔ یکتا دوباره پیدا شده‌است با آراگورن در میان گذاشت. دونه داین تمام مدت مراقب شایر بودند و آراگورن به گندالف پیشنهاد کرد تا دنبال گالوم بگردند. سالها آراگورن به دنبال گالوم در سرزمین‌های وحشی میرکوود یا دره‌های اندویین تا به دروازه‌های سیاه و دره مورگول در اطراف موردور گشت. تا سرانجام آراگورن رد گالوم را که از موردور تا به باتلاق‌های مرگ می‌رسید یافت. او گالوم را دستگیر کرد و با خودش به میرک وود آورد. جایی که آن موجود تا پیش از فرارش در ژوئن ۳۰۱۸ زندانی بود.

در ۱ می ۳۰۱۸ آراگورن با گندالف در سارن فورد بر روی برندی واین در جنوب شایر ملاقات می‌کند. او در ملاقاتش با جادوگر مطلع می‌شود که فرودو شایر را در پایان سپتامبر ترک می‌کند. با باور به اینکه فرودو با وجود گندالف در امان است آراگورن به سفر می‌رود و برای ماه‌ها بر نمی‌گردد. بعد آراگورن از گیلدور مطلع می‌شود که گندالف غیبش زده و اشباح حلقه در سفرند و فرودو در جاده در حال طی طریق است در حالی که تنها رفقای هابیتش او را همراهی می‌کنند.

آراگورن در غروب ۳۰ سپتامبر جستجویش را برای فرودو آغاز کرد. او درباره هابیت‌ها از تام بامبادیل شنید که در جاده شرقی در نزدیکی بری در حال سفر اند. آراگورن برای یافتن فرودو به مهمانخانه اسبچه راهوار می‌رود و او را بعد از استفاده تصادفی فرودو از حلقه می‌یابد.

آراگورن به فرودو اخطار می‌دهد که اشباح حلقه در تعقیب اویند و هدایت و حمایتش را به آن‌ها پیشنهاد می‌نماید. سپس بارلیمن نامه گندالف را که درباره آراگورن می‌باشد را به فرودو می‌دهد. در این نامه شعری وجود داشت که سروده بیلبو بود.

All that is gold does not glitter,

Not all those who wander are lost;

The old that is strong does not wither,

Deep roots are not reached by the frost.

From the ashes a fire shall be woken,

A light from the shadows shall spring;

Renewed shall be blade that was broken,

The crownless again shall be king.

و از آن پس آراگورن با فرودو و دوستانش همراه می‌شود. در این زمان او ۸۷ سال دارد و نقش خویش را در جنگ حلقه بر عهده می‌گیرد. با این کار نه تنها فرودو را در به انجام رساندن ماموریتش کمک می‌کند بلکه خود را نیز به پادشاهی نزدیک تر.


ورود به ریوندل

فرودو و آراگورن به همراه دوستانشان راهی ریوندل می‌شوند و در ودرتاپ توسط اشباح حلقه مورد حمله قرار گرفته و پادشاه جادوپیشه فرودو را با شمشیرش زخمی می‌نماید. آنها به ریوندل می‌روند و در آنجا فرودو به کمک ارباب الروند نجات پیدا می‌کنند. در آنجا آراگورن دوباره با آرون ملاقات می‌کند و شورای الروند در ۲۵ اکتبر تشکیل می‌گردد.

در ریوندل آراگورن خودش را به عنوان نواده الندیل معرفی می‌نماید و تصمیمش را بررفتن به میناس تیریت ابراز می‌نماید. تکه‌های شمشیر نارسیل را در آهنگری‌های الف‌ها دوباره به هم جوش می‌دهند و آراگورن از آن پس آن را آندوریل، شعله غرب، می‌خواند. آراگورن در ۲۵ دسامبر ۳۰۱۸ با یاران حلقه از ریوندل خارج می‌شوند و به سمت جنوب می‌روند.

یاران به کمک آراگورن و بورومیر از میان کولاک‌ها از درگاه ردهورن می‌گذرند اما پیش روی برایشان بسیار سخت می‌گردد و برای همین بنا بر پیشنهاد گندالف مسیر موریا را انتخاب می‌نمایند. گروه در ۱۵ ژانویه ۳۰۱۹ به معادن موریا وارد می‌شوند و در تالار مزربول توسط ارک‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند. انها به سمت پل خزد-دوم فرار می‌کنند و در آنجا گندالف با بالروگ روبرو می‌شود. او پل را فرو می‌ریزد تا مسیر عبور بالروگ را نابود نماید ولی خودش هم به درون مغاک سقوط می‌کند.

از آن پس آراگورن رهبری گروه را بر عهده می‌گیرد و گروه را به سمت لوتلورین می‌برد. جایی که گالادریل بانوی جنگل طلایی را می‌شناخت. در هنگام عزیمت گالادریل جواهری سبز راکه بر روی زمینه نقره پرداخته شده بود و به سان سنجاقی با نمای عقاب را می‌مانست به آراگورن داد. چرا که آرون این را برای آراگورن در آنجا گذاشته بود. آن اله سار یا جواهر الفی بود. همان نامی که آراگورن بعد از پادشاه شدنش به آن نام شناخته شد.

آراگورن لوتلورین را در ۱۶ فوریه ترک کرد و با قایق در رودخانه اندوین به سمت جنوب رفتند تا به آرگونات (ارگون‌ها) رسیدند. دو مجسمه سنگی بسیار عظیم از آناریون و ایزیلدور.

افراد در کرانه غربی آندوین در پارت گالن اردو زدند. ارک‌ها به ان‌ها حمله کردند و مری و پیپین را به اسارت بردند و بورومیر کشته شد. فرودو و سام به سمت موردور حرکت کردند ولی آراگورن، گیملی و لگولاس به تعقیب ارک‌ها پرداختند تا دو هابیت (مری و پیپین) را از چنگال آنها نجات دهند. سه شکارچی ۲۰۰ کیلومتر را در کمتر از ۴ روز طی کردند تا در ۳۰ فوریه به روهان رسیدند.

در آنجا با ائومر، سومین فرمانده ریدرمارک و سوارانش ملاقات کردند. در آنجا مطلع شدند که روهیریم‌ها ارک‌ها را کشته‌اند ولی نشانه‌ای از هابیت‌ها در انجا ندیدند و به آن‌ها دو اسب، هاسوفل برای آراگورن و آرود برای لگولاس و گیملی، می‌دهند. آراگورن به مرز جنگل فنگورن می‌تازد و در آنجا با گندالف که دوباره فرستاده شده بود ملاقات می‌کند و همراه می‌شود.

از اینجا آراگورن وارد قلمرو تئودن پادشاه روهان می‌شود. گندالف در ۲ مارس به کاخ تئودن وارد شده و او روح او را از چنگال سارومان نجات می‌دهد. سپس روهیریم‌ها بنا بر نصیحت گندالف برای رهایی از حملات ایزنگارد به دژ هلم پناه می‌برند.

 در نبرد دژ هلم پادشاه تئودن و آراگورن در کنار هم می‌تازند و در نبرد هورن برگ با کمک افراد فانگورن و گندالف سپید پیروز می‌شوند و در بازدید از ایزنگارد که توسط آنت‌ها تصرف شده‌است مری و پیپین را دوباره می‌بیند و در آنجا پلانتیر ارتانک یافت می‌شود و آراگورن آن را تحت اختیار خود می‌گیرد. بعد پادشاه روهان تصمیم می‌گیرد برای کمک به گاندور به سمت آنان حرکت کند تا بتواند به آن‌ها در برابر هجوم موردور کمک نماید.

آراگورن دونه داین و پسران الروند را ملاقات می‌کند. آنها همراه خودشان اسب آراگورن روهرین و پرچمی را که بانو آرون برایش ساخته را تحویل می‌دهند. او خودش را در پلان تیر به ساورون نمایش می‌دهد و بنا بر گفتار الروند تصمیم می‌گیرد تا جاده مردگان را در پیش گیرد.

گروه در ۸ مارس وارد مسیر مردگان شد. و آراگورن به عنوان وارث ایزیلدور پیمان شکنانی را که عهدشان را با ایزیلدور مبنی بر مبارزه با سایرون شکسته بودند به نشانهٔ سنگ ارخ فراخواند و به کمک آنها سپاه دزدان دریایی را در پله گیر که از بیش از ۵۰ کشتی جنگی ساخته شده بود شکست داد و پس از آن مردگان را آزاد نمود. او در آنجا ارتشی بیش از ۴۰۰۰ نفر تهیه کرد و به رهبری آنگبور، از لامدون به سمت میناس تیریت فرستاد.

آراگورن با کشتی به سمت شمال آندوین راند و در ۱۵ مارس در میانه نبرد په له نور به میناس تیریت رسید. و تا پایان نبرد و پیروزی در آنجا مبارزه نمود. در ۱۶ مارس آراگورن امراهیل و ائومر را فراخواند تا در باره عملیات جنگی رای زنی نمایند و تصمیم بر آن شد برای آنکه حامل حلقه بتواند ماموریت خویش را انجام دهد سپاه به دروازه سیاه حمله کند تا چشم ساورون را گمراه نمایند.

 آراگورن سپاه غرب را در ۱۸ مارس از میناس تیریت به سمت دروازه سیاه راند. شمار آنها در حدود ۷۰۰۰ نفر بود. هنگامی که به خرابه‌های مورانون رسیدند آراگورن به کسانی که ضعیف تر بودند یا ترسیده بودند فرمان داد که به جای رفتن به جنگ موردور به تصاحب کایر آندروس اقدام ورزند.

در ۲۵ مارس سپاه به دروازه سیاه رسید. در نبرد مورانون در جلوی دروازه سیاه سپاه به دستور آراگورن به دو دسته تقسیم شد. این نبرد به فرماندهی آراگورن آنقدر ادامه داشت تا سر انجام فرودو توانست حلقه را نابود کند و حکومت سائورون را پایان دهد.


پس از نابودی حلقه

در فلق ۱ می آراگورن به دروازه میناس تیریت وارد شد و کارگذار فارامیر مقدم شاه را گرامی داشت و مراسم تاج گذاری را سامان داد. در هنگام تاج گذاری آراگورن سخنانی را گفت که الندیل به هنگام ورود به سرزمین میانه بر زبان رانده بود:

Et Eärello Endorenna utúlien. Sinome maruvan ar Hildinyar tenn' Ambar-metta!

از دریای بزرگ به سرزمین میانه آمدم. در اینجا اقامت خواهم گزید. و نیز وارثان من تا آخرین بازپسین روز جهان. و از آن پس آراگورن فرزند آراتورن شاه خوانده شد.

آرون و پدرش الروند در جشن وسط تابستان ۲۴ ژوئن به میناس تیریت رسیدند. و عصای سلطنتی شمال از طرف الروند به آراگورن تقدیم شد. در روز بعد آراگورن با آرون ازدواج نمود.

دوره سلطنت پادشاه اله سار ۱۲۰ سال به طول انجامید. در این دوره پادشاه کلیه موجودات اهریمنی را از بین برد و صلح و دوستی را به سرزمین میانه باز آورد. دو قلمرو آرنور و گاندور دگر باره متحد گشتند و پایتخت شمالی آنومیناس دوباره ساخته شد. پادشاه اله سار جنگل درودان را به مردم قان-بوری-قان بخشید و مردان را از ورود به آنجا منع نمود. سرزمین‌های دیل و کوه تنها را تحت فرمان او بودند. پادشاه فارامیر را فرمانده ایتیلین گرداند و شورای عالی گاندور را با فارامیر، شاهزاده ایمراهیل و باقی اربابان و مالکان و فرماندهان جنگی تشکیل داد. در سال ۶ دوره چهارم، آراگورن، شایر را سرزمینی آزاد تحت حمایت عصای سلطنتی شمال اعلام نمود و در سال ۱۳ تاین، ارباب باکلند و مایور از میشل دلوینگ را جزو مستشاران شمال اعلام نمود.

پادشاه و ملکه در سال ۱۵ به شمال سفر کردند و با سام، مری و پیپین در پل برندی واین ملاقات کردند. سام و خانواده‌اش به گاندور در جنوب رفتند و در سال ۲۱ در آنجا زندگی کردند. مری و پیپین نیز شایر را ترک گفتند و به گاندور امدند و تا سال ۶۴ تا هنگام مرگشان در آنجا ساکن بودند.

در سال ۱۲۰ دوران چهارم پادشاه اله سار آگاه شد که پایان عمرش نزدیک است. از همین رو به منزل پادشاهان در خیابان خاموش رفت. او با پسرش الداریون و دخترانش بدرود گفت و تاج و عصا را به الداریون تحویل داد. آرون تا زمان مرگ آراگون در کنار او همراهش بود.

و زیبایی عظیم در او پدیدار شد. به زعمی که هرکه او را میدید در فکر فرو می‌رفت. چرا که شاهد لطافت جوانی و دلاوری و مردانگی بود. خرد و فرزانگی و شان و اقتدار در دوران او با یکدیگر ادغام گشته بودند. تا زمانی که او انجا آرمیده بود تصویری از پادشاه مردم در افتخاری مبهم قبل از پایان جهان قرار داشت.


تفاوت آراگورن در فیلم و داستان ارباب حلقه‌ها

در فیلم سه گانهٔ ارباب حلقه‌ها ساختهٔ پیتر جکسون یک تغییر بزرگ در شخصیت آراگورن (با بازی ویگو مورتنسن) وجود دارد. در کتاب دلیل اینکه چرا آراگورن برای رسیدن به پادشاهی به عنوان نواده ایزیلدور تلاش می‌کند کاملاً مشخص است و خود آراگورن نیز خواهان این امر است ولی در فیلم به گونه‌ای نشان داده شده که آراگورن در ابتدا برای گرفتن تاج و تخت دچار شک و تردید است و می‌ترسد تا پادشاه شود تا آنکه ناگهان در نیمه شبی لرد الروند از ریوندل به روهان می‌آید و از او می‌خواهد که پادشاهی را بپذیرد.


القاب و نام‌ها

آراگورن ۲: معنی آراگورن دوم دقیقاً معلوم نیست. با توجه به برخی یادداشت‌های ج.ر.ر.تالکین در دانشگاه مارکویت معنی دلاوری شاهانه مناسب به نظر می‌رسد. و پدرش ورا آراگورن نام نهاد. نامی که قبلاً در خاندان سپه سالاران استفاده گشته بود. انا آیوورون در نامش بایستاد و گفت دلاوری در خور شاهان (گویا نام از همین تفسیر شده‌است) بادا همان شود. اما من بر سینه او سنگ سبز را می‌بینم و از آن نام حقیقی او باید مشتق شود و دولتش دوباره آوازه یابد. تا باشد که یک درمانگر و تجدید کننده شود.

بخش آرا از آران به معنای پادشاه می‌آید. اما معنای قسمت دوم دقیق نیست. در بخش مشتقات گون به معنای دلاوری است در حالی که گورن بی پروا معنی شده‌است. زهمین رو شاه بی پروا نیز معنای ممکن دیگری برای آراگورن به شمار می‌اید. اگرچه با توجه به ماهیت این شخصیت چندان مناسب نیست.

(تاریخ سرزمین میانه. جلد ۵. مدخل‌های کانKAN

/ 0 نظر / 140 بازدید