مانگال پاندی + تصویر

سربازان همچنین از حقوق پایین خود و نیز از تبعیض نژادی که افسران بریتانیا در امور ترفیع و ارتقاء درجه قائل می‌شدند ناراضی بودند. سهل انگاری افسران بریتانیا در مورد حکمرانان هندی برجسته نظیر مغولان و پشواز سابق و نیز الحاق اود از علل سیاسی ای بودند که باعث بروز مخالفت‌هایی در میان هندی‌ها شدند.

سیاست انضمام دالهوسی، اصل استفاده از گذشت زمان توسط بریتانیا، و بیرون راندن نوادگان مغول کبیر از کاخ اجدادیشان در قلعه سرخ و تبعید آن‌ها به شهر قطب نزدیک دهلی خشم بعضی از مردم را برانگیخت.

جرقه آخر شایعه استفاده از چربی گاو و نیز چربی گوشت خوک در کارتریج‌های تفنگ مدل ۱۸۵۳ بود. سربازان مجبور بودند قبل از قرار دادن کارتریج‌ها در تفنگ هایشان آن‌ها را با دندان بجوند، و اینکه در ساخت آن‌ها در چربی خوک و گاو استفاده شده بود به شدت مسلمانان و هندوها را به دلیل تعصبات مذهبی ناراحت می‌کرد.

در آن زمان باور بر این بود که منگل پاندی، یک سرباز ۲۹ ساله، مسئول تحریک سربازان هندی بر ضد بریتانیایی‌ها است. در هفته اول از ماه می سال ۱۸۵۷، او یک افسر را به دلیل وضع قوانین آزار دهنده در هنگ خود در باراکپور کشت. سپس زمانی که مجدداً بریتانیا کنترل هنگ را به عهده گرفت، وی دستگیر و به اعدام محکوم شد. در دهم می ۱۸۵۷، سربازان در میروت رتبه‌ها را شکستند و بر ضد فرماندهان خود شورش کرده و برخی از آن‌ها را کشتند.

سپس در ۱۱ مه به دهلی رسیدند، خانه خراج انجمن را آتش زدند و به سمت دژ قرمز روانه شدند. در آنجا از امپراتور مغول، که در آن زمان بهادر شاه دوم بود، خواستند که رهبری آن‌ها را بر عهده بگیرد تا تخت و تاج وی را پس بگیرند. در ابتدا امپراتور اشتیاقی به همراهی آن‌ها نداشت ولی سرانجام موافقت کرد، و شورشیان او را شاهنشاه هندوستان نامیدند. شورشیان همچنین بسیاری از اروپایی‌ها، آسیایی‌ها-اروپایی‌ها و جمعیت مسیحیان را به قتل رساندند.

شورش‌ها به بخش‌های دیگر شهر اود و نیز ایالات واقع در شمال غربی نیز رسید؛ در آن مناطق طغیان گران شورش‌های مدنی را رهبری می‌کردند که این وضع نهایتاً منجر به قیام مردمی شد. بریتانیایی‌ها در ابتدا فقط گارد گرفته و از خود دفاع می‌کردند و عکس العمل‌های خشنی نشان نمی‌دادند ولی در نهایت مجبور شدند که به این شورش‌ها با خشونت پاسخ دهند. نبود سازماندهی مناسب بین شورشیان، به همراه برتری نظامی بریتانیایی‌ها موجب شد که شورش به سرعت سرکوب شود.

 بریتانیایی‌ها با گروه اصلی شورش در نزدیک دهلی جنگیدند، و بعد از یک مبارزه و محاصره طولانی مدت، آن‌ها را شکست داده و در ۲۰ سپتامبر ۱۸۵۷ شهر را پس گرفتند. در نتیجه، شورش در مناطق دیگر نیز شکست خورد. آخرین جنگ مهم در قلعه گوالیور در ۱۷ ماه ژوئن سال ۱۸۵۸ رخ داد که در آن رانی لاکسمیبای کشته شد. درگیری‌های پراکنده و و جنگ‌های چریکی، که رهبری آن‌ها را تاتیا تپ به عهده داشت، تا بهار ۱۸۵۹ ادامه داشت ولی اکثر آن‌ها در نهایت سرکوب شد.

قیام هند در ۱۸۵۷ نقطه عطف مهمی در تاریخ هندوستان به شمار می‌آید. به این دلیل که هم قدرت نظامی و سیاسی بریتانیا را ثابت کرد و همچنین موجب شد که بریتانیا تغییری اساسی در چگونگی کنترل و اداره هندوستان به وجود آورد. مطابق با بیانیه دولت هند در ۱۸۵۸، انجمن از حق مشارکت در اداره هندوستان محروم شد و حیطه فعالتش مستقیماً در اختیار دولت بریتانیا قرار گرفت. در راس سیستم جدید یک وزیر کابینه، که وزیر امور خارجه هندوستان بود، قرار داشت که رسماً از یک شورای قانونی دستور می‌گرفت؛ فرماندار کل هندوستان (نایب السلطنه) هم مسئول نظارت بر اعمال او و هم مسئول مجلس بریتانیا به منظور پیاده کردن قوانین آن کشور بود.

طی یک بیانیه سلطنتی که به مردم هند اعلام شد، ملکه ویکتوریا به مردم قول داد که مطابق قوانین بریتانیا آن‌ها می‌توانند از خدمات عمومی برابر بهره‌مند شدوند، همچنین متعهد شد که به حقوق شاهزادگان بومی هندوستان هحترام بگذارد. بریتانیا مصادره کردن زمین‌های شاهزادگان را متوقف کرد، و فرمان داد که به عقاید مذهبی مردم احترام گذاشته شود.

همچنین به مردم هندوستان اجازه داد که در خدمات اجتماعی مشارکت کنند (البته عمدتاً به عنوان زیر دست). با اینحال، آن‌ها تعداد سربازان بریتانیایی را نسبت به سربازان بومی هند افزایش دادند، و توپخانه فقط در دست سربازان بریتانیایی بود. بهادرشاه به شهر راگون در برمه تبعید شد و در سال ۱۸۶۲ در همانجا در گذشت.در ۱۸۷۶ ملکه ویکتوریا لقب شهبانوی هندوستان را نیز گرفت.

 

/ 0 نظر / 189 بازدید